چین دیگر ظرفیت مازاد بزرگی برای روشن‌کردن کوره‌های جدید آلومینیوم ندارد، اما همچنان می‌تواند توازن بازار جهانی را تغییر دهد. این‌بار ابزار پکن نه افزایش تولید فلز اولیه، بلکه هدایت آلومینیوم موجود به سمت محصولات فرآوری‌شده و بازارهای خارجی است.

به گزارش فولاد نیوز، سال‌ها نقش چین در بازار آلومینیوم با یک تصویر ساده توضیح داده می‌شد؛ هر زمان قیمت‌های جهانی افزایش پیدا می‌کرد، کارخانه‌های چینی تولید را بالا می‌بردند و با ورود فلز بیشتر به بازار، فشار کمبود را کاهش می‌دادند. تعیین سقف ۴۵ میلیون تنی برای ظرفیت تولید آلومینیوم اولیه این تصور را ایجاد کرد که چنین نقشی به پایان رسیده است؛ زیرا تقریبا دیگر ظرفیت خاموشی وجود ندارد که پکن بتواند در زمان کمبود فعال کند.

تحولات سال ۲۰۲۶ اما نشان داد این نتیجه‌گیری کامل نیست. چین هنوز می‌تواند مانند یک تنظیم‌کننده عمل کند، با این تفاوت که نقطه اثرگذاری آن از کارخانه‌های ذوب به صنایع پایین‌دستی منتقل شده است. ورق، صفحه، فویل، آلیاژ و سایر محصولات فرآوری‌شده اکنون همان نقشی را بازی می‌کنند که زمانی شمش آلومینیوم بر عهده داشت.

صادراتی که همراه با کمبود افزایش یافت

صادرات آلومینیوم کارنشده و محصولات آلومینیومی چین در نیمه نخست ۲۰۲۶ به‌شدت افزایش یافت و در ماه ژوئن رکورد تازه‌ای ثبت کرد. اگرچه حجم صادرات در ژوئیه اندکی کاهش یافت، جریان خروج محصول همچنان در سطح بالایی باقی ماند؛ آن هم در شرایطی که کارخانه‌های تولید فلز اولیه چین نزدیک سقف تعیین‌شده فعالیت می‌کردند.

این افزایش صادرات هم‌زمان با یکی از دوره‌های پرتنش بازار جهانی رخ داد. قیمت نقدی آلومینیوم در بورس فلزات لندن از حدود ۲۹۸۶ دلار در هر تن در ژانویه به ۳۸۵۵ دلار در دوم ژوئن رسید. فاصله قیمت نقدی با قرارداد سه‌ماهه نیز از ۱۰۰ دلار در هر تن عبور کرد؛ وضعیتی که معمولا از کمبود شدید فلز قابل‌تحویل در کوتاه‌مدت حکایت دارد.

تا ۲۰ اوت، قیمت نقدی به ۳۱۸۲ دلار عقب نشست و اختلاف میان قیمت نقدی و سه‌ماهه تقریبا از بین رفت. نکته غیرعادی آن بود که ذخایر بورس فلزات لندن در این فاصله ترمیم نشد و همچنان بیش از ۵۰ درصد پایین‌تر از ابتدای سال قرار داشت.

اگر کاهش قیمت نتیجه ورود انبوه شمش به انبارهای بورسی بود، باید موجودی‌ها افزایش پیدا می‌کرد؛ اما چنین اتفاقی رخ نداد. تحلیل «ال‌ام‌ای اینسایت» نشان می‌دهد بخشی از کمبود احتمالا خارج از شبکه انبارهای بورس و از طریق صادرات محصولات چینی تعدیل شده است. خریداران به‌جای تهیه فلز اولیه، ورق، فویل، آلیاژ یا سایر محصولات موردنیاز خود را مستقیما از چین وارد کردند.

البته نمی‌توان تمام کاهش تنش بازار را فقط به صادرات چین نسبت داد. افت تقاضا، خروج معامله‌گران از برخی موقعیت‌ها، شرایط تامین مالی و تغییر موجودی‌های خارج از بورس نیز موثر بوده‌اند. بااین‌حال، زمان‌بندی افزایش صادرات چین نشان می‌دهد صنایع پایین‌دستی این کشور به‌عنوان یک دریچه عرضه برای بازار جهانی عمل کرده‌اند.

چین شمش صادر نکرد؛ شکل فلز را تغییر داد

آمار تجارت خارجی این تفاوت را روشن‌تر می‌کند. چین در هفت‌ماهه نخست ۲۰۲۶ حدود ۱.۴۷ میلیون تن آلومینیوم اولیه وارد کرد، درحالی‌که صادرات آن فقط نزدیک به ۱۴۶ هزار تن بود. بنابراین، آرام‌شدن بازار را نمی‌توان به سرازیرشدن شمش چینی به خارج نسبت داد.

مسیر اصلی انتقال عرضه، محصولات نیمه‌ساخته و فرآوری‌شده بوده است. هنگامی که یک مصرف‌کننده خارجی ورق یا فویل را از چین خریداری می‌کند، دیگر لازم نیست شمش یا مواد واسطه‌ای معادل آن را از تولیدکننده‌ای در منطقه خود تهیه کند. به همین دلیل، صادرات پایین‌دستی چین می‌تواند فشار تقاضا بر بازار فلز اولیه در اروپا، آمریکا یا آسیا را کاهش دهد؛ بدون آنکه حتی یک تن به موجودی ثبت‌شده بورس فلزات لندن اضافه شود.

سقف ۴۵ میلیون تنی ظرفیت تولید، تعداد دیگ‌های ذوب فعال چین را محدود می‌کند، اما درباره مقصد آلومینیوم تولیدشده یا شکلی که این فلز پس از ذوب به خود می‌گیرد، تصمیمی نمی‌گیرد. از آنجا که بازار خارج از چین بسیار کوچک‌تر از تولید داخلی این کشور است، حتی جابه‌جایی محدود در مقصد محصولات چینی نیز می‌تواند توازن عرضه در بازار جهانی را تغییر دهد.

سقف تولید مانع نفوذ چین نشد

قرار بود محدودیت ۴۵ میلیون تنی، علاوه بر مهار مصرف انرژی و آلایندگی، توان چین برای اشباع بازار جهانی را کاهش دهد. در سطح تولید اولیه، این سیاست عملا موثر بوده است. ظرفیت خالی قابل‌توجهی باقی نمانده و مقررات مربوط به جایگزینی ظرفیت‌های قدیمی و اهداف بهره‌وری انرژی در برنامه ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۷ نیز همچنان اجرا می‌شوند.

بااین‌حال، این محدودیت نتوانسته قدرت شبکه عظیم فرآوری چین را از بین ببرد. این کشور نیازی ندارد برای پاسخ به افزایش قیمت جهانی، کارخانه ذوب تازه‌ای بسازد. کافی است بخشی از آلومینیوم موجود را که پیش‌تر در بازار داخلی مصرف می‌شد، به محصولی قابل‌صادرات تبدیل کند.

در واقع، تنظیم بازار از «عرضه ظرفیت تولید» به «تغییر مقصد محصول» منتقل شده است. چین دیگر تولیدکننده‌ای نیست که صرفا با روشن‌کردن کوره‌ها عرضه را بالا ببرد؛ بلکه شبکه‌ای صنعتی در اختیار دارد که می‌تواند در برابر اختلاف قیمت‌های منطقه‌ای واکنش نشان دهد.

جای خالی خلیج فارس در بازار

بازگشت نقش تنظیم‌کنندگی چین بدون اختلال عرضه خاورمیانه قابل توضیح نیست. کارخانه‌های ذوب کشورهای خلیج فارس در سال ۲۰۲۵ حدود ۶.۵ میلیون تن آلومینیوم تولید کردند که معادل تقریبا ۹ درصد ظرفیت جهانی بود. بااین‌حال، سهم این منطقه از آلومینیوم اولیه وارداتی اتحادیه اروپا حدود ۱۵ درصد و از واردات آمریکا نزدیک به ۲۰ درصد بود.

این اختلاف نشان می‌دهد خلیج فارس در بازار بین‌المللی فلز قابل‌تجارت، بسیار مهم‌تر از سهم آن در تولید جهانی است. اختلال‌های سال ۲۰۲۶ در فعالیت کارخانه‌ها و جابه‌جایی مواد اولیه و محصول نهایی، زنجیره عرضه‌ای را تحت فشار قرار داد که بسیار فراتر از منطقه امتداد داشت.

کارخانه آلومینیوم برخلاف بسیاری از واحدهای صنعتی با یک کلید روشن و خاموش نمی‌شود. توقف خطوط احیا می‌تواند به تجهیزات آسیب بزند و بازگرداندن آنها به ظرفیت کامل نیز زمان‌بر باشد. بنابراین، تولید ازدست‌رفته خلیج فارس بلافاصله قابل‌جبران نبود و همین شرایط، فضای بیشتری برای ورود محصولات چینی ایجاد کرد.

قراضه؛ تنظیم‌کننده سوم بازار

در کنار چین و خاورمیانه، قراضه نیز به یکی از ابزارهای مهم تعدیل بازار تبدیل شده است. آلومینیوم قابلیت بازیافت بالایی دارد و تولید فلز ثانویه می‌تواند نیاز به عرضه اولیه را کاهش دهد؛ به‌ویژه زمانی که اختلاف قیمت میان مناطق، قراضه را به سمت بازارهای گران‌تر هدایت کند.

اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۴ رکورد صادرات ۱.۳ میلیون تن قراضه آلومینیوم را ثبت کرد که حدود سه‌چهارم آن راهی آسیا شد. این اتفاق هم‌زمان با سرمایه‌گذاری ۷۰۰ میلیون یورویی شرکت‌های اروپایی در ظرفیت‌های جدید یا توسعه‌یافته بازیافت رخ داد.

این تناقض نشان می‌دهد ساخت کارخانه بازیافت به‌تنهایی دسترسی به خوراک را تضمین نمی‌کند. اگر بازارهای آسیایی قیمت بالاتری بپردازند، قراضه می‌تواند از همان منطقه‌ای خارج شود که برای کاهش وابستگی خود به فلز اولیه، میلیاردها یورو در بازیافت سرمایه‌گذاری کرده است.

البته قراضه برای تمام مصارف جایگزین کامل آلومینیوم اولیه نیست. تفاوت آلیاژها، کیفیت فلز، نرخ جمع‌آوری و ظرفیت تفکیک و فرآوری، انعطاف آن را محدود می‌کند. بااین‌حال، آخرین تن موردنیاز برای متعادل‌کردن بازار لزوما نباید از یک کارخانه ذوب جدید تامین شود.

قدرت چین نامحدود نیست

نقش تازه چین محدودیت‌هایی جدی دارد. صنایع خودرو برقی، شبکه برق، بسته‌بندی و ساختمان در داخل این کشور همچنان حجم بزرگی از آلومینیوم را مصرف می‌کنند. چین نمی‌تواند برای مدت نامحدود محصولات بیشتری به خارج بفرستد، بدون آنکه بازار داخلی خود را با کمبود یا افزایش قیمت روبه‌رو کند.

تعرفه‌ها و پرونده‌های ضددامپینگ نیز دسترسی محصولات چینی به بازارهای غربی را محدود کرده‌اند. کاهش رشد صادرات در ژوئیه، پس از رکورد ژوئن و هم‌زمان با آرام‌شدن قیمت‌های بورس لندن، نشان داد این جریان به انگیزه اقتصادی وابسته است. چین زمانی صادرات را افزایش می‌دهد که اختلاف قیمت و پریمیوم منطقه‌ای هزینه تجارت را توجیه کند.

به همین دلیل، نمی‌توان چین را یک منبع نامحدود و همیشگی عرضه دانست. نقش آن بیشتر شبیه فروشنده‌ای است که هنگام شدیدشدن کمبود و بالا رفتن قیمت، بخشی از محصول خود را به بازار جهانی هدایت می‌کند و پس از کاهش فاصله قیمت‌ها عقب می‌نشیند.

اندونزی و دیگر تولیدکنندگان نوظهور در سال‌های آینده می‌توانند از نفوذ چین بکاهند. خاورمیانه نیز همچنان تامین‌کننده اصلی آلومینیوم اولیه برای مناطق واردات‌محور باقی خواهد ماند و بازیافت سهم بیشتری از معادله عرضه را در اختیار می‌گیرد. بااین‌حال، ایجاد ظرفیت تازه ذوب سال‌ها زمان می‌برد، درحالی‌که کارخانه‌های فرآوری چین همین امروز آماده فعالیت‌اند.

چین شاید دیگر دیگ ذوب خالی زیادی برای روشن‌کردن نداشته باشد، اما همچنان می‌تواند با تغییر شکل و مقصد آلومینیوم موجود، جریان عرضه را در بازار جهانی جابه‌جا کند. تنظیم‌کننده بازار از میان نرفته است؛ فقط ابزار آن تغییر کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید