کد مطلب: 27501
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵-۰۷-۰۷ | ۱۴:۰۰

واگرایی فلزات پایه در سال ۲۰۲۶ / بازار فلزات غیرآهنی نامتوازن شد

بازار فلزات غیرآهنی در ۹ ماهه ۲۰۲۶ یک مسیر واحد را طی نکرده است. مس در سایه نگرانی از عرضه و جابه‌جایی موجودی‌ها به رکورد‌های تاریخی، نزدیک و آلومینیوم تحت تاثیر اختلالات انرژی و ژئوپلیتیک با محدودیت عرضه مواجه شده است. در طرف مقابل، روی از کاهش تولید معدنی و افت موجودی‌های (LME) سود برده و سرب بر خلاف سه فلز دیگر، هم‌چنان با مازاد عرضه و تقاضای کم‌رمق دست‌وپنجه نرم کرده است. سه ماه پایانی سال جاری میلادی در شرایطی آغاز می‌شود که هر چهار بازار، بیش از گذشته به موجودی انبارها، جریان فیزیکی، وضعیت چین و سیاست تجاری آمریکا حساس شده‌اند.

به گزارش فولادنیوز، اگر بازار فلزات غیرآهنی در ابتدای سال ۲۰۲۶ با یک روایت نسبتا مشترک یعنی نگرانی از رشد اقتصاد جهانی، سیاست پولی آمریکا و وضعیت تقاضای چین دنبال می‌شد، اکنون در پایان سه‌ربع نخست سال، این روایت دیگر پاسخ‌گوی رفتار قیمت‌ها نیست.

مس، آلومینیوم، روی و سرب هر چهار فلز صنعتی هستند، اما ساختار عرضه و مصرف آنها تفاوت قابل‌توجهی با یکدیگر دارد. به همین دلیل، شوک‌های ژئوپلیتیک، تعرفه‌های آمریکا، محدودیت انرژی، کاهش تولید معادن و تغییر موجودی انبار‌ها اثر یکسانی بر آنها نداشته است.

داده‌های بورس فلزات لندن (LME) نشان می‌دهد این واگرایی به‌ وضوح در قیمت‌ها منعکس شده است. مس که سال را با قیمت نقدی ۱۲ هزار و ۵۷۱ دلار به ازای هر تن آغاز کرد، در اوایل ماه سپتامبر به محدوده ۱۴ هزار و ۷۰۰ دلار رسید. آلومینیوم نیز از دو هزار و ۹۸۶ دلار در ابتدای سال ۲۰۲۶، به بالای سه هزار و ۳۰۰ دلار در سپتامبر رسید. روی از سه هزار و ۱۰۶ دلار به محدوده بالای چهار هزار دلار صعود کرد؛ در حالی که سرب از یک هزار و ۹۶۸ دلار به محدوده یک هزار و ۸۰۰ دلار عقب نشست.

بنابراین، سه ماه پایانی ۲۰۲۶ را نمی‌توان برای همه فلزات با یک سناریو تحلیل کرد. بازار مس به کمبود عرضه و جریان موجودی‌ها نگاه می‌کند؛ آلومینیوم به انرژی و ظرفیت تولید؛ روی به موجودی و کنسانتره و سرب به مازاد بازار و وضعیت بازیافت.

مس؛ رکوردشکنی زیر سایه یک بازار ظاهرا مازاد

مس مهم‌ترین روایت بازار فلزات پایه در سال ۲۰۲۶ است، اما جذابیت داستان این فلز تنها به رشد قیمت آن محدود نمی‌شود.

مس نقدی (LME) در روز دوم ژانویه ۲۰۲۶ برابر با ۱۲ هزار و ۵۷۱ دلار در هر تن بود. در روز هشتم سپتامبر، قیمت نقدی فلز سرخ به ۱۴ هزار و ۷۳۷ دلار رسید و قیمت سه‌ ماهه نیز ۱۴ هزار و ۷۰۵ دلار ثبت شد.

موجودی مس در انبار‌های (LME) در همان روز ۲۳۷ هزار و ۷۲۵ تن بود. چند روز بعد، در روز ۱۰ سپتامبر قیمت نقدی ۱۴ هزار و ۳۹۰ دلار و قیمت سه‌ ماهه ۱۴ هزار و ۳۷۱ دلار ثبت شد.

این اعداد یک نکته مهم را نشان می‌دهند؛ قیمت مس در سال جاری میلادی رشد قابل‌توجهی داشته، اما مسیر آن خطی نبوده است. در واقع بازار چند بار میان دو روایت متضاد حرکت کرده است. روایت نخست، کمبود ساختاری مس طی سال‌های آینده است و روایت دوم، وجود حجم قابل‌توجهی از فلز سرخ در زنجیره جهانی.

در نیمه نخست سال، اختلالات تولید در معادن بزرگ و کاهش تولید معدنی جهان باعث شد نگرانی درباره سمت عرضه جدی‌تر شود. بر اساس داده‌های منتشرشده، تولید معدنی مس در نیمه نخست سال حدود ۱.۱ درصد کاهش داشته است؛ اتفاقی که اگر در نیمه دوم جبران نشود، می‌تواند یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده بازار در پایان سال باشد.

اما در سوی دیگر بازار، موضوع مهمی به نام جابه‌جایی موجودی‌ها قرار دارد. مقادیر قابل‌توجهی مس به آمریکا منتقل شده و همین انتقال باعث شده است بازار خارج از آمریکا از نظر فیزیکی با کمبود بیشتری مواجه شود. در همین راستا، «Benchmark Minerals» برآورد کرده است که از حدود ۹۹۴ هزار تن موجودی قابل مشاهده جهانی، نزدیک به ۸۰۰ هزار تن در آمریکا قرار گرفته است؛ بنابراین بخشی از آنچه که در قیمت مس به‌ عنوان کمبود دیده می‌شود، در واقع نتیجه تغییر جغرافیایی موجودی است.

در روز ۱۴ سپتامبر، قیمت سه‌ ماهه مس در (LME) تا حدود ۱۴ هزار و پنج دلار پایین آمد و بازار نسبت به هفته قبل از آن اصلاح قابل‌توجهی را تجربه کرد. افزایش موجودی بورس فلزات لندن نیز به کاهش نگرانی درباره کمبود فوری فلز سرخ کمک کرد.

در روز ۱۵ سپتامبر نیز ورود ۹ هزار و ۶۰۰ تن مس به انبار‌های (LME) گزارش شد؛ بزرگ‌ترین ورود روزانه به انبار‌ها در نزدیک به چهار هفته. به این ترتیب، سه‌ ماهه چهارم مس دیگر فقط بازی کمبود عرضه نیست بلکه بازی موجودی نیز هست.

حال اگر جریان انتقال مس به آمریکا کاهش پیدا کند و بخشی از موجودی‌های انباشته‌شده در آمریکا دوباره وارد بازار جهانی شود، فشار بر قیمت می‌تواند افزایش یابد. در مقابل، اگر تعرفه‌های آمریکا یا محدودیت‌های تجاری باعث حفظ این فلز در آمریکا شوند، بازار خارج از آمریکا هم‌چنان می‌تواند فشرده باقی بماند.

از سوی دیگر، تقاضای ساختاری مس هم‌چنان قدرتمند است. شبکه‌های برق، خودرو‌های برقی، انرژی‌های تجدیدپذیر، تجهیزات الکتریکی، مراکز داده و توسعه زیرساخت هوش مصنوعی، همگی مصرف‌کنندگان بلندمدت مس هستند.

بنابراین، سناریوی اصلی مس برای روز‌های پایانی سال جاری میلادی حفظ قیمت در سطوح تاریخی بالا همراه با نوسان شدید است. عبور از ۱۵ هزار دلار غیرممکن نیست، اما برای تثبیت بالای این سطح، بازار به محرک جدیدی از سمت عرضه یا تقاضا نیاز خواهد داشت.

آلومینیوم؛ فلزی که انرژی و ژئوپلیتیک مسیر آن را تغییر دادند

آلومینیوم در ابتدای سال ۲۰۲۶ با قیمت نقدی دو هزار و ۹۸۶ دلار به ازای هر تن معامله می‌شد. قیمت این فلز استراتژیک در ادامه سال به بالای سه هزار دلار رسید و در روز ۱۰ سپتامبر، قیمت نقدی (LME) برابر با سه هزار و ۳۴۳ دلار و قیمت سه‌ ماهه سه هزار و ۳۱۸ دلار ثبت شد.

موجودی انبار‌های بورس فلزات لندن نیز در همان تاریخ ۲۴۴ هزار و ۳۵۰ تن بود؛ در حالی که موجودی ابتدای سال بیش از ۵۰۹ هزار تن ثبت شده بود. همین کاهش موجودی یکی از مهم‌ترین نکات بازار آلومینیوم در سال ۲۰۲۶ است.

آلومینیوم بر خلاف بسیاری از فلزات پایه، به شدت به انرژی وابسته است. تولید اولیه آن به برق فراوان و نسبتا ارزان نیاز دارد و به همین دلیل هر گونه اختلال در شبکه برق، گاز، حمل‌ونقل انرژی یا تامین مواد اولیه می‌تواند مستقیما روی عرضه اثر بگذارد.

در سال جاری میلادی، این ویژگی با ریسک ژئوپلیتیک ترکیب شد. اختلال در تولید برخی واحد‌های خاورمیانه زیر سایه جنگ ایران با دشمن آمریکایی صهیونی و نگرانی درباره مسیر‌های حمل‌ونقل منطقه، بازار را نسبت به عرضه آلومینیوم حساس‌تر کرد.

در همان زمان، موجودی (LME) به پایین‌ترین سطوح چند سال اخیر نزدیک شد. طبق گزارش‌های منتشرشده، آسیب به دو واحد ذوب در خلیج فارس، آلومینیوم را در مقطعی به بالاترین سطح از سال ۲۰۲۲ نیز رساند. در نتیجه، قیمت آلومینیوم در ۹ ماهه سال بیش از آن که فقط تابع تقاضای صنعتی باشد، به توانایی بازار برای تامین این فلز واکنش نشان داد.

اما در سه ماهه چهارم یک متغیر جدید اهمیت پیدا خواهد کرد؛ بازگشت ظرفیت. هر چه واحد‌های آسیب‌دیده سریع‌تر به مدار تولید بازگردند و عرضه منطقه‌ای عادی‌تر شود، بخشی از پرمیوم ناشی از ریسک عرضه تخلیه خواهد شد. در مقابل، اگر اختلالات انرژی ادامه پیدا کند یا موجودی (LME) باز هم کاهش یابد، آلومینیوم می‌تواند دوباره در مسیر صعود قرار گیرد؛ بنابراین سه ماهه پایانی سال جاری میلادی برای آلومینیوم بیش از هر چیز به این سوال وابسته است که آیا عرضه سریع‌تر از تقاضا به بازار بازمی‌گردد یا خیر.

در این میان چین نیز یک متغیر کلیدی به شمار می‌آید. سقف ظرفیت تولید آلومینیوم اولیه چین، امکان افزایش نامحدود تولید داخلی را محدود کرده و شرکت‌های چینی را به سمت توسعه ظرفیت در خارج از این کشور سوق داده است؛ بنابراین در افق میان‌مدت، جغرافیای تولید آلومینیوم نیز در حال تغییر است.

روی؛ فشردگی عرضه، موتور اصلی جهش قیمت

روی شاید بهترین مثال برای این واقعیت باشد که در بازار فلزات پایه، موجودی و عرضه می‌توانند حتی از رشد تقاضا مهم‌تر شوند.

این فلز سال ۲۰۲۶ را با قیمت نقدی سه هزار و ۱۰۶ دلار در هر تن آغاز کرد. قیمت در ماه سپتامبر از مرز چهار هزار دلار عبور کرد و در روز ۹ سپتامبر به چهار هزار و ۱۸۶ دلار رسید. در روز ۱۰ سپتامبر نیز قیمت نقدی چهار هزار و ۱۰۵ دلار و قیمت سه‌ ماهه سه هزار و ۹۶۲ دلار بود. موجودی (LME) در همان روز به ۱۱۱ هزار و ۳۵۰ تن رسید.

اگر مسیر موجودی را از ابتدای سال دنبال کنیم، شدت تغییر روشن‌تر می‌شود. موجودی روی در بورس فلزات لندن در روز دوم ژانویه ۱۰۶ هزار و ۳۲۵ تن بود، اما در مقاطعی از ماه سپتامبر تا محدوده نزدیک ۱۰۰ هزار تن پایین آمد.

مساله مهم‌تر، ساختار عرضه معدن است. کاهش تولید معادن روی در برخی مناطق جهان باعث شده است دسترسی به کنسانتره برای کارخانه‌های ذوب دشوارتر شود. در چنین شرایطی، کارخانه‌های ذوب برای تامین ماده اولیه رقابت بیشتری می‌کنند و این مساله خود را در کاهش یا فشار بر هزینه‌های فرآوری کنسانتره نشان می‌دهد.

به همین دلیل، روی در سال ۲۰۲۶ برخلاف بسیاری از دوره‌های گذشته صرفا یک فلز وابسته به صنعت فولاد گالوانیزه یا ساخت‌وساز نبوده بلکه فلزی با مساله عرضه مستقل بوده است.

با این حال، رشد قیمت روی یک وجه دیگر نیز دارد. وقتی قیمت به محدوده بالای چهار هزار دلار می‌رسد، انگیزه عرضه قراضه افزایش می‌یابد؛ تولیدکنندگان برای بازگرداندن ظرفیت‌های غیرفعال‌شده تلاش بیشتری می‌کنند و چین می‌تواند با تغییر جریان صادرات، بخشی از کمبود بازار غرب را جبران کند.

به همین دلیل، سه ماهه چهارم فلز روی احتمالا یکی از پرنوسان‌ترین دوره‌های بازار خواهد بود. اگر موجودی (LME) هم‌چنان پایین بماند و تولید معدن احیا نشود، قیمت‌های بالای چهار هزار دلار می‌توانند تثبیت شوند، اما اگر عرضه چین افزایش یابد یا فلز بیشتری وارد انبار‌های غرب شود، اصلاح قیمت نیز می‌تواند سریع باشد.

در نتیجه، روی از نظر بنیادی هم‌چنان یکی از جذاب‌ترین داستان‌های بازار فلزات پایه در پایان سال ۲۰۲۶ است، اما فاصله میان قیمت فعلی و سطح ابتدای سال، ریسک اصلاح را نیز بالا برده است.

سرب؛ بازاری که هنوز از کمبود فاصله دارد

داستان سرب در نقطه مقابل روی قرار گرفته است. قیمت نقدی سرب (LME) در روز دوم ژانویه ۲۰۲۶ برابر با یک هزار و ۹۶۸ دلار به ازای هر تن بود. در روز ۱۰ سپتامبر قیمت نقدی به یک هزار و ۸۷۰ دلار و قیمت سه‌ ماهه به یک هزار و ۹۰۲ دلار رسید. موجودی سرب در انبار‌های (LME) در همان روز ۳۸۲ هزار و ۳۷۵ تن بود؛ در حالی که موجودی ابتدای سال حدود ۲۳۹ هزار و ۳۲۵ تن ثبت شده بود.

در حالی که موجودی مس و روی تحت فشار قرار گرفته، موجودی سرب در بورس فلزات لندن به شکل محسوسی افزایش یافته است. این رشد موجودی نشانه‌ای از آن است که بازار سرب با محدودیت فوری عرضه مشابه روی مواجه نیست.

از سوی دیگر، رشد تقاضای سرب نیز محدود است. بخش مهمی از مصرف سرب در باتری‌های سرب-اسیدی متمرکز بوده و اگرچه این بازار هم‌چنان بزرگ و حیاتی است، اما رشد خودرو‌های برقی و توسعه فناوری‌های جدید باتری، چشم‌انداز تقاضای بلندمدت سرب را نسبت به گذشته پیچیده‌تر کرده است.

یکی از نقاط قوت بازار سرب نیز نرخ بالای بازیافت است. سرب یکی از فلزاتی است که بخش بزرگی از عرضه آن می‌تواند از منابع ثانویه تامین شود؛ بنابراین حتی زمانی که تولید معدنی کاهش پیدا می‌کند، بازار می‌تواند بخشی از کسری را از مسیر بازیافت جبران کند. همین موضوع باعث شده است فشار عرضه اولیه به اندازه روی به بحران تبدیل نشود؛ بنابراین برای سه ماهه چهارم نمی‌توان همان سناریوی مس یا روی را برای سرب در نظر گرفت. در واقع اگر رشد اقتصاد جهانی و تولید صنعتی تقویت شود، تقاضای باتری و کاربرد‌های صنعتی می‌تواند به بهبود قیمت کمک کند، اما تا زمانی که موجودی‌های (LME) بالا باشد و بازار با مازاد روبه‌رو شود، ظرفیت رشد قیمت سرب محدود خواهد بود.

به بیان دیگر، سرب برای ورود به یک روند صعودی پایدار، بیش از هر چیز به کاهش موجودی و تغییر تراز بازار نیاز دارد.

۳ ماهه چهارم ۲۰۲۶؛ بازار فلزات غیرآهنی وارد فاز واگرایی می‌شود

آنچه در ۹ ماه سال جاری میلادی رخ داده است، یک پیام روشن برای سه ماه پایانی سال دارد و آن اینکه فلزات غیرآهنی دیگر نباید به‌ عنوان یک سبد یکپارچه دیده شوند.

مس از یک سو با نگرانی بلندمدت درباره عرضه مواجه است و از سوی دیگر با حجم قابل‌توجهی موجودی در آمریکا؛ بنابراین مهم‌ترین متغیر آن در سه ماهه چهارم سال، مسیر جریان فلز میان آمریکا و سایر بازار‌ها خواهد بود.

آلومینیوم هم‌چنان به انرژی و وضعیت ظرفیت ذوب حساس است. کاهش موجودی (LME) یک پشتوانه بنیادی برای قیمت است، اما بازگشت واحد‌های تولیدی می‌تواند بخشی از فشار بازار را کاهش دهد.

روی در وضعیت متفاوتی قرار دارد. کاهش تولید معدنی و پایین بودن موجودی‌های بورس فلزات لندن، آن را در موقعیت بنیادی قدرتمندتری قرار داده است. با این حال، هر گونه افزایش عرضه چین یا بازگشت سریع تولید معدن می‌تواند بخش مهمی از رشد قیمت را پس بگیرد.

سرب، اما هم‌چنان در سوی دیگر این طیف قرار دارد. موجودی بالاتر، رشد محدود تقاضا و نقش پررنگ بازیافت باعث شده است بازار آن نسبت به سه فلز دیگر ضعیف‌تر باشد.

در واقع، اگر بخواهیم بازار سال ۲۰۲۶ را با یک مفهوم توصیف کنیم، آن مفهوم «فیزیکی‌شدن ریسک عرضه» است. بازار دیگر فقط به رشد (GDP) چین یا سیاست نرخ بهره فدرال رزرو نگاه نمی‌کند بلکه معامله‌گران به این توجه دارند که فلز دقیقا کجاست؛ چه میزان از آن در انبار‌های رسمی قرار دارد؛ چه مقدار در مسیر انتقال است و چه سرعتی برای بازگشت عرضه وجود دارد.

این مساله علی‌الخصوص در مس خود را نشان داده است. ورود ۹ هزار و ۶۰۰ تن مس به انبار‌های LME در ۱۴ سپتامبر، در شرایطی که بازار تنها چند روز قبل رکورد‌های تاریخی ثبت کرده بود، نشان داد که توازن بازار می‌تواند در مدت کوتاهی تغییر کند.

پایان ۲۰۲۶؛ مس و روی در مرکز توجه، آلومینیوم درگیر عرضه و سرب در انتظار تغییر تراز

سه ماه پایانی سال برای فلزات غیرآهنی احتمالا دوره‌ای با نوسان بالا خواهد بود، اما نه لزوماً با جهت مشترک.

مس هم‌چنان بیشترین ظرفیت را برای حفظ قیمت‌های تاریخی دارد. تقاضای ناشی از برق‌رسانی، شبکه‌های انتقال، هوش مصنوعی و مراکز داده در کنار محدودیت توسعه معادن جدید، یک پشتوانه بلندمدت قدرتمند ایجاد کرده است، اما در کوتاه‌مدت، سطح بالای قیمت و جابه‌جایی موجودی‌ها می‌تواند اصلاح‌های سنگینی ایجاد کند.

آلومینیوم بیش از هر زمان دیگری به انرژی وابسته شده است. اگر عرضه خلیج فارس سریعاً به مدار بازگردد، بخشی از پرمیوم فعلی تخلیه خواهد شد؛ اما ادامه اختلال در انرژی یا کاهش بیشتر موجودی LME می‌تواند فلز را بار دیگر به سمت سطوح بالاتر هدایت کند.

روی در موقعیت بنیادی جذابی قرار دارد، زیرا مساله اصلی آن کمبود کنسانتره و کاهش تولید معدنی است. با این حال، بعد از رشد قابل توجه ۹ ماهه، حساسیت قیمت به خبر‌های سمت عرضه افزایش یافته و بازار مستعد نوسانات تند خواهد بود.

سرب در میان این چهار فلز، کم‌رمق‌ترین چشم‌انداز را دارد. تا زمانی که موجودی‌ها کاهش نیابد و مازاد بازار برطرف نشود، احتمال شکل‌گیری یک موج صعودی قدرتمند پایین‌تر است.

در نهایت، سه ماه پایانی سال ۲۰۲۶ را باید نقطه آزمون بازار فلزات غیرآهنی دانست. مس باید ثابت کند رکوردهایش حاصل یک کمبود پایدار است یا جابه‌جایی موقت موجودی‌ها؛ آلومینیوم باید با مساله بازگشت ظرفیت تولید کنار بیاید؛ روی باید نشان دهد کاهش عرضه معدن تا چه اندازه پایدار است و سرب باید برای خروج از سایه مازاد بازار، نشانه‌ای جدی از افزایش تقاضا ارائه کند.

آنچه مسلم است، این که سال ۲۰۲۶ برای بازار فلزات غیرآهنی سال رشد هم‌زمان نبوده بلکه سال واگرایی بنیادی بوده است. همین واگرایی احتمالا طی سه ماه پایانی سال نیز ادامه خواهد یافت و به همین دلیل، تحلیل هر فلز به صورت مستقل، بسیار دقیق‌تر از نگاه کردن به شاخص کلی فلزات پایه خواهد بود.

منبع: می متالز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *