سنگ آهن ارزان به پایان راه رسید / فولاد ایران گرانتر میشود؟
سنگآهن ایران هنوز تمام نشده، اما دسترسی به آن دیگر به آسانی گذشته نیست. ذخایر نزدیک به سطح، سالها استخراج شدهاند و معدنکاران برای رسیدن به ذخایر تازه باید بیشتر حفاری کنند، باطله بیشتری کنار بزنند و ماشینآلات را به عمق بیشتری بفرستند. نتیجه این تغییر فقط افزایش هزینه معدن نیست؛ صورتحساب آن در نهایت به کارخانه فولاد میرسد.
به گزارش فولاد نیوز، برای سالها، دسترسی به سنگآهن داخلی و انرژی نسبتاً ارزان، یکی از مهمترین مزیتهای صنعت فولاد ایران بود. کارخانهها در نزدیکی ذخایر معدنی یا در مسیر انتقال مواد اولیه ساخته شدند و توسعه زنجیره بر این فرض استوار بود که خوراک کافی با هزینه قابلقبول در دسترس خواهد ماند.
این فرض اکنون در حال تغییر است. با پیرشدن معادن بزرگ، کاهش دسترسی به ذخایر سطحی و پایینرفتن عیار بخشی از مواد استخراجی، هر تن سنگآهنی که از معدن خارج میشود، ممکن است به سوخت، ماشینآلات و فرآوری بیشتری نیاز داشته باشد.
هر متر عمق، یک ردیف هزینه تازه
در معدن روباز، استخراج با کنارزدن لایههای خاک و سنگ باطله آغاز میشود. هرچه معدن عمیقتر شود، برای رسیدن به یک تن سنگآهن باید حجم بیشتری از مواد بدون ارزش اقتصادی جابهجا شود. کامیونی که پیشتر مسیر کوتاهی را از محل بارگیری تا سنگشکن طی میکرد، حالا باید جادهای طولانی و مارپیچ را از کف معدن تا سطح بالا بیاید.
این مسیر طولانیتر یعنی مصرف بیشتر گازوئیل، لاستیک، قطعات و زمان. تعداد کامیونها باید افزایش یابد یا هر کامیون سفرهای بیشتری انجام دهد. استهلاک بالا میرود و توقف یک ماشین میتواند برنامه استخراج را مختل کند.
ماجرا تنها به حملونقل محدود نمیشود. پایداری دیوارههای معدن در عمق بیشتر به طراحی و پایش دقیقتری نیاز دارد. تخلیه آب، تهویه در استخراج زیرزمینی، حفاری، انفجار و انتقال مواد نیز پیچیدهتر میشود. در چنین شرایطی، هزینه استخراج فقط با نرخ تورم بالا نمیرود؛ خود ماهیت عملیات گرانتر میشود.
تورج زارع، مدیرعامل شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران، خرداد ۱۴۰۴ اعلام کرده بود، مطالعات اولیه اکتشاف عمیق در دو معدن سنگآهن گلگهر آغاز شده است. او گفته بود، ایران در اکتشاف عمیق شرایط بهتری دارد، اما استخراج در عمق بیش از هزار متر به فناوری پیشرفته نیاز دارد و کشور هنوز در این بخش موفق به استخراج نشده است.
این گفته یک تفاوت مهم را روشن میکند؛ کشف سنگآهن در عمق، به معنای امکان استخراج اقتصادی آن نیست. ممکن است ذخیرهای بزرگ شناسایی شود، اما فناوری، سرمایه و زیرساخت لازم برای رساندن آن به کارخانه وجود نداشته باشد.
ظرفیت فرآوری از معدن جلو زد
نشانههای عدم تعادل در زنجیره از قبل دیده میشود. محسن محمدخانی، مدیرکل دفتر کانهآرایی و فرآوری مواد معدنی سازمان زمینشناسی، خرداد ۱۴۰۳ اعلام کرد سالانه حدود ۱۰۰ میلیون تن سنگآهن در ایران استخراج میشود، درحالیکه ظرفیت واحدهای فرآوری به ۱۶۰ میلیون تن رسیده است. او تأکید کرد سرمایهگذاری در فرآوری بیش از نیاز فعلی انجام شده، اما این واحدها در تأمین خوراک مشکل دارند.
این فاصله به زبان ساده یعنی کارخانههایی ساخته شدهاند که برای فعالیت کامل به ماده اولیه بیشتری نیاز دارند. اگر استخراج معادن موجود افزایش نیابد یا ذخایر تازه وارد مدار نشوند، واحدهای فرآوری برای خرید خوراک با یکدیگر رقابت میکنند و همین رقابت میتواند قیمت سنگآهن را بالا ببرد.
فشار اصلی بر کارخانههایی وارد میشود که معدن اختصاصی ندارند. شرکتهای بزرگ و یکپارچه میتوانند بخشی از افزایش هزینه معدن را در حلقههای دیگر زنجیره مدیریت کنند، اما فولادسازی که کنسانتره، گندله یا آهن اسفنجی را از بازار میخرد، مستقیماً با افزایش قیمت خوراک روبهرو خواهد شد.
وقتی عیار پایین میآید
عمق تنها عامل گرانی نیست. با مصرف تدریجی ذخایر پرعیار، معدنکاران ناچار میشوند به سراغ سنگهایی بروند که آهن کمتری دارند. در این حالت برای تولید یک تن کنسانتره، باید سنگ بیشتری استخراج، خرد و آسیاب شود.
این تغییر مصرف برق و آب کارخانه فرآوری را بالا میبرد و حجم باطله بیشتری ایجاد میکند. تجهیزات خردایش و آسیاب نیز سریعتر فرسوده میشوند. در نتیجه، هزینهای که از معدن آغاز شده، در کارخانه کنسانترهسازی بزرگتر میشود و سپس از طریق گندله و آهن اسفنجی به فولاد خام میرسد.
بازیابی مواد ارزشمند از باطلههای قدیمی میتواند بخشی از کمبود را جبران کند، اما این مواد نیز مجانی نیستند. گزارش مرکز پژوهشهای مجلس که تیر ۱۴۰۵ در تسنیم بازتاب یافت، نشان داد مدیریت باطله و بازیابی آب در صنایع معدنی همچنان با ضعف داده، کمبود زیرساخت و نبود متولی مشخص روبهروست.
ماشینآلاتی که پیر شدهاند
حرکت به سمت استخراج عمیق به ناوگانی قدرتمندتر نیاز دارد، اما بخش بزرگی از ماشینآلات معدنی ایران فرسوده است. انجمن تولیدکنندگان و واردکنندگان ماشینآلات سنگین معدنی اعلام کرده است ۸۵ درصد ماشینآلات این بخش فرسودهاند.
ماشین فرسوده سوخت بیشتری مصرف میکند، خرابی بیشتری دارد و بهرهوری کمتری ارائه میدهد. این مساله در یک معدن سطحی کوچک نیز پرهزینه است، اما در معدن عمیقی که استمرار حمل مواد اهمیت حیاتی دارد، میتواند کل عملیات را مختل کند.
تحریم، دشواری تأمین ارز و محدودیت واردات ماشینآلات نیز هزینه نوسازی را بالا برده است. ساخت داخل میتواند بخشی از نیاز را پاسخ دهد، اما استخراج عمیق به تجهیزاتی نیاز دارد که تولید یا تأمین همه آنها در کوتاهمدت ممکن نیست.
اکتشاف بیشتر، استخراج گرانتر
ایمیدرو در سال ۱۴۰۳ میزان حفاری اکتشافی خود و شرکتهای زیرمجموعه را با رشد بیش از ۲۰ درصدی به ۶۷۰ هزار متر رساند؛ رقمی که بالاترین عملکرد ثبتشده این مجموعه بود. برای این عملیات بیش از ۴۰ هزار و ۵۵۱ میلیارد ریال سرمایهگذاری شد. برنامه سال ۱۴۰۴ نیز ۶۵۰ هزار متر حفاری با سرمایهگذاری ۵۰ هزار میلیارد ریالی تعیین شد.
افزایش اکتشاف خبر مثبتی است، اما ذخایری که از این پس کشف میشوند، الزاماً شرایط معادن قدیمی را ندارند. ممکن است عمیقتر، کمعیارتر یا دورتر از خطوط ریلی و کارخانههای فرآوری باشند. بنابراین، کشف ذخیره جدید میتواند نگرانی کمبود فیزیکی را کاهش دهد، اما تضمینی برای بازگشت سنگآهن ارزان نیست.
قیمت فولاد از معدن آغاز میشود
فولادسازان نمیتوانند افزایش دائمی هزینه خوراک را برای همیشه از حاشیه سود خود جذب کنند. بخشی از این فشار دیر یا زود به قیمت شمش، ورق و مقاطع منتقل میشود. اگر بازار داخلی توان پذیرش قیمتهای بالاتر را نداشته باشد، تولیدکننده با کاهش سود، توقف طرحهای توسعه یا افت تولید مواجه خواهد شد.
در بازار صادراتی نیز مساله جدیتر است. فولاد ایران باید با کشورهایی رقابت کند که به معادن بزرگ سطحی، شبکه حملونقل کارآمد و تجهیزات مدرن دسترسی دارند. اگر هزینه استخراج داخلی افزایش یابد و همزمان محدودیت برق، گاز و حملونقل ادامه داشته باشد، مزیت قیمتی ایران بهتدریج ضعیف میشود.
راهحل، توقف استخراج یا کنارگذاشتن معادن عمیق نیست. استفاده از سامانههای حمل پیوسته، نوسازی ماشینآلات، فرآوری سنگهای کمعیار، بازیابی باطله و افزایش مصرف قراضه میتواند بخشی از هزینه را مهار کند. پروژه حمل پیوسته داخل معدن گهرزمین نیز با هدف کاهش زمان چرخه کاری، تعداد کامیونهای بزرگ و هزینههای عملیاتی و سرمایهای طراحی شده است.
دوران سنگآهن آسان و ارزان رو به پایان است. مساله امروز ایران نبود سنگ در دل زمین نیست؛ مساله فاصله و هزینهای است که میان ذخیره زیرزمینی و کوره فولاد قرار گرفته است. هرچه معدن عمیقتر شود، این فاصله گرانتر خواهد شد و اگر فناوری و بهرهوری همپای عمق پیش نروند، فولاد ایران بهای آن را در حاشیه سود و قدرت رقابت خود خواهد پرداخت.