کد مطلب: 28198
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵-۰۷-۱۶ | ۱۹:۰۰
گزارش فولادنیوز از بازار جهانی سنگ آهن؛

سنگ آهن قربانی زیان فولادسازان چین شد / زنگ خطر برای سنگ‌آهن ایران

بازار جهانی سنگ‌آهن با یک پیام نگران‌کننده از چین روبه‌رو شده است: کارخانه‌های فولادی دیگر توان خرید مواد اولیه با قیمت‌های قبلی را ندارند. سقوط سهم کارخانه‌های سودده به کمتر از هفت درصد، کاهش تولید چدن مذاب و آغاز تعمیرات کوره‌ها، سنگ‌آهن را به نخستین قربانی زیان فولادسازان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده جهان تبدیل کرده است.

تبلیغات

به گزارش فولادنیوز، بازگشایی بازارهای چین پس از تعطیلات «روز ملی» خلاف انتظار فروشندگان سنگ‌آهن با موج خرید همراه نشد. معامله‌گران به‌جای بازگشت پرقدرت تقاضا، با صنعتی روبه‌رو شدند که حاشیه سود آن تقریباً از بین رفته است. در چنین وضعیتی، حتی کاهش قیمت سنگ‌آهن نیز الزاماً کارخانه‌ها را به خرید بیشتر ترغیب نمی‌کند؛ زیرا مشکل فقط قیمت ماده اولیه نیست، بلکه ضعف بازار محصولات فولادی است.

روز هشتم اکتبر، قرارداد پرمعامله سنگ‌آهن در بورس کالای دالیان ۱.۸۵ درصد کاهش یافت و به ۶۹۱.۵ یوان، معادل ۱۰۳.۱۹ دلار در هر تن رسید. این پایین‌ترین سطح این قرارداد از ژوئن ۲۰۲۵ بود. قرارداد نوامبر سنگ‌آهن در بورس سنگاپور اندکی افزایش یافت و به ۹۲.۳ دلار رسید، اما همین قرارداد در پنجم اکتبر تا ۹۰.۹۵ دلار پایین آمده بود؛ کمترین قیمت از سپتامبر ۲۰۲۴. تفاوت قیمت دو بازار به نوع قرارداد، هزینه‌ها و شرایط تحویل مربوط است، اما جهت کلی هر دو یکسان است: تقاضای چین دیگر از قیمت‌ها حمایت نمی‌کند.

فقط ۷ کارخانه از هر ۱۰۰ کارخانه سود می‌کنند

داده‌ای که بیش از افت قیمت سنگ‌آهن اهمیت دارد، وضعیت سودآوری فولادسازان چین است. بررسی مؤسسه مای‌استیل از ۲۴۷ کارخانه نشان می‌دهد سهم واحدهای سودده در پایان سپتامبر به ۶.۹۳ درصد رسیده است. به‌عبارت دیگر، از هر ۱۰۰ کارخانه مورد بررسی، فقط حدود هفت کارخانه با سود فعالیت می‌کردند.

شدت تغییر زمانی روشن‌تر می‌شود که این عدد را با ماه مه مقایسه کنیم. برآورد وود مکنزی نشان می‌دهد سهم کارخانه‌های سودده چین در اوج ماه مه حدود ۶۴ درصد بود. بنابراین طی چهار ماه، بخش بزرگی از صنعت فولاد چین از سود به زیان رسیده است.

علت را باید در دو سوی صورت مالی کارخانه‌ها جست‌وجو کرد. در بخش درآمد، تقاضای داخلی فولاد همچنان زیر فشار رکود طولانی بخش مسکن، ضعف ساختمان‌سازی و احتیاط مصرف‌کنندگان قرار دارد. در بخش هزینه نیز کارخانه‌ها برای سنگ‌آهن، زغال‌سنگ کک‌شو، انرژی و حمل‌ونقل پول می‌پردازند؛ درحالی‌که امکان انتقال کامل این هزینه‌ها به خریدار محصول نهایی را ندارند.

قیمت محصولات فولادی نیز پس از تعطیلات پایین آمد. قرارداد میلگرد در بورس آتی شانگهای ۱.۰۶ درصد، ورق گرم ۰.۹۱ درصد و فولاد زنگ‌نزن ۱.۲۸ درصد افت کرد. کاهش هم‌زمان قیمت محصول نهایی و ماده اولیه نشان می‌دهد بازار با یک ضعف مقطعی در خرید سنگ‌آهن روبه‌رو نیست؛ کل زنجیره فولاد تحت فشار قرار گرفته است.

وقتی کوره آرام می‌شود، سنگ‌ آهن روی زمین می‌ماند

مهم‌ترین شاخص واقعی تقاضای سنگ‌آهن، حجم تولید چدن مذاب است. داده‌های مای‌استیل نشان می‌دهد متوسط تولید روزانه چدن مذاب کارخانه‌های بررسی‌شده به دو میلیون و ۳۳۷ هزار و ۹۰۰ تن رسیده؛ رقمی که حدود ۱۸ هزار و ۷۰۰ تن کمتر از هفته قبل و ۸۰ هزار و ۲۰۰ تن پایین‌تر از سال گذشته است. این میزان، کمترین سطح شش ماه اخیر محسوب می‌شود.

نرخ بهره‌برداری از ظرفیت کوره‌بلند نیز به ۸۷.۷۹ درصد و نرخ فعالیت کوره‌ها به ۸۱.۵۳ درصد کاهش یافته است. برخی کارخانه‌ها تعمیر تجهیزات را آغاز کرده‌اند و گروهی دیگر برای توقف‌های تعمیراتی برنامه‌ریزی می‌کنند. این تعمیرات همیشه ناشی از خرابی فنی نیست؛ کارخانه زیان‌ده می‌تواند با عنوان تعمیرات، تولید را موقتاً پایین بیاورد تا از انباشته‌شدن محصول و بزرگ‌ترشدن زیان جلوگیری کند.

در نتیجه، سنگ‌آهن پیش از دیگر حلقه‌ها فشار را احساس می‌کند. هر تن چدن مذابی که تولید نمی‌شود، بخشی از تقاضا برای سنگ‌آهن، کک و مواد تزریقی را نیز حذف می‌کند. اگر کاهش تولید ادامه پیدا کند، موجودی سنگ‌آهن در بنادر بالا می‌رود و قدرت چانه‌زنی از فروشندگان به کارخانه‌های چینی منتقل می‌شود.

عرضه بیشتر در برابر تقاضای ضعیف‌تر

فشار بازار فقط از سمت مصرف نیست. تحلیلگران «فرست فیوچرز» انتظار دارند عرضه سنگ‌آهن افزایش یابد؛ آن‌هم درست در زمانی که سودآوری فولادسازان تحت فشار است. ترکیب افزایش محموله‌های دریابرد، افت هزینه حمل و کاهش مصرف کوره‌ها، فضای مناسبی برای رشد قیمت باقی نمی‌گذارد.

این وضعیت برای تولیدکنندگان بزرگ استرالیا و برزیل دردسرساز است، اما فشار بر عرضه‌کنندگان کوچک‌تر می‌تواند شدیدتر باشد. غول‌های معدنی به زیرساخت بندری، کشتی‌های بزرگ، قراردادهای بلندمدت و هزینه استخراج پایین دسترسی دارند. صادرکنندگان کوچک برای حفظ مشتری ناچارند تخفیف بیشتری بدهند؛ به‌ویژه اگر محصول آنها عیار پایین‌تر یا ناخالصی بیشتری داشته باشد.

در بازار زیان‌ده، حساسیت کارخانه‌ها به کیفیت سنگ‌آهن افزایش می‌یابد. سنگ‌آهن پرعیار می‌تواند مصرف کک را کاهش دهد و بهره‌وری کوره را بالا ببرد، اما بابت این مزیت باید صرفه اقتصادی قابل‌اندازه‌گیری ایجاد کند. در مقابل، محموله‌های کم‌عیار ممکن است تنها با تخفیف سنگین خریدار پیدا کنند.

پیام افت چین برای زنجیره ایران

کاهش تقاضای چین برای ایران یک هشدار دوگانه دارد. از یک‌سو، افت قیمت جهانی می‌تواند ارزش صادرات سنگ‌آهن، کنسانتره و گندله را کاهش دهد. از سوی دیگر، صادرکننده ایرانی به‌دلیل هزینه بالای حمل، محدودیت‌های بانکی و ریسک‌های تحریمی، فضای کمتری برای ارائه تخفیف دارد. اگر خریداران چینی میان عرضه‌های متعدد حق انتخاب داشته باشند، محصولی را ترجیح می‌دهند که هم کیفیت آن بالاتر باشد و هم هزینه و ریسک تحویل کمتری ایجاد کند.

راه پاسخ، افزایش صرف تناژ نیست. ثبات کیفیت، کاهش ناخالصی، قراردادهای بلندمدت، تنوع بازارهای صادراتی و توسعه محصولاتی با ارزش افزوده بیشتر می‌تواند آسیب‌پذیری را کاهش دهد. بااین‌حال، تولید محصول فرآوری‌شده نیز فقط زمانی مزیت است که بازار مصرف مشخصی داشته باشد؛ وگرنه مازاد سنگ‌آهن صرفاً به مازاد کنسانتره یا گندله تبدیل می‌شود.

چشم‌انداز کوتاه‌مدت سنگ‌آهن اکنون بیش از هر چیز به سود کارخانه‌های چینی وابسته است. تا زمانی که قیمت محصولات فولادی احیا نشود و سهم واحدهای سودده بالا نرود، کاهش قیمت سنگ‌آهن به‌تنهایی برای بازگرداندن تقاضا کافی نخواهد بود. سنگ‌آهن امروز قربانی زیان فولادسازان چین است، اما ریشه بحران در انبارهای محصول نهایی و بازاری قرار دارد که هنوز فولاد تولیدشده را جذب نمی‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *