ناترازی زنجیره فولاد تنها در محوطه معدن و کارخانه باقی نمی‌ماند و اثر آن دیر یا زود در صورت‌های مالی شرکت‌های بورسی ظاهر می‌شود. وقتی قیمت مواد اولیه سریع‌تر از نرخ فروش فولاد بالا می‌رود یا محدودیت انرژی تولید را متوقف می‌کند، سود از یک حلقه به حلقه‌ای دیگر منتقل می‌شود. در چنین بازاری، میزان تولید به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست، بلکه دسترسی به معدن، برق، گاز، محصول نهایی و بازار صادراتی است که برنده و بازنده را مشخص می‌کند.

به گزارش فولاد نیوز، زنجیره فولاد ایران از معدن آغاز می‌شود و پس از عبور از کنسانتره، گندله و آهن اسفنجی به شمش، ورق و مقاطع می‌رسد. هر حلقه، محصول حلقه قبلی را به‌عنوان ماده اولیه می‌خرد. بنابراین افزایش قیمت کنسانتره برای معدن‌کاری که آن را می‌فروشد درآمد است، اما برای تولیدکننده گندله هزینه محسوب می‌شود. همین رابطه تا انتهای زنجیره ادامه دارد.

در شرایط متعادل، افزایش هزینه مواد اولیه می‌تواند با رشد متناسب قیمت محصول بعدی جبران شود؛ اما بازار فولاد ایران متعادل نیست. قیمت‌های جهانی، نرخ ارز، فرمول‌های بورس کالا، ضعف تقاضای داخلی، محدودیت صادرات و قیمت انرژی با سرعت یکسان حرکت نمی‌کنند. نتیجه، فشرده‌شدن حاشیه سود برخی شرکت‌ها و تقویت موقعیت گروهی دیگر است.

بالادست؛ برنده مشروط گرانی مواد اولیه

شرکت‌های سنگ‌آهنی مانند گل‌گهر و چادرملو در نقطه‌ای از زنجیره قرار دارند که افزایش نرخ کنسانتره و گندله می‌تواند مستقیما درآمد آنها را بالا ببرد. معدن‌کاران همچنین در مقایسه با کوره‌های احیا و فولادسازی، وابستگی کمتری به گاز دارند؛ هرچند استخراج، خردایش و فرآوری آنها همچنان به برق و گازوئیل وابسته است.

گزارش سه‌ماهه نخست سال ۱۴۰۵ گل‌گهر این تفاوت را نشان می‌دهد. درآمد عملیاتی شرکت نسبت به دوره مشابه سال قبل ۱۶ درصد افزایش یافت و سود عملیاتی نیز ۶ درصد رشد کرد؛ با این‌حال، سود ناخالص یک درصد کاهش یافت. این ارقام نشان می‌دهد حتی حضور در بالادست نیز مصونیت کامل ایجاد نمی‌کند. رشد هزینه استخراج، حمل، حقوق دولتی، انرژی و مواد مصرفی می‌تواند بخشی از اثر افزایش نرخ فروش را خنثی کند.

شرکت معدنی زمانی برنده واقعی است که علاوه بر بهره‌مندی از افزایش نرخ محصول، معدن پرعیار، حمل‌ونقل مناسب و ظرفیت فرآوری در دسترس داشته باشد. شرکتی که برای توسعه معدن، تامین ماشین‌آلات یا خرید بخشی از خوراک به بیرون وابسته است، ممکن است فروش بیشتری ثبت کند، اما الزاما به همان نسبت سود بیشتری نسازد.

میانه زنجیره زیر فشار دوطرفه

تولیدکنندگان گندله و آهن اسفنجی در حساس‌ترین بخش زنجیره قرار گرفته‌اند. آنها مواد اولیه را با نرخ بالاتر از بالادست می‌خرند و هم‌زمان با محدودیت برق در تابستان و گاز در زمستان مواجه‌اند. اگر نرخ فروش محصولشان متناسب با هزینه خوراک و انرژی افزایش پیدا نکند، حاشیه سود به‌سرعت کاهش می‌یابد.

آهن اسفنجی از یک‌سو خوراک اصلی کوره‌های قوس الکتریکی است و از سوی دیگر تولید آن مصرف گاز بالایی دارد. در دوره کمبود گاز، کاهش تولید می‌تواند عرضه را محدود و قیمت را بالا ببرد؛ اتفاقی که برای تولیدکننده دارای موجودی یا انرژی پایدار فرصت می‌سازد، اما هزینه فولادساز خریدار را افزایش می‌دهد.

این وضعیت نشان می‌دهد برنده‌شدن تنها به نام محصول وابسته نیست. تولیدکننده آهن اسفنجی که گاز ندارد، از افزایش قیمت بازار بهره چندانی نمی‌برد؛ در مقابل، شرکتی که انرژی و خوراک خود را تامین کرده است می‌تواند از کمبود عرضه سود ببرد.

فولادسازان؛ فروش بیشتر، سود کمتر

فولادسازان هم‌زمان زیر فشار آهن اسفنجی، برق، گاز، حمل‌ونقل و محدودیت‌های صادراتی قرار دارند. برآورد ارائه‌شده از سوی فعالان صنعت نشان می‌دهد سهم انرژی در هزینه تولید برخی واحدهای فولادی به حدود ۳۰ درصد رسیده است. در چنین شرایطی، حتی افزایش فروش نیز نمی‌تواند تضمین‌کننده رشد سود باشد.

صورت‌های مالی سه‌ماهه نخست ۱۴۰۵ فولاد مبارکه نمونه روشنی از این فشار است. سود خالص شرکت به حدود ۱۲ هزار میلیارد تومان رسید و در مقایسه با سه‌ماهه نخست ۱۴۰۴ حدود ۲۶ درصد کاهش یافت. سود عملیاتی ۱۶ درصد و سود ناخالص ۱۲ درصد کم شد؛ درحالی‌که درآمد عملیاتی تنها دو درصد افت داشت. فاصله میان تغییر درآمد و سود نشان می‌دهد هزینه‌ها سریع‌تر از توان درآمدزایی شرکت رشد کرده‌اند.

فولاد کاوه جنوب کیش نیز در همین دوره ۲ هزار و ۲۹۷ میلیارد تومان سود خالص ساخت که ۴۳ درصد کمتر از دوره مشابه سال قبل بود. سود ناخالص این شرکت با کاهش ۲۷ درصدی به ۲ هزار و ۸۹۹ میلیارد تومان رسید. این افت نشان می‌دهد فولادساز صادراتی و مستقر در جنوب نیز از فشار هم‌زمان خوراک، انرژی و شرایط فروش در امان نیست.

همه فولادسازان بازنده نیستند

کارنامه فولاد خوزستان نشان می‌دهد نتیجه برای همه شرکت‌های فولادی یکسان نیست. این شرکت در سه‌ماهه نخست ۱۴۰۵ مبلغ ۱۱ هزار و ۸۱۰ میلیارد ریال سود خالص شناسایی کرد و سود هر سهم آن نسبت به دوره مشابه ۲۳ درصد افزایش یافت. درآمد پنج‌ماهه شرکت نیز به حدود ۴۵ هزار و ۲۱۹ میلیارد تومان رسید که ۲۵ درصد بیشتر از مدت مشابه سال قبل بود.

تفاوت عملکرد شرکت‌ها می‌تواند از ترکیب محصولات، موجودی مواد اولیه، میزان صادرات، نرخ تسعیر ارز، زمان تعمیرات و مدیریت محدودیت انرژی ناشی شود. بنابراین نمی‌توان تنها با مشاهده جایگاه یک شرکت در زنجیره، درباره سودآوری آن حکم قطعی داد.

حلقه آخر، بازنده خاموش

نوردکارانی که شمش می‌خرند و میلگرد، تیرآهن یا سایر مقاطع تولید می‌کنند، معمولا قدرت کمتری برای انتقال هزینه دارند. قیمت شمش با ارز و بازار صادراتی حرکت می‌کند، اما قیمت محصول نهایی زیر فشار رکود ساختمان و ضعف تقاضای داخلی قرار دارد. توقف تولید نیز هزینه‌های ثابت کارخانه را از بین نمی‌برد.

در نتیجه، برندگان پایدار ناترازی لزوما شرکت‌های بالادستی نیستند؛ شرکت‌هایی هستند که معدن، انرژی، تولید میانی و بازار فروش را هم‌زمان در اختیار دارند. بازندگان نیز واحدهایی‌اند که خوراک و انرژی را گران می‌خرند، محصولی کم‌تمایز تولید می‌کنند و برای فروش به بازار ضعیف داخلی وابسته‌اند.

برای سهامدار، رشد مبلغ فروش کافی نیست. نسبت رشد بهای تمام‌شده به درآمد، مقدار تولید واقعی، هزینه انرژی، موجودی کالا و سهم صادرات اطلاعات مهم‌تری ارائه می‌کنند. ناترازی زنجیره سود را نابود نمی‌کند؛ آن را میان نمادها جابه‌جا می‌کند و صورت‌های مالی سه‌ماهه ۱۴۰۵ نخستین نشانه‌های این جابه‌جایی را آشکار کرده‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید