کد مطلب: 25995
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵-۰۶-۲۱ | ۰۹:۰۰
فولادنیوز گزارش می‌دهد؛

خطر فرونشست در کمین معادن ایران / زمین زیر پای معادن خالی می‌شود؟

خطر فرونشست زمین در ایران، فراتر از آن است که گمان شود تنها، خطری برای خانه‌ها، بناهای تاریخی و زمین‌های کشاورزی است. گسترش این پدیده در استان‌های معدنی ایران، جاده‌های حمل مواد، خطوط ریلی، کارخانه‌های فرآوری، خطوط انتقال و تأسیسات پشتیبان معادن را نیز تهدید می‌کند؛ خطری آرام که خلاف زلزله، به‌طور ناگهانی دیده نمی‌شود، اما خسارت‌های آن می‌تواند دائمی و جبران‌ناپذیر باشد.

به گزارش فولادنیوز، کامیون‌های غول‌پیکر معدنی هر روز هزاران تن سنگ‌آهن، مس و دیگر مواد معدنی را از دل کوه بیرون می‌کشند. در ظاهر، زمین زیر چرخ‌های آنها سخت و مقاوم به نظر می‌رسد، اما چند کیلومتر دورتر، در دشت‌هایی که جاده، خط‌ آهن یا کارخانه فرآوری از آنها عبور می‌کند، اتفاق دیگری در جریان است؛ سفره‌های آب زیرزمینی تخلیه شده‌اند، لایه‌های خاک آرام‌آرام فشرده می‌شوند و سطح زمین، گاهی چندین سانتی‌متر در سال، پایین می‌رود.

فرونشست، خلاف زلزله صدایی ندارد. کارخانه در یک لحظه فرو نمی‌ریزد و ریل قطار ناگهان ناپدید نمی‌شود. زمین به‌ تدریج تغییر شکل می‌دهد؛ ابتدا شکافی کوچک در حاشیه یک جاده دیده می‌شود، سپس شیب مسیر تغییر می‌کند، پایه یک سازه از تراز خارج می‌شود یا خط لوله تحت فشار قرار می‌گیرد. زمانی اثرهای ظاهری پدیدار می‌شوند که بخش مهمی از آسیب مدت‌ها قبل، در زیر زمین اتفاق افتاده است.

بر اساس اعلام رئیس سازمان ملی نقشه‌برداری، نرخ سالانه فرونشست در مناطق مختلف ایران بین یک تا ۳۱ سانتی‌متر گزارش شده است. همچنین بررسی‌های این سازمان از شناسایی صدها منطقه درگیر با فرونشست حکایت دارد. در برخی منابع، تعداد این مناطق حدود ۳۶۰ محدوده اعلام شده است. نرخ فرونشست در بخش‌هایی از ایران نه‌تنها از حدود بحرانی عبور کرده، بلکه چند برابر میانگین جهانی است.

هم‌پوشانی معدن و فرونشست

نکته نگران‌کننده، هم‌پوشانی جغرافیایی بخش مهمی از فعالیت‌های معدنی ایران با دشت‌های خشک و کم‌آب مرکزی کشور است. استان‌های کرمان، یزد، اصفهان، خراسان رضوی، سمنان، فارس و بخش‌هایی از خراسان جنوبی، هم از قطب‌های اصلی معدن و صنایع معدنی به شمار می‌روند و هم در میان مناطق درگیر با افت آب زیرزمینی و فرونشست قرار دارند.

این هم‌پوشانی به معنای آن نیست که همه معادن مستقیماً عامل فرونشست هستند. عامل اصلی در بیشتر دشت‌های ایران، برداشت بیش از ظرفیت از منابع آب زیرزمینی، کاهش تغذیه آبخوان‌ها و تداوم خشکسالی است. بخش کشاورزی همچنان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده آب محسوب می‌شود؛ با این‌حال، معادن و کارخانه‌های فرآوری نیز در مناطق خشک برای استخراج، شست‌وشو، تغلیظ مواد، کنترل گردوغبار و مصارف صنعتی و انسانی به آب نیاز دارند. اگر این نیاز از چاه‌های عمیق و سفره‌های تحت فشار تأمین شود، صنعت نیز به بخشی از مساله تبدیل خواهد شد.

خطر برای معدن الزاماً از خود محدوده استخراج آغاز نمی‌شود. بسیاری از معادن روباز در پهنه‌های سنگی و کوهستانی قرار دارند که رفتار زمین‌شناسی آنها با دشت‌های آبرفتی متفاوت است. نقطه آسیب‌پذیر معمولاً زیرساخت‌هایی هستند که معدن را به بیرون متصل می‌کنند؛ یعنی جاده حمل، راه‌آهن، خط انتقال آب و برق، خطوط گاز، کارخانه فرآوری، انبار محصول و شهرک‌های کارگری.

زنگ خطر فرونشست معادن در یزد و کرمان

دشت یزد–اردکان یکی از نمونه‌های روشن نزدیکی فرونشست به قلب صنایع معدنی است. این منطقه در مسیر یکی از مهم‌ترین کریدورهای صنعتی و معدنی کشور قرار دارد و مجموعه‌ای از معادن، کارخانه‌های فولادی، واحدهای گندله‌سازی و تأسیسات پشتیبان در آن فعالیت می‌کنند.

طبق داده‌های اعلام‌شده، بیشینه نرخ فرونشست در پهنه یزد–اردکان حدود ۱۴ تا ۱۵ سانتی‌متر در سال است. مسیر فرونشست از جنوب یزد آغاز می‌شود و در امتداد محدوده‌هایی مانند شاهدیه، زارچ، اشکذر، میبد و اردکان ادامه پیدا می‌کند. بخشی از این پهنه با بزرگراه یزد–اردکان و زیرساخت‌های صنعتی منطقه هم‌مسیر است. در تازه‌ترین آمارهای استانی نیز اعلام شده که اکنون ۹ دشت یزد با فرونشست مواجه‌اند و دشت یزد–اردکان همچنان بیشترین نرخ را دارد.

کرمان نیز شرایط کم‌خطری ندارد. این استان میزبان بخش بزرگی از ذخایر مس و سنگ‌آهن ایران و مجموعه‌ای از زیرساخت‌های فرآوری و حمل مواد معدنی است. در اردیبهشت ۱۴۰۴، بیشترین نرخ فرونشست استان در منطقه بهرمان رفسنجان حدود ۴۰ سانتی‌متر در سال اعلام شد. کرمان از نظر وسعت اراضی درگیر نیز در میان استان‌های بحرانی قرار دارد.

این عدد به معنای آن نیست که همه معادن کرمان سالانه ۴۰ سانتی‌متر نشست می‌کنند؛ نرخ فرونشست حتی در یک دشت نیز یکنواخت نیست. اهمیت عدد بهرمان در این است که نشان می‌دهد آبخوان‌های بخشی از استان تا چه اندازه تحت فشار قرار گرفته‌اند. وقتی کانون‌های بحرانی در نزدیکی مراکز معدنی، مسیرهای ارتباطی و خطوط انتقال قرار داشته باشند، دیگر نمی‌توان فرونشست را صرفاً مساله کشاورزی دانست.

نشست نامتقارن؛ بزرگ‌ترین خطر برای زیرساخت‌های معدنی و خط آهن

بزرگ‌ترین خطر برای زیرساخت‌های معدنی، «نشست نامتقارن» است. اگر سطح وسیعی از زمین به‌طور یکنواخت چند سانتی‌متر پایین برود، ممکن است سازه در کوتاه‌مدت همچنان پایدار بماند؛ اما زمین در واقعیت یکدست نشست نمی‌کند. تفاوت جنس خاک، عمق آبخوان و میزان برداشت آب باعث می‌شود یک نقطه سریع‌تر از نقطه مجاور پایین برود.

همین اختلاف کوچک می‌تواند تراز ریل را برهم بزند، روسازی جاده را ترک بدهد یا پایه‌های نوار نقاله را از تنظیم خارج کند. خطوط لوله مدفون نیز در اثر خم‌شدگی و کشش نامتوازن آسیب می‌بینند. برای کارخانه‌ای که تجهیزات آن باید با دقت بسیار بالا هم‌تراز باشند، تغییر شکل زمین ممکن است لرزش، سایش تجهیزات و توقف‌های مکرر را افزایش دهد.

مسیر راه‌آهن تهران–بندرعباس که یکی از شریان‌های اصلی حمل محصولات معدنی و فولادی کشور محسوب می‌شود، پیش‌تر در بخش‌هایی از استان اصفهان در معرض خطر فرونشست اعلام شده بود. راه‌آهن شیراز–اصفهان نیز از محدوده‌های فرونشستی عبور می‌کند. این خطوط فقط برای جابه‌جایی مسافر نیستند؛ هر اختلال در آنها می‌تواند هزینه ارسال مواد معدنی و فولاد به بنادر جنوبی را افزایش دهد و بخشی از مزیت صادراتی ایران را از بین ببرد.

سدهای باطله نیز به مراقبت بیشتری نیاز دارند. فرونشست یا ایجاد شکاف در زمین پیرامون سد لزوماً به شکست آن منجر نمی‌شود، اما می‌تواند الگوی زهکشی، پایداری دیواره یا مسیر حرکت پساب را تغییر دهد. پیامد حادثه در چنین تأسیساتی ممکن است از محدوده معدن فراتر رود و خاک و منابع آب منطقه را درگیر کند.

هزینه‌ای که در صورت مالی دیده نمی‌شود

شرکت‌های معدنی معمولاً هزینه استخراج، باطله‌برداری، انرژی و حمل را با دقت محاسبه می‌کنند، اما ریسک فرونشست هنوز در بسیاری از طرح‌ها به‌عنوان یک هزینه مستقل دیده نمی‌شود. زمینی که هنگام ساخت کارخانه پایدار بوده، ممکن است در طول ۲۰ یا ۳۰ سال بهره‌برداری تحت‌تأثیر افت آبخوان تغییر رفتار دهد.

اگر این خطر در مرحله طراحی لحاظ نشود، شرکت بعداً ناچار است چند برابر هزینه پایش اولیه را صرف ترمیم جاده، اصلاح خط‌آهن، مقاوم‌سازی سازه و جابه‌جایی خطوط انتقال کند. توقف تولید ناشی از آسیب زیرساخت نیز می‌تواند از هزینه تعمیرات سنگین‌تر باشد.

راه‌حل، توقف معدن‌کاری در همه مناطق درگیر نیست. نخستین اقدام عملی، تطبیق نقشه محدوده‌های معدنی و صنایع وابسته با نقشه‌های ماهواره‌ای فرونشست است. همه معادن بزرگ، کارخانه‌های فرآوری و مسیرهای ریلی و جاده‌ای باید بر اساس سطح خطر طبقه‌بندی شوند. استفاده از تصاویر راداری ماهواره‌ای، نصب ایستگاه‌های موقعیت‌یابی دقیق و پایش سطح آب چاه‌ها می‌تواند تغییرات میلی‌متری زمین را پیش از تبدیل‌شدن به شکاف‌های بزرگ نشان دهد.

قدم دوم، کاهش وابستگی صنعت معدن به آبخوان‌های در معرض خطر است. بازچرخانی آب در کارخانه، استفاده از پساب شهری و صنعتی، کاهش اتلاف در انتقال و کنترل برداشت چاه‌ها باید از یک اقدام تبلیغاتی به الزام عملیاتی تبدیل شود. انتقال آب از دریا نیز اگر به افزایش بی‌ضابطه مصرف منتهی شود، درمان کامل مساله نیست؛ اما می‌تواند فشار بر بعضی سفره‌های زیرزمینی را کاهش دهد.

بحران آرام به دروازه معدن رسیده است

فرونشست هنوز در صورت‌های مالی شرکت‌های معدنی یک ردیف روشن ندارد، اما خطر آن واقعی است. یزد، کرمان و اصفهان هم‌زمان بخش مهمی از بار معدن و صنایع معدنی کشور را بر دوش می‌کشند و در میان کانون‌های اصلی فرونشست قرار دارند. این هم‌زمانی باید پیش از وقوع حادثه جدی گرفته شود.

تهدید اصلی شاید فروریختن ناگهانی یک معدن نباشد؛ خطر واقعی، فرسایش تدریجی شبکه‌ای است که معدن را زنده نگه می‌دارد: راه، ریل، آب، برق، گاز و کارخانه. اگر پایش و مدیریت آبخوان‌ها باز هم به تعویق بیفتد، روزی هزینه‌ای که برای استخراج ثروت از زیر زمین پرداخت می‌شود، با خسارتی بزرگ‌تر در سطح زمین بازخواهد گشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *