برآوردها نشان می‌دهد که طی چهار سال اخیر، صنعت فولاد ایران حدود ۱۴ میلیارد دلار درآمد ارزی بالقوه را از دست داده است. این رقم ناشی از کاهش تولید، از دست رفتن فرصت‌های صادراتی و تضعیف اعتبار تجاری در بازارهای منطقه‌ای است؛ خسارتی که به راحتی قابل جبران نیست.

به گزارش فولاد نیوز، از ابتدای دی‌ماه امسال، فولاد خوزستان با محدودیت ۴۰ درصدی برق مواجه شده است؛ محدودیتی که به کاهش تولید و افزایش هزینه‌ها در یکی از بزرگ‌ترین واحدهای فولادسازی کشور منجر شده است. این روند طی پنج سال گذشته تکرار شده است: با هر افزایش دما یا بروز برودت، وزارت نیرو به جای اصلاح ساختار، محدودیت مصرف برق را به صنایع تحمیل کرده است، در حالی که مصرف برق بخش صنعت تغییر چندانی نکرده و ظرفیت تولید برق نیز با رشد مصرف متناسب نبوده است.

آمار رسمی وزارت نیرو نشان می‌دهد که حداقل ۳۵ هزار مگاوات، معادل حدود ۴۵ درصد پیک مصرف، ناشی از سیستم‌های سرمایشی است. اوج مصرف سال ۱۴۰۴ در هفتم مردادماه ۷۷ هزار و ۵۰۰ مگاوات ثبت شد و پیک مهرماه ۵۵ هزار مگاوات بود؛ یعنی ۲۲ هزار و ۵۰۰ مگاوات کمتر. با این وجود، باز هم صنایع، به ویژه فولاد، هدف محدودیت قرار گرفتند. پرسش روشن است: چرا سهم صنایع از بار ناترازی همواره بیش
از سهم آن‌ها در مصرف واقعی است؟

صنعت فولاد نه تنها مصرف‌کننده نیست، بلکه بیش از ۷۰ درصد برق خود را از نیروگاه‌های خودتأمین تولید می‌کند. با این حال، در زمان کمبود، اولین قربانی محدودیت‌ها می‌شود. نتیجه این سیاست، گرفتار شدن فولاد میان دو لبه خاموشی تابستان و زمستان است؛ محدودیت ۴۰ درصدی به معنای کاهش تولید، اختلال در زنجیره پایین‌دست و تحمیل هزینه‌های اقتصادی شدید است.

برآوردها نشان می‌دهد که طی چهار سال اخیر، صنعت فولاد ایران حدود ۱۴ میلیارد دلار درآمد ارزی بالقوه را از دست داده است. این رقم ناشی از کاهش تولید، از دست رفتن فرصت‌های صادراتی و تضعیف اعتبار تجاری در بازارهای منطقه‌ای است؛ خسارتی که به راحتی قابل جبران نیست.

ریشه بحران در ضعف‌های ساختاری صنعت برق است، نه رفتار صنایع. تولید عمدتاً متکی بر نیروگاه‌های حرارتی و سوخت‌های فسیلی است، که بیش از ۵۰ درصد آن‌ها عمری بالاتر از ۲۰ سال دارند و توان عملی‌شان کمتر از ظرفیت اسمی است. توقف‌های اضطراری، فرسودگی تجهیزات و مشکل تأمین سوخت، به ویژه در زمستان، ظرفیت عملی تولید برق را کاهش می‌دهد. تلفات حدود ۱۱ درصد شبکه نیز معادل مصرف چند استان است و نبود فناوری‌های هوشمند مدیریت بار، این ناترازی را تشدید می‌کند.

علاوه بر این، سهم انرژی‌های تجدیدپذیر هنوز ناچیز است؛ محدودیت مشوق‌ها، ریسک سرمایه‌گذاری و ضعف سیاست‌گذاری حمایتی، مانع توسعه آن شده است. با وجود این، ساده‌ترین راه‌حل، تحمیل محدودیت بر صنایع است، در حالی که علت واقعی ناترازی، فرسودگی زیرساخت، تلفات بالا و شدت مصرف غیر بهینه است.

فولاد خوزستان و دیگر شرکت‌های فولادی سهم خود را در سرمایه‌گذاری، خودتأمینی برق و حفظ تولید ادا کرده‌اند. اکنون انتظار می‌رود سیاست‌گذار به جای تصمیم‌های مقطعی، به سراغ حل ریشه‌ای بحران انرژی برود؛ چرا که ادامه این مسیر، نه تنها تولید و اقتصاد، بلکه مزیت رقابتی صنعت فولاد ایران در بازارهای منطقه‌ای و جهانی را نیز تهدید می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید