کد مطلب: 30727
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵-۰۸-۱۴ | ۲۰:۰۰
فولادنیوز گزارش می‌دهد؛

سرمایه‌گذاران به سهام معدنی بازگشتند / پول‌های تازه به کدام بخش زنجیره معدن سرازیر شد؟

بازار سهام شرکت‌های معدنی در سال ۲۰۲۶ با وجود نوسانات شدید قیمت فلزات، بار دیگر مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار گرفته است؛ اما جریان سرمایه به‌صورت یکسان میان تمام بخش‌های معدنی توزیع نمی‌شود. داده‌های صندوق‌های سرمایه‌گذاری نشان می‌دهد مواد معدنی حیاتی و شرکت‌های فعال در زنجیره فلزات، به‌ویژه مس، در کانون توجه قرار گرفته‌اند؛ در حالی که سهام تولیدکنندگان طلا و نقره پس از اصلاح شدید قیمت‌ها همچنان با فشار فروش مواجه‌اند.

تبلیغات

به گزارش فولادنیوز، بازار سهام معدنی‌ها در سال جاری بیش از آنکه تابع یک روند یکپارچه در قیمت کالاها باشد، تحت تاثیر تفاوت چشم‌انداز فلزات، اختلالات عرضه، سیاست‌های تجاری و انتظارات سرمایه‌گذاران از صنایع آینده قرار گرفته است. افزایش تقاضای مرتبط با هوش مصنوعی، توسعه زیرساخت‌های برق و انرژی، رقابت بر سر مواد معدنی حیاتی و نگرانی از محدودیت عرضه معادن، توجه بخشی از سرمایه‌گذاران را به شرکت‌های معدنی جلب کرده است.

با این حال، بررسی عملکرد صندوق‌های سرمایه‌گذاری نشان می‌دهد بازگشت سرمایه به این حوزه را نباید به معنای رونق فراگیر سهام معدنی دانست. در واقع، سرمایه‌گذاران در حال تفکیک شرکت‌ها بر اساس موقعیت آنها در زنجیره ارزش، نوع فلز تولیدی و توانایی تبدیل افزایش قیمت مواد اولیه به جریان نقدی و سود عملیاتی هستند.

ورود سرمایه به صندوق‌های مواد معدنی حیاتی

یکی از نشانه‌های تغییر جهت سرمایه‌گذاری، عملکرد صندوق‌های تخصصی مواد معدنی حیاتی است. شرکت سرمایه‌گذاری اسپراِت در گزارش سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶ خود اعلام کرد صندوق‌های قابل معامله مرتبط با مواد معدنی حیاتی این مجموعه در این دوره ۲۳۶ میلیون دلار جذب سرمایه خالص داشته‌اند.

مجموع جریان خالص سرمایه به این راهبردها در ۹ ماه نخست سال نیز به ۱.۶ میلیارد دلار رسیده است. این ارقام نشان می‌دهد با وجود نوسانات بازار، سرمایه‌گذاران همچنان به دنبال قرار گرفتن در معرض فلزات و مواد معدنی مورد نیاز صنایع آینده هستند.

اهمیت این جریان سرمایه در ترکیب دارایی‌های مورد توجه سرمایه‌گذاران است. مواد معدنی مورد استفاده در باتری‌ها، شبکه‌های برق، تجهیزات الکترونیکی، نیمه‌رساناها و صنایع دفاعی، به دلیل نقش راهبردی خود در اقتصاد آینده، جذابیت متفاوتی نسبت به فلزات سنتی پیدا کرده‌اند.

در این میان، مس، لیتیوم، عناصر نادر خاکی و گرافیت از جمله موادی هستند که چشم‌انداز تقاضای آنها با توسعه فناوری و تغییر ساختار مصرف انرژی پیوند خورده است.

مس؛ برنده رقابت در زنجیره معدنی

در میان فلزات صنعتی، مس یکی از بخش‌هایی است که توجه سرمایه‌گذاران را به خود جلب کرده است. افزایش مصرف این فلز در زیرساخت‌های هوش مصنوعی، مراکز داده، شبکه‌های انتقال برق و تجهیزات الکتریکی، در کنار محدودیت رشد عرضه معادن، چشم‌انداز بلندمدت بازار را تحت تاثیر قرار داده است.

فایننشال تایمز در گزارشی به این موضوع پرداخته و نشان داده است که افزایش قیمت مس، منافع شرکت‌های فعال در حلقه‌های مختلف زنجیره را به یک اندازه افزایش نمی‌دهد.

برای نمونه، شرکت زیجین ماینینگ در شرایط رشد قیمت مس توانسته است حاشیه سود ناخالص خود را از ۶۵ درصد به ۷۱ درصد افزایش دهد. جریان نقد عملیاتی این شرکت نیز در نیمه نخست سال تقریبا دو برابر شده است. این وضعیت نشان می‌دهد شرکت‌های دارای دسترسی مستقیم به ذخایر معدنی و ظرفیت تولید، می‌توانند از افزایش قیمت فلزات بهره بیشتری ببرند.

در مقابل، وضعیت شرکت‌های ذوب و پالایش متفاوت است. افزایش ظرفیت ذوب در برخی مناطق، بدون رشد متناسب عرضه کنسانتره، رقابت برای تامین مواد اولیه را تشدید کرده و کارمزدهای فرآوری را به‌شدت کاهش داده است. در نتیجه، حتی افزایش قیمت فلز نهایی نیز لزوما به معنای بهبود سودآوری تمام حلقه‌های زنجیره نیست.

این تفاوت، یکی از مهم‌ترین پیام‌های بازار برای سرمایه‌گذاران است: مالکیت منابع معدنی و دسترسی به مواد اولیه، در شرایط محدودیت عرضه می‌تواند مزیتی متفاوت از صرفا برخورداری از ظرفیت فرآوری ایجاد کند.

جریان سرمایه؛ ورود پول به معنای رشد همه سهام معدنی نیست

در کنار جذب سرمایه صندوق‌های مواد معدنی حیاتی، داده‌های صندوق قابل معامله آی‌شِرز برای شرکت‌های جهانی تولیدکننده فلزات و مواد معدنی نیز نشانه‌هایی از افزایش تقاضای سرمایه‌گذاری را نشان می‌دهد.

بر اساس داده‌ها، جریان سرمایه یک‌ساله صندوق PICK در پایان اکتبر ۲۰۲۶ به حدود ۱.۲۴۷ میلیارد دلار رسیده است. این رقم در پایان آوریل ۵۹۹.۳ میلیون دلار بود. به بیان دیگر، جریان سرمایه ثبت‌شده این صندوق طی شش ماه بیش از دو برابر شده است.

با این حال، این روند را باید از عملکرد قیمتی سهام معدنی جدا کرد. داده‌های منتشرشده در ۴ نوامبر نشان می‌دهد میانگین عملکرد ۸۵ شرکت حاضر در مجموعه آماری بخش معدن فلزات طی ۳۰ روز منتهی به ۳ نوامبر، منفی ۱۸.۴ درصد بوده است؛ در حالی که بازده یک‌ساله این مجموعه همچنان مثبت ۴۸.۶ درصد ثبت شده است.

همچنین در همین بازه ۳۰ روزه، سهام شرکت‌های فعال در استخراج فلزات به‌طور متوسط ۱۶.۹۸ درصد و شرکت‌های استخراج طلا و نقره ۲۱.۰۳ درصد افت کرده‌اند. بنابراین، افزایش جریان سرمایه در برخی صندوق‌ها به معنای بازگشت قطعی روند صعودی به کل سهام معدنی نیست.

طلا و نقره؛ فرصت خرید یا ادامه اصلاح؟

در بخش فلزات گران‌بها، شرایط متفاوت است. افت قیمت طلا و نقره در اکتبر، فشار قابل‌توجهی بر سهام شرکت‌های استخراج‌کننده این فلزات وارد کرد. افزایش بازده اوراق قرضه، تغییر انتظارات نرخ بهره و خروج سرمایه‌های سفته‌بازانه از موقعیت‌های معاملاتی، از عوامل موثر بر این اصلاح بودند.

گزارش‌ها از سهام معدنی نیز نشان می‌دهند برخی شرکت‌های بزرگ طلا پس از افت قیمت سهام، از نظر نسبت‌های ارزش‌گذاری در سطوح پایین‌تری قرار گرفته‌اند.

برای نمونه، نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده شرکت نیومانت ۱۱.۵، کینروس گلد ۹.۱ و اگنیکو ایگل ۱۵ گزارش شده است. در همین مقایسه، بازده شش‌ماهه سهام کینروس منفی ۳۱.۷ درصد و سهام نیومانت منفی ۹.۴ درصد بوده است.

این وضعیت می‌تواند برای برخی سرمایه‌گذاران ارزشی جذاب باشد، اما افت قیمت سهام به‌تنهایی نشانه ارزندگی نیست. هزینه استخراج، کیفیت ذخایر، بدهی، جریان نقد عملیاتی و پایداری قیمت طلا همچنان در ارزیابی شرکت‌های معدنی اهمیت دارند.

سرمایه‌گذاران از انتخاب فلز به انتخاب حلقه زنجیره رسیده‌اند

یکی از تحولات مهم بازار مواد معدنی در سال ۲۰۲۶، افزایش اهمیت موقعیت شرکت‌ها در زنجیره تولید است. به عبارت دیگر، سرمایه‌گذاران تنها به دنبال شرکت‌هایی نیستند که فلزات گران‌تری تولید می‌کنند؛ بلکه بررسی می‌کنند کدام شرکت می‌تواند از شرایط بازار، سود عملیاتی بیشتری به دست آورد.

گزارش اکتبر ون‌اک درباره بازار منابع طبیعی نیز بر تفاوت عملکرد بخش‌های مختلف تاکید دارد. در سه‌ماهه سوم، انرژی و مس عملکرد قدرتمندتری داشتند، در حالی که فلزات گران‌بها و برخی بخش‌های دیگر با فشار مواجه شدند. این مجموعه معتقد است تفاوت چشمگیر عملکرد بخش‌ها، اهمیت انتخاب دقیق شرکت‌ها و صنایع را افزایش داده است.

در این شرایط، سه گروه از شرکت‌ها بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند:

معدن‌کاران مس: به دلیل رشد تقاضای مرتبط با برق‌رسانی، مراکز داده و محدودیت عرضه معادن.

تولیدکنندگان مواد معدنی حیاتی: به دلیل نیاز صنایع دفاعی، باتری، نیمه‌رسانا و فناوری‌های پیشرفته.

شرکت‌های معدنی دارای جریان نقد عملیاتی قوی: به دلیل توانایی تامین سرمایه توسعه، خرید دارایی‌های جدید و عبور از دوره‌های افت قیمت.

در مقابل، شرکت‌هایی که صرفا ظرفیت فرآوری دارند اما برای تامین مواد اولیه به بازار رقابتی و پرهزینه وابسته‌اند، ممکن است نتوانند به همان اندازه از افزایش قیمت فلزات منتفع شوند.

فرصت شرکت‌های معدنی ایران در تغییر جهت سرمایه جهانی

تغییر رویکرد سرمایه‌گذاران جهانی می‌تواند برای شرکت‌های معدنی ایران نیز اهمیت داشته باشد. اگر سرمایه در سطح بین‌المللی به سمت مس، مواد معدنی حیاتی و شرکت‌های دارای دسترسی به منابع اولیه حرکت کند، مزیت ذخایر معدنی ایران می‌تواند بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.

با این حال، تبدیل این مزیت به ارزش اقتصادی و جذب سرمایه، به عواملی فراتر از میزان ذخایر وابسته است. دسترسی به فناوری استخراج و فرآوری، تامین پایدار انرژی، زیرساخت حمل‌ونقل، امکان صادرات و ثبات مقررات از جمله عواملی هستند که می‌توانند جایگاه شرکت‌های ایرانی را در زنجیره ارزش تعیین کنند.

از سوی دیگر، تجربه شرکت‌های جهانی نشان می‌دهد بازار سرمایه بیش از ظرفیت اسمی تولید، به توانایی ایجاد سود و جریان نقدی پایدار توجه دارد. بنابراین، شرکت‌های معدنی ایران برای بهره‌گیری از تغییر جهت سرمایه جهانی باید بتوانند مزیت منابع خود را به عملکرد مالی قابل اتکا تبدیل کنند.

در مجموع، آنچه در بازار جهانی سهام معدنی در حال شکل‌گیری است، بازگشت یکپارچه سرمایه به تمام شرکت‌های معدنی نیست؛ بلکه نوعی بازآرایی سرمایه‌گذاری در زنجیره فلزات است. مس و مواد معدنی حیاتی از یک سو و شرکت‌های دارای ذخایر باکیفیت و جریان نقدی قوی از سوی دیگر، در حال جلب توجه هستند. در مقابل، افت سهام طلا، نقره و برخی شرکت‌های معدنی نشان می‌دهد انتخاب بخش و شرکت، بیش از گذشته در بازده سرمایه‌گذاری اهمیت پیدا کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *