کد مطلب: 27739
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵-۰۷-۰۸ | ۲۰:۰۰
فولادنیوز گزارش می‌دهد؛

نبرد صنعت آلومینیوم آمریکا با هوش مصنوعی / مراکز داده برق فلزسازان را می‌بلعند

آمریکا در نظر دارد، با تعرفه و مشوق‌های میلیارددلاری، تولید آلومینیوم را به داخل کشور بازگرداند؛ اما احیای ذوبخانه‌ها به مانعی بزرگ‌تر از واردات برخورد کرده است. مراکز داده و زیرساخت‌های هوش مصنوعی برای همان برق ارزان و پایداری رقابت می‌کنند که آلومینیوم‌سازان بدون آن قادر به ادامه فعالیت نیستند!

به گزارش فولادنیوز، بازگشت صنایع پایه به آمریکا، یکی از محورهای اصلی سیاست صنعتی این کشور است. دولت دونالد ترامپ با افزایش تعرفه واردات، پرداخت کمک مالی و حمایت از ساخت واحدهای جدید تلاش می‌کند وابستگی صنایع راهبردی به فلز خارجی را کاهش دهد.

با این‌حال، تجربه صنعت آلومینیوم نشان می‌دهد حمایت تجاری به‌تنهایی برای بازگرداندن کارخانه‌ها کافی نیست. کارخانه‌ای که برق مطمئن و ارزان نداشته باشد، حتی پشت بلندترین دیوار تعرفه‌ای نیز نمی‌تواند با تولیدکنندگان خارجی رقابت کند.

آمریکا د رحال حاضر با کسری سالانه حدود سه میلیون تن آلومینیوم خام روبه‌روست. حتی اگر تمام ظرفیت موجود ذوب این کشور فعال باشد، کارخانه‌های داخلی تنها نزدیک به یک‌چهارم تقاضای آلومینیوم اولیه را پوشش می‌دهند. به همین دلیل، بخش بزرگی از نیاز خودروسازی، صنایع دفاعی، ساختمان، تولید تجهیزات برقی و بسته‌بندی آمریکا همچنان باید از طریق واردات تأمین شود.

این وابستگی نتیجه یک روند طولانی است. براساس اطلاعات وزارت انرژی آمریکا، فقط چهار ذوبخانه آلومینیوم اولیه در این کشور فعالیت می‌کنند که مجموع تولید آنها حدود ۶۸۳ هزار و ۵۰۰ تن است. آمریکا در دوره اوج صنعت خود ۳۳ ذوبخانه و نزدیک به پنج میلیون تن تولید سالانه داشت. تعطیلی تدریجی این واحدها بیش از آنکه ناشی از کمبود ذخایر یا دانش فنی باشد، محصول هزینه سنگین انرژی و از بین رفتن قراردادهای بلندمدت برق بود.

کارخانه‌ای با مصرف برق یک شهر

ذوب آلومینیوم یکی از انرژی‌برترین فعالیت‌های صنعتی جهان است. یک ذوبخانه بزرگ جدید می‌تواند سالانه حدود ۱۱ تراوات‌ساعت برق مصرف کند؛ رقمی در اندازه مصرف سالانه شهری مانند بوستون یا نشویل. ساخت چنین کارخانه‌ای نیز پنج تا ۶ سال زمان و بین چهار تا ۶ میلیارد دلار سرمایه نیاز دارد.

اما تامین مالی تنها بخشی از مساله است؛ ذوبخانه برای رقابت در بازار جهانی باید بتواند قراردادی ۱۰ تا ۲۰ساله برای خرید برق با قیمت نزدیک به ۴۰ دلار به‌ازای هر مگاوات‌ساعت منعقد کند. در همان بازار، شرکت‌های فناوری برای تامین برق مراکز داده و پردازش هوش مصنوعی حاضرند تا ۱۱۵ دلار به‌ازای هر مگاوات‌ساعت بپردازند. به‌این‌ترتیب، تولیدکننده آلومینیوم در رقابتی قرار گرفته که طرف مقابل قدرت پرداختی نزدیک به سه برابر دارد.

نتیجه این رقابت از هم‌اکنون قابل مشاهده است. رشد مراکز داده، مصرف برق آمریکا را پس از سال‌ها ثبات دوباره صعودی کرده است. اداره اطلاعات انرژی آمریکا پیش‌بینی می‌کند فروش برق این کشور در سال ۲۰۲۶ حدود دو درصد و در سال ۲۰۲۷ نیز دو درصد دیگر افزایش یابد. بخش مهمی از این رشد به توسعه مراکز داده و بازگشت بعضی فعالیت‌های تولیدی مربوط می‌شود.

در چنین شرایطی، شرکت‌های برق ترجیح می‌دهند ظرفیت تازه را به مشتریانی بفروشند که قیمت بالاتری پیشنهاد می‌کنند. بنابراین، رقابت میان کارخانه و مرکز داده تنها بر سر میزان برق نیست؛ بر سر قیمت، زمان اتصال به شبکه و قراردادهای بلندمدت نیز جریان دارد.

تعرفه، فلز را گران کرد، اما برق تولید را بالا نبرد

دولت آمریکا با تعرفه ۵۰درصدی واردات آلومینیوم و طراحی مشوق برای ساخت یا بازگشایی ذوبخانه‌ها تلاش کرده است اقتصاد تولید داخلی را جذاب‌تر کند. کاخ سفید در ژوئیه ۲۰۲۶ برنامه‌ای برای تشویق سرمایه‌گذاری در ظرفیت جدید آلومینیوم اولیه اعلام کرد؛ اما این سیاست هنوز نمی‌تواند مساله تامین برق را حل کند.

تعرفه می‌تواند قیمت محصول خارجی را بالا ببرد و حاشیه‌ای برای تولیدکننده داخلی ایجاد کند، اما نیروگاه یا خط انتقال برق نمی‌سازد. اگر ظرفیت داخلی امکان افزایش سریع نداشته باشد، هزینه تعرفه در نهایت به صنایع مصرف‌کننده منتقل می‌شود. خودروسازان، سازندگان تجهیزات شبکه، صنایع هوافضا، تولیدکنندگان قوطی و شرکت‌های ساختمانی ناچار می‌شوند فلز وارداتی را با هزینه بیشتری خریداری کنند.

برای خودکفایی در سطح تقاضای فعلی، آمریکا تقریباً به پنج ذوبخانه جدید نیاز دارد. مصرف برق سالانه چنین مجموعه‌ای می‌تواند به حدود ۵۵ تراوات‌ساعت برسد؛ درحالی‌که شبکه برق همین حالا باید پاسخ‌گوی رشد مراکز داده، خودروهای برقی، کارخانه‌های نیمه‌رسانا و برقی‌شدن سایر بخش‌های اقتصاد باشد.

بازیافت، مسیر کم‌هزینه‌تر

در این بن‌بست، بازیافت به گزینه عملی‌تری تبدیل شده است. تولید آلومینیوم ثانویه حدود ۹۵ درصد کمتر از تولید اولیه انرژی مصرف می‌کند و ساخت کارخانه‌های بازیافت نیز سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر است. برآورد انجمن آلومینیوم نشان می‌دهد سالانه یک تا دو میلیون تن قراضه قابل‌استفاده در آمریکا دفن یا صادر می‌شود. بازیابی این منابع می‌تواند بخش بزرگی از کسری فلز کشور را جبران کند.

با این‌ حال، بازیافت به‌طور کامل جایگزین آلومینیوم اولیه نمی‌شود. بعضی کاربردهای حساس در هوافضا، صنایع دفاعی و تجهیزات برقی به فلزی با خلوص و ترکیب مشخص نیاز دارند. به همین دلیل، آمریکا ناچار است میان سه مسیر تعادل ایجاد کند: حفظ واردات، توسعه بازیافت و ساخت ظرفیت جدید ذوب.

مساله اصلی صنایع فلزی آمریکا اکنون روشن‌تر از گذشته است: این کشور برای بازگرداندن کارخانه‌ها فقط به تعرفه و سرمایه نیاز ندارد؛ باید مشخص کند برق محدود آینده را به چه فعالیتی اختصاص می‌دهد. اگر مراکز داده تمام ظرفیت ارزان و قابل‌اتکای شبکه را جذب کنند، وعده احیای صنایع انرژی‌بر روی کاغذ باقی می‌ماند. در جنگ تازه صنعت و هوش مصنوعی، برنده را نه دیوار گمرکی، بلکه دسترسی به برق تعیین خواهد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *