آیا یک شمشیر میتواند شمشیر دیگری را مثل چوب خشک از وسط دو نیم کند؟ این تصویر هیجانانگیز بارها در فیلمها و افسانهها تکرار شده است؛ اما وقتی پای واقعیت تاریخی و علم متالورژی به میان میآید، پاسخ کوتاه معمولاً «نه» است.
به گزارش فولادنیوز، کاتانا شمشیری بسیار کارآمد بود، اما تیغهای جادویی و شکستناپذیر نداشت. شمشیرسازان ژاپنی برای ساخت آن از فولادی به نام تاماهاگانه استفاده میکردند. این فولاد در کوره تاتارا و از ماسه آهندار تولید میشد.
اما تاماهاگانه خلاف تصور عمومی، یک فولاد کاملاً خالص و بینقص نبود. این فلز ناخالصی داشت و کربن در تمام قسمتهای آن بهصورت یکنواخت پخش نشده بود. کربن کم، فولاد را نرم میکرد و کربن زیاد، میتوانست آن را شکننده کند.
شمشیرساز قطعات مناسب را انتخاب میکرد و با حرارت و چکش به یکدیگر جوش میداد. سپس فولاد چندین بار تا میشد تا بخشی از ناخالصیها خارج و کربن یکنواختتر شود.
فقط با ۱۴ بار تا زدن، بیش از ۱۶ هزار لایه در فولاد شکل میگرفت. در برخی روشها، پوستهای سختتر از فولاد دور یک هسته نرمتر قرار میگرفت.
این ترکیب به تیغه هم توان حفظ لبه تیز و هم انعطافپذیری بیشتری میداد. در مرحله سختکاری، لبه شمشیر با لایه نازکتری از گل پوشانده میشد، اما پشت تیغه پوشش ضخیمتری داشت. تیغه تا حدود ۷۵۰ درجه سانتیگراد گرم و سپس ناگهان در آب سرد میشد.
به این ترتیب، لبه بسیار سخت و بدنه شمشیر نرمتر و مقاومتر باقی میماند. خط موجدار روی تیغه که هامون نام دارد، نتیجه همین عملیات حرارتی است.
پس راز کاتانا یک فلز فرازمینی نبود. ترکیب کنترل کربن، آهنگری چندلایه، سختکاری دقیق و مهارت بالای شمشیرساز بود. کاتانا میتوانست برندگی بالایی داشته باشد، اما نصفکردن شمشیرهای دیگر بیشتر افسانهای سینمایی است تا یک قابلیت واقعی.
واقعیت، در مهندسی دقیق و مهارت سازندگان آن نهفته است؛ افسانه، در تصور تیغهای شکستناپذیر که هر شمشیر دیگری را بیدردسر دو نیم میکند.
دیدگاهتان را بنویسید