کد مطلب: 28612
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵-۰۷-۲۲ | ۰۹:۰۰
فولادنیوز گزارش می‌دهد؛

بازارهای منطقه‌ای؛ میدان اصلی رقابت ایران و چین / افت موجودی فولاد چین به نفع صادرات ایران تمام می‌شود؟

کاهش تولید و موجودی فولاد در چین می‌تواند در نگاه نخست نشانه‌ای امیدوارکننده برای صادرکنندگان رقیب این کشور از جمله ایران باشد، اما برای صنعت فولاد ایران، مساله به این سادگی نیست. اهمیت تحولات اخیر چین نه فقط در میزان کاهش تولید، بلکه در این پرسش نهفته است که آیا این تغییرات به کاهش عرضه فولاد چین در بازارهای جهانی منجر خواهد شد یا صادرکنندگان چینی همچنان برای جبران ضعف تقاضای داخلی به بازارهای خارجی متکی می‌مانند.

تبلیغات

به گزارش فولادنیوز، بر اساس داده‌های انجمن آهن و فولاد چین که به‌تازگی منتشر شده، میانگین تولید روزانه فولاد خام شرکت‌های بزرگ و متوسط عضو این انجمن در فاصله ۲۱ تا ۳۰ سپتامبر به ۱.۸۸۱ میلیون تن رسید که ۲.۱ درصد کمتر از دوره ۱۱ تا ۲۰ سپتامبر بود.

در همین دوره، موجودی محصولات فولادی این شرکت‌ها با کاهش ۸.۴ درصدی نسبت به ۲۰ سپتامبر، به ۱۵.۶۵ میلیون تن رسید. با این‌حال، گزارش SteelOrbis تأکید می‌کند که کاهش موجودی‌ها بیشتر تحت تأثیر خریدهای متمرکز پایان ماه و تلاش کارخانه‌ها برای کاهش انبارها بوده و هنوز نشانه‌ای قطعی از احیای تقاضای نهایی نیست.

افت موجودی چین؛ فرصتی که هنوز برای ایران قطعی نیست

این تفاوت برای ایران اهمیت اساسی دارد. اگر کاهش موجودی چین حاصل افزایش مصرف واقعی فولاد در بخش‌هایی مانند ساخت‌وساز، زیرساخت و صنایع تولیدی باشد، می‌توان انتظار داشت بخشی از عرضه مازاد این کشور در بازار داخلی جذب شود. در چنین شرایطی، فشار صادراتی چین بر بازارهای خارجی ممکن است کاهش یابد و فضای بیشتری برای رقابت سایر صادرکنندگان، از جمله ایران، ایجاد شود.

اما اگر کاهش موجودی عمدتاً ناشی از محدود شدن تولید و مدیریت انبارها باشد، بدون آنکه تقاضای نهایی بهبود معناداری پیدا کند، نمی‌توان از عقب‌نشینی پایدار چین در بازار صادراتی سخن گفت.

تهدید اصلی برای ایران، تداوم صادرات ارزان چین است

چین در سال‌های اخیر با اتکا به ظرفیت تولید گسترده و ضعف تقاضای داخلی، صادرات فولاد را به یکی از مسیرهای جذب مازاد عرضه تبدیل کرده است. بر اساس گزارش چشم‌انداز فولاد سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، صادرات فولاد چین در سال ۲۰۲۵ با رشد ۱۳.۸ درصدی به رکورد ۱۳۱.۲ میلیون تن رسید؛ درحالی‌که صادرات جهانی فولاد، بدون احتساب تجارت درون‌منطقه‌ای اتحادیه اروپا و آسه‌آن، ۶.۲ درصد کاهش یافت. سهم چین از صادرات جهانی نیز از ۱۹ درصد در سال ۲۰۱۹ به ۴۱ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش پیدا کرد.

این ارقام نشان می‌دهند که حتی کاهش تولید در چین لزوماً به معنای کاهش نقش این کشور در تجارت جهانی نیست. اگر تقاضای داخلی همچنان ضعیف بماند، فولادسازان چینی ممکن است برای حفظ فروش و استفاده از ظرفیت تولید، صادرات را در اولویت قرار دهند؛ به‌ویژه اگر کاهش هزینه‌ها یا حمایت‌های داخلی امکان عرضه رقابتی‌تر را فراهم کند.

برای ایران، چنین وضعیتی به معنای تداوم فشار بر قیمت‌های صادراتی است. در بازارهایی که فولاد چین و ایران از نظر نوع محصول، کیفیت و شرایط تحویل با یکدیگر رقابت می‌کنند، قیمت پیشنهادی چین می‌تواند بر سطح قیمت معاملات اثر بگذارد. حتی در شرایطی که خریداران به دلیل هزینه حمل یا ریسک‌های تجاری نتوانند مستقیماً از چین خرید کنند، پیشنهادهای چینی ممکن است به معیاری برای چانه‌زنی با سایر فروشندگان تبدیل شوند.

از این‌رو، شاخص مهم برای صادرکنندگان ایرانی صرفاً میزان تولید چین نیست؛ بلکه باید صادرات واقعی این کشور، قیمت‌های پیشنهادی در بازارهای مقصد و فاصله میان قیمت تحویل‌شده فولاد چین و محصولات ایرانی را دنبال کرد.

بازارهای منطقه‌ای؛ میدان اصلی رقابت ایران و چین

اهمیت این روند برای ایران زمانی روشن‌تر می‌شود که بازارهای منطقه‌ای را بررسی کنیم. خاورمیانه، شمال آفریقا و برخی بازارهای آسیایی از جمله مقاصدی هستند که تغییر مسیر تجارت فولاد چین می‌تواند بر شرایط رقابت در آن‌ها اثر بگذارد.

با این‌حال، نمی‌توان همه محصولات فولادی را در یک گروه قرار داد. رقابت در بازار شمش و اسلب با رقابت در میلگرد، ورق گرم یا محصولات پوشش‌دار تفاوت دارد. هر محصول زنجیره تأمین، خریداران و ساختار قیمتی خاص خود را دارد.

برای مثال، در بازار شمش، خریداران معمولاً علاوه بر قیمت، به امکان تحویل مستمر، کیفیت متالورژیکی و قابلیت استفاده از محصول در خطوط نورد توجه می‌کنند. در بازار اسلب نیز ظرفیت نورد، مشخصات فنی و هزینه تبدیل محصول به ورق اهمیت دارد. بنابراین، اگر هدف ارزیابی فرصت صادراتی ایران باشد، باید آمار صادرات چین و ایران را به تفکیک محصول و مقصد مقایسه کرد.

یک نکته مهم دیگر، تفاوت میان قیمت اسمی و قیمت تحویل‌شده است. ممکن است شمش چینی در مبدا قیمت پایین‌تری داشته باشد، اما کرایه حمل، زمان تحویل، هزینه‌های مالی و ریسک‌های مسیر تجاری بخشی از این مزیت را کاهش دهند. در مقابل، اگر صادرکننده ایرانی برای تحویل کالا با محدودیت حمل‌ونقل، تأمین مالی یا ریسک‌های عملیاتی مواجه باشد، مزیت قیمتی اولیه نیز ممکن است از بین برود.

بنابراین، کاهش احتمالی عرضه چین زمانی به فرصت واقعی برای ایران تبدیل می‌شود که صادرکنندگان بتوانند از نظر قیمت نهایی، زمان تحویل و قابلیت اطمینان تأمین با سایر عرضه‌کنندگان رقابت کنند.

تجربه سال ۲۰۲۶؛ چین می‌تواند جای خالی عرضه ایران را پر کند

تحولات تجارت فولاد در سال ۲۰۲۶ نشان داده است که تغییر عرضه ایران می‌تواند فرصت‌هایی برای صادرکنندگان رقیب ایجاد کند. بلومبرگ در گزارشی در ۲۱ مه ۲۰۲۶ نوشت که صادرات محصولات نیمه‌نهایی فولاد چین به سطوح نزدیک به رکورد رسیده و این کشور بخشی از خلأ ایجادشده در پی افت محموله‌های ایران را پر کرده است. گزارش دیگری از S&P Global نیز از افزایش قابل‌توجه صادرات محصولات نیمه‌نهایی چین در سه‌ماهه نخست سال خبر داد.

این تجربه یک نکته مهم برای تحلیل وضعیت کنونی دارد: حتی اگر تولید فولاد چین کاهش یابد، صادرکنندگان این کشور ممکن است در بازارهایی که عرضه ایران در آن‌ها محدود شده است، حضور خود را تقویت کنند. در چنین شرایطی، افت موجودی فولاد چین به‌تنهایی برای اثبات کاهش رقابت کافی نیست؛ زیرا جهت‌گیری صادرات، دسترسی به بازارها و اولویت تخصیص محصولات نیز تعیین‌کننده‌اند.

در نتیجه، برای بررسی وضعیت صادرات ایران باید همزمان دو روند در نظر گرفته شود: از یک سو تغییر تولید و موجودی فولاد چین و از سوی دیگر توان ایران برای حفظ یا بازیابی سهم خود در بازارهای هدف.

چه زمانی می‌توان از فرصت صادراتی برای ایران سخن گفت؟

برای تبدیل این تحولات به یک نتیجه عملی، سه شاخص باید در هفته‌های آینده دنبال شوند.

نخست، روند موجودی فولاد چین پس از تعطیلات روز ملی و بازگشت خریداران به بازار است. اگر موجودی‌ها همچنان کاهش یابد و هم‌زمان سفارش‌های مصرف‌کنندگان نهایی تقویت شود، احتمال بهبود بنیادی بازار بیشتر خواهد شد.

دوم، آمار صادرات چین به تفکیک محصول است. کاهش تولید زمانی برای ایران اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که به کاهش واقعی عرضه صادراتی در محصولاتی منجر شود که ایران نیز در آن‌ها صادرکننده است.

سوم، قیمت‌های قابل معامله در بازارهای مقصد ایران است. کاهش پیشنهادهای صادراتی چین یا افزایش فاصله قیمت تحویل‌شده آن با محصولات ایرانی می‌تواند نشانه‌ای از تغییر شرایط رقابت باشد؛ اما این شاخص باید در کنار هزینه حمل، شرایط پرداخت و محدودیت‌های تجاری تفسیر شود.

در نهایت باید گفت، کاهش موجودی فولاد چین هنوز به‌تنهایی خبر مثبتی برای صادرات ایران نیست. اگر این روند با بهبود تقاضای داخلی و افت پایدار صادرات چین همراه شود، می‌تواند فضای رقابت را تغییر دهد. اما اگر موجودی‌ها صرفاً به دلیل کاهش تولید و مدیریت انبارها پایین آمده باشند و صادرات چین همچنان در سطح بالایی باقی بماند، فشار رقابتی بر فولاد ایران ادامه خواهد داشت.

برای صنعت فولاد ایران، مساله اصلی نه کاهش مقطعی تولید چین، بلکه تغییر پایدار در میزان عرضه این کشور به بازارهای هدف است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *