موجودی انبار صنایع فلزی بالا رفت / حرکت بخش معدن در مسیری متفاوت
درحالیکه موجودی انبار بخش معدن در زمستان ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل ۳۸.۸ درصد کاهش یافته، موجودی انبار فلزات پایه ۴۴.۵ درصد افزایش داشته است و این روند میتواند نشانهای از تغییر شرایط فروش و تقاضا در حلقههای مختلف زنجیره معدن و صنایع معدنی باشد.
به گزارش فولاد نیوز، گزارش جدید مرکز پژوهشهای مجلس از دو تصویر متفاوت در بخش معدن و صنایع معدنی ایران حکایت دارد. درحالیکه شاخص موجودی انبار بخش معدن در زمستان ۱۴۰۴ نسبت به زمستان سال قبل ۳۸.۸ درصد کاهش یافته، موجودی انبار صنعت فلزات پایه ۴۴.۵ درصد افزایش داشته است. همزمان نسبت موجودی انبار به فروش در صنعت فلزات پایه به ۰.۵۶ رسیده که این رقم نشان میدهد در این بخش، سهم بیشتری از محصولات نسبت به گذشته در قالب موجودی انبار باقی مانده است.
این ارقام در گزارش «پایش بخش حقیقی اقتصاد ایران در زمستان ۱۴۰۴؛ شاخص موجودی انبار صنایع بورسی» مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شده است. این گزارش با استفاده از اطلاعات تولید، فروش و موجودی انبار شرکتهای بورسی، تلاش میکند تصویری بهروزتر از وضعیت بخش صنعت و معدن ارائه دهد.
2 مسیر متفاوت در معدن و فلزات پایه
مهمترین نکته این گزارش برای بخش معدن و صنایع معدنی، تفاوت قابل توجه میان روند موجودی انبار در معدن و فلزات پایه است. شاخص موجودی انبار معدن در زمستان ۱۴۰۴ به ۶۵.۹ رسید که نسبت به فصل مشابه سال قبل ۳۸.۸ درصد کاهش داشته است. نسبت موجودی انبار به فروش معدن نیز ۰.۳۶ ثبت شده و پایینتر از میانگین این نسبت در دوره ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴ قرار گرفته است. گزارش همچنین میگوید شاخص تعدیلشده فصلی موجودی انبار معدن طی یک سال گذشته روندی کاهشی و ملایم داشته است.
در مقابل صنعت فلزات پایه در نقطهای کاملاً متفاوت قرار دارد. شاخص موجودی انبار این صنعت در زمستان به ۱۰۶.۶ رسید و نسبت به زمستان سال قبل ۴۴.۵ درصد رشد کرد. از سوی دیگر نسبت موجودی انبار به فروش نیز با افزایش ۰.۲۸ واحدی نسبت به سال قبل به ۰.۵۶ رسید.
به بیان ساده درحالیکه موجودی انبار در بخش معدن کاهش یافته، در حلقه فلزات پایه حجم موجودی نسبت به فروش افزایش پیدا کرده است. این تفاوت میتواند نشاندهنده شرایط متفاوت بنگاهها در حلقههای مختلف زنجیره معدن و صنایع معدنی باشد، بااینحال گزارش درباره علت دقیق این واگرایی حکم قطعی صادر نمیکند.
موجودی انبار؛ چرا این شاخص اهمیت دارد؟
موجودی انبار صرفاً به معنای انباشته شدن کالا در انبار نیست. این شاخص از نگاه اقتصادی میتواند تصویری از رابطه میان تولید، فروش و تقاضا ارائه کند و تغییرات آن برای تصمیمهای تولیدکنندگان در دورههای بعد اهمیت دارد.
مرکز پژوهشهای مجلس نیز موجودی انبار را یکی از شاخصهای مهم و پیشنگر برای بررسی وضعیت بخش صنعت میداند چرا که تغییرات آن میتواند اطلاعاتی درباره تحولات تولید و فروش در اختیار سیاستگذاران قرار دهد.
به همین دلیل افزایش قابل توجه موجودی در فلزات پایه را نمیتوان صرفاً یک عدد آماری دانست. زمانی که موجودی انبار سریعتر از فروش افزایش پیدا میکند، بنگاهها بخشی از محصولات خود را در انبار نگه میدارند و این موضوع میتواند بر تصمیمهای تولیدی دورههای بعد اثر بگذارد.
این مسئله در مورد فلزات پایه اهمیت بیشتری پیدا میکند زیرا این گروه در بخش مهمی از زنجیره صنعتی کشور قرار دارد و محصولات آن بهعنوان نهاده واسطهای در صنایع مختلف مورد استفاده قرار میگیرد.
فلزات پایه و هشدار از سمت فروش
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد روند افزایشی موجودی انبار فلزات پایه از ابتدای سال ۱۴۰۴ جدیتر شده است. درحالیکه شاخص موجودی انبار این صنعت در سالهای قبل روندی نزولی داشت، از ابتدای سال ۱۴۰۴ مسیر آن تغییر کرده و صعودی شده است.
اهمیت بیشتر زمانی مشخص میشود که نسبت موجودی انبار به فروش را در نظر بگیریم. این نسبت در زمستان ۱۴۰۴ به ۰.۵۶ رسید. درحالیکه در دورههای گذشته پایینتر از متوسط پنجساله قرار داشت، اما از ابتدای سال ۱۴۰۴ به بالاتر از سطح متوسط رسیده و در زمستان فاصله آن بیشتر شده است.
بنابراین مساله فقط افزایش مقدار موجودی نیست بلکه رشد موجودی در مقایسه با فروش است که پیام مهمتری برای فعالان این صنعت دارد.
اگر تولیدکنندهای با رشد تولید، موجودی بیشتری ایجاد کند اما فروش نیز به همان نسبت رشد کند، افزایش موجودی لزوماً نشانه ضعف تقاضا نیست. اما زمانی که نسبت موجودی به فروش افزایش پیدا میکند، بخشی از تولید نسبت به میزان فروش تحققیافته بیشتر در انبار باقی میماند. دادههای این گزارش دقیقاً چنین تغییری را در فلزات پایه نشان میدهد.
کاهش موجودی در بخش معدن به چه معناست؟
در سوی دیگر وضعیت معدن متفاوت است. شاخص موجودی انبار معدن در زمستان ۱۴۰۴ به ۶۵.۹ رسیده و نسبت به سال قبل کاهش قابلتوجهی داشته است. نسبت موجودی انبار به فروش نیز به ۰.۳۶ رسیده که پایینتر از میانگین دوره ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴ است.
از این اعداد نمیتوان بهتنهایی نتیجه گرفت که وضعیت فروش معدن مطلوبتر شده است. کاهش موجودی میتواند در شرایط مختلف، ناشی از فروش بیشتر، کاهش تولید، کاهش عرضه یا ترکیبی از این عوامل باشد و گزارش حاضر نیز علت مشخصی را برای این کاهش بهعنوان تنها عامل معرفی نمیکند.
نکته مهمتر این است که شاخص معدن طی دو سال گذشته پایینتر از متوسط نسبت موجودی به فروش دوره ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴ قرار داشته است و روند تعدیلشده فصلی نیز کاهش ملایمی را نشان میدهد. بنابراین در تحلیل وضعیت معدن باید میان کاهش موجودی و بهبود تقاضا تفاوت گذاشت. این دو مفهوم لزوماً معادل یکدیگر نیستند.
وقتی مشکل فروش به زنجیره پاییندست میرسد
یکی از نکات قابل توجه گزارش، تفاوت وضعیت موجودی در حلقههای مختلف اقتصاد است. در زمستان ۱۴۰۴ علاوه بر فلزات پایه، شاخص موجودی انبار صنایع شیمیایی، خودرو و قطعات نیز افزایش قابلتوجهی داشته است.
شاخص موجودی انبار محصولات شیمیایی بهاستثنای دارو ۳۲.۸ درصد افزایش یافته و شاخص خودرو و قطعات نیز ۳۶.۱ درصد رشد کرده است. گزارش مرکز پژوهشهای مجلس مجموع این تحولات را شواهدی از بروز مشکل فروش در صنایع مختلف در نتیجه جنگ ارزیابی کرده است.
این نکته برای صنایع معدنی اهمیت ویژهای دارد زیرا بسیاری از محصولات فلزی و معدنی، خود کالاهای نهایی مصرفی نیستند و تقاضای آنها به وضعیت صنایع پاییندست وابسته است. برای نمونه خود گزارش در توضیح کالاهای واسطهای به فولاد بهعنوان نهاده مورد استفاده در صنعت خودرو اشاره میکند و توضیح میدهد که در صورت بروز شوک تقاضا، ابتدا تقاضای کالاهای مصرفی و سپس کالاهای واسطهای تحت تأثیر قرار میگیرد.
از این منظر افزایش موجودی فلزات پایه میتواند در چهارچوبی بزرگتر بررسی شود: وقتی بخشی از صنایع پاییندست با کاهش تقاضا یا اختلال در فروش مواجه میشوند، آثار آن میتواند در زنجیره تأمین و صنایع تولیدکننده کالاهای واسطهای نیز منعکس شود.
کالاهای واسطهای هم سیگنال میدهند
این تصویر تنها به فلزات پایه محدود نیست. شاخص موجودی انبار کالاهای واسطهای در زمستان ۱۴۰۴ به ۸۵.۴ رسید و نسبت به زمستان سال قبل ۲۰.۳ درصد افزایش داشت. نسبت موجودی انبار به فروش این گروه نیز به ۰.۲۶ رسید که نسبت به سال قبل ۰.۰۶ افزایش نشان میدهد. از سوی دیگر شاخص کالاهای سرمایهای با رشد ۵۴.۹ درصدی نسبت به فصل مشابه سال قبل به ۲۶۲.۱ رسید و نسبت موجودی انبار به فروش این گروه نیز ۱.۰۵ ثبت شد یعنی این نسبت به زمستان سال قبل ۰.۷۱ واحد افزایش یافته است.
این ارقام نشان میدهد افزایش موجودی در زمستان ۱۴۰۴ پدیدهای محدود به یک صنعت خاص نبوده و در چند گروه کالایی مشاهده شده است که این موضوع تحلیل شرایط فروش و تقاضا را برای صنایع معدنی و فلزی مهمتر میکند.
یک هشدار برای زنجیره معدن و صنایع معدنی
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس را میتوان از یک منظر هشداری درباره تغییر رابطه میان تولید و فروش در بخشهایی از صنعت دانست. در بخش معدن موجودی انبار کاهش یافته است اما در فلزات پایه که حلقهای مهم از زنجیره صنعتی کشور محسوب میشوند، موجودی انبار و نسبت موجودی به فروش هر دو افزایش پیدا کردهاند. این واگرایی نشان میدهد که نمیتوان با یک شاخص واحد درباره کل زنجیره معدن و صنایع معدنی قضاوت کرد.
برای سیاستگذار نیز این تفاوت اهمیت دارد. کاهش موجودی معدن نباید بدون بررسی همزمان تولید و فروش، بهعنوان نشانه رونق تلقی شود. همانطور که افزایش موجودی فلزات پایه نیز بهتنهایی به معنای بحران تولید نیست. آنچه اهمیت دارد، بررسی همزمان تولید، فروش و موجودی و مشاهده روند این سه متغیر در کنار یکدیگر است.
مرکز پژوهشهای مجلس نیز اساساً هدف از طراحی این شاخص را ایجاد تصویری بهنگام از وضعیت صنعت عنوان کرده است. این شاخص بر مبنای اطلاعات شرکتهای بورسی ساخته شده و به دلیل انتشار ماهانه و فصلی اطلاعات شرکتها، میتواند بخشی از خلأ اطلاعاتی درباره وضعیت بخش حقیقی اقتصاد را پوشش دهد.
مسالهای فراتر از انبارها
اعداد زمستان ۱۴۰۴ در نهایت یک پیام مهم برای زنجیره معدن و صنایع معدنی دارند: در این زنجیره مسئله تنها میزان تولید نیست و توان فروش و جذب محصول نیز اهمیت فزایندهای پیدا کرده است.
افزایش ۴۴.۵ درصدی موجودی انبار فلزات پایه و رسیدن نسبت موجودی به فروش به ۰.۵۶ در کنار افزایش موجودی در برخی صنایع پاییندست نشان میدهد که بخشی از تولید صنعتی در پایان زمستان با سرعتی کمتر از گذشته به فروش تبدیل شده است. در مقابل کاهش ۳۸.۸ درصدی موجودی معدن تصویری متفاوت ارائه میکند، تصویری که برای تفسیر دقیق آن باید متغیرهای تولید و فروش نیز در کنار موجودی قرار گیرند.
از این منظر شاید مهمترین نکته گزارش نه یک عدد خاص بلکه واگرایی میان حلقههای مختلف زنجیره باشد. این واگرایی نشان میدهد در شرایط پرریسک و همراه با اختلال در تقاضا و فروش، مسیر مواد معدنی از معدن تا فلز و محصول صنعتی الزاماً یکسان نیست.
برای صنایع معدنی این دادهها یک علامت قابل توجه است: هرچه فاصله میان تولید و فروش افزایش پیدا کند، مدیریت موجودی، بازارهای صادراتی، تنوع مشتریان و انعطافپذیری زنجیره فروش اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. دادههای زمستان ۱۴۰۴ نشان میدهد که این مسئله دیگر صرفاً موضوعی مربوط به انبار و لجستیک نیست بلکه به یکی از متغیرهای مهم در ارزیابی وضعیت زنجیره معدن و صنایع معدنی تبدیل شده است.
منبع: معدننامه