به گزارش فولادنیوز، سیستان و بلوچستان در سال ۱۴۰۵ به کانون اصلی سرمایهگذاری معدنی کشور تبدیل شده است. این استان ۸۴ درصد ذخایر کشفشده مس و حدود ۴۰ درصد ذخایر طلای ایران را در اختیار دارد. هماکنون ۲۶۰ هزار میلیارد تومان پروژه صنایع معدنی در استان در حال اجراست و ۱۵ طرح بزرگ فرآوری مس، طلا، آهن و منیزیت در دستور کار قرار دارد.
شاخصهای کلیدی معدنی استان در ۱۴۰۵
براساس آمارهای منتشرشده، سهم استان از ذخایر مس کشور ۸۴ درصد است (۱۲۵ میلیون تن از ۱۵۰ میلیون تن) و سهم آن از ذخایر طلا حدود ۴۰ درصد است (۹ تن از ۲۴ تن). مدیرکل صنعت، معدن و تجارت استان ذخایر قطعی مس را یک میلیارد تن و ذخایر طلای قابل استحصال را ۵۰ تن اعلام کرده است.
ظرفیت اشتغالزایی توسعه فرآوری بیش از ۵ هزار نفر برآورد میشود. تولید ماهانه طلای تفتان در سهماهه نخست ۱۴۰۵ بیش از ۳۰ کیلوگرم بوده و افق تولید سالانه این کارخانه ۵ تن است.
مس جانجا؛ قطب تازه مس در شرق کشور
براساس اعلام مدیرکل صنعت، معدن و تجارت استان، ذخایر قطعی مس سیستان و بلوچستان به یک میلیارد تن رسیده و این استان را به بزرگترین دارنده ذخایر مس کشور تبدیل کرده است. در حالی که مجتمع مس سرچشمه در کرمان با ظرفیت اسمی حدود ۲۵۰ هزار تن آند در سال همچنان قلب صنعت مس ایران است، پروژههای جدید استان در حال شکلدهی به قطبی موازی در شرق کشور هستند.
برجستهترین این پروژهها، مس جانجا در شهرستان نیمروز است. این معدن ذخیرهای حدود ۳۰۰ میلیون تن با عیار متوسط ۰.۲۶ درصد مس دارد. طرح برای استخراج سالانه حدود ۱۶ میلیون تن سنگ سولفیدی و احداث کارخانه تغلیظ با ظرفیت ۱۳۰ هزار تن کنسانتره مس در سال طراحی شده است. سرمایهگذاری برآوردی پروژه حدود ۴۰۰ میلیون یورو است. این پروژه تا شهریور ۱۴۰۵ وارد فاز اجرایی شده و پیشرفت فیزیکی آن از ۳۰ درصد عبور کرده است.
جانجا از منظر راهبردی تنها یک معدن نیست و میتواند آغاز یک زنجیره صنعتی جدید در شرق ایران باشد. این زنجیره میتواند خوراک کارخانههای ذوب و پالایش آینده را تأمین کند و وابستگی کشور به قطب کرمان را کاهش دهد.
معدن مس تفتان نیز اگرچه امروز بیشتر با طلا شناخته میشود، ریشهای مسی دارد و در گزارشهای رسمی بهعنوان یکی از ظرفیتهای چندفلزی استان معرفی شده است. برخلاف سرچشمه که با فرسودگی تأسیسات و توقفهای مقطعی روبهرو بوده، پروژههای مس استان از ابتدا با نگاه زنجیرهای، یعنی از معدن تا کنسانتره و در افق بلندمدت تا محصولات پاییندستی، طراحی شدهاند. این رویکرد در صورت تأمین پایدار آب و انرژی میتواند الگویی تازه برای توسعه معدنی کشور باشد.
