انتقال آب دریا برای تامین آب شرکت فولاد مبارکه، صورتحساب استقرار صنایع آببر در فلات مرکزی را دوباره روی میز گذاشته و صدای سازمان برنامه و بودجه را بهویژه در شرایط فعلی کشور، درآورده است.
به گزارش فولادنیوز، انتقال آب از دریا به فلات مرکزی، بیش از آنکه صرفا یک پروژه زیرساختی باشد، به پرسشی درباره منطق استقرار صنایع در ایران تبدیل شده است. فولاد مبارکه اصفهان، یکی از بزرگترین مصرفکنندگان صنعتی آب در کشور، برای تامین پایدار آب مورد نیاز خود به پروژهای پرهزینه متکی شده که آب را از سواحل جنوبی به مرکز کشور منتقل میکند؛ مسیری که هزینه سرمایهگذاری، انرژی، نگهداری و تعهدات مالی بلندمدت را به صنعت تحمیل میکند.
اظهارات اخیر رئیس امور آب، کشاورزی و محیط زیست سازمان برنامه و بودجه درباره ضرورت استقرار صنایع در سواحل، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که چرا از ابتدا، توسعه صنایع آببر در نزدیکی منابع آب، در اولویت قرار نگرفت و اکنون این صورتحساب سنگین را چه کسی پرداخت میکند؟
فولاد مبارکه به نمونه وابستگی روزافزون صنایع به طرحهای انتقال آب و سرمایهگذاریهای سنگین برای اجرای آن تبدیل شده است
فلات مرکزی ایران با محدودیت منابع آب مواجه است؛ واقعیتی که سالهاست درباره پیامدهای آن برای کشاورزی، محیط زیست و سکونتگاههای انسانی هشدار داده میشود. با این حال، بخش مهمی از ظرفیت صنعتی کشور، از جمله صنایع بزرگ فولادی، در همین منطقه شکل گرفته است. نتیجه این الگوی توسعه، وابستگی روزافزون صنایع به طرحهای انتقال آب و سرمایهگذاریهای سنگینی است که قرار است محدودیت جغرافیایی محل استقرار آنها را جبران کند.
فولاد مبارکه یکی از نمونههای شاخص این وضعیت است. این شرکت در اصفهان و در منطقهای دور از آبهای آزاد فعالیت میکند؛ در حالی که تولید فولاد، بهویژه در بخشهای مختلف زنجیره تولید، به آب، انرژی و زیرساختهای گسترده نیاز دارد!
اکنون این پرسش مطرح است که آیا توسعه صنعتی در منطقهای با محدودیت منابع آب، بدون در نظر گرفتن هزینههای بلندمدت تامین این منبع، تصمیمی اقتصادی بوده است؟ در شرایط فعلی اگر قرار باشد برای تداوم فعالیت یک مجتمع صنعتی، آب از صدها کیلومتر دورتر منتقل شود، باید هزینه این انتخاب را در کنار هزینههای اولیه احداث کارخانه و زیرساختهای آن محاسبه کرد.
مساله فقط قیمت خرید آب نیست؛ بلکه مجموعهای از هزینههای سرمایهگذاری، شیرینسازی، انتقال، مصرف انرژی، تعمیر و نگهداری و تامین مالی پروژه در میان است. هزینههایی که در صورت انتخاب محل مناسبتر برای استقرار صنایع، دستکم بخشی از آنها میتوانست کاهش پیدا کند.
سازمان برنامه درباره هزینههای پنهان انتقال آب هشدار داده است
اظهارات محمد ابراهیمنیا، رئیس امور آب، کشاورزی و محیط زیست سازمان برنامه و بودجه کشور، در نشست تخصصی «آب و انرژی دریامحور با رویکرد توسعه پایدار، اقتصاد دریامحور و امنیت غذایی»، بار دیگر موضوع توجیه اقتصادی طرحهای انتقال آب را به مرکز توجه آورده است.
ابراهیمنیا در این نشست، با اشاره به افزایش هزینهها، تورم بالا، طولانیشدن دوره اجرای پروژهها و تعهدات بلندمدت خرید تضمینی آب، بر ضرورت بازنگری در مدلهای مالی این طرحها تاکید کرده بود. او همچنین هشدار داده بود که پیش از تعریف پروژههای پرهزینه انتقال آب، باید گزینههایی مانند استفاده از پساب، منابع آب موجود و انرژیهای تجدیدپذیر بهصورت جدی بررسی شوند.
هزینههای کارشناسی و ارزیابیهای فنی نباید در برابر ملاحظات سیاسی و اجرایی نادیده گرفته شوند
به گفته او، هزینههای کارشناسی و ارزیابیهای فنی نباید در برابر ملاحظات سیاسی و اجرایی نادیده گرفته شوند و نیاز واقعی، توجیه اقتصادی و پیامدهای بلندمدت پروژهها باید پیش از آغاز سرمایهگذاری مشخص شود.
این اظهارات را باید فراتر از یک توصیه عمومی درباره مدیریت منابع آب دانست. وقتی یک مقام مسئول در سازمان برنامه و بودجه از ضرورت بازنگری در مدل اقتصادی طرحهای انتقال آب سخن میگوید، موضوع تنها به تامین مالی یک پروژه محدود نمیشود؛ بلکه باید درباره منطق اقتصادی توسعه صنایعی نیز پرسید که برای ادامه فعالیت به چنین زیرساختهایی نیاز پیدا کردهاند.
انتقال آب به فلات مرکزی، در عمل بخشی از هزینه استقرار صنایع در مناطقی است که از مزیت طبیعی دسترسی به منابع آب برخوردار نیستند. بنابراین، ارزیابی اقتصادی فولاد مبارکه و طرحهای توسعهای آن نیز باید با در نظر گرفتن این هزینههای زیرساختی انجام شود، نه صرفا بر اساس میزان تولید یا درآمد حاصل از فروش محصولات.
۳۵ هزار میلیارد تومان هزینه برای ساخت خط انتقال به اقتصاد کشور تحمیل شده است
بر اساس گزارش خبرگزاری تسنیم در آذر ۱۴۰۴، پروژه انتقال آب شیرینشده از خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی با مشارکت فولاد مبارکه اجرا شده است. در این گزارش، طول خط انتقال حدود ۸۰۰ کیلومتر و هزینه پروژه ۳۵۰ هزار میلیارد ریال اعلام شده بود. هدف پروژه، تامین آب صنایع استان اصفهان و کاهش وابستگی فولاد مبارکه و دیگر صنایع منطقه به حوضه آبریز زایندهرود عنوان شده است.
این ارقام، ابعاد زیرساختی پروژه را نشان میدهند، اما برای ارزیابی کامل اقتصادی آن کافی نیستند. هزینه ساخت خط انتقال، تنها یکی از اجزای صورتحساب است. آب باید شیرینسازی شود، در طول مسیر پمپاژ شود و تاسیسات انتقال نیز بهطور مستمر نگهداری شوند. تامین انرژی مورد نیاز این فرایندها نیز هزینهای است که در طول عمر پروژه ادامه خواهد داشت.
آیا تمام هزینههای مستقیم و غیرمستقیم طرح انتقال آب از دریا، در محاسبات اقتصادی توسعه صنعت دیده شدهاند؟
از سوی دیگر، تورم و طولانیشدن دوره اجرای پروژهها میتواند برآوردهای اولیه را از واقعیت هزینههای نهایی دور کند. همانطور که رئیس امور آب سازمان برنامه و بودجه تاکید کرده، در محاسبه اقتصادی طرحهای تامین آب باید هزینه اولیه سرمایهگذاری، انرژی، نگهداری، جایگزینی منابع و تعهدات مالی سالهای آینده هم لحاظ شود.
به این ترتیب، پرسش اصلی درباره فولاد مبارکه فقط این نیست که انتقال آب چقدر هزینه داشته است؛ بلکه این است که آیا تمام هزینههای مستقیم و غیرمستقیم این طرح، در محاسبات اقتصادی توسعه صنعت دیده شدهاند؟ همچنین مشخص نیست اگر این مجتمع از ابتدا در نزدیکی سواحل جنوبی مستقر میشد، هزینه نهایی تامین آب و توسعه زیرساختهای آن چه تفاوتی میکرد.
بدون انتشار یک ارزیابی جامع و قابل مقایسه از هزینه استقرار در اصفهان و گزینه استقرار ساحلی، نمیتوان رقم دقیقی برای هزینه اضافی این انتخاب اعلام کرد، اما همین پرسش، ضرورت شفافیت بیشتر درباره تصمیمهای سرمایهگذاری در صنایع بزرگ را نشان میدهد. صنایعی که به بهانه ارزآوری، هم از اقتصاد کشور تغذیه میکنند، هم از جیب سهامداران.
چرا صنعت باید هزینه جغرافیای نامناسب را بپردازد؟
در اقتصاد صنعتی، محل استقرار کارخانه فقط یک انتخاب زمین یا موضوعی مربوط به دسترسی به نیروی کار نیست. فاصله از مواد اولیه، بازار مصرف، شبکه حملونقل، منابع انرژی و آب، همگی بر هزینه تولید و قدرت رقابت شرکت اثر میگذارند.
برای صنایع آببر، دسترسی پایدار به آب باید یکی از عوامل اصلی تعیین محل احداث کارخانه باشد. اگر این عامل در تصمیمگیری اولیه وزن کافی نداشته باشد، ممکن است در سالهای بعد، هزینه جبران محدودیتهای طبیعی از منافع اقتصادی استقرار در آن منطقه بیشتر شود.
فولاد مبارکه در شرایطی فعالیت میکند که انتقال آب به فلات مرکزی به زیرساخت گسترده و سرمایهگذاری سنگین نیاز دارد. این در حالی است که استقرار صنایع جدید در سواحل جنوبی میتواند دسترسی آنها به آب دریا را تسهیل کند و نیاز به انتقال آب در مسافتهای طولانی را کاهش دهد.
البته انتقال صنایع موجود به سواحل نیز تصمیمی ساده یا کمهزینه نیست. فولاد مبارکه زیرساختهای گسترده تولید، حملونقل و تامین مواد اولیه دارد و جابهجایی کامل چنین مجموعهای میتواند هزینههای سنگین و اختلال عملیاتی ایجاد کند. بنابراین، نمیتوان بدون مطالعه فنی و اقتصادی، انتقال فوری این مجتمع را راهکار قطعی دانست.
با این حال، دشواری جابهجایی صنایع موجود، توجیهی برای تکرار همان الگوی توسعه در پروژههای جدید نیست. اگر قرار است ظرفیت تولید فولاد کشور افزایش یابد، باید پیش از تخصیص منابع، هزینه استقرار در مناطق مختلف و پیامدهای زیستمحیطی و زیرساختی آن مقایسه شود.
انتقال آب از دریا اثر هزینهای خود را فراتر از ترازنامه شرکت، دومینووار گسترش میدهد
اما از منظر دیگر باید تاکید کرد که هزینه انتقال آب را نمیتوان فقط در صورتهای مالی شرکت بهرهبردار بررسی کرد. پروژههای بزرگ زیرساختی ممکن است از مسیر تامین مالی، قراردادهای خرید تضمینی، مصرف انرژی و استفاده از منابع عمومی، بر بخشهای دیگری از اقتصاد نیز اثر بگذارند.
رئیس امور آب سازمان برنامه و بودجه در اظهارات اخیر خود، به همین موضوع اشاره کرده و خواستار بازنگری در مدلهای مالی قراردادهای آب شده است. از نظر او، افزایش تورم میتواند هزینه تعهدات بلندمدت را بهشدت افزایش دهد و لازم است ریسکهای این قراردادها پیش از ایجاد تعهدات جدید بررسی شوند.
در چنین شرایطی، ارزیابی اقتصادی پروژه انتقال آب باید روشن کند چه میزان از هزینهها بر عهده شرکتهای صنعتی است، چه بخشی از طریق قراردادهای خرید آب بازمیگردد و آیا تعهدات بلندمدت، هزینههای واقعی سرمایهگذاری و بهرهبرداری را پوشش میدهند یا خیر.
فولاد مبارکه باید درباره هزینههای انتقال آب برای سهامداران شفافسازی و ارقام را با توجه به تورم بهروزرسانی کند
این شفافیت برای سهامداران فولاد مبارکه نیز اهمیت دارد. سرمایهگذاری در زیرساخت تامین آب میتواند برای استمرار تولید ضروری باشد، اما ضرورت عملیاتی یک پروژه به معنای بینیازی آن از ارزیابی اقتصادی نیست. سهامدار باید بداند منابع شرکت با چه بازدهی، چه ریسکهایی و با چه هزینه فرصتهایی درگیر شدهاند.
همچنین باید مشخص شود که هزینههای تامین آب چه اثری بر بهای تمامشده محصولات، سودآوری بلندمدت و توان رقابت فولاد مبارکه در بازار داخلی و صادراتی دارد. بدون چنین اطلاعاتی، نمیتوان درباره بازدهی واقعی سرمایهگذاریهای مرتبط با تامین آب قضاوت دقیقی کرد.
توسعه صنعتی بدون توجه به آب، توسعه پایدار نیست
یکی از استدلالهای مطرحشده درباره انتقال آب به صنایع اصفهان، کاهش وابستگی به منابع حوضه زایندهرود است. این هدف میتواند از نظر مدیریت منابع آب اهمیت داشته باشد، اما کاهش فشار بر یک حوضه آبریز نباید مانع بررسی هزینههای اقتصادی و زیستمحیطی گزینه جایگزین شود.
از منظر هزینهها، آبشیرینکنها و خطوط انتقال، خود به انرژی، تجهیزات، سرمایهگذاری و نگهداری نیاز دارند. بنابراین، سیاستگذار باید همزمان دو پرسش را پاسخ دهد؛ نخست اینکه، چگونه میتوان برداشت صنایع از منابع محدود داخلی را کاهش داد و دوم آنکه، چگونه میتوان هزینه تامین آب را در بلندمدت کنترل کرد؟
در کنار انتقال آب، استفاده از پساب شهری و صنعتی، افزایش بازچرخانی، بهبود بهرهوری آب و توسعه فناوریهای کممصرف باید در اولویت بررسی قرار گیرند. البته میزان اثرگذاری هر گزینه به شرایط فنی کارخانه، کیفیت آب مورد نیاز و امکانپذیری اقتصادی آن بستگی دارد و نمیتوان یک راهکار را برای تمام صنایع نسخهای یکسان دانست.
مساله مهمتر، جلوگیری از ایجاد وابستگیهای پرهزینه جدید است. وقتی محل استقرار یک صنعت بر اساس دسترسی به منابع طبیعی و زیرساختهای موجود انتخاب نشود، ممکن است دولت و شرکتها در سالهای بعد ناچار شوند برای جبران این محدودیت، پروژههای بزرگ و پرهزینهای تعریف کنند.
فولاد مبارکه در بوته یک آزمون اقتصادی جدی دارد
انتقال آب دریا به اصفهان، اکنون فرصتی برای بازنگری در معیارهای توسعه صنعتی کشور فراهم کرده است. همانگونه که تاکید شد، اگر قرار باشد این پروژه بهعنوان راهکاری برای تامین پایدار آب صنایع موجود دنبال شود، لازم است همزمان ارزیابی دقیقی از هزینههای آن، سهم هر یک از بهرهبرداران و آثار بلندمدتش بر اقتصاد منطقه منتشر شود.
فولاد مبارکه نیز باید بتواند نشان دهد سرمایهگذاریهای مرتبط با تامین آب، چه اثری بر کاهش ریسک توقف تولید، کاهش وابستگی به منابع محدود محلی و هزینه نهایی محصولات دارد. انتشار اطلاعات شفاف درباره هزینه تمامشده آب، تعهدات مالی پروژه و مقایسه آن با گزینههای جایگزین، امکان قضاوت دقیقتر سهامداران و افکار عمومی را فراهم میکند.
سیاستگذاران توسعه صنعتی باید از تجربه مکانیابی نادرست صنایع درس بگیرند
در نهایت اما، این سیاستگذاران توسعه صنعتی هستند که باید از تجربه مکانیابی نادرست صنایع درس بگیرند. ایجاد ظرفیتهای جدید آببر در فلات مرکزی، بدون بررسی دقیق محدودیت منابع و هزینههای بلندمدت تامین آب، میتواند کشور را وارد چرخهای کند که در آن، هر توسعه صنعتی به پروژهای تازه برای جبران کمبودهای زیرساختی نیاز داشته باشد.
واقعیت این است که آب دریا را میتوان شیرین و به مرکز کشور منتقل کرد، اما این امکان فنی بهتنهایی به معنای توجیه اقتصادی چنین تصمیمی نیست. توسعه صنعتی زمانی پایدار خواهد بود که محل استقرار کارخانه، هزینه تامین منابع، ظرفیت محیط زیست و بازدهی سرمایهگذاری از ابتدا در کنار یکدیگر سنجیده شوند.
پرونده فولاد مبارکه، فقط پرونده یک خط انتقال آب نیست؛ آزمونی برای این پرسش است که آیا سیاست صنعتی ایران هزینه انتخابهای گذشته را محاسبه میکند یا همچنان میکوشد با صرف سرمایههای بیشتر، محدودیتهای جغرافیایی را جبران کند.
دیدگاهتان را بنویسید