کاخ سفید برای کاهش وابستگی آمریکا به مس خارجی، به ابزار آشنای تعرفه فکر میکند، اما همان دیواری که قرار است از معادن و کارخانههای ذوب داخلی محافظت کند، ممکن است هزینه تولید سیم، کابل، خودرو، تجهیزات برقی و مراکز داده را بالا ببرد. دولت آمریکا اکنون میان دو هدف گرفتار شده است: امنیت عرضه در آینده و مهار هزینههای امروز!
به گزارش فولادنیوز، مس در آمریکا دیگر فقط یک ماده اولیه صنعتی نیست. این فلز همزمان در شبکه برق، خودروهای برقی، مراکز داده، تجهیزات نظامی، ساختوساز و صنایع الکترونیکی مصرف میشود. تقاضا رو به افزایش است، اما توان تولید و فرآوری داخلی آمریکا با نیاز این کشور همخوانی ندارد. واشینگتن میخواهد این فاصله را با تعرفه، تسهیل مجوز معادن و حمایت از تولید داخلی کاهش دهد؛ بااینحال، صورتحساب چنین سیاستی بسیار زودتر از نتیجه آن به دست کارخانهها میرسد.
گزارش تازه رویترز نشان میدهد، دولت دونالد ترامپ هنوز درباره اعمال تعرفه بر مس تصفیهشده تصمیم نهایی نگرفته است. مقامهای آمریکایی در حال سنجیدن دو پیامد متضادند: تعرفه میتواند انگیزه سرمایهگذاری در معدن و ذوب مس را افزایش دهد، اما همزمان قیمت ماده اولیه را برای هزاران مصرفکننده صنعتی بالا میبرد. این نگرانی در آستانه انتخابات میاندورهای، زمانی که مساله هزینه زندگی و تورم اهمیت سیاسی بیشتری پیدا کرده، تصمیم کاخ سفید را دشوارتر کرده است.
واردات ۱۶ برابر شد؛ تولید ۲۰ درصد کاهش یافت
آمریکا از نظر زمینشناسی کشور فقیری نیست. ذخایر بزرگی از مس در آریزونا، یوتا، نوادا، مینهسوتا و چند ایالت دیگر قرار دارد، اما برخورداری از ذخیره به معنای دسترسی سریع به فلز نیست. توسعه معدن به مجوزهای متعدد، سرمایه سنگین، زیرساخت، آب، انرژی و سالها زمان نیاز دارد.
در همین فاصله، وابستگی آمریکا به مس تصفیهشده وارداتی افزایش یافته است. بر اساس دادههای مطرحشده در گزارش رویترز، واردات این محصول از سال ۲۰۱۵ تاکنون ۱۶ برابر شده؛ درحالیکه تولید داخلی حدود ۲۰ درصد پایین آمده است. حلقه ضعیفتر، ظرفیت ذوب و پالایش است. آمریکا باوجود وسعت اقتصاد و مصرف بالای مس، فقط دو کارخانه ذوب فعال دارد.
این آمار توضیح میدهد چرا تعرفه بهتنهایی نمیتواند خودکفایی ایجاد کند. کارخانه ذوب تازه را نمیتوان ظرف چند ماه ساخت و معدن جدید نیز بلافاصله به تولید نمیرسد. اگر تعرفه پیش از افزایش عرضه داخلی وضع شود، نخستین نتیجه آن احتمالاً گرانشدن مس وارداتی خواهد بود، نه افزایش فوری تولید آمریکا.
بازاری که پیش از تصمیم دولت واکنش نشان داد
کاخ سفید هنوز تصمیم نگرفته، اما بازار ماههاست بر اساس احتمال تعرفه معامله میکند. واردکنندگان و مصرفکنندگان صنعتی برای آنکه پیش از اعمال عوارض احتمالی فلز بیشتری در اختیار داشته باشند، خریدهای خود را جلو انداختند. معاملهگران نیز مس را به انبارهای آمریکا منتقل کردند و یکی از بزرگترین تمرکزهای موجودی این فلز در جهان شکل گرفت.
این جابهجایی، عرضه موجود در دیگر مناطق را محدود کرد و فاصله قیمت بازار آمریکا با بورس فلزات لندن را افزایش داد. انتظار برای وضع تعرفه حتی به یکی از عوامل صعود مس تا رکوردهای تاریخی تبدیل شد. بازار در واقع هزینه سیاستی را پرداخت که هنوز اجرایی نشده بود.
انتشار خبر تردید کاخ سفید کافی بود تا مسیر معاملات بهسرعت تغییر کند. قیمت مس بیش از چهار درصد پایین آمد و سهام فریپورتمکموران، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان مس آمریکا، حدود هفت درصد سقوط کرد. سهام شرکتهای بزرگی مانند بیاچپی و ریو تینتو نیز کاهش یافت. این واکنش نشان داد بخشی از رشد قیمت و ارزش سهام معدنی، نه فقط بر کمبود واقعی عرضه، بلکه بر انتظار برای حمایت تعرفهای استوار بوده است.
تعرفه از معدن حمایت میکند یا هزینه کارخانه را بالا میبرد؟
حامیان تعرفه میگویند واردات ارزان، سرمایهگذاری در استخراج و فرآوری داخلی را از نظر اقتصادی دشوار کرده است. اگر تولیدکننده آمریکایی مطمئن باشد فلز وارداتی با هزینه بیشتری وارد بازار میشود، اجرای پروژههای گرانقیمت داخلی توجیهپذیرتر خواهد شد. این استدلال بهویژه برای پروژههایی مانند «رزولوشن کاپر» و «توئین متالز» اهمیت دارد که میتوانند در آینده بخشی از نیاز کشور را تأمین کنند.
اما مصرفکنندگان صنعتی مساله را از سوی دیگری میبینند. تولیدکنندگان سیم و کابل، تجهیزات تهویه، خودرو، لوازم برقی، ترانسفورماتور و قطعات الکترونیکی نمیتوانند تا راهاندازی معادن جدید منتظر بمانند. آنها امروز به کاتد مس نیاز دارند و در صورت اعمال تعرفه، یا باید هزینه بیشتر را بپذیرند یا آن را به مشتری نهایی منتقل کنند.
مس برخلاف بعضی کالاها، مادهای نیست که بتوان بهآسانی از محصول حذف کرد. در برخی کاربردها میتوان بخشی از آن را با آلومینیوم جایگزین کرد، اما رسانایی بالاتر، دوام و ویژگیهای فنی مس باعث شده این فلز همچنان برای بسیاری از تجهیزات حیاتی باشد. بنابراین، افزایش قیمت آن میتواند از شبکه برق تا مسکن و مراکز داده اثر بگذارد.
این همان تناقض اصلی سیاست صنعتی آمریکاست: تعرفهای که با هدف تقویت تولید وضع میشود، ممکن است رقابتپذیری صنایع پاییندستی را کاهش دهد. اگر سیم، کابل و تجهیزات آمریکایی گرانتر شوند، بعضی تولیدکنندگان ممکن است بهجای توسعه فعالیت در داخل، بخشی از تولید را به کشورهایی منتقل کنند که به مس ارزانتر دسترسی دارند.
امنیت عرضه با بستن مرزها به دست نمیآید
خودکفایی کامل در بازاری مانند مس نهفقط دشوار، بلکه لزوماً اقتصادی نیست. راه منطقیتر برای آمریکا، ترکیبی از تولید داخلی، واردات متنوع، بازیافت و ذخایر راهبردی است. کشورهایی مانند شیلی، کانادا، پرو و جمهوری دموکراتیک کنگو میتوانند در این الگو نقش داشته باشند؛ مشروط بر آنکه وابستگی بیش از اندازه به یک مسیر یا تولیدکننده شکل نگیرد.
توسعه بازیافت نیز میتواند فشار را کاهش دهد، اما قراضه بهتنهایی پاسخگوی رشد تقاضا نیست. افزون بر این، کیفیت و ترکیب قراضه برای همه کاربردها مناسب نیست و آمریکا همچنان به مس اولیه و تصفیهشده وارداتی نیاز خواهد داشت.
تعرفه اگر بخشی از یک برنامه بلندمدت شامل تسریع مجوزها، نوسازی ذوبخانهها، توسعه پالایش، آموزش نیروی کار و قراردادهای پایدار با کشورهای تأمینکننده باشد، ممکن است به تقویت امنیت عرضه کمک کند. اما اگر جای چنین برنامهای را بگیرد، فقط فلز را گرانتر میکند.
کاخ سفید اکنون با انتخابی روبهروست که پاسخ سادهای ندارد. کنارگذاشتن تعرفه، وابستگی وارداتی را ادامه میدهد؛ اجرای فوری آن نیز هزینه تولید را بالا میبرد، بدون آنکه در کوتاهمدت حتی یک تن به ظرفیت ذوب آمریکا اضافه کند. مساله اصلی بنابراین انتخاب میان تجارت آزاد و حمایتگرایی نیست؛ یافتن فاصله درست میان حمایت از عرضه آینده و حفظ توان تولید امروز است.
دیدگاهتان را بنویسید