نرخ گاز صنایع فولادی و معدنی در میانه تابستان جهش کرد و هزینه یکی از مهم‌ترین نهاده‌های تولید در زنجیره فولاد را افزایش داد. نرخ گاز واحدهای احیای فولاد در مرداد به ۱۵۹ هزار و ۴۱۸ ریال و نرخ گاز واحدهای تولید فلزات به ۱۱۹ هزار و ۵۶۴ ریال به ازای هر مترمکعب رسید که این افزایش در کنار محدودیت‌های برق و گاز، می‌تواند فشار تازه‌ای بر بهای تمام‌شده، حاشیه سود و انگیزه سرمایه‌گذاری در صنعت فولاد وارد کند.

به گزارش فولاد نیوز، ابلاغ نرخ‌های جدید گاز صنایع برای ماه‌های تیر و مرداد، هزینه انرژی در زنجیره فولاد و صنایع معدنی را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. نرخ گاز مصرفی واحدهای احیای فولاد در مرداد به ۱۵۹ هزار و ۴۱۸ ریال به ازای هر مترمکعب رسیده که نسبت به تیرماه ۳۲ درصد افزایش دارد. نرخ گاز واحدهای تولید فلزات نیز در همین ماه به ۱۱۹ هزار و ۵۶۴ ریال رسیده است. افزایش هزینه انرژی در شرایطی اتفاق افتاده که فولادسازان هم‌زمان با محدودیت برق و گاز، با کاهش حاشیه سود و دشواری تأمین مالی برای توسعه ظرفیت‌های تولیدی روبه‌رو هستند.

نرخ گاز در میانه تابستان جهش کرد

بر اساس ابلاغیه معاونت برنامه‌ریزی وزارت نفت، نرخ گاز مصرفی گروه سوخت پتروشیمی‌ها، پالایشگاه‌ها، تلمبه‌خانه‌ها و واحدهای احیای فولاد به‌استثنای واحدهای کوره بلند، در فروردین، اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۵ معادل ۱۰۷ هزار و ۷۳۵ ریال به ازای هر مترمکعب تعیین شده بود.

این نرخ در تیرماه به ۱۲۰ هزار و ۷۶۰ ریال رسید و در مردادماه با جهشی قابل توجه به ۱۵۹ هزار و ۴۱۸ ریال افزایش یافت. به‌این‌ترتیب هزینه گاز این گروه در مرداد نسبت به تیر حدود ۳۲ درصد بیشتر شده و مقایسه با مرداد سال گذشته نیز از افزایش بیش از ۲.۵ برابری حکایت دارد.

برای واحدهای تولید فلزات از جمله بخش‌هایی از زنجیره فولاد و صنایع معدنی، نرخ گاز از ۸۰ هزار و ۸۰۲ ریال در سه ماه نخست سال به ۹۰ هزار و ۵۷۲ ریال در تیر و ۱۱۹ هزار و ۵۶۴ ریال در مرداد رسیده است. بنابراین افزایش نرخ فقط به فولادسازان دارای واحد احیای مستقیم محدود نیست و بخش دیگری از واحدهای تولید فلزات نیز با رشد هزینه گاز مواجه شده‌اند.

احیای مستقیم در خط مقدم افزایش هزینه انرژی

اهمیت نرخ جدید برای صنعت فولاد از آنجا ناشی می‌شود که گاز طبیعی در واحدهای احیای مستقیم تنها یک حامل انرژی نیست. این گاز در فرآیند تولید آهن اسفنجی نیز نقش مستقیم دارد و به همین دلیل افزایش قیمت آن می‌تواند به‌سرعت خود را در هزینه تولید نشان دهد.

این موضوع تفاوت مهمی با بسیاری از صنایع دارد که افزایش قیمت سوخت را می‌توانند با تغییر ترکیب انرژی یا کاهش مصرف تا حدی مدیریت کنند. در واحدهای احیای مستقیم، بخش مهمی از مصرف گاز به ماهیت فرآیند تولید مربوط است و کاهش شدید مصرف بدون تغییر فناوری یا افت تولید امکان‌پذیر نیست. به همین دلیل هر افزایش پایدار در نرخ گاز می‌تواند از مسیر افزایش بهای تمام‌شده آهن اسفنجی به سایر حلقه‌های زنجیره فولاد منتقل شود.

افزایش هزینه در شرایطی رخ داده که تولیدکننده با محدودیت انرژی هم مواجه است

مسئله صنعت فولاد فقط گران‌تر شدن انرژی نیست. مسئله مهم‌تر ترکیب افزایش قیمت انرژی و کاهش دسترسی به انرژی است. فولادسازان طی سال‌های اخیر با محدودیت‌های دوره‌ای برق و گاز مواجه بوده‌اند. قطع یا کاهش گاز و برق، ظرفیت تولید را پایین می‌آورد و هزینه‌های ثابت را روی حجم کمتری از تولید سرشکن می‌کند. افزایش تعرفه گاز نیز هم‌زمان هزینه متغیر تولید را بالا می‌برد.

این ترکیب می‌تواند فشار مضاعفی بر حاشیه سود شرکت‌ها وارد کند: از یک سو تولید کمتر می‌شود و از سوی دیگر هزینه هر واحد محصول افزایش پیدا می‌کند. به همین دلیل ارزیابی اثر نرخ جدید گاز فقط با مقایسه قیمت هر مترمکعب گاز با سال قبل کافی نیست. باید میزان مصرف، افت تولید ناشی از محدودیت انرژی، نرخ فروش محصول، قیمت جهانی فولاد و امکان انتقال هزینه به بازار نیز در محاسبات وارد شود. همین عوامل تعیین می‌کنند افزایش نرخ گاز تا چه اندازه از سود شرکت‌ها کم خواهد کرد.

چرا افزایش نرخ در تابستان محل بحث است؟

یکی از نکات قابل توجه در نرخ‌های جدید زمان اجرای افزایش قیمت است. نرخ گاز از تیرماه یعنی نخستین ماه فصل گرم سال افزایش یافته است که در این دوره‌ بخش مهمی از فشار بر شبکه گاز کشور معمولاً به ماه‌های سرد و افزایش مصرف خانگی و تجاری مربوط می‌شود.

این موضوع پرسشی جدی درباره سازوکار قیمت‌گذاری ایجاد می‌کند: اگر افزایش نرخ گاز صنایع قرار است بر اساس شرایط بازار و هزینه تأمین انجام شود، رابطه این افزایش با الگوی فصلی مصرف گاز چیست؟

پاسخ به این پرسش برای صنایع انرژی‌بر اهمیت زیادی دارد. شرکت فولادی برای تصمیم‌گیری درباره تولید، سرمایه‌گذاری و توسعه ظرفیت به یک افق قابل پیش‌بینی از هزینه انرژی نیاز دارد. تغییر قابل توجه نرخ در میانه سال آن هم زمانی که بخش زیادی از هزینه‌های تولید و قراردادهای فروش از قبل تعیین شده، ریسک برنامه‌ریزی را افزایش می‌دهد.

گاز ارزان، رانت یا مزیت تولید؟

افزایش نرخ انرژی دوباره بحث قدیمی درباره قیمت گاز صنایع را به سطح سیاست‌گذاری بازمی‌گرداند: آیا گاز ارزان برای فولاد یک رانت است یا بخشی از مزیت رقابتی ایران در تولید فولاد؟

پاسخ به این پرسش بدون توجه به سمت دیگر معادله ممکن نیست. تولیدکننده فولاد ممکن است گاز را با قیمت پایین‌تری نسبت به برخی رقبا دریافت کند، اما هم‌زمان با محدودیت دسترسی به گاز و برق، توقف تولید، هزینه‌های ناشی از خاموشی و عدم قطعیت در برنامه تولید مواجه باشد.

اگر دولت قیمت انرژی را افزایش دهد اما کیفیت و پایداری تأمین انرژی بهبود پیدا نکند، تولیدکننده عملاً با انرژی گران‌تر و دسترسی نامطمئن‌تر مواجه خواهد شد. از نگاه صنعتی مسئله اصلی فقط پایین یا بالا بودن نرخ انرژی نیست، تولیدکننده به ترکیبی از قیمت رقابتی، تأمین پایدار و امکان پیش‌بینی هزینه‌ها نیاز دارد.

هزینه انرژی می‌تواند مزیت فولاد ایران را محدود کند

زنجیره فولاد ایران طی سال‌های گذشته بخش مهمی از مزیت خود را بر پایه دسترسی به سنگ ‌آهن، گاز طبیعی و انرژی نسبتاً ارزان توسعه داده است. افزایش نرخ انرژی در صورت تداوم می‌تواند این مزیت را به‌تدریج کاهش دهد.

این مساله برای واحدهایی که محصول میانی تولید می‌کنند اهمیت بیشتری دارد. افزایش هزینه گاز در واحد احیای مستقیم مستقیماً به آهن اسفنجی منتقل می‌شود و در ادامه می‌تواند بر هزینه تولید فولاد خام و محصولات نهایی اثر بگذارد.

در بازار داخلی امکان انتقال کامل این افزایش هزینه به قیمت فروش محدود است زیرا قیمت محصولات فولادی به عرضه و تقاضای داخلی، سیاست‌های تنظیم بازار و قیمت‌های جهانی وابسته است. در بازار صادراتی نیز افزایش هزینه تولید می‌تواند فاصله فولاد ایران با رقبای منطقه‌ای را بیشتر کند.

سرمایه‌گذاری زیر فشار هزینه‌های انرژی

اثر دیگر افزایش نرخ گاز را باید در تصمیم‌های سرمایه‌گذاری جست‌وجو کرد. سرمایه‌گذار زمانی حاضر به ایجاد یک واحد جدید فولادی یا معدنی می‌شود که بتواند هزینه‌های اصلی تولید را برای سال‌های آینده با درجه‌ای قابل‌قبول از اطمینان برآورد کند.

تغییرات شدید نرخ انرژی در کنار محدودیت‌های فیزیکی تأمین برق و گاز این محاسبه را دشوار می‌کند. از این منظر موضوع گاز فقط یک ردیف هزینه در صورت‌های مالی شرکت‌ها نیست بلکه به مسئله‌ای برای آینده توسعه زنجیره فولاد تبدیل شده است. اگر هزینه انرژی افزایش پیدا کند اما زیرساخت انرژی هم‌زمان توسعه نیابد، سرمایه‌گذاری جدید ممکن است با ریسک بالاتری مواجه شود.

مساله اصلی؛ اصلاح هم‌زمان قیمت و کیفیت تأمین انرژی

صنعت فولاد با اصل اصلاح قیمت انرژی لزوماً مخالفتی ندارد بلکه مساله اصلی نحوه اجرای این سیاست است. اگر قرار است قیمت گاز صنایع به سمت نرخ‌های بالاتر حرکت کند باید هم‌زمان تکلیف چند موضوع مشخص شود: فرمول قیمت‌گذاری، زمان اعلام نرخ، دوره اعتبار قیمت، نحوه جبران خسارت ناشی از قطعی انرژی و برنامه افزایش ظرفیت تولید گاز و برق. تولیدکننده زمانی می‌تواند افزایش هزینه انرژی را در مدل اقتصادی خود لحاظ کند که بداند این هزینه بر چه مبنایی تعیین می‌شود و آیا در مقابل آن انرژی پایدار دریافت خواهد کرد یا نه؟

در غیر این صورت افزایش نرخ گاز به‌جای آنکه صرفاً یک سیاست اصلاح قیمت باشد به عاملی برای تشدید ریسک تولید تبدیل می‌شود.

فولادسازان در انتظار صورت‌های مالی

آثار واقعی نرخ‌های جدید در ماه‌های آینده و با انتشار گزارش‌های مالی شرکت‌ها روشن‌تر خواهد شد. میزان مصرف گاز، سطح تولید، نرخ فروش محصولات و سهم صادرات هر شرکت تعیین می‌کند که افزایش تعرفه چه اثری بر سودآوری آن داشته باشد.

بااین‌حال یک نکته از همین حالا روشن است: صنعت فولاد وارد دوره‌ای شده که دیگر نمی‌توان هزینه انرژی را به‌عنوان یک نهاده ارزان و ثابت در مدل اقتصادی آن در نظر گرفت.

افزایش نرخ گاز در مردادماه آن هم در میانه تابستان، نشانه‌ای از تغییر این معادله است. اگر این روند با محدودیت‌های عرضه انرژی همراه شود، چالش صنعت فولاد از دسترسی به انرژی به مسئله پیچیده‌تری تبدیل خواهد شد: تأمین انرژی با قیمت بالاتر، اما همچنان با ریسک عدم دسترسی.

منبع: معدن‌نامه

دیدگاهتان را بنویسید