3 اولویت برای اصلاح سیاستهای صنعت فولاد / سیاستگذاریهای نادرست، صنعت فولاد را از مسیر توسعه خارج کرد
کیوان جعفری طهرانی تحلیلگر ارشد صنعت فولاد میگوید: توسعه بیضابطه ظرفیت تولید، بدون انرژی، آب و زیرساخت، نتیجهای جز کاهش بهرهوری و افت رقابت پذیری نداشته است.
به گزارش فولاد نیوز، صنعت فولاد ایران طی بیش از یک دهه گذشته، باوجود سرمایه گذاری های گسترده و تعریف دهها پروژه جدید، هنوز نتوانسته به اهداف تعیین شده در سند چشمانداز و طرح جامع فولاد دست یابد. به این معنا که اگرچه ظرفیت اسمی تولید به بیش از ۷۰ میلیون تن رسیده، اما تولید واقعی سالهاست در محدوده ۳۲ میلیون تن متوقف مانده است.
کیوان جعفری طهرانی، تحلیلگر ارشد صنعت فولاد، در گفت و گویی تحلیلی، مهم ترین دلیل این شکاف را «سیاست گذاری های نادرست، توسعه بدون مطالعه، جانمایی نامناسب پروژهها، بیتوجهی به زیرساخت های انرژی و آب و همچنین ضعف در مدیریت صادرات» عنوان می: کند. به اعتقاد او، صنعت فولاد بیش از آنکه به توسعه کمی نیاز داشته باشد، نیازمند بازنگری اساسی در شیوه سیاستگذاری و تمرکز بر مزیتهای واقعی کشور است.
صدور مجوزهای گسترده؛ آغاز انحراف صنعت فولاد
جعفری طهرانی، در پاسخ به این سوال که بزرگترین اشتباه سیاستگذاری در صنعت فولاد چه بوده است، گفت: یکی از بزرگ ترین خطاهای سیاست گذاری طی یک دهه گذشته، صدور گسترده مجوزهای احداث واحدهای فولادی بدون انجام مطالعات کارشناسی و امکان سنجی بوده است.
وی افزود: ظرفیت اسمی تولید فولاد کشور بر اساس مجوزهای صادرشده به بیش از ۷۰ میلیون تن رسیده، اما این توسعه نه بر پایه نیاز واقعی کشور بوده و نه متناسب با امکانات زیرساختی ایران طراحی شده است. در نتیجه، بخش قابل توجهی از این طرح ها یا هرگز به مرحله تولید کامل نرسیدند یا امروز با ظرفیتی بسیار پایین تر از توان اسمی فعالیت می کنند.
جعفری طهرانی تصریح کرد: این در حالی است که اصولا توسعه صنعت فولاد باید بر پایه مطالعات اقتصادی، جغرافیایی، منابع انرژی، دسترسی به آب و بازارهای هدف انجام می شد، اما در بسیاری از موارد این اصول نادیده گرفته شد و همین موضوع هزینه های سنگینی را به اقتصاد کشور تحمیل کرد.
هزینه های سنگین انتقال آب؛ نتیجه جانمایی نادرست پروژه ها
این تحلیلگر صنعت فولاد، جانمایی نامناسب بسیاری از کارخانههای فولادی را از دیگر پیامدهای سیاست گذاریهای اشتباه عنوان کرد و اذعان داشت: تعداد زیادی از واحدهای فولادی در مناطقی احداث شدند که از همان ابتدا با کمبود شدید آب و محدودیت انرژی مواجه بودند. همین موضوع موجب شد دولت و بخش خصوصی طی سال های گذشته میلیاردها تومان برای انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به مناطق مرکزی کشور سرمایه گذاری کنند تا بتوانند نیاز این صنایع را تأمین کنند. در حالی که اگر مکان یابی پروژهها از ابتدا بر اساس مزیت های طبیعی کشور انجام می شد، بخش مهمی از این هزینه ها هرگز به اقتصاد ایران تحمیل نمی شد.
تولید ۵۵ میلیون تنی فولاد؛ برنامه ای که محقق نشد
جعفری طهرانی خاطرنشان کرد: در ابتدای دهه ۱۳۹۰ هدف گذاری شده بود که ایران تا سال ۱۴۰۴ به تولید ۵۵ میلیون تن فولاد خام برسد؛ اما این هدف هرگز محقق نشد که از مهمترین عوامل موثر بر عدم تحقق این هدف میتوان به «محدودیت های انرژی، کمبود آب، مشکلات زیرساختی، تحریم های خارجی و نبود برنامه ریزی صحیح» اشاره کرد.
جعفری طهرانی تأکید کرد: حتی پیش از تحولات اخیر و جنگ نیز تولید واقعی فولاد کشور در محدوده ۳۲ میلیون تن باقی مانده بود و این فاصله قابل توجه میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی، نشان دهنده ضعف در سیاست گذاری و اجرای برنامه های توسعه ای است.
رکود پروژههای عمرانی، مصرف فولاد را کاهش داد
این تحلیلگر ارشد صنعت فولاد، کاهش مصرف سرانه فولاد را یکی دیگر از پیامدهای سیاست های اقتصادی ساله ای اخیر عنوان کرد و کفت: طی حدود یک دهه گذشته بسیاری از پروژه های بزرگ زیربنایی کشور از جمله پالایشگاه های جدید، نیروگاه ها، پتروشیمی ها، فرودگاه ها و سایر طرح های عمرانی بزرگ یا متوقف شده اند یا با سرعت بسیار کند پیش رفته اند. همین مسئله موجب شده تقاضای داخلی فولاد نیز به طور مستمر کاهش پیدا کند و مصرف سرانه فولاد کشور سال به سال افت داشته باشد.
وی افزود: با این وجود رونق صنعت فولاد تنها با افزایش ظرفیت تولید امکان پذیر نیست، بلکه توسعه پروژه های عمرانی و سرمایه گذاری در زیرساخت های کشور نیز باید همزمان دنبال شود.
توسعه ظرفیت بدون توسعه انرژی؛ اشتباهی پرهزینه
جعفری طهرانی در ادامه با تاکید بر اینکه توسعه ظرفیت تولید بدون توسعه زیرساخت های انرژی اشتباهی محض بود، گفت: بسیاری از کارخانه های فولادی هنوز هم به دلیل محدودیت برق و گاز امکان فعالیت با ظرفیت کامل را ندارند و همین موضوع موجب شده سرمایه گذاری های انجامشده بازده اقتصادی لازم را نداشته باشند.
وی همچنین به وضعیت طرحهای موسوم به فولادهای هفتگانه اشاره کرد و افزود: تعدادی از این پروژه ها هنوز نتوانسته اند به مرحله تولید محصول نهایی برسند و در مراحل میانی زنجیره تولید متوقف مانده اند. بنابراین سیاست منطقی این بود که ابتدا پروژه های نیمه تمام تکمیل شوند و سپس مجوز اجرای طرح های جدید صادر شود، اما روندی معکوس در پیش گرفته شد و همین مسئله بخشی از منابع کشور را بلااستفاده گذاشت.
3 اولویت برای اصلاح سیاست های صنعت فولاد
جعفری طهرانی در پاسخ به این پرسش که اگر اختیار کامل سیاست گذاری صنعت فولاد را در اختیار داشتید، چه اقداماتی را در اولویت قرار میدادید، کفت: طبق یک ضرب المثل انگلیسی که می گوید «توده را ببین و بر خلاف جهت آن حرکت کن»، معتقدم که کاری که دیگران انجام میدهند را الزاما نباید انجام داد.
وی در این راستا سه محور اصلی را مطرح کرد و گفت: نخستین اقدام اولویت دار، توقف توسعه پراکنده و تمرکز بر تکمیل پروژه های نیمه تمام و ایجاد زیرساخت های مورد نیاز به جای تعریف طرح های جدید است؛ چرا که پراکندگی جغرافیایی پروژه های فولادی، یکی از ضعف های ساختاری این صنعت است.
وی تأکید کرد: اگر توسعه صنعت فولاد به صورت متمرکز و تخصصی انجام می شد، هزینه های تولید کاهش می یافت، زیرساختها بهتر مدیریت می شد و بهره وری واحدهای فولادی نیز افزایش پیدا می کرد.
به گفته او، در بسیاری از کشورها توسعه صنایع فولادی به شکل خوشه های صنعتی انجام می شود؛ الگویی که علاوه بر کاهش هزینهها، امکان استفاده مشترک از زیرساختها را نیز فراهم می کند.
تمرکز بر محصولات خاص؛ حلقه مفقوده صنعت فولاد ایران
وی افزود: اقدام بعدی تمرکز بر تولید محصولات تخصصی و دارای ارزش افزوده بالا و پرهیز از توسعه بی هدف تمامی حلقههای زنجیره فولاد است. این کارشناس معتقد است: صنعت فولاد ایران به جای حرکت به سمت تولید انبوه محصولات عمومی، باید روی محصولات تخصصی و دارای ارزش افزوده بیشتر تمرکز می کرد.
جعفری طهرانی: ایران به جای توسعه همزمان تمام حلقه های زنجیره، میتوانست در برخی محصولات خاص به مزیت رقابتی دست پیدا کند و سهم بیشتری از بازارهای جهانی را در اختیار بگیرد
وی با اشاره به تجربه کشورهای مختلف می گوید: بسیاری از کشورها با وجود نداشتن منابع معدنی گسترده، از طریق سرمایه گذاری هدفمند در حلقه های خاص زنجیره فولاد توانسته اند جایگاه قابل توجهی در بازارهای جهانی به دست آورند. لذا بنده معتقدم ایران نیز به جای توسعه همزمان تمام حلقه های زنجیره، میتوانست در برخی محصولات خاص به مزیت رقابتی دست پیدا کند و سهم بیشتری از بازارهای جهانی را در اختیار بگیرد.
لزوم هماهنگی صادرکنندگان برای حفظ بازارهای جهانی
جعفری طهرانی اصلاح ساختار صادرات از طریق هماهنگی میان تولیدکنندگان، حذف رقابتهای ناسالم و تدوین راهبردی واحد برای حضور مؤثر در بازارهای جهانی، را سومین اقدام اولویت دار برای صنعت فولاد عنوان کردو گفت: صادرکنندگان فولاد باید با ایجاد سازوکارهای هماهنگ، از رقابت مخرب جلوگیری کنند. در حقیقت اگر تولیدکنندگان بتوانند در انتخاب بازارهای هدف، نوع محصولات صادراتی و نحوه عرضه با یکدیگر هماهنگ شوند، ضمن حفظ سهم بازار، امکان افزایش قیمت صادراتی نیز فراهم خواهد شد.
وی تأکید کرد: رقابت زمانی مفید است که به ارتقای کیفیت و افزایش بهره وری منجر شود، نه اینکه صادرکنندگان یک کشور با کاهش قیمت، منافع ملی را تضعیف کنند.
تحریم ها تنها عامل مشکلات صادرات نیست
جعفری طهرانی تصریح کرد: اگرچه تحریم های بین المللی، محدودیت های بانکی، مشکلات نقل و انتقال پول، دشواری گشایش اعتبار اسنادی (LC) و اخیراً افزایش ریسک های ناشی از جنگ، صادرات فولاد ایران را با مشکلات متعددی مواجه کرده است، اما همه مشکلات صادرات را نمیتوان به این عوامل نسبت داد. به گفته وی، رقابت ناسالم میان تولیدکنندگان داخلی نیز آسیب جدی به بازارهای صادراتی ایران وارد کرده است.
این تحلیلگر صنعت خاطرنشان کرد: شرکت های فولادی کشور در بسیاری از بازارهای هدف به جای هماهنگی و تقسیم بازار، با کاهش قیمت و رقابت منفی، عملاً منافع یکدیگر را از بین برده اند؛ موضوعی که باعث شده قیمت صادراتی فولاد ایران معمولاً پایینتر از نرخ های جهانی باشد.
منبع: بازار