ایران برای تولید فولاد، میلیون‌ها تن سنگ‌آهن استخراج، فرآوری و احیا می‌کند، اما بخشی از فولادی که پیش‌تر تولید شده و می‌تواند دوباره به کوره بازگردد، در شبکه‌ای پراکنده و غیرشفاف میان خودروهای فرسوده، ساختمان‌های تخریب‌شده، کارگاه‌ها و انبارهای سنتی سرگردان می‌ماند. قراضه در صنعت فولاد ایران هنوز یک ماده اولیه راهبردی نیست؛ کالایی حاشیه‌ای است که اغلب زمانی دیده می‌شود که قیمت آن بالا برود یا عرضه‌اش کاهش یابد.

به گزارش فولاد نیوز، در بسیاری از کشورها، قراضه پایان عمر فولاد نیست؛ آغاز دور تازه زندگی آن است. تیرآهن یک ساختمان تخریب‌شده، بدنه خودروی فرسوده یا ضایعات یک کارخانه پس از جمع‌آوری، جداسازی و فرآوری دوباره وارد کوره می‌شود و به محصولی تازه تبدیل می‌شود.

انجمن جهانی فولاد اعلام کرده است در مسیر متعارف تولید فولاد بازیافتی با کوره قوس الکتریکی، برای تولید هر هزار کیلوگرم فولاد خام به‌طور متوسط ۷۱۰ کیلوگرم فولاد بازیافتی مصرف می‌شود. کوره قوس می‌تواند قراضه را همراه با آهن اسفنجی یا آهن مذاب مصرف کند.

ایران تعداد زیادی کوره قوس الکتریکی دارد، اما خوراک اصلی آنها بیشتر بر آهن اسفنجی استوار شده است. برخورداری از گاز طبیعی و توسعه واحدهای احیای مستقیم، این مسیر را برای صنعت فولاد ایران منطقی کرده بود، اما تکیه سنگین بر آهن اسفنجی باعث شد قراضه هیچ‌گاه جایگاهی متناسب با ظرفیت واقعی خود پیدا نکند.

ماده اولیه‌ای که آمار دقیقی از آن وجود ندارد

نخستین مشکل بازار قراضه ایران از آمار آغاز می‌شود. درباره تولید سنگ‌آهن، گندله، آهن اسفنجی، شمش و محصولات فولادی گزارش‌های دوره‌ای منتشر می‌شود، اما تصویر منظم و عمومی از میزان تولید، جمع‌آوری، فرآوری و مصرف قراضه در دسترس نیست.

بخشی از قراضه از واحدهای صنعتی بزرگ می‌آید و قابلیت ردیابی دارد، اما حجم قابل‌توجهی به‌صورت خرد جمع‌آوری می‌شود. ضایعات خانگی، قطعات مستعمل، بدنه خودروها، تجهیزات فرسوده و آهن حاصل از تخریب ساختمان‌ها ابتدا به دست جمع‌آورندگان کوچک می‌رسد و سپس از چند انبار و واسطه عبور می‌کند.

در این مسیر، منشأ، کیفیت و حجم قراضه همیشه به‌طور شفاف ثبت نمی‌شود. کارخانه خریدار نیز با بارهایی روبه‌روست که ممکن است ترکیبی از فولادهای مختلف، خاک، پلاستیک، روغن، فلزات غیرآهنی یا قطعات آلوده باشند. پیش از ورود چنین محموله‌ای به کوره باید هزینه جداسازی، کنترل و آماده‌سازی پرداخت شود.

بازاری که وارونه شکل گرفته است

بازار قراضه خلاف بسیاری از مواد اولیه از یک تولیدکننده بزرگ به سمت مصرف‌کنندگان متعدد حرکت نمی‌کند. هزاران منبع کوچک، ضایعات را تولید می‌کنند و شبکه‌ای از واسطه‌ها باید این جریان پراکنده را به محموله‌ای بزرگ و قابل‌مصرف برای فولادساز تبدیل کند. همین ساختار، رسمی‌کردن بازار را دشوار کرده است.

فروشندگان خرد معمولاً فاکتور صادر نمی‌کنند و در نتیجه زنجیره مالیات بر ارزش افزوده در بازار قراضه منقطع می‌شود. از طرف دیگر، عرضه این محصول در بورس کالا نیز به‌دلیل تنوع شدید کیفیت و دشواری استانداردسازی ساده نیست.

وقتی خرید رسمی برای فولادساز هزینه مالیاتی و اداری ایجاد کند، اما بخش سنتی بازار بدون فاکتور فعالیت کند، انگیزه پنهان‌ماندن معاملات افزایش می‌یابد. پیامد این وضعیت فقط فرار مالیاتی نیست؛ برنامه‌ریزی برای تأمین خوراک، سرمایه‌گذاری در مراکز فرآوری و کنترل سرقت تجهیزات فلزی نیز دشوارتر می‌شود.

قراضه، زباله نیست!

در بازار سنتی، ارزش قراضه اغلب بر اساس وزن تعیین می‌شود، اما برای فولادساز تنها وزن مهم نیست. ترکیب شیمیایی و میزان آلودگی تعیین می‌کند قراضه در تولید چه محصولی قابل‌استفاده است.

وجود مس، قلع یا برخی عناصر ناخواسته می‌تواند کیفیت فولاد نهایی را کاهش دهد. قطعات بسته و مرطوب نیز هنگام ورود به کوره خطر انفجار دارند. آلودگی به روغن، رنگ، پلاستیک و خاک، مصرف انرژی و انتشار آلاینده‌ها را بالا می‌برد. بنابراین، میان توده‌ای از آهن زنگ‌زده و قراضه صنعتی استاندارد فاصله زیادی وجود دارد.

مراکز مدرن بازیافت این فاصله را با خردکردن، جداسازی مغناطیسی، برش، پرس، درجه‌بندی و آزمایش کیفیت پر می‌کنند. فولادساز باید بداند محموله‌ای که می‌خرد چه چگالی و ترکیبی دارد و چه میزان از شارژ کوره را می‌تواند به آن اختصاص دهد.

در ایران، بخش بزرگی از جمع‌آوری انجام می‌شود، اما حلقه صنعتی میان جمع‌آوری و مصرف هنوز به‌اندازه کافی توسعه پیدا نکرده است. قراضه از سطح شهر حذف می‌شود، ولی لزوماً به ماده اولیه‌ای استاندارد و قابل‌اعتماد تبدیل نمی‌شود.

جای قراضه را آهن اسفنجی گرفت

فراوانی نسبی سنگ‌آهن و گاز سبب شد توسعه فولاد ایران حول محور احیای مستقیم شکل بگیرد. آهن اسفنجی خوراکی نسبتاً یکنواخت و قابل‌کنترل برای کوره قوس است و استفاده از آن در تولید فولادهای کیفی مزیت دارد. بنابراین، نمی‌توان انتظار داشت قراضه تمام آهن اسفنجی را کنار بزند.

بااین‌حال، ترکیب حساب‌شده قراضه و آهن اسفنجی می‌تواند فشار بر معدن، واحدهای گندله‌سازی و احیا را کاهش دهد. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که ذخایر در دسترس سنگ‌آهن محدودتر، استخراج گران‌تر و تأمین گاز واحدهای احیا دشوارتر می‌شود.

هر تن فولادی که دوباره وارد چرخه تولید شود، بخشی از نیاز به استخراج و فرآوری ماده خام تازه را کاهش می‌دهد. قراضه همچنین می‌تواند به کوتاه‌شدن مسیر تولید و کاهش بخشی از مصرف انرژی و انتشار کربن کمک کند؛ مزیتی که با سخت‌گیرانه‌ترشدن مقررات زیست‌محیطی بازارهای صادراتی، ارزش اقتصادی بیشتری پیدا می‌کند.

خودروهای فرسوده و ساختمان‌های تخریب‌شده، مستعد ورود به چرخه صنعت

دو منبع بزرگ قراضه آینده ایران، ناوگان فرسوده و ساختمان‌ها هستند. میلیون‌ها تن فولاد طی چند دهه گذشته وارد خودروها، ماشین‌آلات، خطوط صنعتی و سازه‌های شهری شده است. این ذخیره پس از پایان عمر محصول می‌تواند به معدن روی زمین تبدیل شود.

اما استخراج از این معدن شهری نیز به سیاست‌گذاری نیاز دارد. اسقاط خودرو اگر منظم نباشد، قطعات ارزشمند جدا می‌شوند و بدنه باقی‌مانده به‌صورت غیراستاندارد فروخته می‌شود. در تخریب ساختمان نیز نبود تفکیک از مبدأ باعث می‌شود آهن با بتن، خاک و دیگر پسماندها مخلوط شود و هزینه بازیابی آن بالا برود.

شهرداری‌ها، مراکز اسقاط، صنایع بزرگ و فولادسازان هرکدام بخشی از زنجیره‌اند، اما مسئولیت یکپارچه‌ای برای مدیریت چرخه قراضه وجود ندارد. تا زمانی که هر حلقه جداگانه عمل کند، قراضه فراوان خواهد بود، اما خوراک استاندارد کارخانه کمیاب می‌ماند.

معدن روی زمین را جدی بگیریم

سامان‌دهی قراضه با بخشنامه ممنوعیت خریدوفروش یا حذف واسطه‌ها ممکن نیست. جمع‌آورندگان کوچک بخش ضروری این بازارند و بدون آنها دسترسی به هزاران منبع پراکنده امکان‌پذیر نخواهد بود. مسئله، اتصال این شبکه به یک ساختار رسمی، قابل‌ردیابی و اقتصادی است.

ایجاد مراکز منطقه‌ای فرآوری، تعریف استاندارد ملی درجه‌بندی، تسهیل صدور صورتحساب برای خریدهای خرد، قرارداد بلندمدت میان فولادساز و مراکز بازیافت و انتشار آمار دوره‌ای می‌تواند بازار را از شکل سنتی خارج کند. مشوق‌های اسقاط خودرو و تفکیک فلزات در پروژه‌های تخریب نیز عرضه قراضه تمیزتر را افزایش می‌دهد.

قراضه کالایی نیست که تنها در روزهای کمبود آهن اسفنجی به یاد آورده شود. این ماده اولیه بخشی از آینده کم‌کربن فولاد است. صنعتی که برای کشف ذخایر جدید تا عمق زمین پیش می‌رود، نباید از میلیون‌ها تن فولادی که پیش‌تر استخراج و تولید شده است غافل بماند. معدن بعدی فولاد ایران ممکن است نه زیر کوه، بلکه در شهرها، کارخانه‌ها و انبارهای فرسوده قرار داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید