آمریکا برای کاهش وابستگی به واردات آلومینیوم، ساخت کارخانه‌های جدید و احیای ظرفیت‌های قدیمی را آغاز کرده است؛ اما نیاز صنایع دفاعی این کشور فوری‌تر از آن است که منتظر بهره‌برداری پروژه‌هایی بماند که دست‌کم سه سال دیگر به تولید می‌رسند!

به گزارش فولاد نیوز، در نگاه نخست، مساله آلومینیوم آمریکا شبیه بسیاری از کمبودهای صنعتی این کشور به نظر می‌رسد؛ سال‌ها تعطیلی کارخانه‌های قدیمی و اتکا به واردات، اکنون دولت را به فکر بازسازی ظرفیت داخلی انداخته است. با این حال، پشت کمبود عمومی آلومینیوم، مشکل حساس‌تری قرار دارد که مستقیماً با توان دفاعی آمریکا ارتباط پیدا می‌کند؛ دسترسی محدود به آلومینیوم با خلوص بالا!

این فلز در تولید آلیاژهای مورد استفاده در برخی تجهیزات و سامانه‌های مهم نظامی به کار می‌رود و نمی‌توان هر نوع شمش آلومینیومی را جایگزین آن کرد. آمریکا در حال حاضر تنها یک تولیدکننده داخلی آلومینیوم با خلوص بالا دارد و برای تأمین بخش دیگری از نیاز خود به واردات وابسته است. به همین دلیل، هر اختلال در کارخانه‌های خارجی یا مسیرهای تجاری، خیلی سریع از یک مشکل صنعتی به مساله‌ای امنیتی تبدیل می‌شود.

تحلیل اندی هوم، ستون‌نویس رویترز، نشان می‌دهد دولت آمریکا اگرچه سرمایه‌گذاری‌های تازه‌ای برای افزایش تولید آغاز کرده، اما میان زمان مورد نیاز برای ساخت ظرفیت جدید و نیاز فوری پنتاگون شکاف بزرگی وجود دارد.

کارخانه‌ای که ۳ سال دیر به خط تولید می‌رسد!

یکی از مهم‌ترین برنامه‌های آمریکا، ساخت کارخانه ذوب جدید در ایالت اکلاهماست؛ پروژه‌ای مشترک میان شرکت آمریکایی «سنتوری آلومینیوم» و شرکت «امارات گلوبال آلومینیوم». دولت فدرال ۵۰۰ میلیون دلار از این طرح حمایت کرده و آن را نمونه‌ای از بازگشت صنایع پایه به خاک آمریکا می‌داند.

افزایش تعرفه واردات آلومینیوم به ۵۰ درصد نیز قرار بود تولید داخلی را جذاب‌تر و سرمایه‌گذاری در کارخانه‌های ذوب را اقتصادی‌تر کند. با این حال، حتی اگر عملیات ساخت کارخانه اکلاهما مطابق برنامه تا پایان امسال آغاز شود، تولید فلز مذاب در بهترین حالت سه سال دیگر شروع خواهد شد.

برای صنعتی که برنامه‌ریزی عادی و بلندمدت دارد، سه سال شاید زمان غیرمعمولی نباشد؛ اما پنتاگون مساله را در مقیاس کوتاه‌تری می‌بیند. نگرانی اصلی این است که اگر یک بحران نظامی بزرگ یا اختلال گسترده در زنجیره تأمین رخ دهد، آمریکا نمی‌تواند نیاز نظامی خود را تا زمان تکمیل کارخانه‌های جدید به تعویق بیندازد.

هشدار رزمایش صنعتی پنتاگون

وزارت دفاع آمریکا در ژوئیه سال گذشته یک رزمایش تخصصی برای سنجش تاب‌آوری زنجیره آلومینیوم برگزار کرد. در این برنامه، ۸۰ نفر از نمایندگان صنعت آلومینیوم، انجمن‌های تخصصی و نهادهای دولتی حضور داشتند و سناریوی وقوع یک درگیری بزرگ در سال ۲۰۲۷ را بررسی کردند.

پیشنهادهای مطرح‌شده آشنا بودند؛ از جمله، ساخت کارخانه‌های ذوب جدید، بازسازی واحدهای قدیمی و افزایش بازیافت آلومینیوم. همه این اقدامات می‌توانند در بلندمدت وضعیت صنعت را بهبود دهند، اما ارزیابی آژانس لجستیک دفاعی آمریکا نشان داد هیچ‌کدام قادر نیستند نیاز کوتاه‌مدت وزارت دفاع به آلومینیوم معمولی و آلومینیوم با خلوص بالا را در فاصله دو سال تأمین کنند.

به بیان دیگر، آمریکا راه‌حل‌های صنعتی دارد، اما اغلب این راه‌حل‌ها زمانی به نتیجه می‌رسند که ممکن است پنجره بحرانی گذشته باشد.

سهم صنایع نظامی از کل تقاضای داخلی آلومینیوم آمریکا تنها حدود ۵ درصد است. این عدد در ظاهر چندان بزرگ نیست، اما سهم بخش نظامی از مصرف آلومینیوم با خلوص بالا به‌مراتب بیشتر است. این نوع آلومینیوم پس از تبدیل‌شدن به آلیاژهای ویژه، در مجموعه‌ای از تجهیزات حساس نظامی کاربرد دارد؛ محصولاتی که کیفیت و ترکیب مواد اولیه در آنها اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد.

الطویله؛ هدفی راهبردی در زنجیره تأمین آمریکا

بخش بزرگی از آلومینیوم خلوص‌بالای مورد نیاز آمریکا از امارات متحده عربی تأمین می‌شد؛ وابستگی‌ای که کارخانه «الطویله» متعلق به شرکت امارات گلوبال آلومینیوم را از یک واحد صنعتی معمولی به حلقه‌ای راهبردی در زنجیره تأمین صنایع دفاعی آمریکا تبدیل کرده بود.

در ۲۸ مارس ۲۰۲۶، مجموعه الطویله در منطقه صنعتی خلیفه ابوظبی هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفت و آسیب قابل‌توجهی دید. سپاه پاسداران اعلام کرد کارخانه‌های آلومینیوم امارات و بحرین را در واکنش به حمله به دو کارخانه فولاد ایران و به‌دلیل ارتباط این شرکت‌ها با صنایع نظامی و هوافضای آمریکا هدف گرفته است. به این ترتیب، انتخاب الطویله تصادفی نبود؛ این مجموعه به‌دلیل ظرفیت بالای تولید، جایگاهش در بازار جهانی و نقش آن در تأمین آلومینیوم مورد نیاز صنایع هوافضایی و دفاعی، هدفی راهبردی محسوب می‌شد.

پس از حمله، کارخانه ذوب، ریخته‌گری، پالایشگاه آلومینا، نیروگاه و واحد بازیافت مجموعه تخلیه و وارد خاموشی اضطراری شدند. توقف فعالیت مجموعه، تمام ۱۲۶۲ سلول احیای کارخانه را از مدار خارج کرد و یکی از بزرگ‌ترین مراکز تولید آلومینیوم خاورمیانه را به تعطیلی کشاند.

این حمله تنها به صنعت آلومینیوم امارات آسیب نزد، بلکه یکی از مسیرهای اصلی تأمین آلومینیوم خلوص‌بالای آمریکا را نیز مختل کرد. آمریکا فقط یک تولیدکننده داخلی این نوع آلومینیوم دارد و بخش مهمی از نیاز پنتاگون پیش از حمله از امارات وارد می‌شد. بنابراین، از مدار خارج‌شدن الطویله ضربه‌ای مستقیم و سنگین به زنجیره تأمین صنایع نظامی آمریکا وارد کرد و آسیب‌پذیری‌ای را آشکار ساخت که حتی در رزمایش‌های پیشین وزارت دفاع این کشور نیز به‌طور کامل پیش‌بینی نشده بود.

شرکت امارات گلوبال آلومینیوم بازسازی کارخانه را آغاز کرده است، اما بازگشت کامل تولید زمان می‌برد. در ماه اوت تنها حدود یک‌چهارم از سلول‌های الکترولیتی دوباره فعال شده بودند و کاهش صادرات امارات به آمریکا همچنان ادامه داشت. در چنین شرایطی، ذخیره‌سازی آلومینیوم خلوص‌بالا که تنها راهکار فوری پنتاگون برای مقابله با بحران عرضه شناخته شده بود، دشوارتر و پرهزینه‌تر شد.

اثر این اختلال در بازار فیزیکی آلومینیوم آمریکا نیز نمایان شد. خریداران آمریکایی برای دسترسی به فلز موجود ناچار شدند با مصرف‌کنندگان اروپایی و آسیایی رقابت کنند و پریمیوم منطقه غرب میانه به سطحی بسیار بالاتر از هزینه قابل‌توضیح با تعرفه ۵۰ درصدی رسید. حمله به الطویله نشان داد امنیت صنایع نظامی آمریکا فقط به کارخانه‌ها و ذخایر داخل این کشور وابسته نیست؛ یک حمله به تأسیسات صنعتی هزاران کیلومتر دورتر نیز می‌تواند تأمین ماده اولیه مورد نیاز پنتاگون را با اختلالی جدی روبه‌رو کند.

تعرفه، کمبود آلومینیوم را درمان نکرد

افزایش تعرفه واردات به ۵۰ درصد، با هدف حمایت از تولیدکنندگان آمریکایی انجام شد. این سیاست برخی واحدها را به بازگشت یا افزایش تولید ترغیب کرده، اما اثر آن بر عرضه داخلی تاکنون محدود بوده است.

سنتوری آلومینیوم ۵۰ هزار تن ظرفیت سالانه کارخانه «مونت هالی» در کارولینای جنوبی را دوباره فعال کرده و این مجموعه را به تولید کامل بازگردانده است. شرکت «مگنیتود ۷ متالز» نیز در حال بازگشایی کارخانه‌ای قدیمی در میسوری است که فعالیت آن در سال ۲۰۲۴ متوقف شده بود. نخستین خط ۷۵ هزار تنی این کارخانه قرار است تا پایان سال دوباره راه‌اندازی شود.

سرمایه‌گذاری در بازیافت نیز افزایش یافته و طبق داده‌های انجمن آلومینیوم، اشتغال در این بخش میان سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ بیش از ۲۰ درصد رشد کرده است. با این‌حال، هیچ‌کدام از این تحولات هنوز شکاف بزرگ عرضه را پر نکرده‌اند.

آمریکا در سال گذشته برای تأمین ۶۰ درصد مصرف آلومینیوم خود به واردات وابسته بود. چنین سطحی از وابستگی را نمی‌توان با راه‌اندازی چند خط تولید کوچک یا افزایش بازیافت در مدتی کوتاه برطرف کرد.

پریمیومی فراتر از تعرفه

فشار کمبود در پریمیوم منطقه غرب میانه آمریکا به‌خوبی دیده می‌شود. این پریمیوم مبلغی است که خریداران برای تحویل فیزیکی آلومینیوم، علاوه بر قیمت پایه بورس فلزات لندن، پرداخت می‌کنند.

پریمیوم نقدی بورس کالای شیکاگو به ۲۴۶۷ دلار در هر تن رسیده است؛ رقمی که حدود ۸۵۰ دلار بیشتر از سطحی است که صرفاً بر اساس تعرفه ۵۰ درصدی قابل توضیح بود. این اختلاف نشان می‌دهد خریداران آمریکایی تنها هزینه سیاست تجاری را نمی‌پردازند؛ آنها برای کمبود واقعی فلز، محدودیت عرضه و رقابت با خریداران اروپایی و آسیایی نیز هزینه می‌دهند.

دولت آمریکا برای تشویق سرمایه‌گذاری پیشنهاد کرده است شرکت‌هایی که کارخانه جدید می‌سازند یا ظرفیت‌های قدیمی را توسعه می‌دهند، از تعرفه وارداتی پایین‌تر ۲۵ درصدی بهره‌مند شوند. این مشوق می‌تواند اقتصاد پروژه‌های تازه را بهبود دهد، اما باز هم مشکل زمان را حل نمی‌کند. حتی کارخانه‌ای که امروز تصمیم نهایی سرمایه‌گذاری خود را بگیرد، نمی‌تواند فردا آلومینیوم مورد نیاز صنایع دفاعی را تحویل دهد.

کانادا؛ نزدیک‌ترین راه‌حل موقت

کانادا همچنان بزرگ‌ترین تأمین‌کننده آلومینیوم اولیه آمریکاست. این کشور از زیرساخت تولید قدرتمند و فاصله جغرافیایی کوتاه برخوردار است، اما اختلافات تجاری اخیر باعث شده به‌جای کاهش تعرفه، تنش میان دو طرف افزایش پیدا کند. بخشی از آلومینیوم کانادا نیز در ماه‌های اخیر به‌جای آمریکا راهی اروپا شده است.

تحلیلگران مورگان استنلی معتقدند حتی اگر کانادا می‌خواست تمام تولید خود را به آمریکا صادر کند، باز هم نمی‌توانست کل کمبود این کشور را پوشش دهد. با این‌حال، یک تفاهم دفاعی میان دو کشور وجود دارد که بر اساس آن، کانادا در صورت وقوع یک بحران نظامی بزرگ می‌تواند خریدهای دفاعی آمریکا را در اولویت قرار دهد.

این توافق شاید نزدیک‌ترین راه‌حل کوتاه‌مدت برای پنتاگون باشد، اما خود حامل یک تناقض سیاسی است. آمریکا از یک‌سو با تعرفه و سیاست صنعتی به‌دنبال کاهش وابستگی خارجی است و از سوی دیگر، برای عبور از یک بحران احتمالی همچنان باید به همکاری بزرگ‌ترین شریک خارجی خود تکیه کند.

نتیجه‌گیری تحلیل رویترز نشان می‌دهد، مساله آلومینیوم آمریکا بیش از آنکه کمبود برنامه باشد، کمبود زمان است. دولت می‌تواند کارخانه بسازد، واحدهای قدیمی را احیا کند، بازیافت را توسعه دهد و برای تولید داخلی مشوق در نظر بگیرد؛ اما ظرفیت ذوب با فرمان سیاسی و در چند ماه ایجاد نمی‌شود.

پنتاگون اکنون به فلزی نیاز دارد که تأمین داخلی آن محدود، ذخیره‌سازی آن دشوار و بزرگ‌ترین منبع خارجی‌اش آسیب‌پذیر شده است. پروژه‌های جدید شاید امنیت آلومینیوم آمریکا را در سال‌های آینده تقویت کنند، اما پرسش اصلی همچنان باقی است؛ اگر بحران زودتر از کارخانه‌های جدید فرا برسد، صنایع دفاعی این کشور مواد اولیه خود را از کجا تأمین خواهند کرد؟

دیدگاهتان را بنویسید