ناترازی انرژی در ایران پدیدهای نیست که یکشبه ایجاد شده باشد. بحران گاز در زمستان ۱۳۸۶، هشدارها درباره سرمایهگذاری در صنعت برق و گزارشهای سالهای اخیر درباره عقبماندگی ظرفیت تولید از مصرف، حاکی از آن است که نشانههای این بحران سالها پیش آشکار بوده است. چرا هشدارها به راهکاری پایدار برای جلوگیری از کمبود انرژی تبدیل نشدند؟
به گزارش فولادنیوز، یکی از قدیمیترین نشانههای آشکار بحران انرژی را میتوان در زمستان ۱۳۸۶ جستوجو کرد. وقتی افت فشار و قطع گاز در استانهای مختلف، از جمله مناطق شمالی کشور، به بحرانی فراگیر تبدیل شد. در ۱۸ دی همان سال، رسانهها از گسترش قطع گاز در چندین استان خبر داد و چند روز بعد، با تشدید بحران، دولت نهم ناچار به تشکیل ستاد بحران در استانهای شمالی شد.
آنچه در آن مقطع خود را به شکل کمبود گاز نشان داد، تنها به سرمای شدید و توقف صادرات گاز ترکمنستان محدود نبود. گزارشهای تحلیلی همان دوره، رشد مصرف، توسعه شبکه گازرسانی بدون افزایش متناسب تولید و کمبود سرمایهگذاری را نیز از عوامل زمینهساز بحران معرفی میکردند.
دستکم در زمستان ۱۳۸۶، مسئله تأمین انرژی دیگر صرفاً یک اختلال مقطعی نبود و نشانههایی از ضعف در توازن عرضه و تقاضا نمایان شده بود.
چند ماه بعد، در تابستان ۱۳۸۷ خاموشیها به مسئلهای جدی تبدیل شدند. گزارشهای آن زمان به کاهش رشد تولید برق و نگرانی از افت سرمایهگذاری در نیروگاهها اشاره داشتند. در مهر همان سال مقامهای وزارت نیرو درباره دشواری تأمین سوخت نیروگاهها در زمستان هشدار دادند.
با اینکه هشدار درباره کمبود انرژی و محدودیت زیرساختهای تولید، دستکم به دولت نهم بازمیگردد، این موضوع بهتنهایی مسئولیت تمام ابعاد بحران امروز را متوجه یک دولت نمیکند.
در تیر ۱۴۰۳، نصرتالله سیفی مدیرعامل اسبق شرکت بهینهسازی مصرف سوخت، اعلام کرد مطالعاتی که در سال ۱۳۸۰ انجام شده بود، نسبت به پیامد ادامه روند غیربهینه مصرف انرژی هشدار داده بودند.
به گفته او، این مطالعات پیشبینی میکردند که در فاصله سالهای ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵، کل انرژی اولیه تولیدشده در کشور صرف مصرف شود و اقتصاد ابتدا با ناترازی و سپس با کمبود مواجه شود.
سیفی همچنین کمتوجهی به بهینهسازی مصرف و اختصاص نیافتن منابع کافی به این حوزه را از عوامل شکلگیری وضعیت کنونی دانست.
حال میتوان به وضوح دید که ناترازی امروز حاصل برهم خوردن توازن میان رشد تقاضا و توان تأمین انرژی است که با سرمایهگذاری ناکافی، فرسودگی بخشی از نیروگاهها، بهرهوری پایین و اصلاح نشدن الگوی مصرف آسیب دیده.
در بخش گاز نیز محدودیت تامین سوخت نیروگاهها میتواند توان تولید برق را کاهش دهد.
بحران گاز و برق دو مسئله کاملا جدا از یکدیگر نیستند. ابعاد این فاصله در گزارش کمیسیون انرژی مجلس درباره وضعیت تأمین برق در سال ۱۴۰۴ نیز نمایان شد.
بر اساس این گزارش، تقاضای برق در اوج مصرف تابستان ۱۴۰۳ به حدود ۸۰ هزار مگاوات رسید، درحالیکه حداکثر توان تولید همزمان شبکه حدود ۶۲ هزار مگاوات بود یعنی اختلافی نزدیک به ۱۸ هزار مگاوات.
امروز برای صنعت فولاد، پیامد این روند در محدودیت برق و گاز، کاهش امکان تولید و افزایش هزینهها نمایان میشود.
این پرسش بیپاسخ باقیست که چرا هشدارهایی که سالها پیش درباره مصرف، سرمایهگذاری و ظرفیت تولید مطرح شده بودند، نتوانستند مانع انتقال بحران انرژی به خطوط تولید شوند؟
منبع: فولادبان
دیدگاهتان را بنویسید