ایران روی کمربندی از طلا قرار گرفته که هنوز بخش بزرگی از ظرفیت آن ناشناخته یا کم‌استفاده باقی مانده است. از تکاب و قروه در غرب کشور تا خراسان جنوبی و سیستان‌وبلوچستان در شرق، ذخایری وجود دارند که می‌توانند طلا را از یک کالای سرمایه‌ای به موتور توسعه معدنی، اشتغال محلی و صادرات محصولی با ارزش افزوده بالا تبدیل کنند.

به گزارش فولاد نیوز، میان «داشتن طلا در دل زمین» و «ساختن اقتصاد طلا» فاصله زیادی وجود دارد. ایران کانسارهای متعددی شناسایی کرده، اما اکتشاف عمیق، تامین مالی، فناوری فرآوری، زیرساخت و حتی شیوه تقسیم منافع معدن با جوامع محلی همچنان با ضعف‌های جدی روبه‌روست.

ایران دقیقاً چقدر طلا دارد؟

یکی از مشکلات بررسی صنعت طلای ایران، تفاوت آماری میان منابع مختلف است. در برخی گزارش‌های تازه، ذخایر شناسایی‌شده کشور حدود ۸۰۰ تن طلای محتوا و تعداد کانسارهای شناخته‌شده ۷۴ مورد اعلام شده است. با این برآورد، سهم ایران از ذخایر جهانی حدود ۰.۴۴ درصد خواهد بود.

اما عدد ۸۰۰ تن را نباید الزاماً معادل «ذخیره قطعی و اقتصادی آماده استخراج» دانست. ذخیره معدنی زمانی ارزش اقتصادی واقعی پیدا می‌کند که عیار، عمق، نرخ بازیابی، هزینه استخراج، آب و انرژی موردنیاز و امکان احداث کارخانه فرآوری آن مشخص شده باشد. بخشی از ارقام اعلامی ایران به منابع یا ذخایر شناسایی‌شده مربوط است و همه آنها هنوز به مرحله اثبات اقتصادی نرسیده‌اند.

این تمایز در معدن شادان نیز اهمیت دارد. در سال ۲۰۲۵ اعلام شد ذخیره قطعی کانسنگ این معدن در خراسان جنوبی به حدود ۶۱ میلیون تن رسیده که شامل ۷.۹۵ میلیون تن کانسنگ اکسیدی و ۵۳.۱ میلیون تن کانسنگ سولفیدی است. این عدد به معنای وجود ۶۱ میلیون تن طلای خالص نیست؛ بلکه وزن سنگی است که میزان مشخصی طلا در هر تن آن قرار دارد. ارزش نهایی معدن به عیار و درصد بازیابی فلز وابسته خواهد بود.

قطب‌های طلایی ایران کجا هستند؟

مهم‌ترین پهنه فعلی تولید طلا در ایران، محور تکاب در آذربایجان غربی است؛ جایی که دو معدن زرشوران و آق‌دره قرار دارند. زرشوران به‌دلیل حجم ذخیره و برخورداری از کارخانه فرآوری، یکی از مهم‌ترین دارایی‌های طلای کشور محسوب می‌شود. معدن آق‌دره نیز سال‌هاست در همین منطقه فعالیت می‌کند.

ساریگونی در شهرستان قروه استان کردستان یکی دیگر از مراکز اصلی تولید است. موته در استان اصفهان، کوه‌زر در خراسان رضوی، هیرد و شادان در خراسان جنوبی و محدوده‌های طلادار تفتان در سیستان‌وبلوچستان، بخش‌های دیگر نقشه طلای ایران را تشکیل می‌دهند.

اهمیت این پراکندگی فقط زمین‌شناسی نیست. بسیاری از این معادن در استان‌هایی قرار گرفته‌اند که با کمبود سرمایه‌گذاری صنعتی و فرصت شغلی پایدار روبه‌رو هستند. یک معدن طلا در صورت طراحی درست می‌تواند جاده، برق، آزمایشگاه، خدمات فنی، حمل‌ونقل و مشاغل پیمانکاری را به منطقه‌ای ببرد که گزینه‌های اقتصادی محدودی دارد.

تولیدی کمتر از ظرفیت زمین‌شناسی

داده‌های بین‌المللی، تولید طلای معدنی ایران در سال ۲۰۲۳ را حدود 7 تن نشان می‌دهند. در مقابل، آمار منتشرشده از عملکرد مجموعه‌های زیر پوشش ایمیدرو نشان می‌دهد تولید طلا در سال ۱۴۰۳ با رشد ۳۶ درصدی از هزار و ۳۳۸ کیلوگرم به هزار و ۶۸۸ کیلوگرم رسیده است.

این دو عدد متناقض نیستند؛ اولی برآورد کل تولید معدنی کشور است و دومی دامنه محدودتری از شرکت‌ها و واحدهای مورد گزارش ایمیدرو را پوشش می‌دهد. مخلوط‌کردن این دو جامعه آماری می‌تواند تصویری نادرست از عملکرد صنعت بسازد.

حتی با اتکا به برآورد 7 تنی، فاصله ایران با تولیدکنندگان بزرگ جهان زیاد است. تولید معدنی جهان سالانه بیش از 3 هزار تن است و کشورهایی مانند چین، روسیه، استرالیا، کانادا و آمریکا هرکدام چندین برابر ایران طلا استخراج می‌کنند. بنابراین، ایران برخلاف حضور پررنگ طلا در بازار سرمایه و پس‌انداز خانوارها، هنوز بازیگر بزرگی در بخش معدن این فلز نیست.

فرصتی برای درآمد ارزی کم‌حجم و پرارزش

طلا خلاف سنگ‌آهن و بسیاری از مواد معدنی حجیم، برای ایجاد ارزش صادراتی بالا به ناوگان عظیم حمل‌ونقل نیاز ندارد. چند تن محصول نهایی می‌تواند ارزشی معادل میلیون‌ها تن ماده معدنی کم‌عیار داشته باشد. همین ویژگی برای کشوری که با محدودیت لجستیک و تجارت خارجی مواجه است، اهمیت زیادی دارد.

توسعه معادن طلا همچنین می‌تواند بخشی از نیاز داخلی به شمش را تامین کند. ایران بازار بزرگی برای مصنوعات، سکه، شمش و صندوق‌های سرمایه‌گذاری طلا دارد. اگر تولید معدنی شفاف و استاندارد افزایش یابد، بخشی از تقاضای این زنجیره به‌جای واردات یا بازارهای غیررسمی، از تولید داخل پاسخ داده می‌شود.

با این حال، طلای استخراج‌شده نباید مستقیم از کارخانه فرآوری به بازاری مبهم وارد شود. ایجاد سامانه رهگیری از معدن تا شمش، عرضه شفاف، پالایش استاندارد و امکان تحویل محصول به بورس کالا می‌تواند منابع مالی سرمایه‌گذاران را نیز به پروژه‌های معدنی متصل کند.

اکتشاف، حلقه‌ای که نباید متوقف شود

بخش بزرگی از اکتشافات ایران همچنان به لایه‌های نزدیک سطح محدود است. استفاده از ژئوفیزیک هوایی، حفاری عمیق، داده‌های ماهواره‌ای و مدل‌سازی سه‌بعدی می‌تواند ادامه رگه‌های معدنی را در عمق آشکار کند. تجربه افزایش ذخیره در معادن موجود نشان می‌دهد گاهی کم‌هزینه‌ترین معدن جدید، همان توسعه اکتشافی پیرامون معدن فعال است.

فرصت دیگر، بازیابی طلا به‌عنوان محصول جانبی معادن مس و چندفلزی است. برخی ذخایر، به‌ویژه در پهنه‌های مس‌دار، علاوه بر فلز اصلی حاوی طلا و نقره‌اند. اگر مدار فرآوری فقط برای بازیابی مس طراحی شود، بخشی از این ارزش ممکن است در باطله باقی بماند. سرمایه‌گذاری در بازیابی فلزات همراه می‌تواند بدون افتتاح معدن مستقل، تولید طلا را افزایش دهد.

معدن طلا بدون توسعه محلی پایدار نمی‌ماند

تجربه بعضی مناطق معدنی نشان داده است که رشد تولید الزاماً به بهبود زندگی ساکنان اطراف منجر نمی‌شود. اگر نیروی کار، خرید خدمات، گردش مالی و درآمدهای قانونی معدن از منطقه خارج شود، مردم محلی سهم خود را تنها در گردوغبار، تردد کامیون‌ها و فشار بر منابع آب خواهند دید.

به‌کارگیری نیروی بومی آموزش‌دیده، خرید از پیمانکاران محلی، پرداخت شفاف حقوق دولتی و اختصاص بخشی از درآمد به زیرساخت‌های منطقه باید جزئی از مدل اقتصادی معدن باشد. این اقدامات کمک خیریه نیست؛ هزینه حفظ اعتماد عمومی و استمرار تولید است.

در سوی دیگر، فرآوری طلا با مخاطراتی مانند مصرف آب، مواد شیمیایی، سدهای باطله و آلودگی خاک همراه است. توسعه اقتصادی زمانی معنا دارد که پایش آب و خاک مستقل باشد، اطلاعات زیست‌محیطی منتشر شود و کارخانه‌ها به مدار بازچرخانی آب و مدیریت ایمن باطله مجهز شوند. نادیده‌گرفتن این هزینه‌ها می‌تواند یک دارایی معدنی را به منبع تعارض اجتماعی تبدیل کند.

طلا چگونه به فرصت ملی تبدیل می‌شود؟

مسیر بهره‌برداری از فرصت طلای ایران از انتشار داده‌های دقیق آغاز می‌شود. کشور به یک پایگاه عمومی نیاز دارد که در آن عیار، میزان کانسنگ، طلای محتوا، ظرفیت کارخانه و تولید واقعی هر معدن جداگانه اعلام شود. پس از آن، مجوزهای پایدار، تامین مالی بلندمدت، نوسازی ماشین‌آلات، تکمیل اکتشاف و شفافیت فروش قرار می‌گیرند.

ایران از نظر زمین‌شناسی فقیر نیست؛ مشکل اصلی آن است که هنوز میان کشف کانسار و شکل‌گیری یک زنجیره اقتصادی کامل فاصله وجود دارد. اگر طلا فقط استخراج و به شمش تبدیل شود، بخشی از ارزش آن به دست می‌آید. اما اگر در کنار معدن، خدمات فنی، آزمایشگاهی، ساخت تجهیزات، پالایش، تامین مالی و صنایع پایین‌دستی نیز توسعه پیدا کنند، طلا می‌تواند از یک فلز گران‌بها به یک صنعت مولد تبدیل شود.

دیدگاهتان را بنویسید