راهآهن معدن غربی، الجزایر را در موقعیت تحول صنعت فولاد قرار میدهد
در قلب پروژه راه آهن معدنی غربی، معدن سنگ آهن گارا جبیله در استان تندوف قرار دارد که توسط زمین شناس فرانسوی پیر گوین در سال 1952 کشف شد، اما به دلیل چالشهای لجستیکی و پیچیدگیهای فنی، دههها بدون بهره برداری باقی ماند. این معدن – یکی از بزرگترین ذخایر سنگ آهن جهان با حدود 3.5 میلیارد تن تخمین زده میشود – با وجود پتانسیل عظیم آن برای متحول کردن چشمانداز صنعتی الجزایر، تا حد زیادی دست نخورده باقی مانده است.
به گزارش فولاد نیوز، الجزایر با تکمیل نصب ریل در راهآهن معدن غربی، اولین راهآهن سنگین صحرایی آفریقا که به طور خاص برای آزادسازی ثروت معدنی عظیم مدفون در زیر صحرا طراحی شده است، به یک نقطه عطف زیرساختی متحولکننده دست یافته است. این خط ۵۷۵ کیلومتری که به طور مشترک توسط شرکت ساخت راهآهن چین (CRCC) و شرکای دولتی الجزایر ساخته شده است، بزرگترین پروژه زیرساختی واحد ساخته شده توسط یک شرکت چینی در الجزایر است و بر تعمیق همکاری اقتصادی تحت ابتکار کمربند و جاده پکن تأکید دارد.
این راهآهن که تیمهای ساختمانی با وجود بیش از ۲۴ ماه کار در شرایط سخت بیابانی از جمله گرمای شدید، شنهای روان و منابع آب محدود، سه ماه زودتر از برنامه تکمیل کردند، برای جابهجایی قطارهای باری ۳۲.۵ تنی و خدمات مسافربری با سرعت تا ۱۶۰ کیلومتر در ساعت طراحی شده است. این پروژه گامی حیاتی در استراتژی الجزایر برای تنوع بخشیدن به اقتصاد خود فراتر از نفت و گاز است که در حال حاضر 19 درصد از تولید ناخالص داخلی و 93 درصد از درآمد صادراتی را تشکیل میدهند و با توسعه بخش معدن غیرفعال آن محقق میشود.
گارا جبیله: آزادسازی یکی از بزرگترین ذخایر سنگ آهن جهان
در قلب پروژه راه آهن معدنی غربی، معدن سنگ آهن گارا جبیله در استان تندوف قرار دارد که توسط زمین شناس فرانسوی پیر گوین در سال 1952 کشف شد، اما به دلیل چالشهای لجستیکی و پیچیدگیهای فنی، دههها بدون بهره برداری باقی ماند. این معدن – یکی از بزرگترین ذخایر سنگ آهن جهان با حدود 3.5 میلیارد تن تخمین زده میشود – با وجود پتانسیل عظیم آن برای متحول کردن چشمانداز صنعتی الجزایر، تا حد زیادی دست نخورده باقی مانده است.
طبق اعلامیههای صادر شده در جلسه شورای وزیران به ریاست رئیس جمهور عبدالمجید تبون، انتظار میرود بهرهبرداری کامل از این معدن در سه ماهه اول سال 2026 آغاز شود. تولید اولیه با ۲ تا ۳ میلیون تن در سال تا سال ۲۰۲۵ آغاز خواهد شد، سپس از سال ۲۰۲۶ به طور چشمگیری به ۴۰ تا ۵۰ میلیون تن در سال افزایش مییابد و پیشبینی میشود که تا سال ۲۰۴۰ به ۵۰ میلیون تن در سال برسد.
مقیاس تولید مورد نظر نشاندهنده یک تحول اساسی در ساختار اقتصادی الجزایر است. پیشبینیهای مالی نشان میدهد که انتظار میرود گارا جبیله نزدیک به ۳.۹ میلیارد دلار درآمد از صادرات ۳۰ میلیون تن سنگ معدن ایجاد کند و سود خالص ملی پس از کسر مالیات و سهام شرکا تقریباً ۱ میلیارد دلار تخمین زده میشود. به همان اندازه قابل توجه، الجزایر پیشبینی میکند که پس از تأمین کامل نیازهای داخلی توسط تولید محلی، هزینه سالانه مواد اولیه معدنی وارداتی خود را ۲ میلیارد دلار کاهش دهد.
چالش فنی که بهرهبرداری را برای دههها به تأخیر انداخته است، بر محتوای بالای فسفر سنگ معدن متمرکز است. گارا جبیله با سطوح فسفری مشخص میشود که برای به دست آوردن سنگ معدن با کیفیت مناسب برای تولید فولاد، نیاز به عملیات فسفرزدایی گران و پیچیده دارد. با این حال، آزمایشگاههای الجزایر تا سال ۲۰۱۵ به نرخ فسفرزدایی حدود ۰.۱ درصد دست یافتند که نشاندهندهی امکانسنجی فنی است و دولت از آن زمان با شرکتهای چینی، آمریکایی و هندی برای توسعهی فناوریهای پیشرفتهی کاهش فسفر همکاریهایی برقرار کرده است.
دستاورد مهندسی: غلبه بر چالشهای صحرا
تکمیل راهآهن معدن غربی نشاندهنده یک دستاورد مهندسی قابل توجه است که در برخی از چالشبرانگیزترین شرایط ساختوساز جهان به دست آمده است. این پروژه نیازمند راهحلهای نوآورانه برای غلبه بر دماهای شدید تا ۵۰ درجهی سانتیگراد (۱۲۲ فارنهایت)، طوفانهای شن، تپههای شنی متحرک و کمبود شدید آب بود که روشهای ساختوساز مرسوم را غیرعملی میکرد.
یکی از نقاط قوت مهندسی این راهآهن، پل ۶ کیلومتری PK330 در استان تندوف، طولانیترین پل راهآهن سنگین آفریقا است که از زمینهای شنی و ماسهای متحرک در یکی از پیچیدهترین بخشهای فنی کل خط عبور میکند. تیمهای ساختمانی چینی و الجزایری سازه اصلی پل را تنها در عرض یک سال تکمیل کردند و عملیات خود را با انجام بتنریزی شبانه و استفاده از واحدهای برودتی و تکنیکهای خنکسازی با یخ تطبیق دادند تا کیفیت و ایمنی را با وجود دمای روز که عملآوری بتن را به خطر میاندازد، تضمین کنند.
این پروژه راهآهن، فناوری پیشرفتهای را که قبلاً در الجزایر دیده نشده بود، معرفی کرد. CRCC راهحلهای فنی را با استانداردهای الجزایر تطبیق داد و تراورسهای بتنی پیشتنیده را طراحی کرد که قادر به تحمل بارهای سنگین بار و در عین حال خدمات مسافربری پرسرعت هستند. این پروژه همچنین اولین دستگاه ریلگذاری CPG500 الجزایر و اولین خط جوشکاری خودکار ریل را معرفی کرد که به طور قابل توجهی راندمان ساخت و ساز را افزایش داده و استانداردهای جدیدی را برای توسعه راهآهن در سراسر قاره تعیین میکند.
برای اطمینان از پایداری و دوام مسیر در شرایط بیابانی، تیم پروژه ویژگیهای طراحی نوآورانهای مانند نازک شدن کمر در بخش میانی تراورس و سوراخهای زهکشی شن و ماسه را در نظر گرفت. این طرحهای بهبود یافته تراورس توسط اداره ملی نظارت بر طراحی و اجرای سرمایهگذاری راهآهن الجزایر تأیید شده و در کل خط مورد استفاده قرار خواهد گرفت. این نوآوری نشان میدهد که چگونه تخصص مهندسی چین، سازگار با چارچوبهای نظارتی محلی و شرایط محیطی، میتواند راهحلهایی مناسب برای چالشهای زیرساختی منحصر به فرد آفریقا ارائه دهد.
یک کارخانه جدید ساخت تراورس راهآهن که توسط CRCC ساخته شده است، فعالیت خود را در حسی هبی، استان تندوف آغاز کرد و این اولین باری است که از راهحلهای تراورس راهآهن طراحیشده توسط چین در یک پروژه راهآهن سنگین محلی استفاده میشود. تأسیس این کارخانه، ظرفیت تولید محلی را برای پشتیبانی از نگهداری مداوم و توسعه بالقوه آینده شبکه ریلی الجزایر تضمین میکند.
تأثیر اقتصادی استراتژیک و توسعه صنعتی
اهمیت اقتصادی راهآهن معدن غربی فراتر از عملکرد آن به عنوان یک کریدور حمل و نقل است. این پروژه در استراتژی جامع الجزایر برای توسعه یک صنعت معدن و فولاد عمودی یکپارچه که میتواند در سطح جهانی رقابت کند و در عین حال وابستگی به صادرات هیدروکربن را که دهههاست اقتصاد ملی را تعریف کرده است، کاهش دهد، نقش محوری دارد.
رئیس جمهور عبدالمجید تبون، پروژه گارا جبیله را به عنوان سنگ بنای حاکمیت صنعتی و استراتژی تنوع اقتصادی الجزایر معرفی کرده است. این پروژه شامل ساخت 10 واحد فرآوری سنگ آهن است که شش واحد آن در تندوف به تصفیه اولیه سنگ معدن اختصاص داده شده است. این واحدها، با ظرفیتهای جداگانه ۴، ۸، ۱۰ و ۱۸ میلیون تن در سال، در مجموع معدن را قادر میسازند تا به ظرفیت کامل تولید خود برسد.
قرار است یک کارخانه استخراج و فرآوری تحت مدیریت سونارم، گروه صنعتی معدنی ملی الجزایر، تا پایان آوریل ۲۰۲۶ راهاندازی شود که ظرفیت فرآوری تا ۴ میلیون تن سنگ معدن در سال را با استفاده از فناوریهای پیشرفته خردایش و دستیابی به نرخ بازیابی بیش از ۸۵ درصد دارد. واحد دوم که از طریق مشارکت بین فرال (یکی از شرکتهای تابعه سونارم) و گروه فولاد توسیالی توسعه یافته است، کنسانتره آهن با عیار بالا (۶۳ درصد) تولید خواهد کرد و در عین حال میزان فسفر را کاهش میدهد، که گامی حیاتی قبل از تولید مواد نیمهتمام برای مجتمع فولاد توسیالی در اوران است.
انتظار میرود اولین محمولههای ریلی در سه ماهه اول سال ۲۰۲۶ به مجتمع فولاد توسیالی، واقع در ۴۰ کیلومتری شرق شهر اوران، برسند. این ادغام معدن، فرآوری و تولید فولاد در یک زنجیره تأمین داخلی، نشاندهنده جاهطلبی الجزایر برای کسب ارزش در مراحل مختلف فرآیند صنعتی به جای صرفاً صادرات مواد اولیه است.
فراتر از ارزش اقتصادی مستقیم، این پروژه بیش از ۷۰۰۰ شغل محلی ایجاد کرده و بیش از ۱۰۰۰ کارگر ماهر را آموزش داده است و به دلیل تأثیر اقتصادی و اجتماعی خود، مورد تحسین مقامات ارشد الجزایر قرار گرفته است. این ایجاد اشتغال و انتقال مهارتها، نیازهای حیاتی توسعه در مناطق توسعه نیافته جنوب غربی الجزایر را برطرف میکند و در عین حال ظرفیت فنی ایجاد میکند که از توسعه صنعتی آینده پشتیبانی خواهد کرد.
انتظار میرود ظرفیت راهآهن برای حمل و نقل کارآمد کالاهای فله، هزینههای لجستیک را به طرز چشمگیری کاهش دهد و سنگ آهن الجزایر را علیرغم پیچیدگیهای فنی فسفرزدایی، در بازارهای بینالمللی رقابتی کند. هزینههای حمل و نقل فعلی در الجزایر تقریباً ۳۵ درصد از کل هزینهها را تشکیل میدهد، اما استراتژی دولت با هدف کاهش این میزان به ۱۵ درصد از طریق بهبود اتصال زیرساختها است.
ابتکار کمربند و جاده: تعمیق همکاری چین و الجزایر
راهآهن معدن غربی نمونهای از تعمیق روابط اقتصادی بین چین و الجزایر در چارچوب ابتکار کمربند و جاده (BRI) است. این پروژه بزرگترین پروژه انجام شده توسط شرکتهای چینی در الجزایر در سالهای اخیر است و نشان میدهد که چگونه BRI توسعه زیرساختهای کلان را در کشورهایی که به دنبال نوسازی اقتصاد خود هستند، تسهیل میکند.
شرکت ساخت راهآهن چین، تجربه گستردهای در کار در محیطهای چالشبرانگیز در سراسر آفریقا دارد. CRCC 16 سال را صرف ساخت بخشهایی از بزرگراه 1216 کیلومتری شرق به غرب الجزایر کرده است و این امر به این شرکت آشنایی عمیقی با شرایط ساخت و ساز صحرا، محیطهای نظارتی محلی و مشارکت با شرکتهای دولتی الجزایر داده است. این تخصص انباشته، CRCC را قادر ساخت تا با وجود موانع فنی و زیستمحیطی دشوار، راهآهن معدنی غرب را زودتر از موعد مقرر تحویل دهد.
روابط دوجانبه بین الجزایر و چین به کنفرانس باندونگ آفریقایی-آسیایی در سال 1955 برمیگردد و با برقراری روابط دیپلماتیک چین با دولت موقت الجزایر قبل از استقلال در سال 1958 تقویت شد. با این حال، روابط تجاری و سرمایهگذاری در دهه 2000 در دوران رانتهای بالای هیدروکربن به طور جدی شتاب گرفت و به رابطهای با مکمل اقتصادی قابل توجه تبدیل شد.
چین در سالهای اخیر شریک اقتصادی اصلی الجزایر بوده است و حجم تجارت دوجانبه سالانه تقریباً به 9 میلیارد دلار رسیده است. سرمایهگذاریها و قراردادهای چین در الجزایر بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۰ بالغ بر ۲۳.۸۵ میلیارد دلار بوده است که پروژههای شاخصی از جمله بزرگراه شرق-غرب و مسجد جامع الجزایر، وسعت مشارکت چین در توسعه الجزایر را نشان میدهد.
حدود ۱۰۰۰ شرکت چینی اکنون در الجزایر فعالیت میکنند که با لغو قانون مالکیت ۵۱/۴۹ برای بخشهای غیراستراتژیک توسط دولت الجزایر، به این امر کمک کرده است. این اصلاحات نظارتی، افزایش سرمایهگذاری چین در بخشهای مختلف از جمله ساخت و ساز، مخابرات، انرژی و تولید را تسهیل کرده است.
برای چین، الجزایر مزایای استراتژیک متعددی ارائه میدهد. اول، الجزایر با نزدیکی به اروپا و دسترسی به مناطق ساحل و جنوب صحرا، موقعیت ژئواستراتژیک مهمی را اشغال کرده و آن را به قطب مهمی برای طرح کمربند و جاده تبدیل میکند. دوم، نفوذ سیاسی الجزایر در مدیترانه و اتحادیه آفریقا، مزایای دیپلماتیکی را برای تعامل چین در سراسر قاره فراهم میکند. سوم، الجزایر به عرصهای کلیدی برای قراردادهای دولتی و فرصتهای تجاری برای شرکتهای چینی تبدیل شده است که به دنبال گسترش حضور بینالمللی خود هستند.
مهمترین نکته برای راهآهن معدن غربی، طرحهای معدنی الجزایر است که فرصتهای جدیدی را برای چین فراهم میکند تا به دنبال مواد اولیه برای تغذیه اقتصاد صنعتی عظیم خود باشد. سنگ آهن الجزایر در بحبوحه تلاشهای چین برای تنوع بخشیدن به منابع تامین سنگ آهن و کاهش وابستگی به تولیدکنندگان استرالیایی که در حال حاضر بر بازارهای جهانی تسلط دارند، به بهرهبرداری خواهد رسید.
نوآوری فنی و انتقال فناوری
پروژه راهآهن معدن غربی، فراتر از زیرساختهای فیزیکی، انتقال فناوری قابل توجهی را تسهیل میکند که قابلیتهای فنی داخلی الجزایر را افزایش میدهد. CRCC با تطبیق با سیستم محلی Eurocode، تحقیقات گستردهای در مورد فناوریهای حیاتی راهآهن انجام داده و استانداردهای بستر ریل سنگین چین و مواد ریلی داخلی را در چارچوب فنی پروژه ترکیب کرده است. این ادغام استانداردهای بینالمللی با راهحلهای مهندسی اثباتشده چینی، یک سیستم جامع فناوری ریل سنگین ایجاد میکند که با سایر زمینههای آفریقایی سازگار است.
معرفی اولین دستگاه ریلگذاری CPG500 و فناوری جوشکاری خودکار ریل الجزایر، جهشی کوانتومی در قابلیتهای ساخت راهآهن داخلی است. این فناوریها که اکنون در شرایط الجزایر به نمایش گذاشته شده و به اثبات رسیدهاند، میتوانند در پروژههای آینده راهآهن در سراسر کشور به کار گرفته شوند و وابستگی به پیمانکاران خارجی را کاهش داده و جدول زمانی توسعه زیرساختها را تسریع کنند.
مصطفی داهو، فرماندار استان تندوف، از تلاشهای مشترک CRCC و شرکای محلی ابراز قدردانی کرد و به منابع قابل توجه سرمایهگذاری شده و پیشرفت رضایتبخش حاصل شده اشاره کرد. رویکرد مشارکتی این پروژه، با ترکیب تخصص فنی چین با مشارکت نیروی کار الجزایر، انتقال دانشی را تضمین میکند که مدتها پس از تکمیل راهآهن به نفع مسیر توسعه الجزایر خواهد بود.
کارخانه تراورس راهآهن در تندوف نمونهای از این پویایی انتقال فناوری است. این پروژه با ایجاد تأسیسات تولید محلی با استفاده از طرحهای چینی سازگار با شرایط الجزایر و اداره شده توسط کارگران آموزش دیده الجزایری، ظرفیت صنعتی پایدار را به جای ساخت و ساز ساده و سپس حرکت، ایجاد میکند.
اتصال منطقهای و پیامدهای قارهای
اهمیت راهآهن معدن غربی فراتر از مرزهای الجزایر است و پیامدهای بالقوهای برای شبکههای تجاری منطقهای و توسعه زیرساختهای قارهای دارد. این خط آهن ۵۷۵ کیلومتری، معادن، مناطق صنعتی و بنادر جنوب غربی الجزایر را به هم متصل خواهد کرد و جابجایی مواد خام، کالاهای فرآوری شده و در نهایت مسافران را در مناطق قبلاً منزوی تسهیل خواهد کرد.
موقعیت استراتژیک الجزایر، با بنادر مدیترانهای که دسترسی به بازارهای اروپایی و اتصال بزرگراههای ترانس-صحرا به کشورهای جنوب صحرای آفریقا را فراهم میکند، کارشناسان میگویند این راهآهن میتواند به الگویی برای راهآهنهای بیابانی سنگین آینده در آفریقا تبدیل شود که نوآوری، سرعت و همکاری بینالمللی را برای رفع کمبودهای زیرساختی بدنام این قاره ترکیب میکند. بسیاری از کشورهای آفریقایی دارای منابع معدنی قابل توجهی هستند که دور از بنادر و بازارها قرار دارند و هزینههای حمل و نقل را بسیار زیاد و توسعه اقتصادی را محدود میکنند. مدل الجزایر نشان میدهد که چگونه سرمایهگذاری هدفمند در زیرساختها میتواند ثروت منابع نهفته را آزاد کند.
تکمیل راهآهن همچنین از ابتکارات گستردهتر ادغام قارهای پشتیبانی میکند. الجزایر عضوی از توافقنامه تجارت آزاد قاره آفریقا (AfCFTA) است که در ژانویه 2021 به اجرا درآمد و تا حد زیادی تعرفههای تجاری درون آفریقایی را لغو کرد. بهبود اتصال زیرساختها، که نمونههای آن پروژههایی مانند راهآهن معدن غربی است، برای AfCFTA ضروری است تا با کاهش موانع فیزیکی که از نظر تاریخی جریانهای تجاری قارهای را محدود کردهاند، به پتانسیل خود دست یابد.
چالشها و چشماندازهای آینده
علیرغم دستاوردهای فنی و لجستیکی حاصل از تکمیل راهآهن، چالشهای قابل توجهی در تبدیل زیرساختها به تحول اقتصادی پایدار باقی مانده است. موفقیت پروژه گارا جبیلت به عوامل متعددی فراتر از حمل و نقل بستگی دارد، از جمله فرآوری مؤثر سنگ معدن برای رسیدگی به محتوای فسفر، شرایط بازار سنگ آهن در سطح جهانی، مدیریت زیستمحیطی در اکوسیستمهای حساس بیابانی و سرمایهگذاری مداوم در فرآوری پاییندستی و تولید فولاد.
چالش فسفر، اگرچه از طریق راهحلهای فناوری برطرف میشود، اما هزینههایی را به سنگ آهن الجزایر اضافه میکند که رقبای دارای ذخایر فسفر کمتر با آن مواجه نیستند. مقامات الجزایر گروههای کاری مشترکی را با شرکتهایی از ایالات متحده، هند و چین تشکیل دادهاند تا روشهای مدرن کاهش محتوای فسفر و تسریع آزمایشهای فنی محلی را توسعه دهند، و اذعان دارند که نوآوری مداوم برای دوام تجاری ضروری است.
بازارهای جهانی سنگ آهن هم فرصتها و هم خطراتی را ارائه میدهند. شرایط فعلی بازار، با نوسان قیمتها بر اساس تقاضای چین، رشد اقتصادی جهانی و عرضه رقبا، به طور قابل توجهی بر بازده مالی پروژه تأثیر خواهد گذاشت. ورود الجزایر به عرصه تولید سنگ آهن در بحبوحه افزایش عرضه جهانی، از جمله تولید عمده جدید از پروژه سیماندو گینه، رخ میدهد که به طور بالقوه فشارهای عرضه بیش از حد را ایجاد میکند.
ملاحظات زیستمحیطی در اکوسیستم شکننده صحرا نیاز به مدیریت دقیق دارد. عملیات معدنی و راهآهن در مقیاس بزرگ، منابع آب قابل توجهی را در منطقهای خشک مصرف میکنند که کمبود آب در حال حاضر توسعه را محدود میکند. گرد و غبار، سر و صدا و اختلالات زیستمحیطی ناشی از فعالیتهای معدنی و حمل و نقل باید کاهش یابد تا از تخریب محیط زیست در درازمدت جلوگیری شود.
پایداری مالی این پروژه به حفظ حجم تولید کافی برای توجیه سرمایهگذاری در زیرساختها و در عین حال ایجاد بازده برای دولت الجزایر و شرکای خصوصی بستگی دارد. اهداف اولیه تولید محافظهکارانه ۲ تا ۳ میلیون تن در سال، در حالی که برای شروع عملیاتی محتاطانه است، درآمد کافی برای بهرهبرداری کامل از ظرفیت ۲۰ میلیون تنی راهآهن ایجاد نمیکند. افزایش برنامهریزی شده به ۴۰ تا ۵۰ میلیون تن تا سال ۲۰۲۶ بلندپروازانه است و قابلیتهای عملیاتی، فنی و بازار را آزمایش خواهد کرد.
زمینه گستردهتر: نیازهای زیرساختی آفریقا و نقش چین
راهآهن معدن غربی در الگوی وسیعتری از سرمایهگذاری زیرساختی چین در سراسر آفریقا قرار میگیرد که به کسری عظیم زیرساختی این قاره میپردازد. از سال 2020، تنها 43 درصد از آفریقاییها به برق، 48 درصد به جادههای آسفالته دسترسی داشتند و 6 درصد از زمینهای کشاورزی آبیاری میشدند که نشاندهنده مقیاس نیازهای زیرساختی است که توسعه اقتصادی را محدود میکند.
چین به عنوان بزرگترین تأمینکننده مالی پروژههای زیرساختی در آفریقا ظهور کرده است و حدود یک پنجم از کل پروژهها را از نظر مالی حمایت میکند و یک سوم آنها را میسازد. مشارکت چین در زیرساختهای حمل و نقل (راهآهن، بزرگراهها، بنادر)، تولید انرژی (برق آبی، زغال سنگ، خورشیدی)، مخابرات، تأمین آب و فاضلاب و تأسیسات صنعتی گسترش مییابد. این رویکرد جامع به طور همزمان به ابعاد مختلف نیاز زیرساختی میپردازد.
منتقدان سرمایهگذاریهای زیرساختی چین در آفریقا نگرانیهایی را در مورد پایداری بدهی، استانداردهای زیستمحیطی، شیوههای کار، اثربخشی انتقال فناوری و پیامدهای ژئوپلیتیکی تعمیق نفوذ چین مطرح میکنند. راه آهن معدنی غرب، با توجه به مقیاس و اهمیت استراتژیک آن، به عنوان نمونهای آزمایشی برای ارزیابی این نگرانیها عمل خواهد کرد.
حامیان تأکید میکنند که سرمایهگذاری چین، شکافهای حیاتی را پر میکند که اهداکنندگان غربی و بانکهای توسعه چندجانبه قادر به رفع آنها در مقیاس و سرعت قابل مقایسه نبودهاند یا تمایلی به رفع آنها ندارند. رویکرد عملگرایانه و نتیجهمحور که مشخصه پروژههای زیرساختی چین است، در تضاد با کمکهای توسعهای مشروطتر غرب است و مشارکتهای چین را برای دولتهای آفریقایی که به دنبال توسعه سریع زیرساختها هستند، جذاب میکند.
نتیجهگیری: یک پروژه تحولآفرین با پیامدهای قارهای
تکمیل نصب ریل در راهآهن معدنی غربی الجزایر، چیزی فراتر از یک دستاورد حمل و نقل است – این پروژه، نشاندهنده یک شرطبندی استراتژیک بر روی تحول اقتصادی از طریق توسعه منابع مبتنی بر زیرساخت است. الجزایر با اتصال ذخایر وسیع سنگ آهن گارا جبیله با تأسیسات فرآوری و بنادر صادراتی، قصد دارد یک اقتصاد صنعتی متنوع ایجاد کند که قادر به تولید ثروت فراتر از استخراج هیدروکربن باشد.
این پروژه نشان میدهد که چگونه سرمایهگذاری هدفمند در زیرساختها، انتقال تخصص فنی و تعهد مالی پایدار میتواند بر موانع زیستمحیطی و لجستیکی دشوار برای آزادسازی پتانسیل اقتصادی غلبه کند. تکمیل زودهنگام راهآهن با وجود شرایط سخت بیابانی، رویکردهای مهندسی و مدل همکاری بینالمللی به کار گرفته شده را تأیید میکند.
برای چین، این پروژه اهداف استراتژیک متعددی را دنبال میکند: تضمین دسترسی به منابع معدنی، نشان دادن داستانهای موفقیت ابتکار کمربند و جاده، تعمیق روابط اقتصادی با شرکای دارای موقعیت استراتژیک و گسترش فرصتها برای شرکتهای ساختمانی و مهندسی چینی در بازارهای با رشد سریع.
برای آفریقا، راهآهن معدن غربی یک مدل بالقوه قابل تکرار برای توسعه زیرساختهای حمل و نقل سنگین در محیطهای چالشبرانگیز برای دسترسی به منابع معدنی سرگردان ارائه میدهد. اگر پروژه گارا جبیلت به اهداف تولیدی و اقتصادی خود دست یابد، میتواند الهامبخش ابتکارات مشابهی در سراسر قاره باشد که در آن ثروت معدنی عظیم به دلیل محدودیتهای زیرساختی دستنخورده باقی مانده است.
اهمیت واقعی این راهآهن نه در کیلومترها یا تن سنگ معدن، بلکه در این سنجیده خواهد شد که آیا توسعه صنعتی پایدار را تسریع میکند، اشتغال با کیفیت در مقیاس ایجاد میکند، منابع مالی را برای اولویتهای توسعه گستردهتر ایجاد میکند و نشان میدهد که کشورهای آفریقایی میتوانند از مشارکتهای بینالمللی برای دستیابی به تحول اقتصادی به شیوه خودشان استفاده کنند.
با ورود راهآهن به خدمات تجاری در اوایل سال ۲۰۲۶ و سرازیر شدن محمولههای سنگ آهن به سمت تأسیسات فرآوری و بازارهای صادراتی، جهان نظارهگر خواهد بود که آیا چشمانداز بلندپروازانه الجزایر برای تنوعبخشی به منابع معدنی موفق خواهد شد یا اینکه زیرساختها به تنهایی برای غلبه بر چالشهای پیچیده فنی، تجاری و نهادی ایجاد صنایع رقابتی جهانی از صفر در مناطق بیابانی دورافتاده کافی نیستند.