جغرافیای جدید فولاد / فولاد چینی در پرو جنجال به پا کرد
سرمایهگذاری چینی برای ساخت یک کارخانه فولاد در منطقه چیلکا در نزدیکی لیما، همزمان با تشدید محدودیتهای تجاری پرو علیه واردات فولاد چین، به یکی از پروژههای بحثبرانگیز صنعت فولاد آمریکای لاتین تبدیل شده است؛ پروژهای که علاوه بر ایجاد ظرفیت تولید داخلی، میتواند نشانهای از تغییر مسیر سرمایه فولاد چین برای حفظ دسترسی به بازارهای منطقهای باشد.
به گزارش فولاد نیوز، سرمایه چینی در حالی وارد مرحله ساخت یک کارخانه فولاد در منطقه ساحلی چیلکا در جنوب لیما شده که پرو اخیرا برای واردات مفتول فولادی (Wire rod) از چین، تعرفه ضد دامپینگ تعیین کرده است. پروژه «آسرو لیما شنگلانگ» (Acero Lima Shenglong) در زمینی به وسعت ۱۴ هکتار در حال احداث است و قرار است در نهایت به ظرفیت تولید سالانه حدود ۷۰۰ هزار تن برسد.
این پروژه از منظر تجاری اهمیت ویژهای دارد، زیرا محصولی که قرار است در مراحل بعدی در چیلکا تولید شود، دقیقا همان کالایی است که پرو برای واردات آن از چین محدودیت تجاری وضع کرده است. از این منظر، سرمایهگذاری شنگلانگ را میتوان بخشی از روند گستردهتر انتقال تولید فولاد چین به بازارهای مقصد دانست؛ رویکردی که در شرایط افزایش موانع تجاری، به شرکتها اجازه میدهد بخشی از تولید خود را در داخل بازار هدف مستقر کنند و وابستگی به صادرات مستقیم را کاهش دهند.
ظرفیت جدید
شرکت آسرو لیما شنگلانگ در ژوئیه ۲۰۲۴ توسط سه تبعه چینی در پرو به ثبت رسید. برنامه این شرکت بر تولید محصولات فولادی طویل متمرکز است و مرحله نخست آن شامل واردات بیلت از چین و تبدیل آن به میلگرد برای عرضه در بازار پرو و منطقه خواهد بود.
در مرحله دوم، شرکت قصد دارد کوره قوس الکتریکی (EAF) راهاندازی کند و زنجیره تولید را در داخل پرو توسعه دهد. این مرحله از آن جهت اهمیت دارد که میتواند به محصولات کارخانه امکان برخورداری از ادعای «منشأ پرو» را در چارچوب مقررات اقدامات جبرانی تجاری بدهد.
بر اساس برنامه فعلی، تولید کارخانه برای اوایل سال ۲۰۲۷ هدفگذاری شده است؛ با این حال، تحقق این زمانبندی به حل مسائل نظارتی و صدور مجوزهای لازم بستگی دارد. پروژه دیگری با نام Acero Americano نیز در همان منطقه پیشنهاد شده، اما در مراحل اولیه قرار دارد و سرمایهگذاران آن منتظر روشن شدن وضعیت شنگلانگ هستند.
سد مقررات
مهمترین چالش پروژه چیلکا، نه ظرفیت تولید بلکه وضعیت مجوزهای آن است. بر اساس گزارشهای رسانههای محلی با استناد به اطلاعات وزارت تولید پرو و آژانس ملی صدور گواهینامه زیستمحیطی سناسه، شرکت برای پروژه خود ارزیابی اثرات زیستمحیطی (EIA) ارائه نکرده است؛ اقدامی که برای پروژههای صنعتی در این مقیاس پیش از آغاز قانونی ساختوساز الزامی است.
همچنین گزارش شده بود که هنگام نخستین پوشش رسانهای پروژه در مارس 2026، مجوزهای ساختوساز شهری و توسعه شهری نیز وجود نداشتهاند. آژانس اجرای قوانین زیستمحیطی پرو (OEFA) در دسامبر 2025 از محل پروژه بازرسی کرد، اما به دلیل عملیاتی نبودن کارخانه، تحریمی اعمال نکرد.
شنگلانگ در واکنش به این انتقادات اعلام کرده است که تحقیقات نظارتی هیچ تخلفی از سوی این شرکت پیدا نکرده و مجموعه با مقامهای مسئول همکاری میکند.
فولادسازان معترض
ورود این پروژه با واکنش شرکت فولادسازی پرویی سایدرپرو (Siderperu)، متعلق به گردائو (Gerdau)، همراه شده است. این شرکت تاکید کرده که با ورود بازیگران جدید به بازار مخالفتی ندارد، اما معتقد است همه تولیدکنندگان داخلی و خارجی باید تحت قوانین و استانداردهای یکسان فعالیت کنند.
این موضع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که تولیدکنندگان پرویی از افزایش واردات فولاد یارانهای از آسیا و تاثیر آن بر قیمتها، حاشیه سود و تولید داخلی ابراز نگرانی کردهاند. به بیان دیگر، اختلاف اصلی بر سر ملیت سرمایهگذار نیست؛ بلکه بر سر برابری شرایط رقابت و رعایت الزامات زیستمحیطی، شهری و تجاری است.
وابستگی وارداتی
بازار فولاد پرو همچنان به واردات وابستگی قابل توجهی دارد. طبق گزارش انجمن ملی صنایع (SNI)، بخش تولید پرو در سال ۲۰۲۵ رشد ۲.۷ درصدی داشت و تولید محصولات فلزی ساختهشده نیز ۳.۸ درصد افزایش یافت.
در سطح منطقه، انجمن فولاد آمریکای لاتین (Alacero) اعلام کرده است که اگرچه تولید فولاد آمریکای لاتین برای چهارمین سال متوالی کاهش یافته، مصرف ظاهری محصولات فولادی نوردشده در سال ۲۰۲۵ با رشد ۱.۳ درصدی نسبت به سال قبل به ۷۴.۱ میلیون تن رسید.
در پرو، افزایش واردات میلگرد نیز وابستگی بازار را برجستهتر کرده است. بر اساس دادههای انجمن صادرکنندگان پرو (ADEX)، واردات میلگرد در ژانویه ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۲۱.۴ درصد افزایش یافت.
تعرفه ۸۱ دلاری
در ۱۲ آوریل ۲۰۲۶، سازمان INDECOPI پرو با انتشار قطعنامه شماره ۰۶۵-۲۰۲۶/CDB-INDECOPI در روزنامه رسمی «ال پروآنو»، اعمال تعرفه ضد دامپینگ بر واردات مفتول فولادی از چین را نهایی کرد.
بر اساس این تصمیم، عوارضی معادل ۸۱.۳۰ دلار به ازای هر تن برای مدت پنج سال تعیین شد. این اقدام شرکتهایی از جمله Angang Steel Co، Angang Group Hong Kong Co، Benxi North Steel Rolling Co و Benxi Iron & Steel Hong Kong را دربر میگیرد و کدهای تعرفه ۷۲۱۳.۲۰.۰۰.۰۰، ۷۲۱۳.۹۱.۱۰.۰۰، ۷۲۱۳.۹۱.۹۰.۰۰ و ۷۲۱۳.۹۹.۰۰.۰۰ را پوشش میدهد.
همزمان، صادرات مفتول فولادی چین به پرو در آوریل ۲۰۲۶ به حدود ۳۸,۳۰۰ تن رسید؛ رقمی که یکی از بالاترین سطوح این سری آماری بود و احتمالا با افزایش بارگیری محمولهها پیش از اجرایی شدن تعرفه ارتباط داشت.
تغییر مسیر سرمایه
اهمیت پروژه چیلکا فراتر از یک کارخانه فولاد است. صنعت فولاد چین با مازاد ظرفیت و ضعف تقاضای داخلی، بهویژه در پی رکود بازار مسکن این کشور، مواجه است. در چنین شرایطی، ایجاد ظرفیت تولید در بازارهای خارجی میتواند راهی برای حفظ بازار فروش و استفاده از ظرفیت مازاد باشد.
این روند با افزایش موانع تجاری اهمیت بیشتری پیدا کرده است. به جای صادرات مستقیم فولاد از چین، بخشی از سرمایه میتواند به سمت احداث واحدهای تولیدی در کشورهای مقصد حرکت کند. چنین ساختاری هزینههای تجاری را کاهش میدهد و در صورت تحقق شرایط لازم، امکان دسترسی به قواعد مبدأ و بازارهای منطقهای را افزایش میدهد.
پرو نیز به دلیل توافق تجارت آزاد با چین که از سال ۲۰۱۰ لازمالاجراست، برای این نوع سرمایهگذاری جذابیت ویژهای دارد. این توافق علاوه بر فراهم کردن چارچوب حمایت از سرمایهگذاری، امکان ایجاد زنجیرههای تامین منطقهای را تقویت میکند.
الگوی منطقهای
پرو تنها نمونه این روند نیست. در پاراگوئه، پروژه Acereste که به سرمایه خصوصی چینی مرتبط دانسته میشود، تحت رژیم مشوق مالی ماکیلا مورد استقبال دولت قرار گرفته و در قالب استراتژی صنعتیسازی صادراتمحور توسعه یافته است.
تفاوت واکنش دو کشور قابل توجه است. در حالی که پاراگوئه تلاش کرده از سرمایه فولاد چین برای توسعه ظرفیت صادراتی استفاده کند، پروژه چیلکا در پرو با حساسیت بیشتر تولیدکنندگان داخلی و نهادهای نظارتی روبهرو شده است.
همزمان، تصویب چارچوب مناطق ویژه اقتصادی تحت مدیریت خصوصی (ZEEP) در پرو در آوریل 2026 نیز میتواند جذابیت این کشور برای سرمایهگذاری خارجی را افزایش دهد. مشوقهای مالیاتی و گمرکی این مناطق، بهویژه در اطراف زیرساختهای لجستیکی و بندر چانکای، میتواند زمینه را برای توسعه پروژههای صنعتی جدید فراهم کند.
آزمون چیلکا
پروژه شنگلانگ در نهایت میتواند آزمونی برای مدل جدید سرمایهگذاری فولاد چین در آمریکای لاتین باشد؛ مدلی که در آن سرمایه چینی به جای صادرات مستقیم محصول نهایی، بخشی از فرآیند تولید را در بازار مقصد مستقر میکند.
با این حال، ابعاد پروژه هنوز در مقایسه با صنعت فولاد چین کوچک است و نمیتوان آن را بهتنهایی نشانه انتقال گسترده ظرفیت فولاد چین دانست. اهمیت اصلی آن در مدل تجاری و جغرافیایی پروژه نهفته است: تولید نزدیک به بازار مصرف، کاهش اثر موانع تجاری و امکان ایجاد زنجیره تامین منطقهای.
آینده این پروژه به سه عامل اصلی وابسته است: نخست، اینکه آیا سناسه پیش از ادامه فعالیت، ارائه ارزیابی زیستمحیطی را الزامی خواهد کرد؛ دوم، اینکه آیا INDECOPI دامنه بررسیهای خود را به واردات مرتبط با کارخانههای جدید گسترش میدهد؛ و سوم، اینکه تحقیقات تجاری برزیل درباره مفتول وارداتی از چین و روسیه چه تاثیری بر بازار مقصد احتمالی این تولیدکنندگان خواهد گذاشت.
در نتیجه، چیلکا صرفا داستان ساخت یک کارخانه فولاد نیست؛ بلکه نمونهای از رقابت میان دو روند متضاد است: از یک سو، تلاش پرو برای جذب سرمایه خارجی و تبدیل شدن به قطب صنعتی و لجستیکی منطقه و از سوی دیگر، افزایش حساسیت نسبت به واردات ارزان و سرمایهگذاریهایی که ممکن است ساختار تجارت فولاد آمریکای لاتین را تغییر دهند. اگر شنگلانگ بتواند موانع قانونی و سیاسی را پشت سر بگذارد و تولید را در اوایل سال ۲۰۲۷ آغاز کند، این پروژه میتواند به الگویی برای سرمایهگذاریهای مشابه چین در منطقه تبدیل شود؛ اما اگر محدودیتهای نظارتی ادامه یابد، چیلکا ممکن است بیش از آنکه نماد گسترش سرمایه چینی باشد، به نمونهای از دشواریهای انتقال تولید فولاد چین به بازارهای خارجی تبدیل شود.