پایداری زنجیره فولاد ایران؛ از تابآوری در بحران تا رقابتپذیری در عصر کربن
نشست تخصصی «صنعت فولاد؛ از بازیابی تا پایداری» به میزبانی فولادنیوز و با حضور جمعی از مدیران، کارشناسان و نمایندگان تشکلهای تخصصی معدن و فولاد برگزار شد. در این نشست، چالشهای تأمین مواد اولیه، افت نرخ بهرهبرداری از ظرفیتهای نصبشده، بحران انرژی و نقدینگی، الزامات زیستمحیطی، ضرورت بازنگری طرح جامع فولاد و تغییر جهت سرمایهگذاریها از توسعه کمی به توسعه کیفی بررسی شد.
به گزارش فولاد نیوز، نشست تخصصی صنعت «صنعت فولاد؛ از بازیابی تا پایداری» با موضوع بررسی پایداری زنجیره فولاد کشور؛ از سنگآهن تا محصول نهایی در ادامه جلسه مشترک کمیسیونهای معدن و صنایع معدنی اتاقهای بازرگانی سراسر کشور و به میزبانی اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد و جمعی از کارشناسان و فعالان زنجیره فولاد در آن حضور داشتند.
مهرداد اکبریان، رییس انجمن تولیدکندگان و صادرکنندگان سنگ آهن ایران؛ محمدحسن امامی، رئیس هیات مدیره انجمن مدیریت سبز ایران؛ سعید عسکریزاده، دبیر انجمن سنگآهن ایران؛ سعید غرقی، نایب رئیس کمیسیون معادن اتاق ایران؛ مهران محجوبنژاد معاون شرکت فولاد تکنیک و جمعی دیگر از کارشناسان و فعالان زنجیره فولاد در این نشست حضور داشتند.
ظرفیتسازی انجام شد، اما تولید واقعی عقب ماند
مهران محجوبنژاد، معاون شرکت فولاد تکنیک که بهعنوان مجری و کارشناس در این نشست حضور داشت، در ابتدای این برنامه گفت: صنعت فولاد از دهه ۸۰ تاکنون در تمام حلقههای زنجیره، از معدن تا محصول نهایی، رشد قابلتوجهی را تجربه کرده است. در سند چشمانداز ۲۰ساله ۱۴۰۴، دستیابی به ظرفیت ۵۵ میلیون تن فولاد هدفگذاری شده بود و میتوان گفت فولاد تنها صنعتی بود که توانست ظرفیتسازی پیشبینیشده در این سند را محقق کند.
وی افزود: با این حال، تولید واقعی در بهترین شرایط و پیش از تحولات و تنشهای اخیر، در پایان سال گذشته به حدود ۳۲ میلیون تن رسید؛ به بیان دیگر، تنها نزدیک به ۵۸ درصد ظرفیت ایجادشده مورد استفاده قرار گرفت. همین فاصله میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی، پرسشهای مهمی را درباره تأمین مواد اولیه، صادرات، انرژی، زیرساخت، بازار و میزان بهرهبرداری از سرمایهگذاریهای انجامشده مطرح میکند.
محجوبنژاد اظهار کرد: برنامه بعدی کشور، برنامه هفتم توسعه است که در سال ۱۴۰۷ به پایان میرسد. در این دوره، هدف اصلی باید دستیابی به پایداری و توازن در صنعت فولاد باشد. سرمایهگذاریهای تازه در این صنعت باید محدود و هدفمند شود و توسعه کمی و ساخت واحدهای جدید، جای خود را به توسعه کیفی بدهد. ارتقای فناوری، تأمین پایدار مواد اولیه، افزایش بهرهوری و رعایت ملاحظات محیطزیستی باید سرمشق توسعه آینده فولاد قرار گیرد.
وی اضافه کرد: از سال گذشته نیز ستاد راهبردی زنجیره فولاد کشور تشکیل شده و نقش انجمنهای تخصصی در آن پررنگ است. قرار است تصمیمهای سیاستی صنعت فولاد با مشورت و نظر تشکلهای تخصصی اتخاذ شود که میتوان آن را گامی مثبت در مسیر اصلاح حکمرانی این زنجیره دانست.
صنعتی که زمانی ۲۵ تا ۳۰ درصد سود میداد، به مرز بحران رسیده است
محجوبنژاد در ادامه اظهار کرد: صنعت فولاد زمانی در بورس میانگین سودی حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد داشت و از صنایع برخوردار کشور محسوب میشد. امروز اما مجموعهای از مشکلات بازار، قیمتگذاری، انرژی و زیرساخت، بسیاری از واحدها را به نقطه سربهسر یا حتی شرایط بحرانی رسانده است؛ بهگونهای که حفظ بقای صنعت به مسئلهای مستقل تبدیل شده است.
وی افزود: نزدیک به ۴ تا ۵ درصد اشتغال کشور به زنجیره فولاد وابسته است؛ بنابراین صیانت از این صنعت اهمیت بالایی دارد. بخش خصوصی تلاش خود را انجام میدهد، اما سیاستگذاران نیز باید حمایتهای ضروری را در دستور کار قرار دهند. بازنگری طرح جامع فولاد باید با رویکرد حفظ تولید، پایداری و ایجاد توازن در زنجیره انجام شود.
مزیت احیای مستقیم نباید بهانه کمکاری شود
معاون شرکت فولاد تکنیک با اشاره به وضعیت انتشار کربن در صنعت فولاد توضیح داد: در ادبیات رایج صنعت گفته میشود تولید هر تن فولاد در جهان بهطور متوسط حدود ۱.۲ تن دیاکسیدکربن ایجاد میکند، در حالی که این رقم در ایران به دلیل استفاده از فناوری احیای مستقیم و گاز طبیعی حدود ۱.۳ تا ۱.۴ تن عنوان میشود. صنعت فولاد ایران گاهی استفاده از احیای مستقیم را بهعنوان یک مزیت در مقایسه با کوره بلند مطرح میکند؛ اما همین برداشت باعث شده در زمینه کاهش ردپای کربن اقدام کافی صورت نگیرد.
وی ادامه داد: ردپای کربن و مالیات کربنی، دیر یا زود در مسیر تجارت ایران قرار خواهد گرفت. کشورهای صاحب فناوری بهسرعت روی فولاد سبز کار میکنند. ملاحظات محیطزیستی نیز تنها به یک تجهیز یا فرایند محدود نیست، بلکه زیرساخت، انرژی، فناوری و فرهنگ سازمانی را دربر میگیرد. توسعه پایدار فولاد باید بر چنین نگاه جامعی استوار باشد.
ظرفیت فولاد تا ۱۴۰۷ به ۶۳ تا ۶۵ میلیون تن میرسد
محجوبنژاد درباره روند ظرفیتسازی صنعت فولاد گفت: ظرفیت کنونی فولاد حدود ۵۵ میلیون تن است و پیشبینی میشود تا سال ۱۴۰۷ به ۶۳ تا ۶۵ میلیون تن برسد. در بهترین حالت، تولید واقعی میتواند به ۳۴ تا ۳۵ میلیون تن برسد؛ بنابراین همچنان نزدیک به ۴۰ تا ۵۰ درصد ظرفیت خالی خواهد ماند.
وی افزود: مازاد ظرفیت در هر صنعتی مشکلساز است. تجربه سیمان، کاشی و سرامیک نشان میدهد توسعه بیش از نیاز، واحدها را ناچار میکند با ۳۰، ۴۰ یا ۵۰ درصد ظرفیت کار کنند. فولاد نیز در همین مسیر قرار گرفته است و ادامه سرمایهگذاری بدون توجه به بازار، مواد اولیه و زیرساخت، به هدررفت منابع منجر میشود.
به گفته او، در گذشته تمرکز کشور بر توسعه کمی و ساخت کارخانه بود، اما اکنون باید از ظرفیتهای موجود بهتر استفاده کرد. فاز دوم طرح جامع فولاد باید با مشارکت انجمنها، تشکلها و فعالان زنجیره تدوین شود و بهرهوری و پایداری را در مرکز تصمیمگیری قرار دهد.
آهن اسفنجی؛ مزیتی که باید هوشمندانه حفظ شود
معاون شرکت فولاد تکنیک یکی از مزیتهای قابلتوجه ایران در صنعت فولاد را فناوری احیای مستقیم و تولید آهن اسفنجی دانست و اظهار کرد: با وجود چالش انرژی و تحریم، این بخش همچنان میتواند در بازتعریف جایگاه ایران در بازار جهانی فولاد نقش داشته باشد.
وی گفت: جنگ و بازسازی واقعیت امروز اقتصاد ایران است، اما بازسازی نباید مقصد نهایی باشد؛ بلکه باید نقطه آغاز یک نگاه راهبردی تازه به اقتصاد و فولاد تلقی شود. ظرفیت مازاد جهانی، تغییر جایگاه کشورهایی مانند چین و هند، الزامات کربنی و تغییر قواعد تجارت در پی تحریمها، نظم تازهای در بازار جهانی فولاد ایجاد کرده است. ایران میتواند با تکیه بر احیای مستقیم و آهن اسفنجی، مزیت رقابتی خود را بازتعریف کند.
محجوبنژاد در عین حال هشدار داد: در توسعه این بخش نیز نباید زیادهروی کرد. ظرفیت آهن اسفنجی کشور در حال نزدیک شدن به ۸۰ میلیون تن است، در حالی که حتی برای حدود ۴۵ میلیون تن تولید نیز با محدودیت گاز، بهویژه در دو یا سه ماه سال، روبهرو هستیم. ادامه پروژههای جدید بدون توجه به تأمین انرژی میتواند همین مزیت را به چالش تازه تبدیل کند.
