تصویب ۲ هزار میلیارد تومان برای مسئولیت‌های اجتماعی فولاد مبارکه و تعیین سقف ۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومانی برای باشگاه سپاهان، بار دیگر یک پرسش قدیمی را درباره یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های بورسی ایران زنده کرده است؛ مرز میان «مسئولیت اجتماعی» و هزینه‌کرد منابع سهامداران کجاست؟ مساله فقط بزرگی رقم ۴.۵ همتی نیست؛ سابقه مناقشه‌برانگیز برخی پرداخت‌های فولاد مبارکه، ابهام در سنجش بازده این هزینه‌ها و فقدان اطلاعات عمومی کافی درباره جزئیات مصارف، باعث می‌شود تصویب چنین ارقامی بیش از آنکه به توضیح درباره فلسفه مسئولیت اجتماعی نیاز داشته باشد، محتاج صورت‌حسابی روشن و قابل حسابرسی باشد.

به گزارش فولاد نیوز، در مجمع اخیر فولاد مبارکه دو تصمیم جداگانه گرفته شد که مجموع سقف آنها به ۴.۵ هزار میلیارد تومان می‌رسد؛ ۲ هزار میلیارد تومان برای مسئولیت‌های اجتماعی و ۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان برای باشگاه فرهنگی‌ورزشی سپاهان. مدافعان شرکت تأکید می‌کنند که این دو عدد نباید به‌عنوان یک ردیف واحد معرفی شوند؛ استدلالی که از منظر حسابداری قابل قبول است، اما از منظر سهامدار همه ماجرا نیست.

هیچ‌کس مدعی نیست هزینه یک باشگاه ورزشی و بودجه مسئولیت اجتماعی از لحاظ ماهیت حسابداری یکسان هستند. موضوع اصلی جای دیگری است؛ هر دو از منابعی تأمین می‌شوند که مدیریت یک شرکت بورسی درباره نحوه تخصیص آنها تصمیم می‌گیرد.

بنابراین حتی اگر ۲ و ۲.۵ همت را هرگز با یکدیگر جمع نکنیم، دو سؤال مستقل باقی می‌ماند؛ چرا ۲ همت برای مسئولیت اجتماعی و چرا ۲.۵ همت برای سپاهان؟ مهم‌تر اینکه شرکت در مقابل هر کدام از این ارقام چه بازده قابل اندازه‌گیری و چه گزارش شفافی به سهامداران ارائه می‌کند؟

روایت‌های دفاعی منتشرشده پس از مجمع تلاش کرده‌اند با تفکیک این دو بودجه، حساسیت ایجادشده پیرامون رقم ۴.۵ همت را ناشی از نوعی «جمع حسابی» بداند. برخی منابع رسانه‌ای نوشته‌اند، بودجه مسئولیت اجتماعی از ۱۱۰۰ میلیارد تومان به ۲۰۰۰ میلیارد تومان رسیده و ۹۰۰ میلیارد تومان افزایش آن برای یک سال و با هدف مشارکت در بازسازی خسارت‌های ناشی از جنگ در نظر گرفته شده است. اما این توضیح هنوز به مهم‌ترین پرسش پاسخ نمی‌دهد؛ پول دقیقاً کجا خرج خواهد شد؟

CSR  بدون صورت‌حساب؟

نکته قابل توجه اینکه، بودجه مسئولیت اجتماعی فولاد مبارکه با مصوبه جدید حدود ۸۲ درصد نسبت به رقم ۱۱۰۰ میلیارد تومانی افزایش یافته است. توضیح اینکه ۹۰۰ میلیارد تومان اضافه «موقتی» است، می‌تواند علت افزایش را توضیح دهد، اما نمی‌تواند جایگزین گزارش مالی درباره نحوه مصرف آن شود.

اگر این منابع برای بازسازی خسارت‌های ناشی از جنگ اختصاص یافته‌اند، فهرست پروژه‌های هدف چیست؟ سهم هر پروژه چقدر است؟ چه نهادی خسارت‌ها را ارزیابی می‌کند؟ پیمانکاران یا دریافت‌کنندگان منابع چگونه انتخاب می‌شوند؟ آیا پرداخت‌ها مستقیماً توسط فولاد مبارکه انجام خواهد شد یا منابع در اختیار دستگاه‌های دیگر قرار می‌گیرد؟ شاخص پایان پروژه چیست و چه کسی اثربخشی آن را ارزیابی خواهد کرد؟ اینها پرسش‌هایی درباره اصل کمک به آسیب‌دیدگان نیستند. بحث درباره شیوه استفاده از پول یک شرکت بورسی است.

باید توجه داشت که بزرگ بودن فولاد مبارکه و سودآوری آن، استاندارد پاسخ‌گویی را پایین نمی‌آورد، بلکه بالاتر می‌برد! شرکتی که هزاران میلیارد تومان منابع را میان پروژه‌های مختلف تخصیص می‌دهد، نمی‌تواند برای یک سرمایه‌گذاری صنعتی مطالعات امکان‌سنجی، نرخ بازده و زمان بازگشت سرمایه ارائه کند اما در مقابل هزینه‌های اجتماعی عمده صرفاً به بیان اهداف کلی اکتفا کند. مسئولیت اجتماعی اگر قرار است بخشی از استراتژی شرکت باشد، باید مانند سایر اجزای استراتژی قابل اندازه‌گیری باشد.

سابقه حساسیت‌آفرین فولاد در هزینه‌کرد منابع

حساسیت نسبت به این موضوع نیز بدون سابقه نیست. در گزارش تحقیق‌وتفحص مجلس از فولاد مبارکه درباره عملکرد سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۰، بخشی از انتقادها مستقیماً به پرداخت‌هایی بازمی‌گشت که تحت عناوینی مانند کمک، هدیه، تبلیغات و مسئولیت اجتماعی انجام شده بود.

در بازتاب این گزارش آمده بود که مجموع مبالغ پرداخت‌شده تحت برخی عناوین کمک و هدیه از مهرماه ۱۳۹۷ تا تیرماه ۱۴۰۰ به حدود ۱۷۰ میلیارد تومان رسیده بود؛ در حالی که رقم مشابه در سال ۱۳۹۶ حدود ۵.۸ میلیارد تومان عنوان شده بود. گزارش تحقیق‌وتفحص همچنین درباره محل مصرف بخشی از این منابع و ارتباط آنها با منافع شرکت انتقادهایی مطرح کرده بود. این موارد در آن زمان به‌عنوان یافته‌ها و ادعاهای هیات تحقیق‌وتفحص مطرح شدند و طبیعتاً نباید همه آنها را معادل احکام قطعی قضایی دانست. اما اهمیت این سابقه برای بحث امروز چیز دیگری است.

وقتی عنوان «مسئولیت اجتماعی» در گذشته خود موضوع بررسی نهادهای نظارتی بوده، افزایش دوباره این بودجه به ۲ همت باید با سطح بالاتری از شفافیت همراه شود. بهترین راه فاصله گرفتن از گذشته نیز نه دفاع رسانه‌ای، بلکه انتشار داده‌هایی است که امکان تکرار همان ابهامات را از اساس کاهش دهد.

مواضع سازمان حسابرسی درباره هزینه‌های فولاد

در این میان، یک نکته مهم نیز نباید تحریف شود. پس از انتشار گزارش تحقیق‌وتفحص مجلس در سال ۱۴۰۱، موسی بزرگ‌اصل، مدیرعامل وقت سازمان حسابرسی، در موضع‌گیری خود همه موارد مطرح‌شده را تخلف ندانست.

طبق گزارش آهن‌نیوز در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۱، بزرگ‌اصل در نشست خبری مربوط به پرونده فولاد مبارکه تصریح کرد که «تخصیص بودجه مسئولیت اجتماعی به باشگاه فولاد مبارکه ذاتاً تخلف نیست». او همچنین میان آنچه در افکار عمومی تحت عنوان فساد ۹۲ هزار میلیارد تومانی مطرح شده بود و موارد قابل استناد حسابرسی تفکیک قائل شد و تأکید کرد تعیین اینکه چه رقمی مصداق فساد است، در صلاحیت مرجع قضایی قرار دارد.

اما این اظهارنظر نکته ظریف و مهمی در خود دارد که اتفاقاً در بحث امروز نیز باید جدی گرفته شود. اینکه اصل تخصیص بودجه مسئولیت اجتماعی یا پرداخت به باشگاه ذاتاً تخلف نیست، به این معنا نیست که هر میزان پرداخت با هر سازوکار و هر نتیجه‌ای لزوماً تصمیم اقتصادی مطلوبی است! باید توجع داشت که میان «غیرقانونی نبودن» و «بهینه بودن» فاصله زیادی وجود دارد.

وظیفه مدیریت یک شرکت بورسی تنها این نیست که مرتکب تخلف نشود، بلکه وظیفه دارد منابع شرکت را نیز به شکلی تخصیص دهد که بتواند از تصمیم خود در برابر صاحبان سرمایه دفاع کند. ممکن است هزینه‌ای کاملاً قانونی باشد، اما از منظر اقتصادی پرهزینه، ناکارآمد یا فاقد اولویت تلقی شود.

سپاهان؛ باشگاه یا سرمایه‌گذاری؟

حساس‌ترین بخش تصمیم جدید شاید نه ۲ همت مسئولیت اجتماعی، بلکه سقف ۲.۵ همتی باشگاه سپاهان باشد. طرفداران این هزینه بر گستردگی فعالیت سپاهان، تیم‌های مختلف ورزشی، آکادمی، ورزش بانوان، هواداران و نقشی که باشگاه در هویت اجتماعی اصفهان دارد تأکید می‌کنند. فولاد در برخی روایت‌ها نیز تلاش کرده است هزینه سپاهان را نه صرفاً هزینه یک تیم فوتبال، بلکه سرمایه‌گذاری روی یک «سرمایه اجتماعی» معرفی کند. اما اگر سپاهان واقعاً یک سرمایه است، چرا نباید بازده آن را مانند یک سرمایه سنجید؟

سازمان حسابرسی در همان سال 1401 اعلام کرده بود برخی موضوعات از جمله پرداخت‌های صورت‌گرفته به شرکت فرهنگی‌ورزشی فولاد مبارکه سپاهان در گزارش‌های حسابرس مستقل و بازرس قانونی سال‌های مالی ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ درج شده بودند. بنابراین سابقه حسابرسی نیز نشان می‌دهد رابطه مالی شرکت مادر و باشگاه موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً با مفهوم «سرمایه اجتماعی» از دایره بررسی مالی خارج کرد.

هزینه ۲.۵ همت برای یک باشگاه حرفه‌ای عدد کوچکی نیست. سهامدار فولاد مبارکه حق دارد بداند باشگاه در مقابل این سقف بودجه چه میزان درآمد مستقل ایجاد می‌کند؛ درآمد اسپانسرینگ چقدر است، فروش بازیکن چه رقمی ایجاد می‌کند، درآمد بلیت و محصولات تجاری چقدر است، آکادمی چه درآمدی دارد و چه سهمی از مخارج باشگاه بدون اتکا به منابع شرکت مادر پوشش داده می‌شود.

در نبود چنین داده‌هایی، استفاده از مفهوم «سرمایه اجتماعی» خطر تبدیل شدن به عبارتی غیرقابل سنجش را دارد؛ مفهومی که هر میزان هزینه را می‌توان زیر آن قرار داد، بدون آنکه نقطه‌ای برای تشخیص کم‌هزینه یا پرهزینه بودن وجود داشته باشد. سرمایه‌ای که ارزش اقتصادی آن قابل محاسبه نیست، حداقل باید هزینه نگهداری‌اش کاملاً شفاف باشد.

مشکل بزرگ‌تر فولاد؛ پاسخگویی درباره هزینه-فرصت 4.5 همت

اما حتی انتشار تمام فاکتورها نیز یک سؤال را همچنان باقی می‌گذارد؛ آیا این بهترین محل استفاده از منابع بوده است؟ این همان مفهوم «هزینه فرصت» است که در بسیاری از دفاعیات مربوط به مسئولیت اجتماعی شرکت‌های بزرگ کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

فولاد مبارکه یک شرکت خیریه یا سازمان ورزشی نیست. یک بنگاه صنعتی است که در محیطی با محدودیت انرژی، نیازهای سرمایه‌گذاری سنگین، هزینه تأمین مالی و ضرورت توسعه فناوری فعالیت می‌کند. تنها یک نمونه تاریخی نشان می‌دهد ابعاد مساله انرژی برای شرکت چقدر بزرگ است. معاون اقتصادی و مالی فولاد مبارکه در سال ۲۰۲۴ از عدم‌النفع تقریبی ۵۷ هزار میلیارد ریالی ناشی از قطعی برق سخن گفته بود. در چنین بنگاهی، پول گزینه‌های مصرف فراوانی دارد؛ نیروگاه، انرژی تجدیدپذیر، کاهش مصرف آب، پروژه‌های توسعه، نوسازی تجهیزات، افزایش بهره‌وری، سرمایه در گردش، کاهش بدهی یا بازگرداندن منابع به سهامدار.

بنابراین سؤال صحیح این نیست که «آیا مسئولیت اجتماعی خوب است؟»، بلکه سؤال این است که آیا بازده اقتصادی و اجتماعی ۲ هزار میلیارد تومان CSR و ۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان بودجه باشگاه، از بهترین گزینه‌های جایگزین برای استفاده از همین منابع بیشتر است؟ اگر پاسخ مثبت است، شرکت باید بتواند آن را نشان دهد.

جهش هزینه مسئولیت اجتماعی

مقایسه تاریخی ابعاد رشد هزینه‌های اجتماعی را در شرکت فولاد مبارکه نشان می‌دهد. در مجمع مربوط به عملکرد سال ۱۴۰۱، مدیرعامل وقت فولاد مبارکه اعلام کرده بود شرکت در آن سال ۱۴۲۱ میلیارد ریال در حوزه زیرساختی و عمرانی، ۹۲۱ میلیارد ریال در فعالیت‌های عام‌المنفعه، ۵۴۲ میلیارد ریال در حوزه فرهنگی و اجتماعی، ۲۰۳ میلیارد ریال در سلامت و بهداشت و ۱۶۳ میلیارد ریال در آموزش هزینه کرده است. مجموع این ارقام حدود ۳۲۵۰ میلیارد ریال، معادل ۳۲۵ میلیارد تومان بود. اکنون فقط سقف بودجه مسئولیت اجتماعی به ۲۰۰۰ میلیارد تومان رسیده است!

البته مقایسه این دو رقم بدون لحاظ تورم، تغییر ابعاد فعالیت شرکت و تفاوت ساختار بودجه و عملکرد واقعی، نمی‌تواند به تنهایی اثبات‌کننده رشد غیرمنطقی باشد. اما افزایش مقیاس هزینه‌ها یک نتیجه روشن دارد؛ هرچه عدد بزرگ‌تر می‌شود، استاندارد شفافیت نیز باید سخت‌گیرانه‌تر شود. نمی‌توان بودجه را چند برابر کرد و شیوه گزارش‌دهی را در همان سطح گذشته نگه داشت.

مسئولیت دولت روی دوش سهامدار؟

بخش دیگری از مساله نیز به ماهیت پروژه‌ها مربوط می‌شود. اگر ۹۰۰ میلیارد تومان افزایش بودجه برای بازسازی خسارت‌های ناشی از جنگ در نظر گرفته شده، باید مرز مسئولیت دولت و شرکت مشخص شود. بازسازی زیرساخت‌های عمومی و جبران خسارت‌های ناشی از جنگ در اصل از وظایف حاکمیتی است. مشارکت داوطلبانه شرکت‌ها در چنین شرایطی می‌تواند ارزش اجتماعی داشته باشد، اما تبدیل شرکت‌های بزرگ به منبع جایگزین بودجه عمومی خطر دیگری ایجاد می‌کند.

اگر دولت بتواند بخشی از تعهدات خود را از طریق منابع شرکت‌های بزرگ بورسی تأمین کند، هزینه نهایی این سیاست چه کسی را متأثر می‌کند؟ بخشی از پاسخ می‌تواند «سهامدار» باشد. این مساله به‌ویژه درباره شرکت‌هایی اهمیت دارد که سهام آنها مستقیم و غیرمستقیم متعلق به طیف گسترده‌ای از مردم، صندوق‌ها و نهادهای سرمایه‌گذاری است. مسئولیت اجتماعی نمی‌تواند بدون سقف و معیار به مالیاتی غیررسمی بر منابع بنگاه تبدیل شود.

نقشه خروج فولاد از بحران؛ حرکت به سمت شفافیت به جای روایت‌سازی!

فولاد مبارکه برای پاسخ به منتقدان به گزارش‌های رسانه‌ای دفاعی نیاز ندارد؛ به جدول نیاز دارد. یک جدول برای ۲ همت مسئولیت اجتماعی که نشان دهد هر پروژه چه نامی دارد، کجا اجرا می‌شود، چه میزان بودجه دریافت کرده، مجری آن چه کسی است، فرآیند انتخاب چگونه بوده، چه تعداد ذی‌نفع دارد و نتیجه قابل اندازه‌گیری آن چیست.

همچنین یک صورت مالی روشن برای سپاهان که نشان دهد ۲.۵ همت چگونه میان فوتبال و سایر رشته‌ها توزیع می‌شود، سهم قرارداد بازیکنان و کادر فنی چقدر است، هزینه آکادمی چه میزان است، باشگاه چقدر درآمد مستقل دارد و در پایان سال چه مقدار از منابع شرکت مادر مصرف شده است.

حتی بهتر است ارزیابی مستقلی از بازده اجتماعی پروژه‌های CSR منتشر شود؛ نه گزارشی که خود واحد روابط عمومی تهیه کرده باشد، بلکه ارزیابی‌ای با روش مشخص و داده‌های قابل راستی‌آزمایی. در آن صورت، اگر پروژه‌ای واقعاً بازده اجتماعی بالایی داشته باشد، منتقد نیز ناچار است آن را بپذیرد.

مساله جمع دو رقم نیست

بنابراین دعوای اصلی بر سر این نیست که ۲ همت و ۲.۵ همت را می‌توان با ماشین‌حساب جمع کرد یا خیر. روشن است که این دو بودجه ماهیت یکسانی ندارند. اما تفکیک آنها نیز مساله اصلی را حل نمی‌کند. چه این دو رقم را ۴.۵ همت بنامیم و چه دو بودجه مستقل ۲ و ۲.۵ همتی، در هر دو حالت مدیریت فولاد مبارکه باید توضیح دهد چرا این سطح از منابع به این فعالیت‌ها اختصاص یافته و چه نتیجه‌ای از آن انتظار می‌رود.

سابقه تحقیق‌وتفحص مجلس نیز اثبات نمی‌کند هزینه‌های امروز مشکل قانونی دارند؛ همان‌طور که اظهارات موسی بزرگ‌اصل، مدیرعامل وقت سازمان حسابرسی در ۹ شهریور ۱۴۰۱ مبنی بر اینکه تخصیص بودجه مسئولیت اجتماعی به باشگاه «ذاتاً تخلف نیست»، مجوزی برای تأیید هر رقم و هر نوع هزینه در آینده محسوب نمی‌شود.

مساله امروز اساساً فراتر از تخلف یا عدم تخلف است. موضوع کیفیت حکمرانی پول در یکی از بزرگ‌ترین بنگاه‌های بورسی ایران است. شرکتی در مقیاس فولاد مبارکه باید بتواند برای میلیاردها تومان هزینه خارج از فعالیت اصلی، همان اندازه که برای یک پروژه تولیدی درباره ضرورت و بازده توضیح می‌دهد، سند و شاخص ارائه کند. مسئولیت اجتماعی نباید منطقه‌ای تاریک در صورت‌حساب یک بنگاه باشد که صرفاً به دلیل نام مثبت آن از پرسشگری مصون بماند. سپاهان نیز هر اندازه محبوب و ریشه‌دار باشد، محبوبیت جای حسابرسی را نمی‌گیرد.

تا زمانی که جزئیات کامل این مصارف، شاخص‌های اثربخشی و بازده آنها در دسترس سهامداران قرار نگیرد، پرسش درباره ۴.۵ همت کاملاً پابرجاست؛ این پول چگونه، با چه معیاری و در برابر چه نتیجه‌ای هزینه خواهد شد؟ برای یک شرکت بورسی، پاسخ به همین سؤالات باید مهم‌تر از هر دفاع رسانه‌ای باشد.

دیدگاهتان را بنویسید