همزمان که فولاد مبارکه پس از آسیب‌های ناشی از حملات اخیر درگیر بازسازی و بازگشت به مدار تولید است، مصوبات مجمع سالیانه این شرکت پرسش‌هایی درباره نحوه اولویت‌بندی منابع مالی ایجاد کرده است؛ از تقسیم حدود ۱۰ همت سود میان سهامداران و اختصاص سقف ۴.۵ همتی برای مسئولیت اجتماعی و باشگاه سپاهان تا افزایش پاداش و حق حضور اعضای هیئت‌مدیره در شرایطی که سود خالص شرکت ۲۶ درصد کاهش یافته است.

به گزارش فولاد نیوز، فولاد مبارکه در ماه‌های اخیر یکی از سخت‌ترین دوره‌های فعالیت خود را پشت سر گذاشته است. حملات اخیر به زیرساخت‌های صنعتی این مجموعه، بخشی از تجهیزات و واحد‌های تولیدی را با آسیب جدی مواجه کرد و فولاد مبارکه را وارد یک پروژه بزرگ بازسازی و بازگشت به مدار تولید کرد. در کنار روایت فنی بازسازی، یک سؤال اقتصادی و حاکمیتی هم مطرح است: وقتی یک بنگاه بورسی با چنین سطحی از آسیب و نیاز سرمایه‌ای مواجه است، اولویت منابع مالی آن باید چه باشد؟ این پرسش حالا با تصمیمات مجمع عمومی سالیانه فولاد مبارکه جدی‌تر شده است.

فولاد از مدار تولید خارج شد؛ سهامداران هم در صف ماندند

فولاد مبارکه در ۷ فروردین ۱۴۰۵ برای نخستین‌بار هدف حمله قرار گرفت. در آن حمله، طبق اعلام معاون امنیتی استانداری اصفهان، مجتمع خسارت دید و یک نفر کشته و دو نفر مجروح شدند. فولاد مبارکه از کار افتاد و نماد بورسی آن نیز تعطیل شد.

پس از تحولات و اختلالات ناشی از شرایط جنگی، بازار سرمایه نیز با مسئله مهمی روبه‌رو شد؛ نحوه بازگشایی نماد شرکت‌هایی که مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر بحران قرار گرفته بودند.

درباره فولاد مبارکه، توقف طولانی‌مدت نماد «فولاد» و قفل شدن دارایی سهامداران، به یکی از دغدغه‌های جدی سهامداران تبدیل شد. گزارش‌های منتشرشده در آستانه مجمع اخیر نیز صراحتاً از ماه‌ها توقف نماد و قفل بودن دارایی سهامداران سخن گفته‌اند.

این وضعیت فقط یک مسئله معاملاتی نیست. سهامدار، چه حقیقی و چه حقوقی، وقتی سرمایه خود را وارد یک شرکت بورسی می‌کند، انتظار دارد در چارچوب مقررات بازار سرمایه بتواند نسبت به دارایی خود تصمیم بگیرد. توقف طولانی‌مدت، به‌ویژه در شرایطی که اطلاعات دقیق و مستمر درباره میزان خسارت، زمان بازسازی، هزینه‌های ترمیم و چشم‌انداز تولید در دسترس نباشد، می‌تواند به سردرگمی و افزایش ریسک ادراک‌شده منجر شود.

۱۰ همت برای سهامداران، ۴.۵ همت برای مسئولیت اجتماعی

مجمع عمومی سالیانه فولاد مبارکه در ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ برگزار شد و حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان سود نقدی میان سهامداران تقسیم شد؛ رقمی که معادل ۵۵ ریال به ازای هر سهم اعلام شده است. یکی از مهم‌ترین مصوبات مجمع عمومی سالیانه فولاد مبارکه، تعیین سقف ۴۵ هزار میلیارد ریالی، معادل ۴.۵ هزار میلیارد تومان، برای هزینه‌های مسئولیت‌های اجتماعی و باشگاه فرهنگی ورزشی سپاهان است.

این عدد باید با یک دقت مهم خوانده شود: مصوبه مجمع درباره سقف هزینه است، نه اینکه الزاماً تمام ۴.۵ همت تاکنون هزینه شده باشد.

همچنین این مبلغ صرفاً تحت عنوان مسئولیت اجتماعی تعریف نشده و خود مصوبه، هزینه‌های مربوط به باشگاه فرهنگی ورزشی سپاهان را نیز در همین سقف قرار داده است. این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم سقف مصوب سال قبل ۱۱ هزار میلیارد ریال، معادل ۱.۱ همت بوده است. بنابراین، سقف جدید نسبت به سال قبل بیش از چهار برابر شده و رشدی حدود ۳۰۹ درصدی داشته است.

تا اینجا، تصمیم مجمع قابل فهم است: سهامداران مدت‌ها با محدودیت نقدشوندگی مواجه بوده‌اند و طبیعی است که انتظار داشته باشند بخشی از سود شرکت به آنها بازگردد. اما همزمان، مصوبه دیگری توجه‌ها را به خود جلب کرده است: اختصاص حدود ۵ هزار میلیارد تومان به مسئولیت اجتماعی.

برخی گزارش‌ها رقم این مصوبه را ۴.۵ همت اعلام کرده‌اند و برخی منابع از ۵ همت سخن گفته‌اند؛ بنابراین، انتظار می‌رود فولاد مبارکه رقم نهایی، محل تأمین و ریز مصارف این اعتبار را به‌صورت شفاف اعلام کند.

اگر فولاد مبارکه برای بازسازی به منابع مالی نیاز دارد، چرا در همین مقطع باید میلیارد‌ها تومان منابع را به مسئولیت اجتماعی اختصاص دهد؟

این پرسش به معنای مخالفت با مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها نیست. فولاد مبارکه به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین بنگاه‌های صنعتی کشور طبیعتاً در قبال محیط پیرامون، اشتغال، زیرساخت‌های منطقه و جامعه مسئولیت‌هایی دارد. اما مسئولیت اجتماعی نیز مانند هر هزینه دیگری باید در یک چارچوب اقتصادی قابل سنجش تعریف شود.

بازسازی اولویت است یا هزینه‌های خارج از تولید؟

موضوع زمانی حساس‌تر می‌شود که بدانیم خود شرکت درگیر یک پروژه بزرگ بازسازی است. در چنین شرایطی، هر یک هزار میلیارد تومان منابع مالی می‌تواند در تعمیر تجهیزات، نوسازی خطوط، خرید قطعات، تقویت زیرساخت، افزایش تاب‌آوری یا تأمین سرمایه در گردش به کار گرفته شود؛ بنابراین پرسش سهامداران این نیست که چرا فولاد مبارکه مسئولیت اجتماعی دارد؟

چرا در شرایطی که بازسازی و تثبیت تولید هنوز یک اولویت اعلام‌شده است، چنین رقم بزرگی برای هزینه‌های خارج از عملیات اصلی شرکت در نظر گرفته شده است؟ اگر این منابع برای پروژه‌هایی هزینه می‌شود که مستقیماً به تولید، اشتغال، آب، محیط‌زیست، سلامت یا زیرساخت‌های منطقه کمک می‌کنند، چرا جزئیات آن به‌صورت شفاف اعلام نمی‌شود؟

اگر پروژه‌ها اقتصادی و توسعه‌ای هستند، آیا اساساً باید همه آنها تحت عنوان مسئولیت اجتماعی ثبت شوند؟ و اگر برخی از این هزینه‌ها صرف کمک‌های عمومی، حمایت‌های موردی یا پروژه‌هایی می‌شود که بازده اقتصادی مشخصی برای شرکت ندارند، آیا سهامداران نباید درباره اولویت آنها در شرایط فعلی حق سؤال داشته باشند؟

پول‌پاشی یا مسئولیت اجتماعی؛ مساله شفافیت است

در فضای عمومی و میان برخی سهامداران، همین موضوع باعث شکل‌گیری شائبه‌ای شده که بودجه مسئولیت اجتماعی ممکن است به جای یک برنامه هدفمند، به نوعی پول‌پاشی تبدیل شود. البته تا زمانی که مستندات مشخصی وجود نداشته باشد، نمی‌توان چنین عنوانی را به شرکت نسبت داد. اما راه پاسخ به این شائبه نیز بسیار ساده است: شفافیت مالی!

فولاد مبارکه اگر فهرست پروژه‌های مسئولیت اجتماعی، مبلغ اختصاص‌یافته به هر پروژه، مجری پروژه، زمان‌بندی، شاخص ارزیابی و نتیجه مورد انتظار را منتشر کند، بخش بزرگی از این ابهام برطرف خواهد شد. سهامدار باید بتواند بداند ۵ هزار میلیارد تومان قرار است دقیقاً کجا خرج شود. این مطالبه نه ضد مسئولیت اجتماعی است و نه ضد فولاد مبارکه؛ اتفاقاً لازمه حکمرانی شرکتی در یک بنگاه بورسی بزرگ است.

جامعه به فولاد بدهکار است یا فولاد به جامعه؟

فولاد مبارکه بدون تردید یکی از سرمایه‌های مهم صنعتی ایران است و حمله به زیرساخت‌های آن فقط خسارت به یک شرکت خصوصی یا یک نماد بورسی نیست؛ آسیب به چنین مجموعه‌ای می‌تواند زنجیره‌ای از تولید، اشتغال، صادرات و صنایع پایین‌دستی را تحت تأثیر قرار دهد. از این منظر، می‌توان گفت جامعه و حاکمیت نیز در قبال حفظ و بازسازی چنین صنعتی مسئولیت دارند.

اما همین واقعیت یک پرسش متقابل ایجاد می‌کند: اگر فولاد مبارکه یک سرمایه ملی است، چرا در شرایط بازسازی، بخش قابل توجهی از منابع شرکت باید صرف پروژه‌هایی شود که ماهیت آنها خارج از مأموریت اصلی بنگاه است؟

اگر دولت، نهاد‌های عمومی و جامعه از فولاد انتظار دارند تولید را حفظ کند، اشتغال را نگه دارد، صادرات را ادامه دهد و زیرساخت‌های آسیب‌دیده را بازسازی کند، منطقی است که ابتدا منابع شرکت برای حفظ همین ظرفیت حیاتی به کار گرفته شود. مسئولیت اجتماعی زمانی معنا پیدا می‌کند که توان مالی برای انجام آن وجود داشته باشد؛ نه اینکه هزینه آن از سرمایه‌ای برداشته شود که خود شرکت برای بازسازی به آن نیاز دارد.

سود فولاد مبارکه کم شد، پاداش هیات‌مدیره بیشتر

صورت‌های مالی سه‌ماهه نخست سال ۱۴۰۵ فولاد مبارکه، تصویری متفاوت از فضای تصمیم‌گیری در مجمع ارائه می‌دهد. سود خالص شرکت در این دوره به حدود ۱۲۰.۴ هزار میلیارد ریال رسیده که نسبت به دوره مشابه سال قبل ۲۶ درصد کاهش نشان می‌دهد. سود عملیاتی نیز ۱۶ درصد و سود ناخالص ۱۲ درصد افت کرده است. درآمد‌های عملیاتی هم با کاهش حدود ۲ درصدی مواجه شده‌اند.

در همین دوره، اما برخی هزینه‌ها روندی متفاوت داشته‌اند. هزینه‌های فروش، اداری و عمومی حدود ۱۲ درصد افزایش یافته و هزینه‌های مالی نیز ۸ درصد بیشتر شده است. از سوی دیگر، «سایر هزینه‌ها» با رشدی حدود ۷۳ درصدی از ۷.۶ به ۱۳.۱ هزار میلیارد ریال رسیده است؛ رقمی که با توجه به عنوان کلی آن، نیازمند توضیح دقیق‌تر در گزارش تفسیری مدیریت و یادداشت‌های مالی است. اما موضوع زمانی قابل توجه‌تر می‌شود که این ارقام را در کنار مصوبات مجمع قرار دهیم.

حق حضور اعضای غیرموظف هیئت‌مدیره از ۱۴۰ میلیون ریال به ۲۰۰ میلیون ریال افزایش یافته؛ یعنی حدود ۴۳ درصد رشد. حق حضور اعضای هیئت‌مدیره در کمیته‌های حسابرسی، انتصابات و ریسک نیز از ۱۱۲ میلیون ریال به ۱۸۰ میلیون ریال رسیده که رشدی حدود ۶۱ درصدی را نشان می‌دهد. پاداش هیئت‌مدیره نیز از ۲۰ میلیارد ریال به ۳۰ میلیارد ریال افزایش یافته؛ یعنی ۵۰ درصد رشد.

این ارقام به خودی خود نه تخلف را اثبات می‌کنند و نه نشان می‌دهند پرداختی واقعی مدیران دقیقاً به همین میزان افزایش یافته است. اما در شرایطی که سود خالص شرکت ۲۶ درصد کاهش یافته، یک سؤال روشن برای سهامداران ایجاد می‌شود: مبنای افزایش ۴۳ تا ۶۱ درصدی حق حضور و افزایش ۵۰ درصدی پاداش هیئت‌مدیره چه بوده است؟

آیا این افزایش‌ها بر مبنای عملکرد، مسئولیت‌های جدید ناشی از بازسازی، افزایش حجم کار و ریسک مدیریتی یا شاخص دیگری تعیین شده‌اند؟ اگر قرار است سهامداران هزینه ریسک و کاهش سودآوری شرکت را تحمل کنند، انتظار طبیعی این است که ساختار هزینه‌های مدیریتی نیز به همان اندازه شفاف باشد.

این سؤال به‌ویژه زمانی جدی‌تر می‌شود که هنوز درباره وضعیت پرداخت‌ها و مزایای برخی سطوح مدیریتی و تخصصی شرکت نیز پرسش‌هایی در فضای سهامداری مطرح است. البته درباره میزان واقعی حقوق و مزایای مدیران و مهندسان، بدون انتشار اسناد مربوط نمی‌توان داوری کرد؛ اما شرکت می‌تواند با انتشار شفاف هزینه‌های نیروی انسانی، مدیریت و پاداش‌ها، به این ابهامات پایان دهد. مساله اصلی در اینجا کاهش یا افزایش حقوق مدیران نیست؛ مساله تناسب هزینه مدیریت با عملکرد و شرایط مالی شرکت است.

منبع: رویداد 24

دیدگاهتان را بنویسید