چرا فولادها از سواحل دور ماندند؟
وی درباره جانمایی واحدهای فولادی نیز گفت: از مجموع ظرفیت ۵۵ میلیون تنی پیشبینی شده بود حدود ۲۰ میلیون تن در کنار آبهای آزاد مستقر شود، اما امروز این رقم نزدیک به ۵ میلیون تن است. فشارهای استانی، مداخلات نمایندگان و مسئولان محلی و تمایل هر منطقه به احداث کارخانه فولاد، باعث شد واحدها بهصورت پراکنده و گاه بدون منطق زیرساختی جانمایی شوند.
محجوبنژاد خاطرنشان کرد: نتیجه این تصمیمها، افزایش هزینه حملونقل و بالا رفتن قیمت تمامشده بوده است. اگر جانماییها منطقیتر انجام میشد، امروز بخشی از هزینههای تولید و جابهجایی به صنعت تحمیل نمیشد.
زنجیره فولاد به «برنامه تابآوری» نیاز دارد
مهرداد اکبریان، رئیس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگآهن ایران، با اشاره به روند توسعه این صنعت گفت: زنجیره فولاد طی دو یا سه سال به جایگاه کنونی نرسیده است. در سالهای متمادی، بهویژه از ابتدای دهه ۹۰، در بخش معدن، صنایع معدنی و تولید فولاد ظرفیتسازی گستردهای انجام شد و امروز به ظرفیتهای بزرگی رسیدهایم. با این حال، برخی موضوعات اساسی یا فراموش شد یا آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفت.
اکبریان بیان کرد: یکی از این موضوعات، جانمایی واحدهاست. کارشناسان بارها هشدار دادند که جانمایی بسیاری از طرحها دقیق و اصولی نیست. مسئله دیگر، قیمت تمامشده تولید است که در بسیاری از خطوط با میانگینهای جهانی فاصله دارد و تولید را برای ما گران میکند. همچنین هنگام صدور مجوزها به این پرسش پاسخ داده نشد که هر واحد قرار است به پشتوانه کدام ذخیره معدنی و کدام تأمینکننده مواد اولیه فعالیت کند.
او افزود: در دورهای که دخلوخرج واحدها با یکدیگر همخوانی داشت، این هشدارها چندان جدی گرفته نشد. صدور مجوزهای متعدد با ظرفیتهای بالا نیز وضعیت را پیچیدهتر کرد. وزارتخانه عنوان میکرد قانون اجازه جلوگیری از صدور مجوز را نمیدهد، اما نتیجه این رویکرد، شکلگیری یک ریسک پنهان بزرگ در سراسر زنجیره فولاد بود.
اکبریان اظهار کرد: بخش جذاب ماجرا این بود که اعلام کنیم ۵۶ یا ۵۷ میلیون تن ظرفیت ایجاد کردهایم و ۳۲ تا ۳۳ میلیون تن فولاد تولید میکنیم؛ اما درباره ریسکهای پنهان کمتر سخن گفته شد. تحولات جنگ ۱۲روزه، دوره ۴۲روزه پس از آن و شرایط بلاتکلیف کنونی، این ریسکها را آشکار کرد. گاهی بلاتکلیفی حتی از خود جنگ دشوارتر است، زیرا فعال اقتصادی نمیداند بر مبنای چه شرایطی تصمیم بگیرد.
او گفت: اکنون روشن شده است که قیمت تمامشده در بسیاری از واحدها تا چه اندازه بالاست. با کوچکترین تغییر در هزینهها یا بازار، شماری از کارخانهها، صنایع و معادن از صرفه اقتصادی خارج میشوند و دیگر قادر به ادامه تولید نیستند. این واقعیت را نمیتوان انکار کرد و نمیتوان انتظار داشت ظرف یک یا دو هفته نیز برطرف شود.
اکبریان بیان کرد: در چنین شرایطی، زنجیره فولاد به یک برنامه مشخص برای تابآوری نیاز دارد؛ برنامهای که کمک کند داشتههای موجود را سالم به مقطعی برسانیم که شرایط برای فعالیت اقتصادی مهیاتر شود. در حال حاضر، سخن گفتن از رشد ۱۳ درصدی واقعبینانه نیست. حتی نباید انتظار سودآوری کلان داشت؛ اولویت این است که واحدها درآمدی در حد حفظ فعالیت، تأمین سرمایه در گردش و بقای خود داشته باشند.
تأمین مواد اولیه از حفظ تولید در معدن آغاز میشود
به گفته اکبریان، برای تأمین مواد اولیه، نخست باید معادن بزرگ و همچنین معادن کوچک و متوسط را قادر به ادامه تولید نگه داشت. در تمام این سالها، زنجیره فولاد ایران برای تأمین سنگآهن به واردات وابسته نبوده و نیاز خود را از تولید داخل تأمین کرده است. بنابراین نگرانی اصلی درباره آینده است، نه گذشته.
او افزود: حتی برای حفظ همین سطح تولید، نهادههای اولیه معدن باید تأمین شود. دولت نباید تنها به هزینه تأمین این نهادهها نگاه کند؛ زیرا معدنی که مواد ناریه برای آتشباری، گازوئیل، ماشینآلات، کامیون، فیلتر، روغن، بلبرینگ و قطعات مورد نیاز را در اختیار نداشته باشد، نمیتواند تولید کند. نمیشود این نهادهها را تأمین نکرد و بعد نگران کاهش تولید مواد اولیه بود.
رئیس انجمن سنگ آهن بیان کرد: نخستین اصل در برنامه تابآوری این است که نهادههای پایه تولید حفظ شوند. انتظار ما این نیست که معادن و واحدهای زنجیره در این دوره به سودهای بزرگ برسند؛ مسئله این است که چرخ فعالیت آنها متوقف نشود و سرمایه در گردش لازم برای ادامه کار را در اختیار داشته باشند.
او افزود: یکی از مشکلات جدی معادن، کمبود نقدینگی است. صادرات دشوار یا متوقف شده، بازار داخلی کوچکتر شده و مشتریان نیز خود با کمبود منابع روبهرو هستند. بسیاری از معاملات اخیر نه با پول نقد، بلکه بر مبنای تهاتر انجام شده است. تهاتر ممکن است در حسابداری به معنای تسویه باشد، اما نقدینگی لازم برای پرداخت حقوق کارگران و هزینههای جاری را فراهم نمیکند. کالای دریافتشده در تهاتر باید دوباره فروخته و به پول تبدیل شود.
اکبریان بیان کرد: هماکنون پیمانکاران متعددی به دلیل ناتوانی کارفرمایان در پرداخت مطالبات، در آستانه تعطیلی قرار گرفتهاند. در نتیجه، تأمین مواد اولیه زنجیره فولاد از همان حلقه معدن با خطر اختلال روبهرو شده است.
فروش زیر قیمت تمامشده؛ زنگ خطر حلقههای بالادستی
رئیس انجمن سنگ آهن گفت: کارخانههای کنسانتره و گندله نیز با مشکلات بخش معدن روبهرو هستند و علاوه بر آن، محدودیت برق، گاز و دیگر حاملهای انرژی را تحمل میکنند. برخی واحدها به این نتیجه رسیدهاند که تعطیلی موقت از ادامه تولید کمریسکتر است. بعضی نیز تنها به دلیل تعهدات و بدهیهای خود تولید میکنند، در حالی که بازار شرایط بسیار نامناسبی دارد.
اکبریان افزود: تقریباً هر هفته چند نفر با انجمن تماس میگیرند و به دنبال خرید کنسانتره یا گندله زیر قیمت بازار هستند. گاهی قیمت پیشنهادی از قیمت تمامشده تولید نیز کمتر است. خریدار میداند محصول را زیر قیمت تمامشده میخرد، اما از تنگنای فروشنده برای کسب منفعت استفاده میکند.
او اظهار کرد: اگر این وضعیت از سوی بازار تشدید شود و دولت نیز آن را نبیند یا برای حل آن اقدام نکند، در فاصلهای نهچندان طولانی ــ شاید نه چند ماه، بلکه چند هفته ــ حلقههای بالایی زنجیره فولاد با گسست روبهرو خواهند شد. در چنین شرایطی نمیتوان از تولیدکننده گندله انتظار داشت با زیان به فعالیت ادامه دهد.
به گفته اکبریان، قیمتگذاری دستوری، نحوه عملکرد بورس کالا و نبود تقاضای کافی، وضعیت را پیچیدهتر کرده است. این مسائل را نمیتوان موردی و جداگانه حل کرد؛ زنجیره به یک برنامه یکپارچه تابآوری نیاز دارد. در چنین برنامهای، دولت نمیتواند اجازه دهد قیمت مواد آتشباری ۷۰۰ درصد افزایش یابد یا هزینه برق و گاز ناگهان تا سطحی بالا برود که فعالیت اقتصادی واحدها از صرفه خارج شود.
او افزود: این تصور که معدن توان پرداخت هر هزینهای را دارد، نادرست است. برخی معادن به نقطه سربهسر رسیدهاند و شماری حتی از آن عبور کرده و وارد زیان شدهاند. بازار، تولیدکننده، قانونگذار و دولت باید به درک مشترکی از این وضعیت برسند. لازم است نهادهها و امکانات موجود بهگونهای میان حلقههای زنجیره، تولیدکننده و مصرفکننده توزیع شود که حیات واحدها حفظ و عبور از شرایط فعلی ممکن شود.
تولید ارزان و باکیفیت دیگر برای تجارت کافی نیست
محمدحسن امامی، رئیس هیاتمدیره انجمن مدیریت سبز ایران، با اشاره به تغییر قواعد فعالیت اقتصادی در جهان گفت: حتی اگر فرض کنیم نهادهها، نقدینگی و مواد مورد نیاز تولید در کشور تأمین شود، باز هم تضمینی برای ادامه فعالیت کسبوکارها وجود ندارد؛ زیرا قواعد کسبوکار در جهان تغییر کرده است. دانش مدیریت و مهندسی بنگاهها با تحول گستردهای روبهرو شده و یکی از دلایل اصلی آن، تغییرات اقلیمی است.
امامی افزود: بر اساس گزارش فوریه ۲۰۲۴ سازمان ملل، جهان وارد مرحلهای تازه از تغییرات اقلیمی شده است. زمین در نتیجه الگوی زندگی، تولید و مصرف بشر گرمتر شده و این دگرگونی صنایع را با تنشهای جدی روبهرو کرده است. حتی کشورهای پیشرفته نیز از آثار این شرایط مصون نیستند. برای نمونه، افزایش دما در آلمان با تلفات انسانی گسترده همراه شده است.
او بیان کرد: در جهان جدید، دیگر نمیتوان تنها با تولید محصول باکیفیت، قیمت مناسب و تحویل بهموقع در بازار باقی ماند. تولیدکننده باید نسبت محصول خود با محیط زیست را نیز مشخص کند. هر فعالیت اقتصادی منابع مصرف میکند و هر آلودگی زیستمحیطی نیز نتیجه نحوه مصرف منابع است. بنابراین اگر جریان حرکت و مصرف منابع به ازای هر واحد محصول کنترل شود، نسبت محصول با محیط زیست نیز قابل اندازهگیری خواهد بود.
رئیس هیاتمدیره انجمن مدیریت سبز ایران بیان کرد: صنعت فولاد باید بتواند محصولی باکیفیت، رقابتی و قابل تحویل عرضه کند و همزمان میزان مصرف کربن، آب، انرژی و تولید پسماند آن را نیز اعلام کند. بخشی از بازارهای صادراتی امروز از تولیدکننده میپرسند هر واحد محصول با چه میزان اثر محیطزیستی تولید شده است. بنابراین جهان وارد عصری شده که میتوان آن را «عصر کربن» نامید.
حفاظت انتهای خط کافی نیست
امامی افزود: در مرحلهای تصور میکردیم معدن و فولاد ارزش افزوده و سود ایجاد میکنند و میتوان پس از تولید، بخشی از درآمد آنها را صرف مسئولیت اجتماعی و حفاظت از محیط زیست کرد. تجربه پروژههای متعدد سازمان ملل نشان داد محیط زیست شبکهای بههمپیوسته است و نمیتوان یک جزء را بدون حفاظت از کل اکوسیستم نجات داد.
او بیان کرد: برای نمونه، در پروژه حفاظت از گاندو در سیستان مشخص شد ادامه حیات این جانور به پرندگان، پوشش گیاهی، حشرات و کل زیستبوم منطقه وابسته است. مداخله ناآگاهانه در یک بخش، میتواند در بخش دیگری از اکوسیستم پیامدی پیشبینینشده ایجاد کند. این تجربه نشان داد حفاظت جداگانه از یک گونه، بدون توجه به کل شبکه زیستی، امکانپذیر نیست.
رئیس هیاتمدیره انجمن مدیریت سبز ایران افزود: پس از آن، رویکرد کنترل آلودگی در انتهای فرایند مطرح شد؛ نصب فیلتر و تصفیهخانه نمونه این نگاه بود. اما بعد مشخص شد خود فیلترها آلودگی را تجمیع میکنند و تصفیهخانهها با تولید لجن و مصرف مواد شیمیایی، مسائل تازهای به وجود میآورند. حتی فناوری خورشیدی نیز در زنجیره تأمین و نگهداری خود بدون اثر محیطزیستی نیست. فرونشست زمین، تغییر زاویه پنلها، کاهش راندمان و نیاز به شستوشو با آب نمونهای از این مسائل است.
او اظهار کرد: از سال ۲۰۲۳، مفهوم «هوش سبز» بیش از گذشته مطرح شد. زنجیره فولاد باید بتواند کیفیت، هزینه و میزان آلودگی محصول را همزمان اندازهگیری کند. برای پایداری، تحلیل جریان حرکت و مصرف منابع ضروری است.
مکانیسم تعدیل کربن، قواعد صادرات فولاد را تغییر میدهد
امامی بیان کرد: ورود به تجارت بینالمللی فولاد و محصولات معدنی، مستلزم انطباق با الزاماتی مانند «مکانیسم تعدیل کربن در مرز» یا CBAM است. تولیدکننده باید از طریق ابزارهایی مانند اظهارنامه زیستمحیطی محصول، شفافیت لازم را درباره اثرات محیطزیستی کالای خود ارائه کند. این یعنی محاسبه کربن، پساب، مصرف آب، پسماند و انرژی دیگر یک انتخاب حاشیهای نیست.
رئیس هیاتمدیره انجمن مدیریت سبز ایران افزود: پایداری فولاد، علاوه بر نهاده، جاده، برق و آب، به دانشی تازه نیاز دارد که میتوان آن را دانش مدیریت و مهندسی سبز در عصر کربن نامید. اگر قرار است از تجارت فولاد و معدن صیانت شود، خود صنعت نیز باید متحول شود. دولت وظایفی مانند تأمین نهاده، برق، جاده و زیرساخت دارد، اما بنگاه نیز باید بتواند اثر هر واحد محصول بر محیط زیست را اندازهگیری و مدیریت کند.
او بیان کرد: اگر درهای کشور به روی رقابت جهانی باز شود، بسیاری از صنایع داخلی به دلیل فاصله با الگوهای نوین تولید با خطر فروپاشی مواجه میشوند. ازاینرو، تشکیل کارگروههای تخصصی، آموزش، ارتقای دانش، کاهش قیمت تمامشده از مسیر مصرف بهینه منابع و ترجمه عملکرد تولید به شاخصهای آب، انرژی، پسماند و کربن ضرورت دارد.
زنجیره زمانی پایدار است که رقابتپذیر باشد
سعید عسکرزاده، دبیر انجمن سنگآهن ایران، رقابتپذیری را شرط تداوم زنجیره دانست و گفت: یک زنجیره زمانی میتواند تداوم داشته باشد که رقابتپذیر باشد. رقابتپذیری از زوایای گوناگون قابل بررسی است؛ اقتصاددان از پنجره اقتصاد به آن نگاه میکند و متخصص محیط زیست از زاویه اثرات زیستمحیطی. با این حال، جهان امروز دیگر جهان فرایندهای جداگانه نیست؛ جهان شبکهها و اکوسیستمهاست. عوامل مختلف در این اکوسیستم بر یکدیگر اثر مثبت یا منفی میگذارند.
دبیر انجمن سنگآهن ایران گفت: طرح جامع فولاد در زمان تدوین خود بر مزیتهای نسبی کشور مانند گاز، برق، دسترسی به بنادر و آبهای آزاد، زیرساخت تجارت بینالمللی و ذخایر سنگآهن متمرکز بود. اکنون بسیاری از این مزیتها یا از میان رفتهاند یا تضعیف شدهاند. بنابراین طرح جامع فولاد باید با یک پیشنهاد و چارچوب تازه بازتعریف شود و از پایش صرف صادرات و مصرف فراتر برود.
او افزود: برای بخشهایی که امکان ادامه حیات دارند باید برنامه تولید، بهرهوری، تابآوری و تجارت تدوین شود. اگر یک حلقه از زنجیره دچار خلل شد، علاوه بر حل مشکل آن حلقه باید برای ادامه فعالیت سایر حلقهها نیز برنامه داشت. حتی اگر بخشی از فرایند ناگزیر به تعطیلی باشد، نباید کل زنجیره را بدون برنامه رها کرد.
عسکرزاده بیان کرد: اولویتبندی حلقهها باید بر اساس چند شاخص انجام شود: ارزش افزوده، امکان صادرات، امکان تولید و ظرفیت افزایش بهرهوری. نیاز داخل نیز باید جداگانه دیده شود. برای نمونه، بسته به شرایط، کشور به حدود ۱۱ تا ۱۴ میلیون تن محصولات طویل نیاز دارد؛ اما برای تولید مازاد باید برنامهای روشن وجود داشته باشد.
وجود منبع، به معنای عرضه ارزان نیست
به گفته عسکرزاده، یکی از خطاهای رایج، اشتباه گرفتن «مزیت نسبی» با «قیمت ارزان» است. وجود سنگآهن در کشور یک مزیت نسبی است، اما به این معنا نیست که سنگآهن باید به ارزانترین قیمت در اختیار زنجیره قرار گیرد. وجود گاز نیز مزیت محسوب میشود، نه الزاماً ارزان بودن آن.
دبیر انجمن سنگآهن ایران افزود: وظیفه حکمران است که تعیین کند یک منبع چگونه بیشترین ارزش افزوده را ایجاد میکند؛ گاز در اختیار فولاد قرار گیرد، به پتروشیمی اختصاص یابد یا صادر شود. البته دسترسی داخلی به یک منبع، هزینه انتقال را کاهش میدهد و میتواند قیمت تمامشده را پایین بیاورد، اما مفهوم مزیت را نباید به قیمتگذاری دستوری و ارزانفروشی تقلیل داد.
به گفته او، مزیت آینده ایران میتواند تمرکز بر فولادهای آیندهمحور باشد؛ از فولاد سبز و فولادهای خاص و آلیاژی گرفته تا محصولاتی که با الزامات عصر کربن سازگارند. مزیت دیگر، اصلاح مدیریت است. در گذشته برخی کارخانهها به دلیل انتقال فناوری، بازار مناسب و انرژی ارزان، تقریباً مستقل از کیفیت مدیریت سودآور بودند. در شرایط رقابتی امروز، مدیر باید توانمند، بهروز و از تحولات کسبوکار جهانی آگاه باشد.
عسکرزاده گفت: اگر مرزهای ایران بهطور کامل باز شود، بسیاری از صنایع نه در تولید و نه در تجارت توان رقابت با جهان را ندارند. از همین امروز باید برای بهرهوری، رقابتپذیری و ایجاد مزیتهای تازه برنامهریزی شود.
۴ گروه مجوزهای فولادی
دبیر انجمن سنگآهن ایران بیان کرد: موضوع مجوزهای فولادی را نمیتوان با یک حکم کلی حل کرد. این مجوزها دستکم در چهار گروه قرار میگیرند. پروژههای دارای پیشرفت کمتر از ۲۰ درصد را میتوان با ابطال مجوز متوقف کرد تا از تشدید مازاد ظرفیت جلوگیری شود.
به گفته عسکرزاده، گروه دوم، پروژههایی با حدود ۲۰ تا ۶۰ یا ۷۰ درصد پیشرفت هستند. این پروژهها هزینههایی در ساختمان، سوله و زیرساخت انجام دادهاند و توقف ساده آنها ممکن نیست. برای این گروه باید فعالیتهای جایگزینی پیشنهاد شود که بتواند از زیرساخت ایجادشده استفاده کند.
او افزود: گروه سوم، طرحهای با پیشرفت بیش از ۶۰ یا ۷۰ درصد و گروه چهارم، واحدهای تکمیلشده و فعال هستند. در این موارد نه ابطال مجوز راهحل مناسبی است و نه تغییر کامل فرایند. راهکار کوتاهمدت میتواند تغییر مأموریت باشد؛ برای نمونه، حرکت به سمت فولادهای خاص، آلیاژی، سبز و محصولات سازگار با عصر کربن.
دبیر انجمن سنگآهن ایران افزود: در واحدها مانند کورههای القایی، تغییر مأموریت میتواند با تغییر محصول انجام شود. بخشی از این ظرفیتها ابتدا برای قطعهسازی، بهویژه در صنعت خودرو، شکل گرفتند اما پس از از دست دادن بازار، به سمت تولید شمش فولادی رفتند. این واحدها باید تا حد امکان به مأموریت اصلی یا محصولات با ارزش افزوده بیشتر بازگردند.
تابآوری امروز باید با توسعه فردا پیوند بخورد
اکبریان نیز در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: تابآوری به معنای حفظ حیات با حداقل امکانات است، اما نباید فراموش کرد که شرایط کنونی تنها بخش کوتاهی از تاریخ است و آینده همچنان پیش روی ما قرار دارد. ایران سرانجام باید ارتباط صنعتی و تجاری خود را با بازار جهانی تقویت کند و محصولی بسازد که جهان آن را بپذیرد.
او بیان کرد: نمیتوان تحولاتی مانند هوشمندسازی، افزایش بهرهوری، کاهش کربن و تغییر قواعد تجارت را نادیده گرفت. هنر مدیریت این است که همزمان با حفظ تابآوری و استفاده از حداقل امکانات، گامهایی برداشته شود که در آینده نیز مفید باشد و اشتباهات گذشته را جبران کند.
به گفته او، اگر واحدی مانند فولاد مبارکه خسارت دیده و قرار است بازسازی شود، بهتر است بازسازی صرفاً آن را به نقطه پیش از خسارت بازنگرداند، بلکه فناوری، بهرهوری و عملکرد آن را چند گام جلوتر ببرد. درباره جانمایی واحدها نیز باید از تجربه گذشته درس گرفت. اگر قرار باشد توسعه صنعت دوباره تعریف شود، بسیاری از جانماییها باید متفاوت باشد.
او بیان کرد: کشور به مدیرانی نیاز دارد که شجاعت بیان واقعیت را داشته باشند، در الگوهای گذشته متوقف نمانند، پذیرای تغییر باشند، برای حفظ حیات واحدهای خود در دوره بحران تلاش کنند و در عین حال از پیشرفتهای فنی و فناوری جهان غافل نشوند.
طرح جامع فولاد به تغییر پارادایم نیاز دارد
عسکرزاده نیز بار دیگر در ادامه، تغییر پارادایم در زنجیره آهن و فولاد را یک الزام دانست و اظهار کرد: در مقابل این ضرورت، با بروکراسی تنبل، غیرهوشمند و مقاوم در برابر چابکی مواجه هستیم. برای عبور از این تقابل باید نیازهای اکوسیستم فولاد بهصورت جزئی و عملیاتی تعریف شود.
به گفته او، اگر از تغییر مأموریت به سمت فولادهای سبز و خاص، توسعه صادرات، اصلاح مدیریت، آموزش، افزایش بهرهوری و رقابتپذیری سخن میگوییم، همه این موارد باید در یک چارچوب منسجم قرار گیرند. این چارچوب باید به گروهی از متخصصان متصل باشد که ارتباط میان اجزای مختلف را بهصورت علمی بررسی کرده و خروجی اجرایی ارائه دهند.
به گفته او دو پیشنهاد مشخص در این زمینه وجود دارد. نخست، تدوین پروپوزالی تازه برای طرح جامع فولاد متناسب با شرایط امروز، نه صرفاً ادامه پایشهای گذشته. دوم، مطالعه و معرفی فعالیتها و صنایع جایگزین برای پروژههای فولادی نیمهتمام؛ بهگونهای که ساختمان، زمین، سوله و زیرساخت ایجادشده بلااستفاده نماند. با این دو اقدام، موضوع مجوزها نیز قابل مدیریتتر خواهد شد.
رانت مجوز و انرژی، منطق جانمایی را کنار زد
سجاد غرقی، نایبرئیس کمیسیون معادن اتاق ایران، با اشاره به ریشه جانماییهای نادرست گفت: مسئله اصلی، فقدان مطالعه کارشناسی نبود، بلکه بستری بود که رقابت را به جای تولید مولد، به سمت دستیابی به رانت هدایت میکرد. در دهههای گذشته، رقابت اصلی برای دریافت ارز ترجیحی، انرژی ارزان، مجوز، زمین و تسهیلات بانکی بود.
غرقی بیان کرد: به همین دلیل، فشارهای سیاسی میتوانست نتیجه مطالعات جانمایی را تغییر دهد. دریافت مجوز در منطقهای دور از منابع، ساحل و مبادی تجاری نیز برای برخی متقاضیان جذاب بود؛ زیرا سود اصلی نه در تولید و تجارت، بلکه در گرفتن مجوز، زمین، انرژی ارزان، تسهیلات و احداث واحد شکل میگرفت. فعالیت امروز بسیاری از واحدها با ظرفیت پایین، یکی از پیامدهای همین الگوست.
او افزود: اکنون با محدود شدن تسهیلات ارزان، ارز ترجیحی و انرژی فراوان، زمینه برای اصلاح این الگو فراهمتر شده است. دستگاه حکمرانی باید جسارت حرکت به سمت واقعیتر شدن قیمتها را داشته باشد؛ زیرا ادامه وضع موجود میتواند آثار منفی بزرگتری بر اقتصاد و صنعت تحمیل کند.
۳ رکن پایداری در معدن و صنایع معدنی
غرقی بیان کرد: پایداری در معدن و صنایع معدنی بر سه رکن اصلی استوار است: حاکمیت شرکتی، اثرات اجتماعی و رابطه بنگاه با محیط زیست؛ همان چارچوبی که معمولاً با عنوان ESG شناخته میشود.
او افزود: مسئولیت اجتماعی امری جدا از سوددهی بنگاه نیست، بلکه بخشی از مسیر دستیابی به سود پایدار است. ملاحظات محیطزیستی نیز همین جایگاه را دارد. اگر فعالیت یک واحد برای دههها اثرات مخرب زیستمحیطی ایجاد کند، این وضعیت در نهایت پیامدهای اجتماعی منفی به همراه میآورد و پایداری اقتصادی همان واحد را نیز مختل میکند.
اتاقهای بازرگانی باید در صیانت از اقتصاد سبز پیشرو باشند
امامی بار دیگر در پایان با اشاره به عملکرد اتاق بازرگانی اصفهان گفت: این اتاق در سالهای اخیر در طرح ایدههای نو و ورود موضوعات جدید به فضای کسبوکار پیشرو بوده است و امیدوارم بتواند به الگویی در حوزه فعالیت اقتصادی در عصر کربن تبدیل شود.
او افزود: نگاه ما صرفاً محیطزیستی نیست؛ هدف اصلی، حفاظت از بنگاههای اقتصادی است. صیانت از اقتصاد کشور با صیانت از محیط زیست پیوند دارد. اگر برای زایندهرود نگران هستیم، اتاق بازرگانی و فعالان اقتصادی نیز باید خود را در قبال آن مسئول بدانند؛ زیرا اقتصاد سبز میتواند محیط زیستی پربارتر و کسبوکاری پایدارتر ایجاد کند.
به گفته او، آگاهی، نخستین گام برای دستیابی به اقتصاد شکوفاست و اقتصاد شکوفای مبتنی بر دانش میتواند محیط زیستی سالمتر نیز به همراه داشته باشد. نشستهای تخصصی زمانی ارزشمند خواهند بود که نتایج آنها به برنامههای اجرایی تبدیل شود.
جمعبندی دیدگاههای مطرحشده نشان میدهد مسئله امروز فولاد ایران تنها کمبود انرژی، مواد اولیه یا نقدینگی نیست؛ بلکه زنجیره با مجموعهای بههمپیوسته از ضعفهای حکمرانی، مازاد ظرفیت، جانمایی نامناسب، بهرهوری پایین، قیمتگذاری دستوری، عقبماندگی مدیریتی و الزامات تازه تجارت جهانی روبهروست.
در کوتاهمدت، تدوین «برنامه تابآوری» برای حفظ معادن و واحدهای تولیدی، تأمین نهادههای حیاتی، جلوگیری از توقف حلقههای بالادستی و تقویت سرمایه در گردش ضروری است. در میانمدت، طرح جامع فولاد باید بر اساس واقعیتهای امروز بازنگری شود و مجوزها متناسب با میزان پیشرفت پروژهها تعیین تکلیف شوند.
در بلندمدت نیز ادامه حیات فولاد ایران به رقابتپذیری، بهرهوری، مدیریت حرفهای، تولید محصولات خاص و آلیاژی، استفاده هوشمندانه از مزیت احیای مستقیم، کاهش ردپای کربن و انطباق با قواعد تجارت جهانی وابسته است. توسعه آینده این صنعت دیگر نمیتواند بر ساخت کارخانههای بیشتر استوار باشد؛ مسیر تازه باید از حفظ سرمایههای موجود، اصلاح مأموریت واحدها و حرکت از توسعه کمی به توسعه کیفی عبور کند.