کمبود مس به بازار قراضه رسید
فشار عرضه در بازار مس دیگر به کمبود تولید معادن و کنسانتره محدود نیست. کارخانههای ذوب برای جبران کمبود خوراک به قراضه روی آوردهاند، اما افزایش تقاضا برای مواد بازیافتی، این مسیر جایگزین را نیز با محدودیت مواجه کرده است.
به گزارش فولاد نیوز، بازار جهانی مس مدتهاست درباره دشواری توسعه معادن جدید، کاهش عیار ذخایر و اختلال در فعالیت تولیدکنندگان بزرگ هشدار میدهد. تازهترین نشانهها اما میگویند تنگنای عرضه از حلقه استخراج عبور کرده و اکنون به بخشهای میانی و پاییندستی زنجیره رسیده است.
کاهش دسترسی به کنسانتره، رقابت کارخانههای ذوب را برای تهیه خوراک افزایش داده است. برخی واحدها برای حفظ تولید به استفاده بیشتر از قراضه روی آوردهاند، اما موجودی قابلمعامله قراضه نیز محدود است و تولید ضایعات جدید با سرعت افزایش تقاضا حرکت نمیکند. در نتیجه، مس بازیافتی که قرار بود بخشی از فشار کمبود را جذب کند، خود به کالایی کمیاب تبدیل شده است.
کارخانههای ذوب برای خرید خوراک پول میدهند
مهمترین نشانه بحران در بازار کنسانتره را میتوان در هزینههای ذوب و پالایش مشاهده کرد. این هزینه معمولا مبلغی است که معدنکار بابت تبدیل کنسانتره به فلز تصفیهشده به کارخانه ذوب پرداخت میکند. هرچه کنسانتره فراوانتر باشد، قدرت چانهزنی کارخانههای ذوب بیشتر و هزینه دریافتی آنها بالاتر میرود.
زمانی که خوراک کمیاب میشود، معادله برعکس عمل میکند. کارخانهها برای تصاحب محمولههای محدود، هزینه ذوب کمتری پیشنهاد میدهند و در شرایط بحرانی، این عدد حتی منفی میشود. هزینه منفی در عمل به این معناست که کارخانه ذوب حاضر است برای دسترسی به کنسانتره امتیاز مالی بدهد؛ وضعیتی که از رقابت شدید میان واحدهای دارای ظرفیت مازاد حکایت دارد.
بر اساس دادههای بازار فلزات شانگهای، شاخص کنسانتره مس وارداتی در ۲۱ اوت ۲۰۲۶ به منفی ۱۸۲.۱۴ دلار بهازای هر تن خشک رسید. منفیشدن عمیق این شاخص نشان میدهد تعداد و ظرفیت کارخانههایی که به خوراک نیاز دارند، با حجم کنسانتره موجود در بازار تناسب ندارد.
این شرایط بهویژه برای کارخانههایی خطرناک است که ماده معدنی اختصاصی ندارند و تمام یا بخش بزرگی از خوراک خود را از بازار آزاد تهیه میکنند. کاهش هزینههای ذوب، حاشیه سود آنها را از بین میبرد و ممکن است در نهایت به کاهش ظرفیت، تعمیرات زودهنگام یا تعطیلی موقت خطوط تولید منجر شود.
قراضه به جای کنسانتره نشست
کارخانههای ذوب و تولیدکنندگان محصولات مسی برای کاهش وابستگی به کنسانتره و کاتد، مصرف قراضه را افزایش دادهاند. این راهکار از نظر اقتصادی و زیستمحیطی منطقی به نظر میرسد؛ زیرا بازیافت مس نسبت به استخراج و فرآوری ماده معدنی، به انرژی و سرمایه کمتری نیاز دارد.
مس برخلاف بسیاری از مواد، در صورت جمعآوری و تفکیک مناسب میتواند چندین بار بازیافت شود، بدون آنکه بخش عمده خواص فنی خود را از دست بدهد. به همین دلیل، قراضه همواره یکی از ابزارهای تعدیل بازار بوده است. هنگامی که قیمت فلز اولیه افزایش پیدا میکند، بازیافت ضایعات جذابتر میشود و عرضه ثانویه بخشی از کسری را جبران میکند.
اینبار اما تقاضا برای قراضه با سرعتی افزایش یافته که شبکه جمعآوری و عرضه توان همراهی با آن را ندارد. کارخانههایی که پیشتر خریدار کنسانتره یا کاتد بودند، اکنون به همان بازار محدودی وارد شدهاند که تولیدکنندگان مس ثانویه و کارخانههای ساخت محصولات نیمهساخته در آن فعالیت میکنند.
نتیجه، انتقال رقابت از یک حلقه به حلقه دیگر است. کمبود کنسانتره از بین نرفته، بلکه تقاضای تازهای در بازار قراضه ایجاد کرده و قیمت مواد بازیافتی باکیفیت را بالا برده است.
چین با کمبود قراضه قابلمعامله روبهرو شد
چین بهعنوان بزرگترین تولیدکننده و مصرفکننده مس تصفیهشده جهان، روشنترین نمونه این شرایط است. بررسیهای بازار فلزات شانگهای نشان میدهد موجودی قراضه قابلمعامله نزد شرکتهای چینی پایین مانده است.
بخش مهمی از ذخایر موجود شامل قراضه مس درجه یک و درجه دو است، اما قراضه «میلبری» با خلوص بالا همچنان کمیاب گزارش میشود. میلبری عمدتا از سیمهای مسی تمیز و بدون پوشش تشکیل شده و بهدلیل خلوص زیاد، یکی از مطلوبترین انواع قراضه برای تولیدکنندگان محسوب میشود.
همه ضایعاتی که در انبارها وجود دارند نیز عملا قابلاستفاده نیستند. بخشی از محمولههای فاقد اسناد کامل یا مواد معاملهشده خارج از چارچوب مالیاتی، بیرون از شبکه رسمی باقی ماندهاند. بنابراین، آمار موجودی فیزیکی میتواند تصویری بزرگتر از عرضه واقعی در اختیار کارخانههای قانونمند ارائه دهد.
به بیان ساده، ممکن است قراضه در بازار وجود داشته باشد، اما بهدلیل مشکلات اسنادی، کیفیت نامناسب یا قرارگرفتن خارج از کانالهای رسمی، امکان خرید و مصرف آن برای تمام شرکتها فراهم نباشد. این فاصله میان «موجودی فیزیکی» و «عرضه قابلمعامله» یکی از مهمترین نکات پنهان بازار قراضه است.
کمبود تنها به چین محدود نیست. موجودی قراضه مس در ژاپن و کرهجنوبی نیز پایین گزارش شده و فروشندگان این کشورها در برابر کاهش قیمت مقاومت میکنند. محدودبودن عرضه، قدرت چانهزنی تامینکنندگان قراضه با خلوص بالا را افزایش داده است.
دنیا مس دارد، اما معدن تازه کم دارد
بحران کنونی لزوما به این معنا نیست که ذخایر زمینشناسی مس رو به پایان است. دادههای موسسه مشاورهای «میناکس» نشان میدهد آهنگ کشف ذخایر جدید مس در دهه گذشته به نصف کاهش یافته؛ مسالهای که تا حد زیادی با افت ۶۰ درصدی سرمایهگذاری در اکتشافات پایه ارتباط دارد.
اکتشافات پایه روی مناطقی متمرکز میشوند که پیشتر معدن یا پروژه شناختهشدهای در آنها وجود نداشته است. این نوع عملیات پرریسک و زمانبر است، اما برای یافتن نسل آینده معادن بزرگ ضرورت دارد. کاهش سرمایهگذاری در این بخش باعث شده شرکتها بیش از گذشته روی گسترش ذخایر معادن موجود یا پروژههایی تمرکز کنند که بخشی از مطالعات فنی خود را پشت سر گذاشتهاند.
