کد مطلب: 25728
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵-۰۶-۱۸ | ۱۰:۳۱
فولادنیوز گزارش می‌دهد؛

بزرگ‌ترین گلوگاه سنگ آهن جهان در آستانه اعتصاب

اختلاف میان شرکت بی‌اچ‌پی و کارگران بندر هدلند استرالیا هنوز به توافق نرسیده است. موضوع در ظاهر به دستمزد و مزایای چندصد کارگر مربوط می‌شود، اما محل مناقشه بزرگ‌ترین بندر صادرات کالای فله جهان است؛ گلوگاهی که توقف آن می‌تواند جریان سنگ‌آهن به چین را مختل کند و قیمت ماده اولیه فولاد را در بازار جهانی بالا ببرد.

به گزارش فولادنیوز، بازار جهانی سنگ آهن این روزها فقط تحولات معادن برزیل، استرالیا و آفریقا را دنبال نمی‌کند. نگاه معامله‌گران به بندری در شمال‌غرب استرالیا دوخته شده که بخش بزرگی از سنگ‌آهن موردنیاز فولادسازان آسیایی از اسکله‌های آن عبور می‌کند.

مذاکرات بی‌اچ‌پی با اتحادیه‌های کارگری بندر هدلند بدون دستیابی به توافق پایان یافته و قرار است دو طرف بار دیگر با میانجی‌گری کمیسیون کار منصفانه استرالیا پای میز مذاکره بنشینند.

اتحادیه‌های کارگری هنوز اعتصاب تازه‌ای را اعلام نکرده‌اند؛ اما با توجه به برگزاری دو دور اعتصاب در ماه‌های گذشته و حل‌نشدن اختلاف‌ها، خطر توقف دوباره فعالیت‌ها همچنان از بازار دور نشده است. همین احتمال کافی است تا بندر هدلند از یک مناقشه محلی به یکی از مهم‌ترین ریسک‌های کوتاه‌مدت بازار جهانی سنگ‌آهن تبدیل شود.

اختلافی که پشت پیشنهاد ۱۷ درصدی پنهان شد

بی‌اچ‌پی برای دستیابی به یک قرارداد چهارساله، افزایش مجموعاً ۱۷ درصدی دستمزدها، پرداخت ۲۵ هزار دلار استرالیا طی دو سال و افزایش برخی مزایای مربوط به نوبت‌کاری را پیشنهاد کرده است. این پیشنهاد در نگاه نخست قابل‌توجه به نظر می‌رسد، اما اتحادیه‌ها می‌گویند مشکل فقط عدد افزایش دستمزد نیست.

به گفته نمایندگان کارگران، ساختار پیشنهادی بی‌اچ‌پی ممکن است موقعیت حدود ۴۰ درصد نیروی کار را در مقایسه با دیگر کارکنان تضعیف کند. بخشی از اختلاف به شکاف موجود میان دستمزد کارگرانی مربوط می‌شود که وظایف مشابهی دارند، اما تحت قراردادهای متفاوت استخدام شده‌اند. اتحادیه‌ها معتقدند شرکت به‌جای بالا آوردن سطح دریافتی گروه‌های کم‌برخوردار، قصد دارد برخی پرداخت‌ها را به مزایای متغیر و عملکردی وابسته کند.

سه اتحادیه کارگری در این مذاکرات حضور دارند و خواستار تضمین رسمی سطح فعلی دستمزدها و مزایا شده‌اند. بی‌اچ‌پی نیز می‌خواهد قرارداد جدید، ساختار پرداخت‌ها را یکپارچه کند و انعطاف بیشتری در مدیریت نیروی انسانی داشته باشد. نتیجه آنکه دو طرف پس از ماه‌ها گفت‌وگو هنوز بر سر معنای «برابری مزدی» به تفاهم نرسیده‌اند.

دور بعدی مذاکرات قرار است ۱۵ سپتامبر با حضور کمیسیون کار منصفانه استرالیا برگزار شود. تا آن زمان، هیچ اعتصاب جدیدی برنامه‌ریزی نشده است؛ اما سابقه دو توقف اعتراضی قبلی نشان می‌دهد شکست مذاکرات می‌تواند دوباره فعالیت بندر را تحت تاثیر قرار دهد.

بندری که جایگزین فوری ندارد

اهمیت این اختلاف را باید در ابعاد بندر هدلند جست‌وجو کرد. این بندر در منطقه پیلبارا در ایالت استرالیای غربی قرار دارد؛ منطقه‌ای که قلب تولید سنگ‌آهن استرالیا و یکی از مهم‌ترین مراکز تأمین خوراک فولاد جهان محسوب می‌شود.

بندر هدلند بزرگ‌ترین بندر صادرات کالای فله در جهان است. در سال مالی ۲۰۲۵-۲۰۲۶ حدود ۵۸۰.۴ میلیون تن کالا از آن عبور کرد که بخش بسیار بزرگی از آن سنگ‌آهن بود. مجموعه بنادر پیلبارا نیز در همین دوره بیش از ۸۰۰ میلیون تن کالا جابه‌جا کرد و رکورد تازه‌ای به ثبت رساند. در ژوئیه ۲۰۲۶، کل عملیات ماهانه این مجموعه به ۶۳.۸ میلیون تن رسیده بود.

بی‌اچ‌پی به‌تنهایی روزانه حدود ۸۰ میلیون دلار سنگ‌آهن از طریق بندر هدلند صادر می‌کند. شرکت فورتسکیو و شماری دیگر از تولیدکنندگان نیز برای رساندن محصول خود به بازارهای آسیایی به همین زیرساخت وابسته‌اند. به همین دلیل، اختلال در بندر به‌آسانی قابل جبران نیست. نمی‌توان صدها میلیون تن بار معدنی را در مدت کوتاهی به بندر دیگری منتقل کرد؛ زیرا خطوط ریلی، محل دپو، تجهیزات بارگیری و برنامه حرکت کشتی‌ها برای همین مسیر طراحی شده‌اند.

در اعتصاب‌های قبلی، کارگران برای مدتی بارگیری کشتی‌ها و بخشی از فعالیت‌های عملیاتی را متوقف کردند. در یکی از برنامه‌های اعتراضی، اتحادیه‌ها اعلام کرده بودند که توقف دو روزه می‌تواند حرکت ۱۶ محموله را به تعویق بیندازد. اگر اعتراض‌های بعدی طولانی‌تر شوند، صف کشتی‌های فله‌بر در آب‌های اطراف بندر شکل می‌گیرد و شرکت‌ها علاوه بر کاهش فروش، با هزینه معطلی کشتی و به‌هم‌ریختگی برنامه تحویل روبه‌رو می‌شوند.

چین در سوی دیگر ماجرا

مقصد اصلی سنگ‌آهن استرالیا چین است. آمار استرالیای غربی نشان می‌دهد حجم صادرات سنگ‌آهن این ایالت در ۱۲ ماه منتهی به مارس ۲۰۲۶ به ۹۲۶ میلیون تن رسیده که ۴.۴ درصد بیشتر از دوره مشابه سال قبل بوده است. ارزش صادرات به چین نیز ۱۰۱.۷ میلیارد دلار استرالیا برآورد شده و چین ۸۶.۱ درصد ارزش صادرات سنگ‌آهن استرالیای غربی را در اختیار داشته است.

این وابستگی دوطرفه است. استرالیا برای فروش حجم عظیم سنگ‌آهن خود به بازار چین نیاز دارد و فولادسازان چینی نیز نمی‌توانند به‌سرعت جایگزینی هم‌اندازه برای ذخایر پیلبارا پیدا کنند. برزیل فاصله حمل بیشتری با چین دارد و پروژهاندو در گینه نیز با وجود ظرفیت بزرگ، هنوز نمی‌تواند تمام وابستگی چین به استرالیا را برطرف کند.

هم‌زمانی اختلاف کارگری با افزایش تنش‌های تجاری میان خریداران چینی و شرکت‌های معدنی استرالیا، شرایط را حساس‌تر کرده است. شرکت دولتی منابع معدنی چین که خرید متمرکز سنگ‌آهن را برای بخش بزرگی از فولادسازان این کشور برعهده گرفته، در ماه‌های اخیر تلاش کرده قدرت چانه‌زنی خود را مقابل بی‌اچ‌پی و ریوتینتو افزایش دهد. اکنون احتمال اختلال در بندر می‌تواند بخشی از این قدرت را موقتاً به سمت عرضه‌کنندگان بازگرداند.

اگر بارگیری در هدلند مختل شود، فولادسازان چینی ناچار خواهند شد بخشی از نیاز خود را از موجودی بنادر، محموله‌های برزیلی یا عرضه‌کنندگان کوچک‌تر تأمین کنند. چنین وضعیتی معمولاً اختلاف قیمت میان عیارها و مبادی مختلف را افزایش می‌دهد و به نوسان قراردادهای سنگ‌آهن در بورس‌های دالیان و سنگاپور دامن می‌زند.

فرصت برای رقبا، فشار برای فولادسازان

هر توقفی در بندر هدلند الزاماً به جهش پایدار قیمت سنگ‌آهن منجر نمی‌شود. اثر واقعی به مدت اعتصاب، سطح موجودی بنادر چین، سودآوری کارخانه‌های فولاد و توان بی‌اچ‌پی برای جبران محموله‌های عقب‌افتاده بستگی دارد. اعتصاب چندساعته یا یک‌روزه ممکن است تنها برنامه کشتی‌ها را عقب بیندازد، اما توقف چندروزه یا تکرار اعتراض‌ها می‌تواند عرضه نقدی بازار را محدود کند.

در چنین شرایطی، شرکت واله برزیل، تولیدکنندگان هندی و برخی صادرکنندگان کوچک‌تر می‌توانند از افزایش تقاضای موقت سود ببرند. حتی سنگ‌آهن‌های کم‌عیارتر نیز ممکن است مشتری بیشتری پیدا کنند؛ به‌ویژه اگر قیمت محموله‌های پرعیار استرالیا افزایش یابد.

برای ایران، تاثیر ماجرا دوگانه است. بخش عمده نیاز کارخانه‌های فولادی کشور از معادن داخلی تأمین می‌شود؛ بنابراین اعتصاب در استرالیا مستقیماً خطوط تولید ایران را متوقف نمی‌کند. بااین‌حال، قیمت‌های جهانی سنگ‌آهن، کنسانتره، گندله و فولاد بر قیمت صادراتی و انتظارات بازار داخلی اثر می‌گذارند. افزایش قیمت جهانی می‌تواند شرایط فروش صادرکنندگان ایرانی سنگ‌آهن و محصولات میانیان زنجیره را بهتر کند، اما برای واحدهایی که با کمبود خوراک داخلی مواجه‌اند، به افزایش هزینه خرید منجر شود.

از سوی دیگر، اگر گرانی سنگ‌آهن هزینه فولادسازی در چین را بالا ببرد، ممکن است قیمت صادراتی محصولات فولادی چین نیز افزایش یابد. چنین اتفاقی فشار رقابتی بر فولاد ایران را در بازارهای منطقه کاهش می‌دهد. بااین‌حال، رکود تقاضای فولاد چین می‌تواند این اثر را خنثی کند؛ زیرا کارخانه‌های چینی در واکنش به افزایش هزینه خوراک، ممکن است تولیدتولید خود را کاهش دهند.

چندصد کارگر در برابر زنجیره جهانی فولاد

ماجرای بندر هدلند بار دیگر آسیب‌پذیری زنجیره جهانی فولاد را آشکار کرده است. صدها معدن و هزاران کارخانه به شبکه‌ای وابسته‌اند که بخشی از آن از چند بندر، مسیر ریلی و تنگه دریایی عبور می‌کند. در چنین ساختاری، اعتصاب چندصد کارگر، وقوع یک طوفان یا خرابی تجهیزات بارگیری می‌تواند بازاری میلیارددلاری را تحت تاثیر قرار دهد.

هنوز نمی‌توان گفت اعتصاب گسترده و طولانی در راه است. مذاکرات ادامه دارد و هر دو طرف انگیزه زیادی برای دستیابی به توافق دارند. بی‌اچ‌پی نمی‌خواهد روزانه ده‌ها میلیون دلار صادرات خود را در معرض خطر قرار دهد و کارگران نیز می‌دانند توقف طولانی می‌تواند فشار سیاسی و اقتصادی بزرگی ایجاد کند.

بااین‌حال، تا زمانی که قرارداد چهارساله امضا نشده، سایه اعتصاب از سر بندر هدلند کنار نمی‌رود. اکنون اختلاف بر سر دستمزد چندصد کارگر، درست در نقطه‌ای جریان دارد که بیش از نیم‌میلیارد تن کالا از آن عبور می‌کند. همین تضاد، هدلند را به یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های اقتصاد جهان تبدیل کرده است: بندری که توقف کوتاهش می‌تواند صدای خود را از معادن پیلبارا تا کوره‌های فولادسازی چین برساند.

برچسب‌ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *