گسترش هوش مصنوعی تنها مصرف برق جهان را افزایش نمیدهد؛ این فناوری به حجم عظیمی از مس برای ساخت تراشهها، مراکز داده و شبکههای انتقال انرژی نیاز دارد. برآورد تازه شرکت «بیاچپی» نشان میدهد هر ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری سالانه جدید در مراکز داده، تقاضایی معادل تولید یک معدن مس با ظرفیت سالانه ۱۵۰ هزار تن ایجاد میکند.
به گزارش فولادنیوز، هوش مصنوعی اغلب بهعنوان یک فناوری ناملموس تصویر میشود؛ مجموعهای از الگوریتمها که در فضای ابری فعالیت میکنند و پاسخ کاربران را در چند ثانیه میدهند. اما پشت این ظاهر دیجیتال، شبکهای بزرگ از ساختمانها، سرورها، تراشهها، کابلها و تأسیسات برق قرار دارد که ساخت همه آنها به مواد اولیه نیازمند است. در این میان، مس یکی از اصلیترین فلزاتی است که توسعه اقتصاد هوش مصنوعی بدون آن امکانپذیر نیست.
شرکت معدنی «بیاچپی» در تازهترین چشمانداز اقتصادی و کالایی خود که ۱۸ اوت ۲۰۲۶ منتشر شد، تلاش کرده است مصرف مس در مراکز داده را به یک مقیاس قابلفهم تبدیل کند. برآورد این شرکت نشان میدهد بهازای هر ۲۰۰ میلیارد دلار افزایش در سرمایهگذاری سالانه مراکز داده، باید مسی معادل کل تولید یک معدن جدید با ظرفیت سالانه ۱۵۰ هزار تن وارد بازار شود.
این محاسبه فقط به سیمکشی داخل سرورها مربوط نیست. مس در تراشهها، تجهیزات خنککننده، ترانسفورماتورها، کابلهای انتقال، پستهای برق و شبکههایی که انرژی مراکز داده را تأمین میکنند، بهکار میرود. به همین دلیل، هرچه رقابت شرکتها و دولتها برای توسعه هوش مصنوعی شدیدتر شود، فشار بر زنجیره تأمین مس نیز افزایش خواهد یافت.
روی دیگر اقتصاد دیجیتال
مراکز داده در ظاهر بخشی از اقتصاد خدمات هستند، اما ساخت آنها ویژگیهایی شبیه پروژههای بزرگ صنعتی دارد. این مراکز به زمین، تجهیزات ساختمانی، سیستمهای سرمایشی و اتصال دائمی به شبکه برق نیاز دارند. افزایش تعداد و ابعاد آنها، تقاضا برای فلزات را نهتنها در تجهیزات رایانهای، بلکه در زیرساختهای پیرامونی نیز بالا میبرد.
مس بهدلیل رسانایی بالا، دوام مناسب و قابلیت استفاده در طیف گستردهای از تجهیزات الکتریکی، جایگاه ویژهای در این زنجیره دارد. هر مرکز داده باید به شبکهای متصل شود که بتواند برق موردنیاز هزاران پردازنده را بدون وقفه تأمین کند. در نتیجه، رشد هوش مصنوعی هم مصرف مستقیم مس و هم نیاز به توسعه نیروگاهها، خطوط انتقال و شبکههای توزیع را افزایش میدهد.
داده ارائهشده از سوی بیاچپی نشان میدهد اگر سرمایهگذاری سالانه در مراکز داده ۴۰۰ میلیارد دلار افزایش پیدا کند، تنها پاسخگویی به این بخش از تقاضا به تولیدی معادل دو معدن ۱۵۰ هزار تنی نیاز خواهد داشت. این در حالی است که ساخت یک معدن جدید، برخلاف راهاندازی یک مرکز داده، معمولاً سالها زمان میبرد و با موانعی مانند دریافت مجوز، تأمین مالی، احداث زیرساخت و مخالفتهای زیستمحیطی روبهروست.
همین تفاوت زمانی میتواند بازار را با شکاف روبهرو کند. سرمایهگذاری در هوش مصنوعی ممکن است در فاصله کوتاهی تصویب و اجرا شود، اما عرضه مس نمیتواند با همان سرعت افزایش یابد. بنابراین، فشار تقاضا ابتدا خود را در موجودی انبارها، هزینه تأمین و قیمت فلز نشان میدهد.
مس جای سنگآهن را گرفت
تغییر جایگاه مس در سبد فعالیتهای بیاچپی نیز نشانهای از دگرگونی بازار جهانی مواد معدنی است. این شرکت که سالها با سنگآهن شناخته میشد، اکنون بخش بزرگی از سرمایه و برنامههای توسعهای خود را به مس اختصاص داده است.
نتایج سال مالی منتهی به ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶ نشان میدهد بخش مس بیاچپی ۱۸ میلیارد دلار سود پیش از بهره، مالیات و استهلاک ایجاد کرده است. این رقم برای نخستینبار بیش از نیمی از سود عملیاتی تعدیلشده کل گروه را تشکیل میدهد. سهم دقیق مس از این شاخص به ۵۴ درصد رسیده و حاشیه سود آن نیز ۷۰ درصد اعلام شده است.
درآمد حاصل از محصولات جانبی معادن مس، شامل طلا، نقره و اورانیوم، نیز به ۴.۵ میلیارد دلار رسیده که ۴۵ درصد بیشتر از سال مالی ۲۰۲۵ است. این درآمد جانبی هزینه خالص تولید را در عملیات اسکوندیدا در شیلی و داراییهای مس استرالیای جنوبی کاهش داده و جذابیت سرمایهگذاری در توسعه این معادن را افزایش داده است.
بیاچپی طی سال مالی ۲۰۲۶ حدود یک میلیون و ۹۵۳ هزار تن مس تولید کرد. این شرکت اکنون مجموعهای از پروژهها در شیلی، استرالیا و آرژانتین در اختیار دارد که در صورت اجرا، میتوانند تولید مس آن را تا سال مالی ۲۰۳۵ حدود ۴۰ درصد افزایش دهند. برای ساخت یک کارخانه فرآوری جدید در معدن اسکوندیدا نیز ۵۰۰ میلیون دلار بودجه اولیه تصویب شده و تصمیم نهایی سرمایهگذاری برای سالهای ۲۰۲۷ تا ۲۰۲۸ در نظر گرفته شده است.
با وجود این، حتی یکی از بزرگترین شرکتهای معدنی جهان نیز نمیتواند ظرفیت تازه را بهسرعت وارد مدار کند. توسعه معدن، بهویژه در آمریکای لاتین، با افت عیار ذخایر، نیاز بیشتر به آب و انرژی، افزایش هزینه سرمایهگذاری و طولانی شدن روند دریافت مجوز مواجه است. به همین دلیل، رشد تولید شرکتهای بزرگ لزوماً به معنای رفع کمبود احتمالی بازار نخواهد بود.
رقابت برای فلز سرخ
مس همزمان در چند جبهه با افزایش تقاضا روبهروست. خودروهای برقی، انرژیهای تجدیدپذیر، شبکههای برق، صنایع دفاعی و مراکز داده همگی برای توسعه به این فلز نیاز دارند. بنابراین، هوش مصنوعی وارد بازاری شده که پیش از آن نیز تحت فشار گذار انرژی و برقیسازی اقتصاد قرار داشت.
مسئله مهم این نیست که هوش مصنوعی بهتنهایی چه مقدار مس مصرف میکند، بلکه باید دید تقاضای آن چگونه به دیگر مصارف اضافه میشود. یک مرکز داده فقط با تولید چند کابل یا قطعه مسی ساخته نمیشود؛ تأمین برق آن ممکن است به توسعه خطوط انتقال، پستهای جدید و حتی ساخت نیروگاه نیاز داشته باشد. در نتیجه، اثر واقعی آن بر مصرف فلز میتواند بسیار گستردهتر از نیاز مستقیم تجهیزات رایانهای باشد.
در سمت عرضه، چنین انعطافی وجود ندارد. کشف ذخیره، انجام مطالعات اقتصادی، دریافت مجوز و ساخت معدن گاهی بیش از یک دهه طول میکشد. حتی توسعه معادن فعال نیز با کاهش عیار سنگ، افزایش باطله و مصرف بیشتر آب و انرژی روبهروست. این ناهماهنگی میان سرعت رشد تقاضا و کندی افزایش عرضه، یکی از دلایل اصلی نگاه صعودی شرکتهای معدنی به آینده مس است.
هوش مصنوعی بدون معدن ساخته نمیشود
برآورد بیاچپی روایت رایج درباره اقتصاد دیجیتال را تغییر میدهد. هوش مصنوعی صنعتی بدون وزن و ماده نیست؛ هر سرمایهگذاری در این فناوری، ردپایی در معادن، کارخانههای فرآوری و شبکههای برق بر جای میگذارد. هر ۲۰۰ میلیارد دلار هزینه جدید برای مراکز داده، به مسی معادل تولید یک معدن ۱۵۰ هزار تنی نیاز دارد؛ معدنی که ساخت آن ممکن است بسیار بیشتر از خود مرکز داده زمان ببرد.
برای شرکتهای فناوری، دسترسی به برق و مواد اولیه میتواند بهاندازه دسترسی به تراشه اهمیت پیدا کند. برای معدنکاران نیز هوش مصنوعی یک بازار مصرفی تازه ایجاد کرده که احتمالاً در سالهای آینده کنار انرژی پاک و خودروهای برقی، به یکی از محورهای اصلی تقاضای مس تبدیل میشود.
اقتصاد هوش مصنوعی در ظاهر در فضای ابری توسعه مییابد، اما پایههای آن در زمین قرار دارد. هرچه رقابت دیجیتال سریعتر شود، جهان به معادن بیشتری نیاز خواهد داشت؛ و مس، بیش از بسیاری از فلزات دیگر، هزینه فیزیکی این رقابت را آشکار میکند.
دیدگاهتان را بنویسید