توسعه نامتوازن زنجیره فولاد / سنگ آهن ایران به خط پایان نزدیک میشود؟
ایران در سالهای گذشته کارخانههای فولادی زیادی ساخته است؛ کارخانههایی که هرکدام برای ادامه فعالیت به میلیونها تن سنگآهن، کنسانتره و گندله نیاز دارند. حالا اما یک پرسش جدی پیش روی این صنعت قرار گرفته است؛ اگر توسعه کارخانهها ادامه پیدا کند، سنگآهن موردنیاز آنها قرار است از کجا تأمین شود؟
به گزارش فولاد نیوز، فولادسازان ایرانی سالهاست با کمبود برق در تابستان و محدودیت گاز در زمستان دستوپنجه نرم میکنند. این مشکلات آنقدر جدی بودهاند که نگرانی درباره ماده اولیه را تا حدی به حاشیه راندهاند. با اینحال، بحران سنگآهن آرامتر اما عمیقتر پیش میرود. ممکن است روزی برق و گاز کارخانه تأمین شود، اما معدن دیگر نتواند خوراک کافی به آن برساند.
عمر معادن چقدر است؟
درباره میزان ذخایر سنگآهن ایران اعداد متفاوتی اعلام میشود. مهرداد اکبریان، رئیس انجمن سنگآهن ایران، گفته است حدود ۲.۸ میلیارد تن ذخیره روی کاغذ ثبت شده که نزدیک به ۵۰۰ میلیون تن آن در معادن بزرگ برداشت شده است. بر این اساس، حدود ۲.۳ میلیارد تن ذخیره باقی مانده که میتواند حداکثر نیاز ۱۵ سال آینده را پاسخ دهد.
در مقابل، نیما شهبازی، مدیر کنترل طرحها و پروژههای شرکت سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات، تیرماه ۱۴۰۳، ذخایر قطعی ایران را ۳.۸ میلیارد تن و ذخایر زمینشناسی را بیش از ۵ میلیارد تن اعلام کرده بود.
اختلاف این ارقام به این معنا نیست که یکی از دو طرف لزوماً اشتباه میکند. سنگی که در بررسیهای زمینشناسی شناسایی شده، همیشه قابلاستخراج نیست. بخشی از ذخایر در عمق زیاد قرار دارند، عیار برخی پایین است و استخراج گروهی دیگر با فناوری و قیمتهای امروز صرفه اقتصادی ندارد.
برای فولادساز، آنچه اهمیت دارد حجم سنگی نیست که احتمالاً زیر زمین وجود دارد؛ بلکه میزان مادهای است که میتوان با هزینه قابلقبول استخراج، فرآوری و به کارخانه منتقل کرد.
کارخانهها از معادن جلو زدند
مشکل اصلی از جایی آغاز شد که توسعه بخشهای مختلف زنجیره با یک سرعت پیش نرفت. ساخت کارخانه فولاد، واحد احیا و خطوط گندلهسازی با شتاب دنبال شد، اما اکتشاف و آمادهسازی معادن تازه عقب ماند.
محمدرضا نعمتزاده، وزیر وقت صنعت، معدن و تجارت، اسفند ۱۳۹۵ اعلام کرده بود تولید بیش از ۵۰ میلیون تن فولاد در افق ۱۴۰۴، سالانه به حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ میلیون تن سنگآهن نیاز دارد.
تولید ۵۵ میلیون تن فولاد محقق نشد، اما بخش بزرگی از ظرفیت موردنظر ساخته شد. اکنون اگر محدودیت انرژی کاهش یابد و کارخانهها بخواهند از ظرفیت بیشتری استفاده کنند، فشار تقاضا بر معادن موجود افزایش خواهد یافت.
در چنین شرایطی، بالا رفتن قیمت سنگآهن و رقابت فولادسازان برای خرید خوراک دور از انتظار نیست. کارخانههای بزرگ که معدن اختصاصی دارند، وضعیت مطمئنتری خواهند داشت؛ اما واحدهایی که مواد اولیه خود را از بازار میخرند، زودتر با کمبود و افزایش هزینه مواجه میشوند.
کشف معدن یکشبه اتفاق نمیافتد
راهحل روشن به نظر میرسد؛ باید معادن تازه پیدا کرد. با اینحال، اکتشاف فرایندی زمانبر است. از شناسایی یک محدوده تا حفاری، اثبات ذخیره، دریافت مجوز، خرید ماشینآلات و آغاز استخراج تجاری ممکن است چندین سال فاصله باشد.
ایمیدرو در سال ۱۴۰۳ میزان حفاری اکتشافی خود را با رشد ۲۰ درصدی به ۶۷۰ هزار متر رساند و بیش از ۴.۵ همت در این بخش سرمایهگذاری کرد. این اقدام ضروری است، اما کشف ذخیره بهتنهایی مشکل را حل نمیکند. معدن جدید به جاده، راهآهن، آب، برق و واحد فرآوری نیاز دارد؛ زیرساختهایی که ساخت آنها نیز هزینه و زمان میخواهد.
فولاد آینده فقط به معدن وابسته نیست
ایران برای تأمین خوراک آینده نمیتواند فقط منتظر کشف یک معدن بزرگ بماند. استخراج ذخایر عمیق، استفاده از سنگهای کمعیار، بازیابی مواد موجود در باطلههای معدنی و افزایش بهرهوری کارخانههای فرآوری باید همزمان دنبال شود.
قراضه نیز میتواند بخشی از فشار بر معادن را کم کند. هرچه سهم قراضه در تولید فولاد بیشتر شود، نیاز به سنگآهن و آهن اسفنجی کاهش مییابد. بااینحال، بازار قراضه ایران هنوز با مشکلاتی مانند جمعآوری پراکنده، کیفیت نامتوازن و نبود نظام معاملاتی شفاف روبهروست.
واردات سنگآهن یا سرمایهگذاری در معادن کشورهای همسایه، بهویژه افغانستان، گزینه دیگری است؛ اما بدون زیرساخت حملونقل و واحدهای فرآوری، جابهجایی حجم بالایی از ماده خام اقتصادی نخواهد بود.
سنگآهن ایران فردا تمام نمیشود، اما نشانههای کمبود از امروز قابلمشاهده است. اگر توسعه معدن با توسعه کارخانه هماهنگ نشود، فولادسازان آینده نه فقط برای برق و گاز، بلکه برای هر تن ماده اولیه نیز وارد رقابتی پرهزینه خواهند شد. آن روز، داشتن کوره و خط تولید دیگر مزیت بزرگی نخواهد بود؛ چون کارخانهای که خوراک ندارد، چیزی بیشتر از مجموعهای گرانقیمت از ماشینآلات خاموش نیست.