فولادسازان کوچک و متوسط هند می‌توانند با جایگزین کردن برق شبکه با انرژی‌های تجدیدپذیر، هزینه برق خود را تا ۳۴ درصد کاهش دهند؛ فرصتی که نشان می‌دهد گذار به تولید کم‌کربن، برخلاف تصور رایج، لزوماً هزینه‌زا نیست و حتی می‌تواند حاشیه سود کارخانه‌ها را افزایش دهد.

به گزارش فولاد نیوز، وقتی صحبت از فولاد سبز می‌شود، نگاه‌ها معمولاً به فناوری‌هایی مانند هیدروژن سبز، آهن احیای مستقیم و کوره‌های پیشرفته معطوف می‌شود؛ راهکارهایی که اجرای آنها به سرمایه‌گذاری سنگین، زیرساخت گسترده و زمان طولانی نیاز دارد. با این‌ حال، صنعت فولاد هند می‌تواند بخشی از مسیر کاهش انتشار کربن را با گزینه‌ای ساده‌تر و در دسترس‌تر طی کند: خرید برق تجدیدپذیر.

نتایج مطالعه‌ای که در ۱۲ اوت ۲۰۲۶ از سوی ائتلاف فولاد سبز هند منتشر شد، نشان می‌دهد استفاده از برق خورشیدی و بادی برای واحدهای کوچک و متوسط فولادی، تنها یک انتخاب زیست‌محیطی نیست؛ بلکه از نظر اقتصادی نیز می‌تواند به‌صرفه‌تر از ادامه وابستگی به شبکه برق باشد.

این بررسی با همکاری صندوق جهانی طبیعت هند و کنفدراسیون صنایع هند و با حمایت سازمان «کاتالیزور اقلیم» انجام شده است. تمرکز اصلی آن بر کارخانه‌هایی قرار دارد که سهم بزرگی از تولید فولاد هند را بر عهده دارند، اما معمولاً در بحث‌های مربوط به فناوری‌های سبز کمتر دیده می‌شوند.

بازیگران کوچک با سهمی بزرگ

بخش فولاد ثانویه هند عمدتاً از کارخانه‌های کوچک و متوسطی تشکیل شده است که از کوره‌های قوس الکتریکی و القایی استفاده می‌کنند. این واحدها در مجموع نزدیک به ۴۰ درصد فولاد خام کشور را تولید می‌کنند؛ بنابراین هر تغییری در شیوه تأمین انرژی آنها می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای هزینه تولید و میزان انتشار کربن صنعت فولاد هند داشته باشد.

برق در برخی از این کارخانه‌ها تا ۴۰ درصد کل هزینه‌های عملیاتی را تشکیل می‌دهد. از سوی دیگر، وابستگی بالای شبکه برق هند به زغال‌سنگ باعث شده مصرف برق هم یکی از سنگین‌ترین اقلام هزینه‌ای و هم یکی از مهم‌ترین منابع انتشار کربن در این واحدها باشد.

مقایسه قیمت‌ها، جذابیت حرکت به‌سوی انرژی پاک را روشن‌تر می‌کند. در شماری از ایالت‌های هند، برق تجدیدپذیر با قیمت ۴.۵ تا ۶ روپیه به‌ازای هر واحد در دسترس است؛ درحالی‌که تعرفه برق شبکه در محدوده ۷ تا ۸ روپیه قرار دارد. این فاصله قیمتی می‌تواند مستقیماً هزینه تولید فولاد را کاهش دهد.

با وجود چنین مزیتی، انرژی‌های تجدیدپذیر هنوز تنها حدود ۱۱ درصد برق مصرفی فولادسازان ثانویه را تأمین می‌کنند. پایین ماندن این سهم نشان می‌دهد مانع اصلی، نبود صرفه اقتصادی نیست؛ بلکه مشکلات تأمین مالی، پیچیدگی مقررات و دشواری دسترسی واحدهای کوچک به پروژه‌های بزرگ انرژی است.

فرصت کاهش ۳۴ درصدی هزینه‌ها

محاسبات انجام‌شده نشان می‌دهد تغییر شیوه تأمین برق می‌تواند هزینه انرژی واحدهای کوچک فولادی را تا ۳۴ درصد پایین بیاورد. صرفه‌جویی سالانه هر واحد نیز حدود ۲۲ میلیون تا ۲۴ میلیون روپیه، معادل ۲۵۰ هزار تا ۲۷۵ هزار دلار، برآورد شده است.

برای کارخانه‌ای که برق تا ۴۰ درصد مخارج عملیاتی آن را تشکیل می‌دهد، چنین کاهشی می‌تواند اثر قابل‌توجهی بر بهای تمام‌شده و حاشیه سود داشته باشد. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که فولادسازان هم‌زمان با افزایش هزینه سوخت، مواد اولیه و حمل‌ونقل دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

با این‌ حال، بسیاری از واحدهای کوچک توانایی احداث مستقل نیروگاه خورشیدی یا بادی را ندارند. سرمایه‌گذاری اولیه، ارائه تضمین‌های مالی و تعهدات بلندمدت خرید برق، ورود انفرادی آنها به این حوزه را دشوار کرده است. راه‌حل پیشنهادی، تجمیع تقاضای چند کارخانه مستقر در یک منطقه و مشارکت آنها در یک پروژه مشترک است.

خرید گروهی برق، نیاز واحدها به سرمایه‌گذاری مستقل را کاهش می‌دهد و امکان استفاده از مزایای مقیاس را فراهم می‌کند. در این مدل، چند تولیدکننده می‌توانند برق موردنیاز خود را از یک نیروگاه مشترک تهیه کنند و هزینه‌ها و ریسک‌های پروژه را میان خود تقسیم کنند.

مدلی که در ۲ سال به سود می‌رسد

برای سنجش عملی بودن این راهکار، ۲۲ خوشه مهم فولادی هند از نظر ظرفیت استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر بررسی شده‌اند. بر پایه این ارزیابی، رایپور، بلگاوم، شیموگا، راجکوت و باونگر بیشترین جذابیت را برای توسعه برق پاک دارند.

دو منطقه رایپور و راجکوت نیز به‌صورت دقیق‌تر و با استفاده از بازدیدهای میدانی و مدل‌سازی مالی بلندمدت مطالعه شده‌اند. سه روش تأمین برق شامل سرمایه‌گذاری کامل، نیروگاه اشتراکی و خرید از تولیدکنندگان مستقل با استفاده از شبکه، در این مناطق با یکدیگر مقایسه شده‌اند.

نتایج نشان می‌دهد مدل نیروگاه اشتراکی، عملی‌ترین گزینه برای کارخانه‌های کوچک و متوسط است. بر این اساس، یک پروژه خورشیدی اشتراکی با ظرفیت ۱۰ مگاوات در رایپور می‌تواند سالانه حدود ۲.۴ کرور روپیه صرفه‌جویی ایجاد کند.

نکته قابل‌ توجه، دوره کوتاه بازگشت سرمایه است. برآوردها نشان می‌دهد سرمایه اولیه این پروژه ظرف یک تا دو سال بازمی‌گردد. علاوه بر منفعت مالی، استفاده از چنین ظرفیتی می‌تواند سالانه از انتشار حدود ۱۲ هزار و ۵۰۰ تن دی‌اکسیدکربن جلوگیری کند.

در نتیجه، کارخانه‌ها با تصمیمی روبه‌رو هستند که هم هزینه جاری آنها را کاهش می‌دهد و هم شدت کربن محصولاتشان را پایین می‌آورد. این ویژگی، برق تجدیدپذیر را از یک اقدام صرفاً زیست‌محیطی به یک انتخاب اقتصادی تبدیل می‌کند.

گره کار در مقررات و تأمین مالی

فناوری تولید برق خورشیدی و بادی اکنون در دسترس است و در برخی ایالت‌ها با هزینه‌ای پایین‌تر از برق شبکه عرضه می‌شود. بااین‌حال، محدودیت‌های مالی و اجرایی مانع از آن شده‌اند که کارخانه‌های کوچک به‌طور گسترده از این فرصت استفاده کنند.

بسیاری از این واحدها ترازنامه قدرتمندی ندارند و نمی‌توانند تضمین‌های اعتباری موردنیاز برای قراردادهای بلندمدت را ارائه دهند. مقررات دسترسی آزاد به شبکه نیز میان ایالت‌های مختلف یکسان نیست و تغییر یا اجرای نامنظم آنها، ریسک سرمایه‌گذاری را افزایش می‌دهد.

ارائه تضمین‌های اعتباری برای مجموعه‌ای از واحدهای کوچک، استانداردسازی مقررات نیروگاه‌های اشتراکی و اعطای امتیازهای مشخص برای انتقال برق از طریق شبکه، از جمله راهکارهایی است که می‌تواند این موانع را کاهش دهد.

در این میان، نقش دولت و نهادهای مالی تنها پرداخت یارانه نیست. ایجاد سازوکاری برای تقسیم ریسک و فراهم کردن امکان مشارکت گروهی کارخانه‌ها می‌تواند سرمایه خصوصی را به پروژه‌هایی هدایت کند که از نظر اقتصادی توجیه‌پذیرند، اما به‌دلیل پراکندگی متقاضیان هنوز توسعه نیافته‌اند.

کربن‌زدایی بدون افزایش هزینه تولید

مهم‌ترین پیام این بررسی آن است که کاهش انتشار کربن همیشه به معنای تحمیل هزینه بیشتر به فولادساز نیست. دست‌کم در بخش مصرف برق، حرکت به‌سوی انرژی پاک می‌تواند هم‌زمان هزینه تولید را کاهش دهد و رقابت‌پذیری کارخانه‌ها را تقویت کند.

فاصله میان قیمت ۴.۵ تا ۶ روپیه‌ای برق تجدیدپذیر و تعرفه ۷ تا ۸ روپیه‌ای شبکه، انگیزه‌ای ایجاد کرده است که حتی بدون فشارهای زیست‌محیطی نیز می‌تواند تولیدکنندگان را به تغییر الگوی مصرف انرژی ترغیب کند.

تجربه هند برای دیگر اقتصادهای درحال‌توسعه نیز قابل‌توجه است؛ به‌ویژه کشورهایی که بخش بزرگی از فولاد آنها در واحدهای کوچک و متوسط تولید می‌شود و انرژی سهم بالایی در بهای تمام‌شده دارد. در چنین کشورهایی، خرید تجمیعی برق می‌تواند ضعف مالی هر واحد را با قدرت جمعی یک خوشه صنعتی جبران کند.

به‌این‌ترتیب، برق تجدیدپذیر دیگر فقط ابزاری برای دستیابی به اهداف اقلیمی نیست. برای فولادسازان کوچک هند، انرژی پاک می‌تواند به راهی برای کاهش هزینه، افزایش حاشیه سود و حفظ جایگاه در بازاری تبدیل شود که میزان انتشار کربن، روزبه‌روز نقش بیشتری در تعیین مسیر تجارت و سرمایه‌گذاری آن پیدا می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید