جاماندگی 23 میلیون تنی تولید فولاد ایران از سند چشمانداز 1404 / چرا رؤیای ۵۵ میلیون تنی فولاد روی کاغذ ماند؟
هدفگذاری تولید ۵۵ میلیون تن فولاد در افق ۱۴۰۴، پس از سالها توسعه کارخانهها و صرف منابع گسترده، سرانجام به ظرفیت اسمی تبدیل شد، اما آمار تولید واقعی نشان میدهد، بخش مهمی از این ظرفیت بدون برق، گاز، مواد اولیه، زیرساخت حملونقل و بازار صادراتی قابل استفاده نیست! ایران در سال ۱۴۰۴ تنها ۳۲.۱ میلیون تن فولاد تولید کرده است، یعنی حدود ۲۳ میلیون تن کمتر از عددی که سالها بهعنوان مقصد اصلی صنعت فولاد معرفی میشد.
به گزارش فولاد نیوز، عدد ۵۵ میلیون تن برای تولید فولاد در کشور، طی یک دهه در سخنان مدیران، برنامههای توسعهای شرکتها و اسناد بالادستی تکرار شد. کارخانههای تازه ساخته شدند، ظرفیت واحدهای قدیمی افزایش یافت و سرمایهگذاری در حلقههای مختلف از کنسانتره و گندله تا آهن اسفنجی و فولاد خام ادامه پیدا کرد؛ اما وقتی موعد تحقق برنامه رسید، مشخص شد ساخت کارخانه تنها بخش سادهتر ماجرا بوده است و هنوز تا رسیدن به هدف 55 میلیون تنی فاصله زیادی وجود دارد.
42 درصد از هدف تولید فولاد، محقق نشد
انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران فروردین امسال، آمار تولید سال ۱۴۰۴ زنجیره فولاد را منتشر کرد. براساس گزارشی که در ایرنا منتشر شد، تولید فولاد ایران در سال ۱۴۰۴ با رشد ۶.۲ درصدی به ۳۲.۱ میلیون تن رسیده بود؛ رقمی که تنها تولید از دست رفته سال قبل را جبران کرد و تولید کشور را به سطح سال ۱۴۰۲ بازگرداند.
به بیان دیگر، حتی با وجود رشد تولید در سال ۱۴۰۴، فاصله تولید واقعی با هدف ۵۵ میلیون تنی همچنان حدود ۲۳ میلیون تن باقی ماند. این فاصله فقط یک عقبماندگی آماری نیست. عدد ۲۳ میلیون تن تقریباً معادل تولید سالانه چند مجتمع بزرگ فولادی است و نشان میدهد نزدیک به ۴۲ درصد از هدف تعیینشده، در عمل محقق نشده است.
شکست در تبدیل ظرفیت اسمی به تولید پایدار و قابل فروش
با این حال، مساله پیچیدهتر از آن است که صرفاً گفته شود، ایران نتوانسته ظرفیت کارخانهای مورد نظر را ایجاد کند. ظرفیت اسمی فولاد کشور اکنون به حدود ۵۵ میلیون تن رسیده، اما امکان استفاده کامل از این ظرفیت وجود ندارد. بنابراین آنچه شکست خورده، بیش از آنکه برنامه ساخت کارخانه باشد، برنامه تبدیل ظرفیت اسمی به تولید پایدار و قابل فروش است.
ظرفیتی که خوراک و انرژی ندارد
هدف ۵۵ میلیون تنی تولید فولاد از ابتدا بهعنوان بخشی از سند چشمانداز ۱۴۰۴ مطرح شد. محمود اسلامیان، رئیس وقت انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، دهم دی ۱۳۹۶ در جمع خبرنگاران اعلام کرده بود، ظرفیت نصبشده فولادسازی کشور به ۳۲.۵ میلیون تن رسیده و برای افق ۱۴۰۴، ظرفیت ۵۵ میلیون تنی برنامهریزی شده است. چند سال بعد نیز مدیران دولتی و صنعتی بارها از نزدیکشدن کشور به این هدف سخن گفتند.
این هدف، اما تنها به نصب کوره، خط ریختهگری و تجهیزات نورد وابسته نبود. برای تولید ۵۵ میلیون تن فولاد باید تمام اجزای زنجیره، از استخراج سنگآهن تا حمل محصول نهایی، همزمان توسعه پیدا میکردند. در خلاصه گزارش پایش سال ۱۴۰۰ طرح جامع فولاد کشور آمده بود که تولید ۵۵ میلیون تن فولاد به حدود ۱۶۷ میلیون تن سنگآهن نیاز دارد. این نیاز بزرگ بهمعنای ضرورت توسعه اکتشاف، استخراج، ماشینآلات معدنی و زیرساخت فرآوری بود؛ بخشهایی که سرعت رشد آنها همواره با توسعه ظرفیت فولادسازی هماهنگ نبوده است. به این ترتیب، بخشی از کارخانههای فولادی ساخته شدند، درحالیکه تأمین پایدار خوراک آنها همچنان با ابهام روبهرو بود.
توسعه نامتوازن حلقههای زنجیره باعث شد گاه در یک بخش مازاد و در بخشی دیگر کمبود شکل بگیرد. در دورهای کنسانتره و گندله گلوگاه زنجیره بودند و در مقطعی دیگر، محدودیت آهن اسفنجی یا کیفیت سنگآهن مسالهساز شد. نتیجه آنکه روشن شد، داشتن ظرفیت ۵۵ میلیون تنی روی کاغذ، به خودیخود امکان تولید همین مقدار فولاد را فراهم نمیکند!
هدررفت 10 میلیارد دلار ظرفیت صادرات فولاد به دلیل ناترازی انرژی
با وجود مشکلات مواد اولیه و حملونقل، ناترازی انرژی در سالهای اخیر به اصلیترین مانع تولید فولاد تبدیل شده است. صنعت فولاد ایران عمدتاً بر پایه کورههای قوس الکتریکی و احیای مستقیم بنا شده و از این رو، به جریان پایدار برق و گاز نیاز دارد. توقف برق در فولادسازی فقط به خاموششدن یک خط تولید محدود نمیشود؛ هر توقف ناگهانی میتواند تجهیزات را در معرض آسیب قرار دهد، برنامه تولید را مختل کند و هزینه راهاندازی مجدد را افزایش دهد.
بهرام سبحانی، رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، ۲۶ تیر ۱۴۰۵ در گفتوگوی اختصاصی با ایرنا اعلام کرده بود که محدودیتهای برق و گاز در سالهای اخیر حدود ۱۸ میلیارد دلار از ارزش تولید صنعت فولاد کاسته است. او همچنین گفته بود که صنعت فولاد سالانه حدود ۱۰ میلیارد دلار ظرفیت صادراتی دارد که بهدلیل محدودیتهای انرژی از دست میرود.
این برآورد نشان میدهد شکاف میان ظرفیت و تولید، صرفاً نتیجه ضعف مدیریتی یک یا دو شرکت نیست. کارخانهای که در تابستان با محدودیت برق روبهرو میشود و در زمستان سهمیه گازش کاهش مییابد، حتی اگر از مواد اولیه، نیروی انسانی و بازار کافی برخوردار باشد، امکان تولید با ظرفیت کامل را نخواهد داشت. در عمل، بخشی از صنعت فولاد ایران فقط در ماههای محدودی از سال به انرژی نسبتاً پایدار دسترسی دارد.
بهرام سبحانی پیشتر نیز در بهار ۱۴۰۴ اعلام کرده بود مجموع خسارت واردشده به صنعت فولاد بر اثر قطعی برق از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ به ۱۴ میلیارد و ۹۹ میلیون دلار رسیده است. مقایسه این رقم با خسارت ۱۸ میلیارد دلاری اعلامشده در تیر ۱۴۰۵ نشان میدهد، نهتنها فشار ناترازی انرژی متوقف نشده، بلکه در حال انباشتهشدن است.
عقبماندگی زیرساختهای حملونقل
حملونقل نیز از حلقههایی بود که طی این سالها، همپای کارخانههای فولادی توسعه پیدا نکرد. فولاد، صنعتی با حجم بالای جابهجایی مواد است و میلیونها تن سنگآهن، کنسانتره، گندله، آهن اسفنجی و محصول نهایی باید میان معادن، کارخانهها و بنادر حمل شوند. به این ترتیب، وابستگی بیش از اندازه به جاده، هزینه تولید را افزایش میدهد، در حالی که ظرفیت شبکه ریلی موجود نیز متناسب با اهداف طرح جامع فولاد نیست.
سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران در یکی از گزارشهای خود به نقل از مدیر دفتر زیرساخت این سازمان اعلام کرده بود که برای تحقق اهداف طرح جامع فولاد، ظرفیت حمل خطوط ریلی باید چهار برابر شود. این هشدار نشان میداد توسعه کارخانهها بدون سرمایهگذاری متناسب در شبکه ریلی، بندر و تجهیزات تخلیه و بارگیری نمیتواند به تولید اقتصادی ۵۵ میلیون تن فولاد منجر شود.
براساس گزارشی که ایراسین در مرداد ۱۴۰۰ با استناد به آخرین ویرایش وقت طرح جامع فولاد منتشر شده بود، تکمیل زنجیره و زیرساختهای لازم برای رسیدن به ۵۵ میلیون تن فولاد، به ۱۳ میلیارد و ۴۰۰ میلیون یورو سرمایهگذاری نیاز داشت. بخشی از این رقم باید در زیرساختهایی هزینه میشد که مستقیماً محصول فولادی تولید نمیکنند، اما بدون آنها کارخانهها قادر به فعالیت مستمر نیستند. اکنون با گذشت 5 سال از آن زمان و با عبور کشور از بحرانهای سیاسی، اقتصادی و نظامی گوناگون، روشن است که بخش بزرگی از این زیرساختهای مورد نیاز، هرگز ایجاد نشدهاند.
تولید برای کدام بازار؟
هدف ۵۵ میلیون تنی تولید فولاد از همان ابتدا هم با اتکای صرف به بازار مصرف داخلی قابل تحقق نبود. سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران در گزارشی درباره الزامات صنعت فولاد نوشته بود که حتی در بهترین حالت، مصرف داخلی فولاد در افق ۱۴۰۴ حدود ۳۴ میلیون تن خواهد بود. بنابراین اگر تولید کشور به ۵۵ میلیون تن میرسید، باید برای بیش از ۲۰ میلیون تن محصول، بازار صادراتی پایدار شناسایی میشد.
این بخش از برنامه نیز کمتر از ظرفیتسازی صنعتی مورد توجه قرار گرفت. تحریمها، محدودیت نقل و انتقال پول، اجبار به فروش با واسطه، تخفیفهای صادراتی، دشواری بازگشت ارز، هزینه حمل و ریسکهای سیاسی، حضور فولاد ایران در بازارهای جهانی را پرهزینه کرد. افزون بر این، مازاد تولید چین و روسیه، توسعه ظرفیت فولاد در کشورهای منطقه و گسترش موانع تجاری، رقابت را شدیدتر کرد.
در چنین وضعیتی، حتی اگر برق و گاز لازم برای تولید ۵۵ میلیون تن فراهم شود، فروش اقتصادی تمام این محصول تضمینشده نیست. تولید بدون بازار میتواند به افزایش موجودی انبار، تشدید رقابت داخلی، افت قیمت و کاهش حاشیه سود شرکتها منجر شود. از این رو، فاصله ۲۳ میلیون تنی موجود را نمیتوان فقط با ساخت نیروگاه یا توسعه معدن پر کرد؛ بازار مصرف و سیاست تجاری نیز باید جزئی از برنامه تولید باشد.
عبور از عددسازی صنعتی
با وجود همه محدودیتها، تولید ۳۲.۱ میلیون تن فولاد دستاورد کوچکی نیست. انجمن جهانی فولاد در گزارش «فولاد جهان در ارقام ۲۰۲۵» اعلام کرد که ایران با تولید ۳۱.۴ میلیون تن فولاد خام در سال ۲۰۲۴، دهمین تولیدکننده بزرگ فولاد جهان بوده است. این جایگاه نشان میدهد صنعت فولاد ایران، با وجود تحریم و محدودیت انرژی، همچنان یکی از صنایع بزرگ کشور و منطقه محسوب میشود.
با این حال، قرارگرفتن در میان ۱۰ تولیدکننده بزرگ جهان نباید جایگزین ارزیابی واقعبینانه برنامهها شود. هدف ۵۵ میلیون تنی تولید فولاد زمانی معنا داشت که برق، گاز، آب، سنگآهن، حملونقل، سرمایه و بازار آن نیز بهصورت هماهنگ تأمین میشد. آنچه در عمل رخ داد، توسعه سریع ظرفیت کارخانهای و عقبماندن زیرساختهای پشتیبان بود.
اکنون پرسش اصلی دیگر این نیست که چند میلیون تن ظرفیت تازه باید افتتاح شود؛ بلکه باید پرسید چه مقدار از ظرفیت موجود در تمام طول سال امکان تولید اقتصادی دارد. اصرار بر ساخت واحدهای جدید، درحالیکه نزدیک به ۲۳ میلیون تن فاصله میان هدف و تولید واقعی وجود دارد، میتواند منابع بیشتری را در کارخانههایی محبوس کند که خوراک، انرژی یا بازار کافی ندارند.
اما با تمام این اوصاف، رؤیای تولید ۵۵ میلیون تنی فولاد را نمیتوان کاملاً شکستخورده دانست، زیرا بخش ظرفیتسازی آن تا حد زیادی انجام شده است؛ اما این رؤیا در مهمترین مرحله، یعنی تبدیل تجهیزات نصبشده به تولید پایدار، محصول رقابتپذیر و درآمد صادراتی، روی کاغذ مانده است. تجربه افق ۱۴۰۴ نشان داد در سیاست صنعتی، ساخت کارخانه پایان مسیر نیست. کارخانهای که برق ندارد، زمستان با کمبود گاز مواجه است، مواد اولیهاش گران یا محدود است و برای فروش محصول خود بازار مطمئنی پیدا نمیکند، فقط یک ظرفیت اسمی بزرگ به آمار کشور اضافه میکند.