صنعت آلومینیوم ایران در تنگنای جنگ و تحریم / واردات آلومینا پاشنه آشیل آلومینیوم ایران شد
صنعت آلومینیوم ایران طی سالهای گذشته ظرفیت تولید شمش خود را به بیش از ۶۰۰ هزار تن در سال رسانده، اما توسعه نامتوازن زنجیره، این صنعت را به واردات گسترده آلومینا وابسته کرده است. اکنون جنگ، تحریم، ناترازی برق و ناامنی در مسیرهای تجاری، هم تأمین مواد اولیه و هم صادرات محصول نهایی را تحت فشار قرار دادهاند.
به گزارش فولاد نیوز، ایران در نگاه نخست، بیشتر پیشنیازهای لازم برای تبدیل شدن به یکی از تولیدکنندگان مهم آلومینیوم منطقه را دارد؛ انرژی نسبتاً ارزان، دسترسی به آبهای آزاد، بازار داخلی بزرگ و موقعیت جغرافیایی مناسب برای تجارت با آسیا و کشورهای همسایه. با این حال، توسعه این صنعت بیشتر بر ساخت کارخانههای ذوب و افزایش تولید شمش متمرکز بوده و حلقههای دیگر زنجیره با همان سرعت رشد نکردهاند.
نتیجه آن است که ایران امروز توان تولید سالانه بیش از ۶۰۰ هزار تن آلومینیوم اولیه را دارد، اما برای فعال نگه داشتن همین ظرفیت، ناچار است بخش بزرگی از ماده اولیه مورد نیاز خود را از خارج تأمین کند. این وابستگی در شرایط عادی نیز هزینهزا بوده و حالا در سایه جنگ و اختلال در تجارت دریایی، به یکی از جدیترین تهدیدهای صنعت تبدیل شده است.
چالش نیاز به واردات در ابتدای زنجیره
مسیر تولید آلومینیوم از استخراج بوکسیت آغاز میشود. بوکسیت پس از فرآوری، به آلومینا تبدیل میشود و در ادامه، آلومینا با مصرف حجم بالایی از برق در کارخانههای ذوب به آلومینیوم اولیه یا شمش تبدیل میشود. شمش نیز در صنایع پاییندستی برای تولید ورق، فویل، پروفیل، کابل، قطعات خودرو، تجهیزات ساختمانی و انواع آلیاژها مورد استفاده قرار میگیرد.
اصلیترین ذخایر بوکسیت ایران در جاجرم و شماری از مناطق دیگر قرار دارند و شرکت آلومینای ایران، مهمترین بازیگر بالادست این زنجیره است. میزان تولید سالانه بوکسیت کشور حدود ۶۵۰ هزار تن و تولید آلومینا نزدیک به ۲۵۰ هزار تن برآورد میشود.
این میزان آلومینا فاصله زیادی با نیاز ذوبخانهها دارد. برای تولید هر تن آلومینیوم تقریباً دو تن آلومینا مصرف میشود؛ بنابراین تولید بیش از ۶۰۰ هزار تن شمش، به حدود ۱.۲ میلیون تن آلومینا نیاز دارد. بهاینترتیب، تولید داخلی تنها بخش محدودی از خوراک کارخانههای ایران را تأمین میکند.
ایران فقط یک پالایشگاه عمده آلومینا در جاجرم دارد و کسری خود را از طریق واردات جبران میکند. هند مهمترین تأمینکننده این ماده اولیه است و بسته به دوره زمانی، ۴۰ تا ۸۰ درصد واردات آلومینای ایران از این کشور انجام میشود. تمرکز واردات بر یک مبدأ، قدرت مانور کارخانههای ایرانی را کاهش داده و آنها را در برابر افزایش کرایه حمل، تحریم، دشواری انتقال پول و اختلال کشتیرانی آسیبپذیر کرده است.
سالکو، بازیگر اول بازار
چهار مجموعه اصلی، تولید آلومینیوم ایران را در اختیار دارند؛ مجتمع آلومینیوم جنوب، شرکت آلومینیوم ایران، آلومینیوم المهدی و شرکت آلومینای ایران.
مجتمع آلومینیوم جنوب که با نام «سالکو» شناخته میشود، بزرگترین تولیدکننده کشور است. این کارخانه در لامرد استان فارس قرار دارد و نزدیکی آن به خلیج فارس، امکان واردات مواد اولیه و صادرات محصول را تسهیل میکند. همین موقعیت، البته در دوره ناامنی دریایی به یک ریسک مهم تبدیل میشود. سالکو بیش از ۴۰ درصد کل تولید کشور را زیر پوشش دارد.
پس از سالکو، ایرالکو و آلومینیوم المهدی قرار دارند. ایرالکو در اراک، قدیمیترین تولیدکننده بزرگ آلومینیوم ایران محسوب میشود. آلومینیوم المهدی نیز در بندرعباس فعالیت دارد و بهدلیل دسترسی مستقیمتر به مسیرهای دریایی، یکی از واحدهای مهم صادراتی کشور است. شرکت آلومینای ایران در جاجرم نیز افزون بر استخراج بوکسیت و تولید آلومینا، حجم محدودتری شمش تولید میکند.
به طور کلی، سالکو بهدلیل در اختیار داشتن بیش از ۴۰ درصد تولید کشور، بزرگترین عرضهکننده بالقوه شمش صادراتی است. سالکو، ایرالکو و المهدی در کنار هم، سه بازیگر اصلی صادرات آلومینیوم ایران را تشکیل میدهند.
صادرات شمش مازاد به ترکیه و چین
تولید آلومینیوم ایران از مصرف داخلی بیشتر است و بخشی از شمش راهی بازارهای خارجی میشود. برآوردها نشان میدهد صادرات خالص، بسته به وضعیت تولید، تقاضای داخلی و محدودیتهای تجاری، معادل ۳۰ تا ۵۰ درصد تولید کشور است. ترکیه و چین از مهمترین مقصدهای آلومینیوم ایران به شمار میروند.
این صادرات برای کارخانهها منبع ارزآوری است، اما تحریم اجازه نمیدهد تجارت با کمترین هزینه انجام شود. محدودیتهای بانکی، دشواری بیمه محمولهها، کمبود خطوط کشتیرانی، تخفیفهای اجباری و حضور واسطهها، بخشی از درآمد صادرکنندگان را کاهش میدهد.
بازگشت تحریمهای اقتصادی و مالی اتحادیه اروپا در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵ نیز نقلوانتقال پول و حملونقل کالا را دشوارتر کرده است. حتی در مواردی که فروش آلومینیوم بهطور مستقیم ممنوع نباشد، محدودیت بانک، بیمه و کشتیرانی میتواند معامله را پرهزینه یا غیرعملی کند.
جنگ ایران و اختلال جدی در دو سوی زنجیره
بیشتر کارخانههای آلومینیوم ایران با میدان اصلی درگیری فاصله دارند، اما خطر جنگ فقط به حمله مستقیم محدود نمیشود. اختلال در تنگه هرمز میتواند ورود آلومینا به بنادر جنوبی را کند یا متوقف کند و همزمان، مسیر خروج شمش را ببندد. در چنین شرایطی، کارخانه ممکن است توان تولید داشته باشد، اما خوراک کافی دریافت نکند یا نتواند محصول خود را به مشتری خارجی برساند.
این بحران در مقطعی رخ داده که بازار جهانی نیز با محدودیت عرضه مواجه است. جنگ ایران موجب شده ظرفیت تولید آلومینیوم در کشورهای خلیج فارس حدود ۲ میلیون تن در سال کاهش یابد. ذخایر آلومینیوم بورس فلزات لندن نیز از ابتدای سال ۲۰۲۶ نصف شده و به ۲۵۰ هزار تن، کمترین میزان از سال ۱۹۹۰، رسیده است.
افزایش قیمت جهانی در ظاهر به سود صادرکنندگان ایرانی است، اما بهرهبرداری از آن به تداوم تولید و باز ماندن مسیر صادرات بستگی دارد. اگر هزینه حمل، بیمه و واسطهگری بیش از حد افزایش یابد، بخش قابلتوجهی از درآمد حاصل از رشد قیمت از بین میرود.
برق، بحران قدیمی صنعت
چالش دیگر تولید، تامین انرژی است؛ ذوب آلومینیوم به برق فراوان و بدون وقفه نیاز دارد. ایران سالها انرژی ارزان را یکی از مزیتهای توسعه این صنعت میدانست، اما ناترازی شبکه برق این مزیت را فرسوده کرده است. محدودیت مصرف در ماههای گرم و سرد، برنامه تولید کارخانهها را برهم میزند و هزینهها را بالا میبرد.
قطعی برق در صنعت آلومینیوم با خاموشی یک واحد معمولی تفاوت دارد. اگر جریان برق دیگهای احیا برای مدت طولانی قطع شود، مواد داخل آنها منجمد میشود و راهاندازی دوباره میتواند زمانبر و پرهزینه باشد. به همین دلیل، دسترسی به برق پایدار برای ذوبخانهها بهاندازه تأمین آلومینا اهمیت دارد.
به این ترتیب، مساله اصلی صنعت آلومینیوم ایران کمبود ظرفیت ذوب نیست؛ مشکل در ناهماهنگی میان اجزای زنجیره قرار دارد. ایران کارخانه تولید شمش ساخته، اما ظرفیت تولید آلومینا، برق پایدار، زیرساخت حملونقل و صنایع پاییندستی متناسب با آن توسعه نیافته است.
در چنین شرایطی، افزایش تولید شمش بهتنهایی آسیبپذیری صنعت را کاهش نمیدهد. توسعه معادن بوکسیت، افزایش ظرفیت پالایش آلومینا، ایجاد منابع برق اختصاصی و حرکت بهسوی تولید ورق، فویل، آلیاژ و قطعات صنعتی میتواند ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند. در غیر این صورت، صنعت آلومینیوم ایران همچنان میان سه فشار کمبود ماده اولیه، بحران انرژی و محدودیت تجارت خارجی گرفتار خواهد ماند.