طلای تفتان؛ افق تولید ۵ تن در سال
تا پیش از سال ۱۳۹۹، تفتان در ادبیات معدنی ایران جایگاه چندانی نداشت. با صدور گواهی کشف و احداث کارخانه استحصال طلا، این منطقه به یکی از ستونهای تولید طلای کشور تبدیل شد. کارخانه طلای تفتان با سرمایهگذاری حدود ۳ هزار میلیارد تومان راهاندازی شده و متوسط تولید ماهانه آن در سهماهه نخست ۱۴۰۵ از ۳۰ کیلوگرم عبور کرده است.
برنامه توسعه، افزایش ظرفیت کارخانه از ۴۰ به ۶۰ کیلوگرم در ماه را هدفگذاری کرده و افق بلندمدت، دستیابی به تولید ۵ تن طلا در سال است. این کارخانه برای حدود ۷۰۰ نفر اشتغال ایجاد کرده که حدود ۹۰ درصد آنها نیروی بومی هستند.
براساس اعلام استاندار، حجم طلای موجود در معادن استان هماکنون حدود ۳۸ تن است و پیشبینی میشود سال آینده به ۱۰۰ تن برسد. مدیرکل صنعت، معدن و تجارت استان نیز از رسیدن ذخایر طلای قابل استحصال به ۵۰ تن خبر داده است. بزرگترین معدن طلای ایران نیز با ذخیره قطعی و احتمالی ۷۳.۴ میلیون تن کانسنگ در همین استان قرار دارد و برآورد میشود ۲۵ تن طلای خالص از آن قابل استخراج باشد.
با این حال، بخش عمده این ظرفیت هنوز در مرحله اکتشاف یا توسعه است و فاصله میان ذخیره و تولید پایدار را نمیتوان نادیده گرفت.
خامفروشی ۶۰ درصدی؛ گلوگاه فرآوری
رئیس خانه معدن استان در ۱۰ آبان ۱۴۰۵ اعلام کرد به دلیل کمبود واحدهای فرآوری و سرمایهگذاری محدود، حدود ۶۰ درصد مواد معدنی استخراجشده از استان بهصورت خام به سایر مناطق کشور منتقل میشود. به این ترتیب، استانی که بیشترین ذخایر مس و طلا را دارد، بخش عمده ارزش افزوده معدنی خود را در جای دیگری از کشور محقق میکند.
براساس همین گزارش، در صورت راهاندازی واحدهای فرآوری، زمینه اشتغال بیش از ۵ هزار نفر در استان فراهم میشود. این رقم در استانی که نرخ بیکاری آن همواره بالاتر از میانگین کشوری بوده، اهمیت سیاستگذاری دارد.
پرسش کلیدی این است که چرا با وجود این ظرفیت اشتغالزایی و ذخایر اثباتشده، سرمایهگذاری در واحدهای فرآوری کند پیش میرود. پاسخ در سه حوزه مطرح شده است: زیرساختهای انرژی و آب، تأمین مالی پروژههای معدنی و زمانبر بودن احداث کارخانههای تغلیظ و استحصال. بدون رفع این گلوگاهها، حتی پروژههای موفقی مانند تفتان نیز نمیتوانند الگوی تکثیرپذیر برای کل استان باشند.
سرمایهگذاری ۲۶۰ هزار میلیارد تومانی و آزمون زیرساخت
حجم سرمایهگذاریهای در حال اجرا در بخش معدنی استان بیسابقه توصیف شده است. در سال ۱۴۰۴ نیز حدود ۱۴۰ تن ذخیره معدنی جدید در استان شناسایی شده و ذخایر جدید مس به ۱۲۰ میلیون تن رسیده است. هر تن ذخیره اثباتشده، مبنای تعریف طرح فرآوری و جذب سرمایهگذار بعدی است.
با این حال، سرمایهگذاری بدون زیرساخت به بنبست میرسد. سیستان و بلوچستان با تنش آبی مزمن و فاصله زیاد از شبکههای اصلی حملونقل ریلی و جادهای روبهرو است. کارخانه تغلیظ مس جانجا به سالانه ۱۶ میلیون تن سنگ سولفیدی نیاز دارد که جابهجایی و فرآوری آن مصرف قابلتوجه آب و انرژی را میطلبد.
مسئولان استان بر پیگیری تأمین مالی پروژه از طریق بانک صنعت و معدن تأکید کردهاند، اما تأمین مالی تنها یکی از حلقههای زنجیره است. تأمین آب پایدار برای فرآوری، برق مطمئن برای کارخانهها و مسیر حمل محصول به بازارهای داخلی و صادراتی، حلقههای دیگر است. بدون تکمیل این زنجیره، خطر آن وجود دارد که بخشی از ۲۶۰ هزار میلیارد تومان سرمایهگذاری در مرحله استخراج متوقف شود.
دیپلماسی معدنی؛ از تفتان تا زیمبابوه
در ۹ آبان ۱۴۰۵، هیئتی اقتصادی از زیمبابوه از معدن و کارخانه طلای تفتان بازدید کرد و زمینههای همکاری مشترک در حوزه معدن و صنایع معدنی را بررسی کرد. این بازدید نشان میدهد سیستان و بلوچستان تنها یک منطقه معدنی نیست و به پایگاه صادرات دانش فنی و خدمات معدنی نیز تبدیل میشود. زیمبابوه از کشورهای دارای ذخایر لیتیوم، طلا و الماس در آفریقا است و میتواند شریکی بلندمدت برای شرکتهای ایرانی در اکتشاف، فرآوری و آموزش نیروی انسانی باشد.
در سطح کلانتر، با تکمیل پروژههایی مانند جانجا و افزایش ظرفیت تغلیظ، ایران میتواند سهم خود را در بازار جهانی کنسانتره مس، که شیلی، پرو و کنگو بر آن تسلط دارند، بهتدریج افزایش دهد. این مسیر بدون رقابتپذیری در هزینههای تولید و کیفیت محصول قابل پیمودن نیست. تجربه پروژههای منطقهای نشان میدهد سرمایهگذاران بینالمللی به ثبات مقررات، شفافیت در واگذاری محدودههای معدنی و تضمین دسترسی به زیرساخت، به اندازه خود ذخایر اهمیت میدهند.
امنیت معدنی و عدالت منطقهای
ایران در حوزه مس و طلا بهطور سنتی به کرمان و آذربایجان غربی متکی بوده است، اما افزایش ذخایر اثباتشده در سیستان و بلوچستان جغرافیای تولید این دو فلز راهبردی را تغییر داده است. مس فلز پایه صنعت برق، الکترونیک و انرژیهای تجدیدپذیر است و طلا هم بهعنوان ذخیره ارزش و هم بهعنوان ماده اولیه صنایع پیشرفته، جایگاه ویژهای در اقتصاد مقاومتی دارد. تمرکز این ذخایر در استانی که سالها از توسعه عقب مانده، فرصتی برای پیوند امنیت منابع با عدالت منطقهای ایجاد کرده است.
تحقق این فرصت به حرکت از خامفروشی به فرآوری وابسته است. تولید کنسانتره مس بهجای سنگ خام ارزش افزوده چندبرابری ایجاد میکند، اشتغال پایدار میآفریند و تابآوری اقتصاد منطقه را در برابر نوسانهای بازار جهانی افزایش میدهد. ۲۶۰ هزار میلیارد تومان سرمایهگذاری در حال اجرا و ۱۵ پروژه فرآوری نشانههای امیدوارکنندهای هستند، اما بدون تأمین آب، برق و حملونقل و بدون شفافیت در قراردادها و تسهیل واگذاری محدودهها، این سرمایهگذاریها میتوانند در مرحله استخراج متوقف شوند. تحقق کامل این مسیر به مدیریت زنجیره ارزش در سطح ملی بستگی دارد.
منبع: معدن پرس
دیدگاهتان را بنویسید