کد مطلب: 27073
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵-۰۷-۰۱ | ۱۲:۱۵
«فولادنیوز» گزارش می‌دهد؛

ردیابی نقره در محموله‌های سرب و روی / نقره ایران کجای زنجیره گم می‌شود؟

ایران معدن بزرگ و مستقلی ندارد که اقتصاد آن بر استخراج نقره بنا شده باشد؛ اما این به معنای نداشتن نقره نیست. کامیونی که کنسانتره سرب را به بندر می‌رساند، در اسناد تجاری حامل یک محصول معدنی پایه است؛ درحالی‌که همان پودر خاکستری می‌تواند در هر تن صدها گرم نقره داشته باشد. تفاوت میان «نام کالا» و «محتوای واقعی آن»، همان نقطه‌ پنهان از ارزش زنجیره معدن ایران است.

به گزارش فولادنیوز، بر اساس آمارهای موجود در گزارش‌های شرکت‌های معدنی، کنسانتره سرب ایران به‌طور میانگین در هر تن ۲۰۰ تا ۴۰۰ گرم نقره دارد؛ یعنی تقریبا ۶ تا ۱۲ اونس. بازار اصلی کنسانتره‌های سرب و روی نیز عمدتا خارج از کشور است؛ به این ترتیب، صادرات کنسانتره سرب فقط جابه‌جایی سرب نیست، بلکه نقره نیز همراه آن از کشور خارج می‌شود.

این وضعیت منحصر به ایران نیست. در سال ۲۰۲۵ فقط ۲۶ درصد نقره معدنی جهان از معادن اصلی نقره به دست آمد و بقیه محصول جانبی معادن مس، طلا، سرب و روی بود. معادن سرب و روی با حدود ۷۷۴۸ تن، بزرگ‌ترین منبع نقره جهان بودند. پس مساله اصلی، شناسایی و تسویه نقره همراه در تمام حلقه‌های زنجیره است.

در صنعت مس، نقره همراه طلا و سلنیوم در لجن آندی پالایشگاه جمع می‌شود؛ مس سرچشمه نیز وجود این فلزات را در لجن آندی تأیید کرده است. در معادن طلا هم بخشی از نقره وارد محصول میانی می‌شود. بنابراین نقشه نقره ایران از معادن سرب و روی تا پالایشگاه‌های مس و واحدهای طلا امتداد دارد.

ورود شرکت «ذوب‌گران رنگین فلز» با نماد «فنقره» به فرابورس، این زنجیره را آشکارتر کرده است. ماده اولیه اصلی شرکت کنسانتره سرب و نقره است و حدود ۶۸ درصد درآمد عملیاتی آن از شمش نقره می‌آید. در نشست معرفی شرکت، رقم تولید سالانه ۹۶ تن نقره برای کشور اعلام شد؛ اما نبود ترازنامه رسمی نقره، راستی‌آزمایی مسیر این تولید را دشوار می‌کند.

خروج نقره همیشه به معنای زیان نیست

خروج فیزیکی نقره، به‌خودی‌خود مساوی از دست رفتن ارزش آن نیست. در قراردادهای حرفه‌ای، عیار فلزات تعیین می‌شود و خریدار برای «فلز قابل پرداخت» پول می‌دهد؛ سپس هزینه ذوب، پالایش و جریمه ناخالصی‌ها کسر می‌شود. اگر عیار نقره دقیق ثبت و بهایش وصول شود، صادرکننده ارزش فلز را دریافت کرده است.

نمونه‌گیری ضعیف از محموله سرب و روی؛ نقطه آغاز زیان

زیان از جایی آغاز می‌شود که نمونه‌گیری ضعیف باشد، نتیجه آزمایشگاه خریدار بدون داوری مستقل پذیرفته شود یا فلزات همراه در اظهارنامه نیاید. آن‌وقت محموله به نام سرب یا روی قیمت می‌خورد، اما بخشی از نقره رایگان منتقل می‌شود یا سهمش در درآمد صادراتی قابل ردیابی نیست. چند ده گرم اختلاف در هر تن، در محموله‌های چندهزار تنی عددی جدی است.

قواعد رسمی صادرات فلزات گران‌بها سخت‌گیرانه است. تشریفات صادرات طلا، نقره و پلاتین فقط در چهار گمرک تخصصی انجام می‌شود و صادرات شمش یا فلز ذوب‌شده خام، جز از مسیر بانک مرکزی، ممنوع است. با این‌حال مقررات، عمدتا کالایی را می‌بینند که با نام نقره اظهار شده است؛ نقره نهفته در کنسانتره سرب در فصل تعرفه‌ای دیگری قرار می‌گیرد.

ابهام آماری درباره جریان نقره کشور

ابهام آماری نیز بخشی از مساله است. نقره خام، مصنوعات نقره، کنسانتره سرب، کنسانتره مس و لجن آندی در ردیف‌های تجاری جدا ثبت می‌شوند. بنابراین جمع‌زدن آمار یک کد گمرکی، تصویر کاملی از جریان نقره کشور نمی‌دهد. ممکن است ایران در جدول صادرات مستقیم نقره عدد بزرگی نداشته باشد، اما ارزش فلز همراه در محموله‌ای با نام دیگر از مرز عبور کند. باید میان «صادرات نقره» و «خروج نقره در محصول دیگر» تفاوت گذاشت.

ضرورت ایجاد «حساب نقره» در کنار حساب سرب، روی، مس و طلا

در این بین در برخی موارد، ممنوعیت صادرات به عنوان یک راهکار در نظر گرفته می‌شود اما، ممنوع‌کردن یکباره صادرات کنسانتره راه‌حل کاملی نیست. بعضی معادن برای ادامه استخراج به نقدینگی صادرات نیاز دارند و ظرفیت داخلی نیز باید بتواند محصول را با قیمت رقابتی بخرد. راه معقول، ساختن «حساب نقره» در کنار حساب سرب، روی، مس و طلاست.

هر محموله کنسانتره باید پیش از صادرات، با نمونه شاهد و امکان داوری آزمایشگاه سوم، برای تمام فلزات قابل پرداخت عیارسنجی شود. نقره و طلای همراه باید در فاکتور، قرارداد و اظهارنامه جداگانه ثبت شود؛ حتی اگر کد کالا همچنان کنسانتره سرب باشد. وزارت صمت، گمرک و شرکت‌های بورسی نیز باید سالانه تراز نقره را از معدن تا شمش و صادرات منتشر کنند.

هم‌زمان باید بازار فرآوری کارمزدی توسعه یابد. معدن‌دار می‌تواند مالک فلز بماند، کنسانتره را به واحد داخلی بدهد، هزینه ذوب و پالایش را بپردازد و اعتبار نقره خود را تحویل بگیرد. عرضه کنسانتره با فرمول شفاف عیار و «نقره قابل پرداخت» در بورس کالا، حمایت از خطوط بازیابی فلزات گران‌بها و مشوق مالیاتی متناسب با نرخ بازیابی، از ممنوعیت‌های ناگهانی نتیجه بهتری دارد.

ایران پیش از آنکه به یک معدن مستقل نقره نیاز داشته باشد، به حسابداری مستقل نقره نیاز دارد. فلز سفید همین حالا در زنجیره موجود است؛ مساله این است که پیش از رسیدن به مرز دیده شود، اندازه آن مشخص و سهم واقعی کشور از آن مطالبه شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *