فولاد در محاصره جنگ / چگونه چین در بحبوحه جنگ ایران، سوپاپ اطمینان بازار جهانی فولاد شد؟
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بازار فولاد خاورمیانه را از یک بحران معمول عرضه و تقاضا به بازاری با ریسک همزمان تولید، انرژی، حملونقل و ژئوپلیتیک تبدیل کرده است. حمله به مراکز فولادی ایران، توقف بخشی از ظرفیت تولید، محدودیت صادرات و تداوم نااطمینانی پیرامون تنگه هرمز، اکنون هم قیمت تمامشده فولاد را بالا برده و هم مسیر تجارت منطقهای را تغییر داده است.
به گزارش فولاد نیوز، اهمیت تحولات ایران برای بازار جهانی فولاد از اندازه تولید کشور آغاز میشود. بر اساس آمار World Steel Association، ایران در سال ۲۰۲۵ با تولید ۳۱.۸ میلیون تن فولاد خام، دهمین فولادساز بزرگ جهان بود. تولید فولاد ایران در همان سال ۱.۴ درصد افزایش یافت و به این ترتیب، ایران پس از ترکیه، یکی از مهمترین تولیدکنندگان فولاد منطقه خاورمیانه محسوب میشد.
اما جنگ ساختار این صنعت را هدف قرار داد. در ۲۷ مارس، حملات آمریکا و اسرائیل به دو مجموعه بزرگ فولادی ایران، یعنی فولاد مبارکه در اصفهان و فولاد خوزستان در اهواز، آسیب وارد کرد. فولاد خوزستان پس از حمله مجبور به توقف فعالیت شد، در حالی که در فولاد مبارکه آسیب به پست برق و یکی از خطوط تولید گزارش شد، اما فعالیت کارخانه بهطور کامل متوقف نشد.
اهمیت این حملات صرفاً به ظرفیت از دسترفته محدود نیست. فولاد مبارکه نقش مهمی در تولید محصولات تخت و تأمین صنایع پاییندستی ایران دارد، در حالی که فولاد خوزستان یکی از بازیگران اصلی تولید و صادرات محصولات نیمهنهایی مانند بیلت و اسلب است. بنابراین حمله به این دو مجموعه همزمان دو سمت بازار را تحت فشار قرار داده است: فولاد مورد نیاز صنایع داخلی و فولاد صادراتی ایران.
ظرفیت خاموش
برآوردهای منتشرشده در اواخر آوریل نشان میداد که حدود ۱۰ میلیون تن از ظرفیت سالانه فولاد ایران، معادل ۲۵ تا ۳۰ درصد کل ظرفیت تولید کشور، از مدار خارج شده است. این رقم، اگرچه الزاماً به معنای نابودی دائمی این ظرفیت نیست، اما شدت شوک واردشده به صنعت فولاد ایران را نشان میدهد.
مساله مهمتر، زمان بازگشت ظرفیتهاست. در مورد فولاد خوزستان، مقامهای این شرکت از نیاز به ۶ تا ۱۲ ماه برای بازسازی و بازگشت کامل عملیات پس از آسیبهای واردشده خبر دادهاند. بنابراین حتی با وجود کاهش شدت درگیریها، بازار نباید انتظار داشته باشد که عرضه فولاد ایران بلافاصله به وضعیت قبل از جنگ بازگردد.
این مساله برای بازار جهانی محصولات نیمهنهایی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا ایران یکی از تأمینکنندگان مهم بیلت و اسلب در منطقه بوده است. به همین دلیل Fastmarkets در ۶ مارس، در پی تشدید جنگ و از بین رفتن دسترسی کافی به دادههای معاملاتی، انتشار ارزیابی قیمت صادراتی بیلت و اسلب ایران را به حالت تعلیق درآورد؛ اقدامی که خود نشانهای از مختلشدن کشف قیمت در این بازار است.
صادرات در تنگنا
فشار جنگ در نهایت به تجارت خارجی فولاد ایران منتقل شد. تهران در ۲۷ آوریل صادرات اسلب و طیفی از محصولات فولادی تخت از جمله ورق گرم، ورق سرد و محصولات پوششدار را تا ۳۰ مه متوقف کرد. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که اختلال در تولید داخلی و حملونقل، دسترسی به محصولات فولادی را محدود کرده بود.
این اقدام از یک سو عرضه جهانی فولاد ایران را کاهش داد و از سوی دیگر نشان داد که اولویت سیاستگذار در شرایط جنگی از درآمد ارزی به تأمین بازار داخلی تغییر کرده است. این تغییر برای صنعتی که یکی از مهمترین منابع درآمد غیرنفتی ایران محسوب میشود، هزینه اقتصادی قابلتوجهی دارد.
از دست رفتن بازارهای صادراتی نیز میتواند بهاندازه آسیب فیزیکی به کارخانهها مهم باشد. اگر مشتریان ایرانی به سمت تأمینکنندگان رقیب بروند، حتی پس از بازگشت تولید، بازپسگیری بازارهای ازدسترفته آسان نخواهد بود.
هرمز؛ شوک دوم
اگر حمله به کارخانهها نخستین ضربه به فولاد ایران بود، اختلال در تنگه هرمز دومین و گستردهترین ضربه به بازار منطقه است.
تنگه هرمز، تنها مسیر صادرات نفت نیست؛ بلکه بخش مهمی از زنجیره حملونقل مواد اولیه و محصولات صنعتی خاورمیانه را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. ادامه نااطمینانی درباره بازگشایی این مسیر، هزینه حملونقل، بیمه و ریسک تحویل محمولههای فولادی را افزایش داده است.
در ۱۰ اوت، رویترز گزارش داد که همچنان درباره بازگشایی هرمز ابهام وجود دارد و حملات به کشتیرانی منطقه ادامه داشته است. همزمان، قیمت نفت برنت به ۸۴.۹۵ دلار رسید و نفت خام آمریکا نیز رشد کرد.
این اتفاق برای فولاد اهمیت مستقیم دارد. فولاد صنعتی انرژیبر است و افزایش قیمت نفت، گاز، برق و سوخت حملونقل، هزینه تولید و جابهجایی آن را بالا میبرد. بنابراین حتی اگر کمبود فیزیکی فولاد در کوتاهمدت شدید نباشد، کف هزینه تولید و قیمت نهایی میتواند افزایش پیدا کند.
بازار جهانی؛ کمبود یا مازاد؟
نکته مهم این است که جنگ بهتنهایی نمیتواند بازار جهانی فولاد را وارد یک روند صعودی پایدار کند. بازار فولاد پیش از جنگ نیز با مشکل ساختاری مازاد ظرفیت مواجه بود. OECD در چشمانداز فولاد ۲۰۲۶ اعلام کرده که ظرفیت مازاد جهانی ممکن است تا سال ۲۰۲۸ به ۷۴۵ میلیون تن برسد؛ در حالی که رشد تقاضای فولاد تا سال ۲۰۳۰ تنها حدود ۰.۹ درصد در سال پیشبینی شده است.
از نگاه OECD، قیمت انرژی بالاتر، اختلال زنجیره تأمین و جنگ خاورمیانه فشار مضاعفی بر صنعتی وارد میکنند که از قبل با ضعف تقاضا و ظرفیت مازاد روبهرو بوده است. در نتیجه، بازار جهانی فولاد با دو نیروی متضاد روبهرو است: جنگ عرضه منطقهای را محدود و هزینهها را بالا میبرد، اما ضعف تقاضای جهانی و ظرفیت مازاد مانع از تبدیل این شوک به یک جهش پایدار در تمام بازارها میشود.
چین؛ سوپاپ بازار
در این میان چین مهمترین متغیر تعدیلکننده بازار است. افزایش صادرات چین در شرایطی که تقاضای داخلی این کشور ضعیف است، میتواند بخشی از کمبود فولاد ایجادشده در بازارهای آسیایی و خاورمیانه را جبران کند. OECD نیز در گزارش ۲۰۲۶ خود به افزایش صادرات چین در نتیجه ضعف تقاضای داخلی اشاره کرده است.
دادههای S&P Global نیز نشان میدهد که پس از آغاز جنگ، قیمت بیلت صادراتی چین سریعتر از بازار داخلی افزایش یافت؛ قیمت بیلت داخلی چین از ۲۷ فوریه تا ۳۱ مارس دو درصد رشد کرد و به ۳۰۳۰ یوان به ازای هر تن رسید، در حالی که قیمت صادراتی در همین فاصله ۴.۳ درصد افزایش یافت و به ۴۵۸ دلار به ازای هر تن رسید.
این دادهها نشان میدهد که جنگ ایران در حال ایجاد «حق بیمه ژئوپلیتیک» در بازار فولاد است؛ اما چین با ظرفیت عظیم تولیدی خود میتواند مانع شکلگیری کمبود جهانی شود.
منطقهایشدن ریسک
در خاورمیانه شرایط متفاوت است. تولیدکنندگان منطقهای مانند عربستان، امارات، قطر و ترکیه میتوانند در صورت تداوم اختلال صادرات ایران، بخشی از تقاضا را جذب کنند؛ اما همین تولیدکنندگان نیز در معرض ریسک انرژی و حملونقل قرار دارند.
به این ترتیب، جنگ یک تغییر مهم در ساختار بازار ایجاد کرده است؛ خریداران دیگر فقط قیمت فولاد را مقایسه نمیکنند، بلکه امنیت مسیر، بیمه، قابلیت تحویل و اعتبار تأمینکننده نیز به متغیرهای اصلی معامله تبدیل شدهاند. گزارش Argus نیز تأکید کرده که بحران ایران بر زنجیره تأمین فولاد، قیمت اسلب و بیلت، نرخ حملونقل و حتی بازار فولاد تخت اروپا اثر گذاشته است.
آینده فولاد
چشمانداز بازار فولاد به مدت جنگ و وضعیت هرمز وابسته است. اگر تنشها فروکش کند و مسیرهای دریایی بهطور پایدار باز شوند، بخشی از جهش هزینههای حمل و بیمه تخلیه خواهد شد و بازار میتواند به سمت عادیشدن حرکت کند. اما اگر اختلال ادامه پیدا کند، بازار منطقهای فولاد با ترکیبی از عرضه محدودتر، هزینه انرژی بالاتر، حملونقل گرانتر و زمان تحویل طولانیتر روبهرو خواهد شد.
در چنین شرایطی، بیشترین فشار متوجه محصولاتی است که وابستگی بالاتری به تجارت دریایی دارند؛ بهخصوص بیلت، اسلب و محصولات تخت صادراتی. در مقابل، تولیدکنندگانی که بازار داخلی بزرگ، دسترسی مطمئن به انرژی و مسیرهای جایگزین حمل دارند، موقعیت رقابتی بهتری خواهند داشت.
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران تاکنون بازار فولاد را با یک «شوک عرضه منطقهای» مواجه کرده، نه یک کمبود جهانی پایدار. ضربه به ظرفیت تولید ایران، توقف صادرات برخی محصولات، آسیب به زیرساختهای فولادی و افزایش ریسک حملونقل، عرضه منطقهای را محدود کرده است؛ اما ظرفیت مازاد جهانی، ضعف تقاضا و توان صادراتی چین مانع از آن شدهاند که این بحران بهتنهایی بازار جهانی فولاد را وارد یک ابرچرخه صعودی کند.
با این حال، اگر جنگ طولانی شود و تنگه هرمز همچنان در وضعیت نااطمینان باقی بماند، مسئله اصلی دیگر فقط «قیمت فولاد» نخواهد بود؛ بلکه هزینه دسترسی به فولاد تعیینکننده خواهد شد. در چنین سناریویی، حق بیمه ژئوپلیتیک میتواند به بخشی دائمی از قیمتگذاری فولاد خاورمیانه تبدیل شود و جایگاه ایران را در بازار صادراتی، حتی پس از بازگشت ظرفیت تولید، برای مدتی طولانی تحت فشار قرار دهد.
