حمله آمریکا به ایران در اسفند سال گذشته و تداوم آن در سال جاری، تنها یک بحران نظامی تازه در خاورمیانه ایجاد نکرد، بلکه این اقدام زنجیره تأمین آلومینیوم را نیز در خلیج فارس مختل کرد و فشار آن مستقیماً به کارخانه‌ها و مصرف‌کنندگان اروپایی رسید. توقف بخشی از تولید منطقه، ناامن‌شدن مسیرهای کشتیرانی و جهش هزینه‌های حمل باعث شد امنیت دسترسی به فلز، موقتاً از ردپای کربنی آن مهم‌تر شود.

به گزارش فولاد نیوز، بازار آلومینیوم اروپا پیش از آغاز درگیری‌های نظامی آمریکا و ایران نیز در موقعیت شکننده‌ای قرار داشت. تولید داخلی این قاره طی سال‌های گذشته زیر فشار هزینه بالای انرژی کاهش یافته و وابستگی به واردات افزایش پیدا کرده بود. خاورمیانه نیز به‌دلیل برخورداری از انرژی ارزان‌تر، کارخانه‌های بزرگ و دسترسی مناسب به مسیرهای دریایی، به یکی از تأمین‌کنندگان اصلی اروپا تبدیل شده بود.

حمله آمریکا به ایران و گسترش درگیری به خلیج فارس، این نظم را بر هم زد. ایران در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات صنعتی خود، در ۲۸ مارس با موشک و پهپاد کارخانه «الطویله» متعلق به امارات گلوبال آلومینیوم و مجتمع آلومینیوم بحرین را هدف قرار داد.

این دو مجموعه روی‌ هم تقریباً نیمی از ظرفیت آلومینیوم کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را در اختیار دارند. بنابراین، حمله به آنها یک اختلال محلی نبود؛ بخشی از ظرفیت تولید منطقه‌ای را هدف گرفت که پیش از جنگ حدود ۲۰ درصد واردات آلومینیوم اروپا را تأمین می‌کرد.

دومینوی بحران از ایران تا اروپا

کارخانه الطویله در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۶ میلیون تن فلز ریخته‌گری‌شده تولید کرده بود و پالایشگاه آلومینای مجاور آن نیز ۲.۴ میلیون تن محصول داشت. حمله به این مجموعه به کارخانه ذوب، واحد ریخته‌گری، نیروگاه، پالایشگاه آلومینا و بخش بازیافت خسارت زد و فعالیت سایت را متوقف کرد.

تا ۲۶ اوت تنها حدود ۲۵ درصد ظرفیت آسیب‌دیده الطویله دوباره راه‌اندازی شده بود. مجتمع آلومینیوم بحرین نیز پیش از حمله، به‌دلیل اختلال کشتیرانی در تنگه هرمز سه خط احیا معادل ۱۹ درصد ظرفیت خود را خاموش کرده بود.

قطر آلومینیوم هم از ماه مارس، پس از محدودشدن دسترسی به گاز، با حدود ۶۰ درصد ظرفیت فعالیت می‌کند. به این ترتیب، جنگ هم‌زمان سه پایه صنعت آلومینیوم خلیج فارس، یعنی تأمین انرژی، استمرار تولید و امکان حمل دریایی را تحت فشار قرار داد.

این بهم‌ریختگی خیلی زود در اروپا دیده شد. پریمیوم آلومینیوم اولیه تحویل‌شده در روتردام به بالاترین سطح از سال ۲۰۲۲ رسید. پریمیوم بیلت آلومینیوم در ایتالیا نیز نسبت به فوریه بیش از دو برابر شد و پنجم ژوئن به محدوده ۱۲۰۰ تا ۱۳۰۰ دلار در هر تن رسید.

این اعداد نشان می‌دهند قیمت درج‌شده در بورس فلزات لندن، تمام هزینه واقعی خرید را بیان نمی‌کند. کارخانه اروپایی علاوه بر قیمت پایه باید برای دسترسی فوری به فلز، حمل‌ونقل، بیمه و ریسک اختلال عرضه نیز مبلغ بیشتری بپردازد.

کانادا و چین جای خلیج فارس را گرفتند

افزایش پریمیوم‌ها انگیزه لازم را برای تغییر مسیر محموله‌ها ایجاد کرد. بخشی از آلومینیوم کانادا که در شرایط عادی راهی آمریکا می‌شد، تحت تأثیر تعرفه‌های واشنگتن به اروپا منتقل شد. صادرات چین نیز در ماه مه ۱۰.۴ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت و قسمتی از کمبود بازار را جبران کرد.

پریمیوم آلومینیوم اولیه در روتردام که دوم آوریل به محدوده ۵۷۵ تا ۶۰۰ دلار رسیده بود، تا ۲۵ اوت به ۴۶۰ تا ۵۰۰ دلار کاهش یافت. پریمیوم بیلت ایتالیا نیز در ۲۱ اوت به ۱۱۰۰ تا ۱۱۵۰ دلار عقب نشست؛ اما همچنان در سطحی بسیار بالاتر از پیش از جنگ باقی ماند.

کاهش نسبی قیمت به معنای رفع آسیب‌پذیری نیست. اروپا فقط با تغییر مسیر تجارت و پرداخت هزینه بیشتر توانسته بخشی از جای خالی آلومینیوم خلیج فارس را پر کند. بازگشت کامل بازار همچنان به احیای ظرفیت تولید منطقه و برقراری جریان پایدار کشتیرانی وابسته است.

امنیت عرضه، کربن را عقب راند

تناقض مهم‌تر به سیاست سبز اروپا بازمی‌گردد. سازوکار تعدیل کربن مرزی اتحادیه اروپا از ابتدای سال ۲۰۲۶ وارد مرحله اجرایی شد و قرار بود ردپای کربنی آلومینیوم وارداتی را به یکی از عوامل اصلی انتخاب تأمین‌کننده تبدیل کند.

با این حال، جنگ اولویت بازار را تغییر داد. وقتی تولیدکننده نگران رسیدن یا نرسیدن محموله است، درباره کم‌کربن‌بودن آن سخت‌گیری کمتری نشان می‌دهد. فعالان بازار به فست‌مارکتس گفته‌اند تعرفه کربنی گفت‌وگو درباره انتشار را افزایش داده، اما هنوز رفتار مصرف‌کنندگان نهایی را به‌طور جدی تغییر نداده است.

این تغییر اولویت می‌تواند پیامد بلندمدت داشته باشد. بخشی از ظرفیت تازه آلومینیوم جهان در اندونزی توسعه می‌یابد؛ ظرفیتی که عمدتاً به نیروگاه‌های اختصاصی زغال‌سنگ متکی است. اگر اروپا برای جبران کمبود خلیج فارس به فلز پرکربن‌تر روی بیاورد، حمله آمریکا به ایران به‌طور غیرمستقیم سیاست کربن‌زدایی این قاره را نیز تضعیف خواهد کرد.

آنچه در بازار آلومینیوم اروپا رخ داد، هزینه اقتصادی یک تصمیم نظامی را فراتر از میدان جنگ نشان می‌دهد. حمله آمریکا به ایران، واکنش متقابل تهران و گسترش ناامنی در خلیج فارس، تولید و تجارت یکی از مهم‌ترین فلزات صنعتی جهان را مختل کرد. اروپا فعلاً با آلومینیوم کانادایی و چینی بخشی از کمبود را پوشانده است؛ اما برای این امنیت موقت، پریمیوم بالاتر پرداخته و اهداف کربنی خود را به حاشیه رانده است.

دیدگاهتان را بنویسید