توافق ۵ ساله دولت استرالیا، دولت تاسمانی و ریوتینتو برای تأمین برق کارخانه آلومینیوم بلبی، نشان میدهد، مزیت یک صنعت انرژیبر فقط با داشتن نیروگاه یا منابع طبیعی ساخته نمیشود؛ آنچه کارخانه را روشن نگه میدارد، دسترسی بلندمدت، پایدار و قابلپیشبینی به برق است. در ایران اما تولیدکنندگان آلومینیوم همچنان باید میان محدودیت شبکه، افزایش هزینه و برنامههای متغیر مدیریت مصرف حرکت کنند.
به گزارش فولادنیوز، کارخانه آلومینیوم بلبی در شمال تاسمانی، روی کاغذ یکی از کارخانههایی است که نباید مشکل انرژی داشته باشد. این مجموعه که به برقآبی دسترسی دارد، سالانه حدود ۱۹۰ هزار تن آلومینیوم تولید میکند و محصولی کمکربنتر از بخش بزرگی از آلومینیوم جهان به بازار میدهد. با اینحال، تا همین چند روز پیش، ادامه فعالیت آن با پایان سال ۲۰۲۶ قطعی نبود.
قرارداد فعلی تأمین برق بلبی قرار بود در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۶ منقضی شود و مذاکرات ریوتینتو با شرکت دولتی «هیدرو تاسمانی» بر سر قیمت قرارداد جدید به بنبست رسید. فاصله میان قیمتی که ریوتینتو حاضر بود بپردازد و قیمتی که عرضهکننده برق، اقتصادی میدانست، حدود ۶۰ میلیون دلار استرالیا در سال برآورد شده بود. برای کارخانهای که بیش از یکچهارم برق تاسمانی را مصرف میکند، حتی اختلاف محدودی در قیمت هر واحد برق میتواند سود و زیان سالانه را تغییر دهد.
قرارداد برق، مهمتر از معدن
در نهایت، دولت فدرال استرالیا و دولت تاسمانی وارد میدان شدند. براساس توافق جدید، هیدرو تاسمانی برق کارخانه را تا پایان سال ۲۰۳۱ تأمین میکند. همزمان، دو دولت بسته حمایتی ۲۰۰ میلیون دلار استرالیا را برای پنج سال تصویب کردهاند که هزینه آن بهطور مساوی میان دولت فدرال و دولت محلی تقسیم میشود.
این حمایت، از قرارداد برق جداست و میزان پرداختهای آن نیز به قیمت آلومینیوم وابسته خواهد بود. به بیان ساده، اگر قیمت جهانی آلومینیوم افزایش یابد و کارخانه درآمد بیشتری کسب کند، سازوکاری برای محدودکردن هزینه دولت وجود دارد. این بخش از توافق برای پاسخ به یک انتقاد جدی طراحی شده است، مبنی بر اینکه چرا مالیاتدهندگان باید به کارخانهای کمک کنند که مالک آن ریوتینتو، یکی از بزرگترین و سودآورترین شرکتهای معدنی جهان، است؟
پاسخ دولت استرالیا این است که موضوع تنها صورت مالی یک شرکت نیست. بلبی ۵۵۰ نیروی مستقیم دارد و بیش از ۱۲۰۰ شغل دیگر به فعالیت آن وابستهاند. این کارخانه سالانه حدود ۲۶۰ میلیون دلار استرالیا از ۱۸۰ تأمینکننده خرید میکند. دولت تاسمانی برآورد کرده است که توافق جدید میتواند طی پنج سال حدود پنج میلیارد دلار فعالیت اقتصادی را حفظ کند.
کارخانهای ۷۱ساله با محصول آینده
بلبی در سال ۱۹۵۵ آغاز به کار کرد و نخستین کارخانه ذوب آلومینیوم در نیمکره جنوبی بود. قدمت ۷۱ساله آن ممکن است در نگاه اول نشانه فرسودگی باشد، اما دسترسی به برقآبی جایگاه متفاوتی به کارخانه داده است. در بازاری که خودروسازان، سازندگان کابل و شرکتهای فناوری بهدنبال آلومینیوم با ردپای کربن پایینتر هستند، برق تجدیدپذیر میتواند یک کارخانه قدیمی را به تولیدکننده محصول آینده تبدیل کند.
با اینحال، سبز بودن بهتنهایی کافی نیست. کارخانهای که نتواند قیمت برق پنج سال آینده را پیشبینی کند، قادر به برنامهریزی برای تولید، تعمیرات و سرمایهگذاری نخواهد بود. دولت استرالیا با این توافق در واقع فقط برق نفروخته؛ بخشی از ریسک آینده کارخانه را نیز پذیرفته است.
این تصمیم نشان میدهد کشورهای صنعتی، انرژی را دیگر صرفاً کالایی روزانه نمیبینند. برق برای صنایع پایه بخشی از سیاست صنعتی، اشتغال منطقهای، امنیت عرضه و حتی استقلال سیاسی شده است. آلومینیوم در ساخت خودرو، هواپیما، کابل، تجهیزات دفاعی، پنل خورشیدی و شبکه انتقال برق استفاده میشود. کشوری که ظرفیت ذوب خود را از دست بدهد، ممکن است در شرایط عادی شمش وارد کند، اما در زمان بحران تجاری یا اختلال حملونقل با آسیبپذیری بیشتری روبهرو خواهد شد.
ایران؛ برق ارزان بدون اطمینان تولید
ماجرای بلبی برای ایران نیز پیام روشنی دارد. صنعت آلومینیوم ایران از نظر ساختاری وابستگی سنگینی به برق دارد؛ تولید هر تن شمش اولیه، بسته به فناوری و شرایط کارخانه، حدود ۱۴ تا ۱۷ هزار کیلوواتساعت برق مصرف میکند. بنابراین محدودیت برق در این صنعت فقط روشنایی سالن یا تجهیزات جانبی را مختل نمیکند؛ مستقیماً به قلب سلولهای احیا میرسد.
فرآیند تولید آلومینیوم برخلاف برخی خطوط صنعتی، برای توقف و راهاندازی مکرر طراحی نشده است. کاهش ناگهانی یا طولانی جریان برق میتواند پایداری سلولها را مختل کند، راندمان را پایین بیاورد و هزینه بازگشت خط به شرایط عادی را افزایش دهد. به همین دلیل، «مقدار برق تحویلی» تنها مساله نیست؛ پیوستگی و قابلیت پیشبینی آن نیز اهمیت دارد.
در سال ۱۴۰۵ صنایع ایران بار دیگر با برنامههای مدیریت مصرف مواجه شدند. وزارت نیرو از ابتدای مهر محدودیتها را کاهش داده و به صنایع دارای قرارداد دیماندی و بدون بدهی معوق اجازه داده است در فاصله ساعت ۲۲ تا ۱۰ صبح، بیش از قدرت قراردادی برق مصرف کنند و جریمه تجاوز از قدرت نپردازند. بااینحال، اجرای این امکان همچنان به وضعیت سوخت، ظرفیت شبکه و محدودیتهای فنی وابسته است.
این تصمیم میتواند بخشی از تولید از دسترفته تابستان را جبران کند، اما جای قرارداد پایدار انرژی را نمیگیرد. کارخانه آلومینیوم نمیتواند تمام برنامه تولید خود را به ساعات کمباری منتقل کند. علاوه بر این، تولیدکننده برای فروش صادراتی، تأمین مواد اولیه و تحویل محصول به صنایع پاییندستی به تقویمی قابلاعتماد نیاز دارد، نه فرصتی موقت برای مصرف بیشتر در شب.
تفاوت ۲ سیاست انرژی
استرالیا نیز برق رایگان در اختیار ریوتینتو نگذاشته است. دولت، شرکت برق و تولیدکننده پس از ماهها مذاکره، قیمت و حمایت را برای پنج سال مشخص کردهاند و پرداخت عمومی را نیز به شرایط بازار آلومینیوم گره زدهاند. در ایران، بحثها بیشتر حول میزان محدودیت، ساعات مجاز مصرف و جبران تولید ازدسترفته میچرخد.
درس بلبی برای ایران، تقلید از پرداخت یارانه نیست. مساله اصلی، تبدیل سیاست انرژی از مدیریت روزانه بحران به قرارداد صنعتی بلندمدت است. قراردادهای چندساله برق، توسعه نیروگاههای اختصاصی با امکان انتقال واقعی برق، ابزارهای مالی جبران محدودیت و اعلام زودهنگام برنامه قطع یا کاهش بار میتواند بخشی از نااطمینانی صنعت را کم کند.
کارخانه آلومینیوم پیش از آنکه به بوکسیت و آلومینا وابسته باشد، به جریان پیوسته برق وابسته است. استرالیا تصمیم گرفته هزینه حفظ این جریان را شفاف کند؛ ایران هنوز بخش بزرگی از این هزینه را به شکل کاهش تولید، فرسایش تجهیزات و ازدسترفتن فرصت صادرات میپردازد.
دیدگاهتان را بنویسید