رقبای تازه، بازارهای سنتی فولاد ایران را نشانه گرفتند
فولاد ایران سالها به بازار کشورهای همسایه، مسافت کوتاه حمل و مزیت انرژی ارزان تکیه داشت؛ اما این حاشیه امن بهتدریج در حال از بین رفتن است. چین با صادرات کمقیمت، ترکیه با شبکه تجاری قدرتمند، روسیه با محصولات تحریمی و عربستان و عمان با کارخانههای تازهنفس وارد میدان شدهاند. عراق، افغانستان، آسیای میانه و کشورهای حاشیه خلیج فارس همچنان برای ایران بازارهای مهمی هستند، اما حفظ آنها دیگر با اتکا به نزدیکی جغرافیایی ممکن نیست.
به گزارش فولاد نیوز، جغرافیا مدتها مهمترین فروشنده فولاد ایران بود. فاصله کوتاه کارخانههای غرب کشور تا عراق، دسترسی واحدهای شرقی به افغانستان، مرز مشترک با ترکمنستان و اتصال زمینی به آسیای میانه، هزینه حمل فولاد ایران را نسبت به بسیاری از رقبا کاهش میداد. در جنوب نیز بنادر خلیج فارس امکان ارسال شمش، اسلب، میلگرد و آهن اسفنجی به کشورهای عربی را فراهم میکرد.
این امتیاز هنوز وجود دارد، اما دیگر تعیینکننده نیست. بازار فولاد جهان با مازاد ظرفیت روبهرو شده و تولیدکنندگان بزرگ برای حفظ جریان تولید، حاضرند محصولات خود را با تخفیف بیشتری صادر کنند. همزمان، برخی کشورهای منطقه که تا چند سال قبل خریدار فولاد بودند، در حال ساخت واحدهای احیا، فولادسازی و نورد هستند. در چنین شرایطی، رقیب فولاد ایران فقط کارخانهای در چین یا ترکیه نیست؛ کارخانهای است که با سرمایه هندی در عمان ساخته میشود یا با مشارکت چین و عربستان در رأسالخیر شکل میگیرد.
چین، رقیبی که همهجا حاضر است
مهمترین تهدید برای فولاد ایران از سمت چین میآید. رکود بخش مسکن چین، مصرف داخلی فولاد این کشور را کاهش داده و کارخانهها را به سمت بازارهای صادراتی سوق داده است. انجمن جهانی فولاد در گزارش «فولاد جهان در ارقام ۲۰۲۶» اعلام کرد چین در سال ۲۰۲۵ با صادرات ۱۳۳.۶ میلیون تن فولاد، بزرگترین صادرکننده جهان بوده است. حجم صادرات چین تقریباً ۱۰ برابر صادرات ۱۳.۵ میلیون تنی ایران در همان سال بود.
در چنین مقیاسی، حتی تغییر جزئی در مسیر صادرات چین میتواند بازار کشورهای همسایه ایران را تحتتأثیر قرار دهد. تولیدکننده چینی بهدلیل مقیاس بالا، حمایتهای اعتباری، دسترسی به ناوگان حملونقل و تنوع محصول میتواند در بازارهایی حضور پیدا کند که از نظر مسافت، باید در اختیار ایران باشند.
شرکت بائواستیل چین نیز مرداد ۱۴۰۴ اعلام کرد انتظار دارد صادرات فولاد این کشور در سال ۲۰۲۵ بالاتر از ۱۰۰ میلیون تن باقی بماند. خبرگزاری رویترز در ۲۹ اوت ۲۰۲۵ گزارش داد صادرات فولاد چین در هفتماهه نخست همان سال ۱۱.۴ درصد افزایش یافته بود. این شرکت نیز برنامه داشت صادرات خود را از ۴.۸۳ میلیون تن در هفتماهه نخست ۲۰۲۵ به ۱۵ میلیون تن در سال ۲۰۲۶ و ۲۰ میلیون تن در سال ۲۰۲۸ برساند.
این اعداد نشان میدهد فشار چین موقتی نیست. کارخانههای بزرگ این کشور، بازار صادرات را بخشی از برنامه بلندمدت خود میبینند و خاورمیانه به یکی از مقاصد اصلی آنها تبدیل شده است.
عراق از دسترس ایران دور میشود
عراق یکی از طبیعیترین بازارهای فولاد ایران است. فاصله زمینی کوتاه، نیاز بالای این کشور به بازسازی، رشد ساختوساز و امکان ارسال بار با کامیون، مزیتی ایجاد کرده که کمتر رقیبی از آن برخوردار است. با این حال، آمار واردات عراق از قدرتگرفتن چین و ترکیه حکایت دارد.
پایگاه تخصصی استیلرادار در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵ اعلام کرد عراق طی هفتماهه نخست سال ۲۰۲۵ حدود ۴۶۳ میلیون دلار فولاد وارد کرده است. از این رقم، بیش از ۳۰۵ میلیون دلار به چین و ۱۲۶ میلیون دلار به ترکیه اختصاص داشت. هند با ۱۲ میلیون دلار در رتبه بعدی قرار گرفت و ژاپن و اوکراین نیز هرکدام حدود ۹ میلیون دلار فولاد به عراق صادر کردند.
نبودن ایران در میان صادرکنندگان اصلی ثبتشده در این گزارش، زنگ خطری جدی است؛ هرچند بخشی از صادرات زمینی ایران ممکن است در طبقهبندیهای گمرکی یا بازههای آماری دیگر ثبت شده باشد. ایران همچنان شمش، آهنآلات ساختمانی و محصولات صنعتی به عراق صادر میکند. برای نمونه، رضا نیکروش، ناظر گمرکات کرمانشاه، در اردیبهشت ۱۴۰۵ اعلام کرد تنها در نخستین ماه سال، بیش از ۴۵۶ هزار تن کالا به ارزش ۱۴۸ میلیون دلار از مرزهای استان کرمانشاه صادر شده و شمش آهن و فولاد در میان اقلام اصلی بوده است.
با این حال، چین و ترکیه در بازار عراق فقط با قیمت رقابت نمیکنند. ترکیه از شبکه بانکی، شرکتهای پیمانکاری، روابط تجاری و مرز زمینی فعال با شمال عراق برخوردار است. شرکتهای ساختمانی ترکیهای در بسیاری از پروژههای عراق حضور دارند و میتوانند تأمین فولاد را نیز به تولیدکنندگان کشور خود متصل کنند. چین نیز در پروژههای زیرساختی و نفتی عراق حضور گستردهای دارد و فولاد موردنیاز برخی پروژهها را همراه با تأمین مالی و تجهیزات عرضه میکند.
در مقابل، فولادساز ایرانی گاه برای انتقال پول، دریافت ضمانتنامه، بیمه بار و بازگشت ارز با چند لایه محدودیت مواجه است. بنابراین، مزیت فاصله کوتاه ممکن است با هزینه مالی و تجاری ناشی از تحریم خنثی شود.
ترکیه؛ رقیب نزدیک و سازمانیافته
ترکیه در سال ۲۰۲۵ با صادرات ۱۷.۵ میلیون تن فولاد، ششمین صادرکننده بزرگ جهان بود. براساس آمار انجمن جهانی فولاد، صادرات ترکیه در آن سال از صادرات ۱۳.۵ میلیون تنی ایران بیشتر بود. ترکیه در عین حال ۱۹.۸ میلیون تن فولاد وارد کرد؛ به این معنا که این کشور با واردات مواد اولیه و محصولات موردنیاز و صادرات گسترده محصولات دیگر، در مرکز یک شبکه فعال تجارت فولاد قرار دارد.
مزیت ترکیه فقط ظرفیت تولید نیست. این کشور به بنادر مدیترانه و دریای سیاه دسترسی دارد، با اروپا پیوند تجاری گستردهای برقرار کرده و تولیدکنندگانش در زمینه بازاریابی، اعتبار اسنادی، حملونقل و فروش مدتدار دست بازتری دارند. همین توان تجاری به ترکیه اجازه داده است در عراق، سوریه، قفقاز و بخشی از آسیای میانه با ایران رقابت کند.
ترکیه حتی برای حفاظت از بازار داخلی خود نیز سیاست تجاری فعالی دارد. رویترز در اکتبر ۲۰۲۴ گزارش داد این کشور بر واردات برخی محصولات فولادی از چین، روسیه، هند و ژاپن تعرفه ضدقیمتشکنی بین ۶.۱۰ تا ۴۳.۳۱ درصد وضع کرده است. این تعرفهها حدود چهار میلیون تن واردات به ارزش دو تا ۲.۲ میلیارد دلار را پوشش میداد.
ترکیه از یک سو بازار خود را در برابر واردات ارزان حفظ میکند و از سوی دیگر، صادرات را به بازارهای منطقه میفرستد. ایران، اما بارها با تغییر مقررات صادرات، عوارض، محدودیت انرژی و الزامهای ارزی، امکان برنامهریزی بلندمدت را از صادرکنندگان گرفته است.
روسیه در جستوجوی مقصد تازه
روسیه نیز پس از محدودشدن دسترسی به بازارهای غربی، ناچار شده بخش بیشتری از فولاد خود را به آسیا، خاورمیانه و کشورهای همسایه هدایت کند. انجمن جهانی فولاد حجم صادرات روسیه در سال ۲۰۲۵ را ۱۵.۲ میلیون تن اعلام کرده است؛ رقمی بالاتر از صادرات فولاد ایران.
فولاد روسیه، مانند محصول ایرانی، با محدودیتهای تحریمی و تخفیف صادراتی مواجه است. همین موضوع باعث میشود دو کشور در برخی بازارها بهجای همکار، رقیب یکدیگر باشند. روسیه در آسیای میانه از مزیت شبکه ریلی بهجامانده از دوران شوروی، استانداردهای فنی مشترک، روابط بانکی و شناخت قدیمی بازار برخوردار است. کشورهای قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان و ارمنستان از نظر لجستیکی و تجاری بیش از ایران با روسیه پیوند دارند.
توافق تجارت آزاد ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا که ۱۵ مه ۲۰۲۵ اجرایی شد، میتواند بخشی از موانع صادرات ایران به این منطقه را کاهش دهد. با این حال، این توافق مسیر ورود کالاهای روسی و دیگر اعضای اتحادیه به ایران را نیز هموار میکند. رویترز هنگام اجرای توافق گزارش داد میانگین تعرفه کالاهای روسی در ایران از ۱۶.۷ درصد به ۵.۲ درصد کاهش مییابد و فلزات از بخشهایی هستند که میتوانند از آن سود ببرند.
بنابراین، توافق اوراسیا برای فولاد ایران یک فرصت بدون ریسک نیست. اگر هزینه حمل، تأمین مالی و ثبات عرضه ایران اصلاح نشود، کاهش تعرفه میتواند به همان اندازه که صادرات را آسان میکند، رقابت فولاد روسیه در بازار ایران و منطقه را نیز افزایش دهد.
افغانستان؛ فرصتی که تضمینشده نیست
افغانستان همچنان یکی از بازارهای قابلدسترس برای مقاطع ساختمانی، میلگرد، تیرآهن و محصولات فولادی ایران است. نزدیکی واحدهای فولادی شرق کشور، مرز زمینی و نیاز افغانستان به ساخت مسکن و زیرساخت، مزیت مهمی برای ایران ایجاد میکند.
تنشهای تجاری افغانستان و پاکستان نیز موقعیت ایران را تقویت کرده است. رویترز در نوامبر ۲۰۲۵ گزارش داد افغانستان بهدلیل بستهشدن مکرر مرزهای پاکستان، بخشی از تجارت خود را به سمت ایران و آسیای میانه هدایت کرده است. حجم تجارت ششماهه افغانستان با ایران به ۱.۶ میلیارد دلار رسیده بود؛ درحالیکه تجارت این کشور با پاکستان ۱.۱ میلیارد دلار اعلام شد.
این تغییر مسیر برای ایران فرصت ایجاد میکند، اما بازار افغانستان نیز بدون رقیب نیست. پاکستان در صورت عادیشدن روابط میتواند بخشی از بازار ازدسترفته را پس بگیرد. چین نیز از طریق سرمایهگذاری معدنی و زیرساختی بهدنبال افزایش حضور در افغانستان است. تولیدکنندگان آسیای میانه نیز میتوانند از مسیر ازبکستان و ترکمنستان وارد این بازار شوند.
علاوه بر آن، رابطه فولادی ایران و افغانستان ممکن است در آینده فقط به صادرات محصول نهایی محدود نماند. اردیبهشت ۱۴۰۴، علیرضا بیگدلی، سفیر ایران در کابل، از برنامه سرمایهگذاری پنج میلیارد دلاری ایران در معادن سنگآهن افغانستان سخن گفت. براساس گزارش منتشرشده، ایران سنگآهن افغانستان را با قیمت تقریبی ۱۰۰ دلار در هر تن وارد و پس از فرآوری، فولاد را با ارزشی نزدیک به ۶۰۰ دلار در هر تن صادر میکند.
اگر این همکاری توسعه پیدا کند، افغانستان میتواند هم تأمینکننده مواد اولیه و هم بازار محصول ایران باشد؛ اما نبود زیرساخت ریلی کافی، ریسک سیاسی و بیثباتی مقررات، امکان برنامهریزی بلندمدت را محدود میکند.
آسیای میانه میان روسیه و چین
بازار آسیای میانه از نظر جغرافیایی به ایران نزدیک است، اما این نزدیکی روی نقشه الزاماً به مزیت تجاری تبدیل نشده است. مسیر ریلی ایران از طریق ترکمنستان میتواند کالا را به قزاقستان، ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان برساند، اما محدودیت واگن، تفاوت تعرفههای حمل، تشریفات مرزی و هزینه ترانزیت، قدرت رقابت را کاهش میدهد.
روسیه همچنان تأمینکننده سنتی فولاد این منطقه است و از شبکه ریلی مستقیم و استانداردهای مشترک برخوردار است. چین نیز با توسعه راهآهن، پروژههای «کمربند و راه» و اعطای اعتبار به پروژههای عمرانی، سهم خود را افزایش داده است. تولیدکننده چینی گاه تنها فولاد نمیفروشد؛ بلکه تأمین مالی، پیمانکاری و تجهیزات پروژه را نیز در یک بسته ارائه میکند.
ایران در این بازار بیشتر به مزیت مسیر جنوبی و دسترسی کشورهای محصور در خشکی به خلیج فارس تکیه دارد. کریدور شمالـجنوب و اتصال ریلی میتواند این موقعیت را تقویت کند، اما تا زمانی که زمان توقف بار در مرز و هزینه حمل کاهش نیابد، روسیه و چین دست بالا را خواهند داشت.
خلیج فارس از خریدار به تولیدکننده تبدیل میشود
بزرگترین تغییر بلندمدت در جنوب ایران در حال وقوع است. کشورهای حاشیه خلیج فارس که زمانی بخش بزرگی از فولاد موردنیاز خود را وارد میکردند، بهسرعت در حال توسعه ظرفیت داخلی هستند. عربستان، امارات و عمان دیگر فقط مقصد صادراتی نیستند؛ آنها میخواهند تولیدکننده و صادرکننده فولاد، آهن اسفنجی و آهن بریکت گرم باشند.
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در گزارش «چشمانداز فولاد ۲۰۲۶» اعلام کرد سه واحد از پنج کارخانه فعال فولاد عمان در منطقه ویژه اقتصادی صحار قرار دارند و مجموع ظرفیت آنها به ۳.۸ میلیون تن فولاد خام میرسد. این رقم ۹۰ درصد ظرفیت داخلی عمان در سال ۲۰۲۵ را تشکیل میداد. همین گزارش تأکید کرد مناطق ویژه صحار و دقم در حال جذب پروژههای کنسانتره، گندله، آهن اسفنجی و آهن بریکت گرم هستند.
گروه جیندال هند نیز در دقم عمان یک مجتمع فولاد کمکربن با سرمایه سه میلیارد دلار و ظرفیت سالانه پنج میلیون تن احداث میکند. براساس گزارشی که تریدعربیا در مارس ۲۰۲۶ منتشر کرد، فاز نخست این پروژه برای آغاز فعالیت در سال ۲۰۲۷ برنامهریزی شده است. کارخانه شامل دو واحد احیای مستقیم با ظرفیت ۲.۵ میلیون تن برای هر واحد خواهد بود.
شرکت مرانتی گرین استیل نیز برای احداث واحد ۲.۵ میلیون تنی احیای مستقیم در دقم برنامهریزی کرده و قراردادهای خرید کل تولید فاز نخست پروژه را پیشاپیش منعقد کرده است. این یعنی تولید آینده عمان پیش از راهاندازی کارخانه مشتری پیدا کرده و بخشی از ریسک تجاری پروژه از ابتدا پوشش داده شده است.
در عربستان نیز شرکت بائواستیل چین با آرامکو و صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان در پروژه تولید ورق فولادی مشارکت دارد. رویترز در ژوئیه ۲۰۲۴ گزارش داد بائواستیل سهم سرمایهگذاری خود در این پروژه را به یک میلیارد دلار افزایش داده است. این مجتمع قرار است سالانه ۲.۵ میلیون تن آهن اسفنجی و ۱.۵ میلیون تن ورق فولادی تولید کند.
این پروژهها دو پیام برای ایران دارند. نخست آنکه بخشی از واردات فولاد کشورهای عربی در سالهای آینده با تولید داخلی جایگزین میشود. دوم آنکه ظرفیت مازاد این کشورها میتواند وارد بازار صادراتی شود و حتی در کشورهایی با فولاد ایران رقابت کند.
افزایش تناژ، کاهش کیفیت صادرات
آمار صادرات ایران در سال ۱۴۰۴ در ظاهر صعودی بود. انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران اعلام کرد ارزش صادرات آهن و فولاد در هشتماهه نخست سال از ۵.۳ میلیارد دلار عبور کرده و حجم صادرات کل زنجیره ۴۱ درصد افزایش یافته است. با این حال، ترکیب این رشد اهمیت بیشتری از رقم کلی دارد.
براساس گزارشی که استیلرادار در دسامبر ۲۰۲۵ با استناد به آمار انجمن فولاد ایران منتشر کرد، صادرات کنسانتره سنگآهن ۷۷ درصد افزایش یافت، اما صادرات میلگرد همچنان ۱۲ درصد کمتر از دوره مشابه سال قبل بود. همچنین سهم کارخانههای تولیدی از مجموع صادرات فولاد به حدود ۴۰ درصد کاهش یافت.
این ترکیب نشان میدهد رشد صادرات لزوماً بهمعنای تقویت جایگاه ایران در بازار محصولات نهایی نیست. ممکن است کشور تناژ بیشتری کنسانتره، گندله یا سایر مواد ابتدایی زنجیره صادر کند، اما همزمان بازار میلگرد، ورق یا محصول دارای ارزش افزوده را به رقبا واگذار کند.
فشار رقبا زمانی جدیتر میشود که ایران نتواند عرضه مستمر داشته باشد. محدودیت برق در تابستان، کمبود گاز در زمستان، تغییر عوارض صادراتی و مقررات بازگشت ارز باعث میشود خریدار خارجی از ثبات قرارداد مطمئن نباشد. مشتری که یکبار کالای خود را دیر تحویل بگیرد، برای سفارش بعدی سراغ تأمینکننده دیگری میرود؛ حتی اگر قیمت ایران پایینتر باشد.
تعلیق موقت صادرات اسلب و ورق ایران تا ۳۰ مه ۲۰۲۶ نمونهای از همین ریسک بود. رویترز ۲۷ آوریل ۲۰۲۶ گزارش داد پس از آسیبدیدن بخشی از ظرفیت تولید، صادرات این محصولات موقتاً متوقف شد و حدود ۱۰ میلیون تن، معادل ۲۵ تا ۳۰ درصد ظرفیت تولید فولاد کشور، از مدار خارج شده بود. این رسانه هشدار داد توقف تولید و صادرات میتواند سهم ایران در بازار جهانی فولاد را در معرض خطر قرار دهد.
بازار صادراتی منتظر ایران نمیماند
بازارهای سنتی، مالک دائمی ندارند. عراق بهدلیل نزدیکی جغرافیایی بازار طبیعی ایران است، اما چین و ترکیه بخش بزرگی از واردات آن را در اختیار گرفتهاند. افغانستان به مسیر ایران وابستهتر شده، اما پاکستان، چین و کشورهای آسیای میانه همچنان رقیباند. در آسیای میانه، روسیه و چین از مزیت زیرساخت و تأمین مالی برخوردارند و در خلیج فارس، عمان و عربستان در حال تبدیلشدن از واردکننده به تولیدکننده هستند.
ایران هنوز مزیتهای مهمی دارد: ذخایر سنگآهن، فناوری احیای مستقیم، دسترسی به گاز، نیروی انسانی، بنادر جنوبی و مرز زمینی با چند بازار مصرف. مشکل اصلی، ناتوانی در تبدیل این مزیتها به یک پیشنهاد تجاری پایدار است. خریدار خارجی فقط قیمت هر تن فولاد را مقایسه نمیکند؛ زمان تحویل، امکان پرداخت، ثبات مقررات، کیفیت، خدمات پس از فروش و احتمال تداوم عرضه را نیز میسنجد.
اگر صادرات ایران همچنان بر تخفیف قیمتی و فروش شمش یا مواد اولیه استوار بماند، رقبا بازار محصولات نهایی را در اختیار خواهند گرفت. حفظ جایگاه منطقهای فولاد ایران به تولید محصول متنوع، قرارداد بلندمدت، پایانههای صادراتی تخصصی، حمل ریلی ارزان و مقررات باثبات نیاز دارد.
تهدید اصلی این نیست که چین، روسیه یا ترکیه فولاد بیشتری تولید میکنند؛ تهدید واقعی آن است که آنها برای بازارهای هدف برنامه دارند، درحالیکه صادرات ایران اغلب تابع مازاد مقطعی تولید، محدودیت انرژی و تصمیمهای ناگهانی سیاستگذار است. بازاری که امروز بهدلیل خاموشی یا ممنوعیت صادرات از دست برود، لزوماً پس از بازگشت تولید منتظر ایران نخواهد ماند.