رشد تولید آلومینیوم بازیافتی، قراضه این فلز را از یک پسماند کم‌ارزش به ماده‌ای راهبردی تبدیل کرده است؛ ماده‌ای که کارخانه‌ها برای تأمین آن رقابت می‌کنند و دولت‌ها نیز به‌تدریج به فکر محدودکردن خروج آن از مرزهای خود افتاده‌اند.

به گزارش فولاد نیوز، انبوه قوطی‌های مصرف‌شده، ضایعات ساختمانی و قراضه‌های صنعتی زمانی در حاشیه بازار آلومینیوم قرار داشتند. ارزش اصلی زنجیره در استخراج بوکسیت، تولید آلومینا و فعالیت کارخانه‌های ذوب تعریف می‌شد و بازیافت بیشتر به‌عنوان راهی برای کاهش مصرف انرژی و آلایندگی شناخته می‌شد.

امروز اما معادله تغییر کرده است؛ قراضه آلومینیوم خود به یکی از حلقه‌های حساس زنجیره تأمین تبدیل شده و دسترسی به آن، آینده بخشی از کارخانه‌های پایین‌دستی را تعیین می‌کند.

تحلیل تازه «ای‌ال سیرکل» نشان می‌دهد مساله اصلی صنعت بازیافت دیگر فقط ساخت کارخانه و افزایش ظرفیت نیست. بسیاری از واحدها اکنون با پرسش ساده اما مهم‌تری روبه‌رو هستند مبنی بر اینکه خوراک این کارخانه‌ها از کجا تأمین خواهد شد؟

آلومینیوم را می‌توان بارها ذوب و دوباره مصرف کرد و تولید آن از قراضه نیز در مقایسه با تولید فلز اولیه، انرژی بسیار کمتری می‌خواهد. همین مزیت باعث شده سرمایه‌گذاری در بازیافت افزایش یابد، اما ظرفیت کارخانه‌ها با سرعتی بیشتر از شبکه جمع‌آوری و تفکیک قراضه رشد کرده است. نتیجه آنکه رقابت بر سر ضایعات شدت گرفته و قراضه به سمت کشورهایی می‌رود که قیمت بالاتر یا هزینه فرآوری کمتری پیشنهاد می‌دهند.

خروج قراضه از آمریکا

آمریکا نمونه روشنی از این وضعیت است. صادرات قراضه آلومینیوم این کشور در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ با رشد ۲۱ درصدی به ۱.۲۵ میلیون تن رسید. تایلند و هند از مهم‌ترین خریداران این محموله‌ها بودند؛ دو کشوری که طی سال‌های اخیر ظرفیت تولید آلومینیوم ثانویه خود را توسعه داده‌اند.

افزایش صادرات برای معامله‌گران قراضه خبر خوبی است، اما کارخانه‌های آمریکایی ماجرا را از زاویه دیگری می‌بینند. انجمن آلومینیوم آمریکا و ائتلاف آلومینیوم ثانویه آمریکا هشدار داده‌اند که خروج سریع قراضه، دسترسی بازیافت‌کنندگان داخلی به مواد اولیه را محدود می‌کند. اگر این روند ادامه یابد، کارخانه‌هایی که با هدف تولید فلز کم‌کربن توسعه یافته‌اند، ممکن است ناچار شوند با ظرفیت پایین‌تر کار کنند یا برای تأمین خوراک هزینه بیشتری بپردازند.

این نگرانی احتمال مداخله دولت آمریکا را افزایش داده است. محدودیت صادرات، عوارض یا مشوق‌های نگهداری قراضه در داخل کشور از جمله گزینه‌هایی هستند که می‌توانند در آینده جدی‌تر شوند. بنابراین، تجارت قراضه آلومینیوم به‌تدریج از منطق صرفاً قیمتی فاصله می‌گیرد و زیر سایه سیاست صنعتی قرار می‌گیرد.

قوطی‌هایی که به چرخه برنمی‌گردند

کمبود قراضه فقط نتیجه افزایش صادرات نیست. بخش بزرگی از آلومینیوم مصرف‌شده به‌دلیل ضعف جمع‌آوری و تفکیک، هیچ‌گاه به محصول مشابه تبدیل نمی‌شود.

بر اساس داده‌های مؤسسه بین‌المللی آلومینیوم، سالانه حدود ۴۲۰ میلیارد قوطی آلومینیومی در جهان تولید می‌شود، اما فقط ۳۳ درصد آنها دوباره در قالب قوطی به خط تولید بازمی‌گردند. به‌عبارت دیگر، باوجود قابلیت بالای بازیافت آلومینیوم، بخش بزرگی از این ظرفیت روی کاغذ باقی مانده است.

برآوردها نشان می‌دهد با بهبود تفکیک می‌توان نرخ بازگشت قوطی‌ها را به ۶۲ درصد رساند. تحقق چنین هدفی می‌تواند ظرفیت تولید قوطی‌های بازیافتی را تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۶۸۵ میلیارد عدد افزایش دهد. مسئله اصلی، کمبود فلز مصرف‌شده نیست؛ مشکل آن است که قراضه‌ها با آلیاژهای متفاوت مخلوط می‌شوند، به‌درستی جمع‌آوری نمی‌شوند یا پس از مصرف به مسیرهایی می‌روند که امکان بازگشت آنها به محصول اولیه را از بین می‌برد.

آلمان چگونه قراضه را نگه داشت؟

تجربه آلمان نشان می‌دهد این وضعیت اجتناب‌ناپذیر نیست. شبکه جمع‌آوری «آ.او.اف» در سال ۲۰۲۳ توانست حدود ۷۵ هزار تن، معادل بیش از نیمی از قراضه آلومینیومی بخش ساختمان را در یک چرخه بسته نگه دارد. حدود ۷۰ درصد این ضایعات نیز در داخل آلمان دوباره ذوب شد.

این مدل یک نکته ساده دارد؛ کارخانه بازیافت بدون شبکه جمع‌آوری منظم، تضمینی برای دسترسی به مواد اولیه ندارد. اگر محل تولید ضایعات، ترکیب آلیاژ و مسیر انتقال آن مشخص باشد، فلز با افت کیفیت کمتری به چرخه بازمی‌گردد. در غیر این صورت، حتی افزایش ظرفیت بازیافت نیز ممکن است فقط رقابت بر سر یک حجم محدود قراضه را تشدید کند.

چالش تازه چین

چین در سوی دیگر بازار با حجم بزرگی از پسماندهای حاصل از بازیافت روبه‌روست. این کشور در سال ۲۰۲۵ حدود ۲.۷۵ میلیون تن سرباره و پسماند آلومینیومی تولید کرد که نزدیک به ۴۷ درصد کل جهان بود. پیش‌بینی می‌شود این مقدار در سال ۲۰۲۶ به ۲.۸۴ میلیون تن برسد.

این ارقام یادآوری می‌کنند که بازیافت کاملاً بدون پسماند نیست. ذوب ضایعات، سرباره و مواد باقی‌مانده‌ای ایجاد می‌کند که اگر به‌درستی مدیریت نشوند، خود می‌توانند به مسئله‌ای زیست‌محیطی تبدیل شوند. چین استفاده از کوره‌های دوار و فناوری‌های بازیابی فلز از سرباره را توسعه داده، اما رشد حجم بازیافت همچنان سریع‌تر از کاهش پسماند حرکت می‌کند.

قراضه، ابزار تازه سیاست تجاری

مقررات نیز در حال تغییر چهره بازار هستند. فیلیپین برای محصولات آلومینیومی اکسترودشده و کشش‌سرد، دریافت گواهی استاندارد، بازرسی کارخانه و مجوزهای سه‌ساله را در نظر گرفته است. این ضوابط هم تولیدکنندگان داخلی و هم صادرکنندگان خارجی را شامل می‌شود.

اتحادیه اروپا نیز در چارچوب سازوکار تعدیل کربن مرزی، هزینه استفاده از مواد اولیه‌ای را که منشأ مشخصی ندارند افزایش داده است. ارزش‌های پیش‌فرض مربوط به مواد اولیه با منشأ نامعلوم نزدیک به ۴۷.۵ درصد بالا رفته‌اند. بنابراین، خریدار دیگر فقط درباره قیمت و کیفیت قراضه سؤال نمی‌کند؛ محل تولید، ترکیب آلیاژ و ردپای کربنی آن نیز اهمیت یافته است.

بازار بازیافت آلومینیوم وارد مرحله تازه‌ای شده است. در این بازار، برنده لزوماً کشوری نیست که بیشترین ظرفیت ذوب را بسازد؛ برنده کسی است که بتواند قراضه را جمع‌آوری کند، کیفیت آن را بشناسد و اجازه ندهد ماده اولیه مورد نیاز کارخانه‌هایش به‌آسانی از دسترس خارج شود. قراضه آلومینیوم دیگر زباله نیست؛ به بخشی از امنیت صنعتی کشورها تبدیل شده است.

دیدگاهتان را بنویسید