در فاصله سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴، اکتشاف پیرامون معادن فعال و پروژههای در مرحله پیشامکانسنجی و امکانسنجی، چهار برابر اکتشافات کاملا جدید به منابع مس اضافه کرده است.
در همین دوره، با وجود استخراج ۲۹۶ میلیون تن مس، مجموع منابع شناساییشده جهان ۹۴۶ میلیون تن افزایش یافت. بنابراین، مساله اصلی فقدان فلز در پوسته زمین نیست؛ دشواری اصلی به تبدیل منابع شناساییشده به معدن عملیاتی بازمیگردد.
کشف ذخیره، دریافت مجوز، تامین مالی، ساخت زیرساخت، دسترسی به آب و انرژی و راهاندازی یک معدن بزرگ ممکن است بیش از یک دهه زمان ببرد. به همین دلیل، وجود منابع زمینشناسی فراوان نمیتواند کمبود خوراک امروز کارخانهها را برطرف کند.
بازیافت به تنهایی نجاتبخش نیست
افزایش سهم قراضه یکی از پایههای پاسخ به رشد تقاضای مس خواهد بود، اما ظرفیت آن نامحدود نیست. حجم قراضه به میزان فلزی وابسته است که در سالهای گذشته مصرف شده و اکنون به پایان عمر خود رسیده است. سیمکشی ساختمانها، شبکههای برق و تجهیزات صنعتی ممکن است دههها در چرخه مصرف باقی بمانند و بهسرعت وارد بازار بازیافت نشوند.
کیفیت و ترکیب قراضه نیز اهمیت دارد. همه ضایعات برای تولید کاتد یا محصولات حساس مناسب نیستند و آلودگی، پوششهای پلاستیکی و ترکیب با فلزات دیگر میتواند هزینه فرآوری را افزایش دهد. به همین دلیل، یک تن قراضه موجود الزاما معادل یک تن خوراک موثر و آماده مصرف نیست.
تشدید رقابت بر سر قراضه میتواند پیامدهای تجاری تازهای نیز داشته باشد. کشورهایی که ظرفیت بازیافت داخلی خود را توسعه دادهاند، ممکن است برای جلوگیری از خروج مواد اولیه به محدودیت صادرات یا سیاستهای حمایتی روی بیاورند. در چنین شرایطی، قراضه مس مانند ماده معدنی اولیه به بخشی از سیاست صنعتی و امنیت زنجیره تامین تبدیل خواهد شد.
کمبود به تمام زنجیره سرایت کرد
بازار مس اکنون با دو فشار همزمان روبهروست. در بالادست، تولید معادن و عرضه کنسانتره توان همراهی با ظرفیت ذوب را ندارد. در پاییندست نیز افزایش مصرف قراضه، ذخایر قابلمعامله را کاهش داده و دستیابی به مواد بازیافتی باکیفیت را دشوارتر کرده است.
این شرایط برای معادنی که کنسانتره با عیار مناسب، ناخالصی پایین یا محصولات جانبی ارزشمند تولید میکنند، قدرت چانهزنی بیشتری ایجاد میکند. در مقابل، کارخانههای ذوب مستقل با حاشیه سود ضعیفتر و ریسک کمبود خوراک روبهرو میشوند.
مهمترین پیام بازار آن است که نمیتوان کمبود مس را تنها با انتقال تقاضا از معدن به بازیافت حل کرد. قراضه میتواند بخشی از شکاف را پر کند، اما اگر تولید معادن جدید، جمعآوری ضایعات و ظرفیت فرآوری همزمان توسعه پیدا نکنند، فشار فقط از یک بخش زنجیره به بخش دیگر منتقل میشود.
کمبود مس ابتدا در معدن نمایان شد، سپس به کارخانههای ذوب رسید و اکنون بازار قراضه را نیز درگیر کرده است. جهان از نظر زمینشناسی با پایان مس روبهرو نیست؛ اما برای استخراج، جمعآوری و رساندن آن به محل مصرف، زمان و سرمایه کافی صرف نکرده است.